امروز که نه شبی برای کلاس خواهرم با ماشین و پوس پسته به دهان بیرون بودیم بعد یهویی در سکوت چیرایی رو مزمزه میکردم یه خورده هم توت خشک و تخمک آفتاب پرست خریدم که خوش باشم یعنی خلاصه داشتیم میگفتیما

آقا ما مخالف گسترش خیابون ها و بزرگ کردنشون هستیم این همه کار کردیم و هزینه خرج شد در داخل شهرها مگه میخواین حرم گسترش بدین وگرنه خارج شهر تباید اصلا پیچ داشته باشه و مستقیم السیر باشه شهر تا شهر ولی سیستم داخلی جون مردم نیستند یعنی زندگی میکنن و هستن طوریه که پیچیده هم هستا تو ایران و مثل لوس آنجلس نیست که مردم همه بدونن که تر و تمیزه نه الان شما حساب کن هرجایی رو بکنند تو ایران و شهرها راهی هست باز برای جبران عقب ماندگی و از یه راه دیگه خلاصه میشه رفت دوما ما هرچی وسیله ی حمل و نقل بخوایم بسازیم بهتر از فیلم دزد عروسکها که نمیشه که اون موقع رسیده بودیم یعنی روی زمین هست و فقط بعضی ها می تونن پرواز کنندکه اون هم تو بهشته مثلا حضرت اباالفضل (ع) که جای دو دستانشون دو بال زیبای زیبا خواهند داشت و من نمی دونم دارند الان هم یا نه خلاصه شما در نظر بگیر که مابه تکنولوزی که روی زمین ووایسیم و پرواز کنیم با بال و بریم بالا نخواهیم رسید مگر با دود و فشار و زور شاید اینم از این و در ثانی ما میگیم که باید شهرها شلوغیش کم بشه و مردم برسند به خانه وگرنه نمیشه که با این وضعی که گفته شد که حمل  و نقل زمینی هست نه هوایی در شهور و شهرها بالاخره پس ما بیاییم و تا آخر قیامت همینطوری عرض خیابون ها رو زیاد کنیم نه بلکه باید گفتیم زنه میاد تو خیابان بعد پسره میاد میگه یا دختره که چرا اومدی بیرون پلیسه دیگه بچه ی 789 ساله هفته ها و هشت و نه ساله ها نه هفصد و هشتاد ونه بلکه میاد میگه با اجازه شوهرم اومدم اینم شماره ی موبایلش و گول میخوره یا خیر که کاری نداریم ولی همینه دیگه نه با این فشار و زوری که ما گفتیم و سختگیری ولی هست دیگه تو شهر خیالی ما بعد تو این فیلمه اگه توجه کنی میگوید که :

کو پیرهنم کو شلوارم میخوام برم بانک بزنم........

به حق چیزای نشنیده و نگفته (یه همچین چیزی) بانک چیه دیگه........

یا هل میده پستچی رو میگه این شهر پستچی میخواد چی کار.......

یا موج مکزیکی میرن تو شهر.....

کارآگاهه رو دیگه وللش.......


/ 0 نظر / 6 بازدید