باور کن باید کلی برای همون برنامه ریزیه به مغزم فشار بیارم که امروز چی گذشته چون خوابیده بودم امروز صبح که رفتم مسجد اول صبحی بعد اومدم خانه صبحانه نوشیدم و خوردم همین دیگه بعدشم رفتم تو رختخواب بیدار که شدم حول حوشه ساعت 4 بود بعدم یه کم غذا خوردم و برام آوردن بعدم یه خورده قرآن بعد نشستم به روز کردن وبلاگ بعدم اینم شد آخه زندگانی...


/ 0 نظر / 7 بازدید