دیشب سر قرص خوردن و نخوردن یه جری کردم که نمیخواهم حالا توضیح بدهم و منزوی و تنها شدم و الان ساکن همون خونه ی قبلی شده یوم.

و قفل هم گرفتم تا دم آخر که همراه مامانم بود و هنوز نگفته بود عاقت می کنم و امیدوارم هنوز نشده باشم  عاق خلاصه تا قفل رو خریدم و اول بر زبانم زدم!!! همین

/ 0 نظر / 13 بازدید