امشب ما رفته بودیم به بهونه ی آشغال ریزی نه که اغتشاشا که بسوزونیم نه محیط زیست دودش در خطر میافته خلاصه ما  نبودیم دستم بود تقصیر آستینم بود و آستین مال بابام بود بابام نمیدونم آره چه قدر من خرما.خلاصه یه کاری بکنید تمومشو بنویسما چه گذشته بابا ول کن برس به داد زنت.

/ 0 نظر / 8 بازدید