الان چند ساعت پیش از مجلسمون بر می گشتم یا می گردم و الان اینجام راستی داشتم فکر می کردم به یه چیزی که رسیدم به برنامه ریزی منکر نیستیم که همه چیز دست خداست ولی جنگه بین افراد و شیاطین که چه خبره بالاخره تو این شهر...حالا چی کار کنیم بریزیم یا نریزیم دست خودمونه یا نیست ببین سیاست میشناسه شاید تو شهر ما اینجا جنگ شیاطین بود که برنامه که میریختیم میشدیم برنامه ی دست دیگران ولی الان نه شاید خوب بله بستگی داره حالا به چی فکر می کردم که به این رسیدم داشتم فکر می کردم یعنی تجربه کردم تو خارج شدن از مجلس یکی رو چند لحظه قبل از اینکه بخوام ببنیم یا در نظر داشتم یا اقدر دوسش داشتم که فکر می کنم همین نکته که آیا اگر ما مثلا غیبی ها بدونیم که دو ساعت دیگه فلانی رو خواهیم دید اتفاقی چی میشه؟ اولش شاید من میگفتم عجب عرفانی رسیدم و از این حرفا و دیگه فیلسوف که نه ولی یه مقامی رسیده ام حالا میگم همون کسی که اینو در گوش من یا ذهن من گفته یه برنامه بهم داده و این جبره و من اسیر اونم و آزاد نیستم لذا میبینی در داستان حضرت موسی (ع) که حتی از عیس علیه رحمه میگن فکر کنم بالاتر باشه یه سوالات پیش پا اقتاده در داستان هاش براش پیش میومده گویی یک انسان معمولیه ولی نه پیغمبر خودت صلوات الله علیه نه اون فرق داره و اصلا در ذهن ما نمی گنجه همین دیگه یه مثال اتگلیسی یا آمریکایی هست شاید بار سوم باشه میگم که بی خبری خوش خبری است!!!!

بعد داشتم فکر می کردم که چه غلطی کردیم میخوایم ریشمون رو نزنیم ببینیم دست کیه ها یعنی غلط نکردیما ولی خوب شما سرطانی ها رو نگاه کن مو هاشونم هم میرزند براشون و کچل میشن و دست خودشون نیست انگار میگن بهشون که شما بسه دیگه زندگی یا خیلی خوب بود یا خیلی کار کردی دیگه بسه بیا بریم یا الزاما یه آزمایشی رو میگدرونند و خوب میشند ولی نه این غده ی سرطانی که برای همه ممکنه پیش بیاد یه بار در زندگی خوبه و نعمته یا نقمت و اگه حل میشد خدا گروه دیگر یا بیماری های دیگری جز اسرائیل را می فرستاد که گرفتارش بشیم و اومدیم و بدتر بودند اینا حالا چی کار کنیم...

غده سرطانی رو منفجرش کنیم خوبه...؟شاید بیماری همه جا رو عفونت برداشت باید به دکتر مراجعه کرد کار هر کس(مامخصوصا) نیست نمی دونم چی کار کردن.

/ 0 نظر / 14 بازدید