داشتم به خودم یعنی جوونیام نگاه می کردم من باید دائم الخمر که چه عرض شود همین دائم الخمار باشم و سر حال نباشم و چشمام باید همیشه یه خورده روی هم باشه چه میدونم دکترا تشخیص دادند و مامانم هم برام قرص و دارو میاره تقصیر خودمه بله درست میفرمایید و یه کمی هم حسادت شیاطین و شمایا!خلاصه پام هم باید 24 ساعته از شبانه روز چند ساعتیش بلرزه و تکون بدم چه میدونستم اینجوری میشه یعنی پرونده ی اشخاص روبروم نبوده ما باید خام به بار بیاییم!!!یا هیچکی نشونمون ندن شاید بگی فیلم ولی خدا وکیلی فیلم بچه ی 22 ساله ی اندازه ی من خمار که یه چند سالی هست نشون میده...شاید به مواد افیونی حتما دچارمون کردند...

آخه داشتم تو وبکم خودم رو نگاه میکردم و فیلم چند ماه گذشته قبل از تیمارستان که قرص خوردن رو ترک کردم داشتم باهاش مقایسه میکردم حالا هم اگه بدنم واکنش نشون نده خدایی نکرده و خمار نباشم و قوی بشم دوباله میرن قرص رو قوی تر از اولش میکنن و پدرم بدتر درمیاد!!!چه میدونم چه گویی خوردیم اینطوری شده بعدم میگن چرا عاشق نیستی سرکار نیستی یعنی سرحال همین امروز داشتم تصمیم میگرفتم دیگه درس رو ادامه ندم بعد دیپلم زورکیم!یعنی الیکیم گفتم زورکی که خوشش بیاد..

میدونی که برای چی سرم این اومد ما جوانیم دلرباییم این شیاطین میدیدند زورشون میگرفت وگرنه الان با سرعت 90 متر بر ثانیه شاید پلک میزدم و چشمم رو دور حول محور عولا میگردوندم یعنی یه بار جلوی نت اینکارو کردم و خودنمایی که نبود چند سال پیش زورشون اومد که از دست در رفته ام حالام موندم چه کنم برم قرآن بخونم گور باباشون؟ یا الان بشینم مطالب خودم رو بخونم...هرچی هم تو علی لر بلاگ یا بلاگ لر گفتم بیاین با هم آدم بشیم حالا بماند خوشکل بعد قبول نمیکنن اینا و ... بماند. بعد میگم بابا جان عزیز من اگه قرص نمیخورم برای اینه که پارتی روحی روانی دارم مگه میشه حضرت ام البنین من در مورد حضرت اباالفضل نوشتم یعنی باهم کار کردیم من سگ روسیاهش و یا در حالت خوب نوکرش بعد نسخه ی روحی که کار اینا هست رو برام نپیچه و خلاصه نجاتم نده حالا توسط دعای مادربزرگ مثلا همین بسم نیست میگه نه باید قرص بخوری یا نهایتا آمپول و همین شد که فرستادنم تیمارستان یعنی یه دلیل اصلیش همین قرص نخوردنم بود البته تو اون خانه مادربزرگم که قرص میداد اغلب میخوردم اما قرص بخورم تا از کار بیافته و حالم بد باشه وگرنه خودشون میدونن اگه ما حال داشته باشیم و خمار نباشیم چه بلایی سرشون میاد فکر جونشون در خطره یا آبرو ما که همه چیز بهتون دادیم بابا..حالا دارید با دست خودمون میگیرید؟ این لر بلاگ یا بلاگ لر بود جلو نیومد منم دیگه اونجا آپ نکردم باهامون کنار نمیان بعضی ها میگم باشه میخوای سر حال باشیم با هم میخوایم آدم باشیم با هم دعا اصلا کنیم برای هم خوب بشیم تا دارو نخوریم دکتره یعنی پرستاره تو تیمارستان دومین بار میگفت یواشکی که قرص نمیخوری؟ اینو بای تا 40 50 سالگی هم بخوری دیگه امید به بعدش نداشت..

من که گفته بودم پررویم و چهره های متفاوتی دارم..ولی همیشه از بابت امام و نوکری حضرت اباالفضل هم نکردماولی که همش بخوام ربطش بدم به بالاتر ولی دلشاد بودم شما دلشاد باشی و غمی نداشتم چون اصلا ظرفیتشو ندارم و حالام نمیدونم چرا شما اقدر به خودتون فشار میارید که من غمزده و عصبانی باشم تا شاد و قبراق

من سیستمم اتوماتیکه میدونم جایی که دعا نمیکنن درست کار نمیکنم و خدمات عرضه نمیدارم بی حوصله می نویسم که کاری کرده باشم ولی دعام نکنید چیزی هم گیر خودتون نمیاد از رحمت و منم دعاتون نمیکنم خرج داره اینجا دعا کنم چون تا من دعا کنم اول شیاطین که پارتی دارند میان البته میدونم دعا معنیشو نمیدونی بلخره بحل گره هاست که شما خودت هم خبر نداری وگرنه نمیگفتی به دردم نمیخوره!!

ولی حالا که درست می نگرم میبینم همه جا حسودی همینطوریه حسودا خودشون رو بعضی هاشون میکنن زیر چادر میشن برای خراب شدن ما دکرمیگن!! مومن هوای مومن رو دیگه نداره و منزویشون کردندهمه جا مخصوصا تو شهر ما اصلا همرو نمیشناسند برو بابا تو هم ها.

/ 0 نظر / 7 بازدید