داشتم بدین فکر می کردم حالا شما رو نمی دونم اما خودم اقدر سنگ دلم در عین خال ترسو که ذکر خدا یا توسل انگار رخ نداده و با جان خودم نمیگم بعد یه خورده که نه خلاصه ترسو قاطیش کردم دیدم بد کاری نیست مثلا داشتن برام تعریف می کردند چیزیرو که به خاطر ترسناک بودن اتفاقش صرف نظر می کنیم از گفتنش که چی شده اما خودت رو که میتونی جای اون بزاری که دو تا بند انگشتش مثلا قطع شده یا میخوان قطع کنن بعد چی میخوای در اون حالت از خدا و ائمه خدا نیاره محض همین نیاوردنش هم هست که میگیم بزار وگرنه بهانه ی عاشق خدا و رسول شدن یه تیک ه.والا آقای فاطمی نیا هم یادمه می فرمود که اگه به ما بگن مثلا که از همین الان دو هفته ی دیگر میخوایم سیگار روشن بکشیم یه دو دقه ای رو دستاتون حالا ببین از حالا چه کار می کنیم ما....................................شاید اینطوری می فرمودند

/ 1 نظر / 9 بازدید
ابراهيم

با سلام وبسايت قشنگي دارين لطفا از سايت ما با نام سايت تخصصي آمار با آدرس www.spss-pasw.ir ديدن نموده و از امكانات آن بهرمند شويد. در صورت تمايل تبادل لينك انجام مي شود.