داشتم به قسمتی از سخنرانی دیشب که رفته بودم مسجد توجه می کردم و نمیخوامم کلاس بزارما اما خوب..چیزای زیاد گفتند ولی یه قسمتی بودکه قبلانا وقتی خیلی کوچیک بودم برام باز شده بود و شنیده بودم و اینکه اول بزار بگم که در مورد ضامن آهو بودن صحبت می کردند و فرمود که آهویه میگه که یا امام رضا (ع) من به بچه هام شیر ندادم میرم میدم و بر میگردم و امام ضمانت کرد البته این داستانی که تعریف میکرد من صحت و صدقشو نمیدونم که اینطوری بوده ولی میگن ما هم میگیم هست وگرنه گفتیم که دکر که نگن حیوانات شکار میشن طبق حدیث اما شاید  مسائل دیگری هم بوده که ما نمی دونیم و خبر داریم......

داشتم میگفتم اینکه مامون یه دلقکی میگفت داشته که این خیلی ناسزا میگفته تو مجلسی به امیرمومنان (مظلومیت دیگه) خلاصه امام رضا به عکس روی دیوار که شیری ببری چیزی بوده اشاره میکنه و دو تاشیر میان بیرون و میبلعنش بعد مامون هم ترسیده بوده و میگفت میاد خودشون میچسبونه به امام رضا و امام معصوم هم میگه فلانا با تو کاری ندارم و اینا رو داشت میگفت که بعدا مامون میاد میگه آیا میشه برش گردونیم دلقکه رو بعد امام معضوم می فرماید نه این دیگه سحره و میگفت که این معجره بوده و هر وفت ائمه که گناه نمی کنن دلشون بخواد میتونن از اینکارا کنند و ماییم که باید سیممون وصل باشه تا تازه خرفی چیزی بزنیم و خلاصه  میگفت اگه عصای موسی اون ها رو که بلعید برگرداند اونم بر میگرده حالا کار به اینجا دارم همین مامونی که اقدر ترسیده بود و قدرت الهی امام رو دیده بود چه طور توانست و چقدر رئوف بوده امام زمانش که زهر بهشون چشانید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی بعدش یا قبلش هم یه مثالی زدند ها که هیچی خلاصه اینکه میگقت امام ها معصوم ند و ما این همه میگیم 14 معصوم چون اینه که ختی امام ها ترک اولا هم نکرده اند مانند بعضی پیامبر حالا منظورش از تزک اولا اگه درست نوشته باشم رو یادم رفتت مثلا خضرت یوسف رو مثال زدند ولی خوب می گفتند که ائمه گناه میتونن بکنن ولی حتی میل به گناه هم ندارند که حالا مثلا 100 هزارتومنی پول اینجاس ور داریم و ببریم و میگفت نه این ها حقیقت گناه رو میدیدند مثالشم این بود که مثلا این لیوان آبی که کنارش بود رو من نمی دونم الکل توش هست یا نه میل دارم مینوشمش ولی اون ها از حقیقت گناه با خبرند و آشکاره اینطوری میگفت ولی به نظر من موضوع بالاتر از این حرفاست و خیلی باید سنی ها قوی باشند و پیش پا افتاده باشه بحث که در مورد معصومیت و گناه نکردن ائمه صحبت کرد آخه میگفت سنی ها میگن ائمه و پیامبر گناهای صغیره می کردند نعوذ بالله لااقل قبل از رسالتشون خوب اینم غلطه.حالا لااقل شو خودم گفتم و دو بحث جداگانه رو به هم بسط دادم که این شد...خوب مزاحم نباشم برو بخواب عزیزم مرد مردان گه منم رفتم . ولی ما نمی دونیم گناه چیه وگرنه همین که حرف میزدند با مردم ائمه همین گناست برای من.

یه بار میگفت میتونن گناه کنن ائمه ولی نمیکنن و مثل فرشته ها نیستد یه بارم میگفت که میل ندازند به گناهی چیزی اما این چه حرفیه.

یاد داستان امام حسن (ع) هم افتادم که زیبا رو بودند و در غاری چایی میرند برای عبادت خدا و یه زنی د ختری زیبا میاد میگه بیا کام مرا بگیر طبق نوشته کتاب و  امام می فرماید که من (میخوام شاید) ولی از خدا می ترسم و شروع میکنن به گریه و چنان گریه میکنن که ار گریه شان زنه هم گریه ش میگیره و مردم هم جمع میشن و از گریه ی ایشون گریه شون میگرد...این داستانشو توی یک کتابی وقتی کوچیک بودم خوندم و دیگه نمیدونم و نشنیدم هم از کسی..

/ 0 نظر / 22 بازدید