بعضی موقع ها ه(هست) که آدم به خودشا نه الزاما یه بچه ی کودکی یا کسی بیاد بگه خلاصه میگوید به خودش که یادت هست با فلان آدم چه کار کردی؟ حالا عن قریبه که خودتم داری دچار همون میشی!! آدم داره حدیث نفس میکنه ها ولی این هدایت الهی است و بخشششه  که اینطوری میشه یعنی تو الان در حالنی هستی که اگه مثلا توبه کنی یا یه راه دیگه ای بری یا از دلشون در بیاری مثلا فلان حرفی رو که زده بودی حالا خدا میبخشتت و توبه ات قبول میشه و یا خودت میگی ای خدا دیگه از این کارا نمیکنم و مثلا با اون حرفم دل کسی رو ناخودآگاه شکسته بودم دیگه تجربه شد که نکنم خوب این حالت که خدا به ذهنت انداخته است خیلی حالت خوبیه چرا؟ چون فرق داره که خدا مثلا کسی رو ضربه مغزی کنه به خاطر کارش و تصادف کنه و بمیره در دم این با اون فرق داره انگار یه راهی رو خدا هنوز باز گذاشته است براش که بیا و دیگه نکن اینکارو ما هم هواتو داریم..همین دیگه نمی دونم داشتم به چی فکر می کردم که این به ذهنم رسید آهان همسایه مون..حالا خدا کنه عیبم هم بفهمم و در مرحله بعد جبران کنم نکنه کسی گرفتار کارای من شده و درگیر و میخواد اینم برای من پیش بیاد در آینده که این به دلم خورد حالا که کاری از دست من بر نمیاد و منم یقین ندارم که هم چی شده هم چی کار خدا به خیر بگدرونه شاید وقتشو تلف کردم ولی چه باید می کردم که نکردم؟؟؟اتفاقا این وقت تلف کردن دوستان برام زیاد پیش اومده ولی خوب اونا مهربونن و درکم میکنن و ناراحتش نیستند بالاخره من چه کنم چه برنامه ای بریزم تو فکرش باشم یا نه

/ 0 نظر / 17 بازدید