Contact me
My Profile
Blog Author(s)
Previous Months Home Archive دی ٩٠ آذر ٩٠ آبان ٩٠ مهر ٩٠ شهریور ٩٠ More ...
      سلام الیکم ()
  by:

 

فعلن در

http://ali.

هستم

  Comments ()
  by:

نه دیگه فرانسه هم اون فرانسه ای نیست که امام ره رو قبول کنه همون موقع هم ادعاشون میشد و حالا رسواشون کرد خدا مامانم داشت در حین اینکه صخبت از سختی افراد و عزیزانی که اسیر شدن در عراق صحبت می شد که چه سخنی هایی کشیدند و اعلب میگفت هر کدام یک از این عزیزان که بازگشتند به وطن همه شون اعلب برای زیارت دیگه نمیرند و خاطرات بد دارند مثلا میگفت تا کلی وقت اینا نمیدونستند که دارند آب فاضلاب میخورند  میگفت بر سر امام ره دیگه چی آوردند و این صدام چی بگم بهش انیشتنیک (بزار یه لغت بسازیم) چه کرده!!!!

وبلاگ بسته شد

  Comments ()
  by:

پس درسته که میگه وقتی صحبت از گنبده جونون من صد درصده و از اون طرفم که هندیه بود که گفتیم اومد بارگاه رو دید و غش کرد مرد حالا نمیدونم شهادت حساب میشه این چه نوع مردنیه دیگه ولی ما اجازه نداریم گنبد رو ببینیم و دیونه بشیم چون میبرنمون تیمارستان و داشتم فکر می کردم که اگه هیچ کس نباشه تو حرم هیشکی ها اگه برم حرم اونوقت چی میشه بازم دیونه میشم و اچازه و تصرف در من صورت میگیره یا اصلا لایق هستم خودم که غش کنم بالاخره آخه شما یه فیلم اخساسی رو نشون بدید به مومنین و مومنات در سالن اگه مومنی جلو همه غش کرد بالاخره یکی هست سو استفاده های دیگری هم بکنه در وضع بد جامعه ی ما و همه مومن که نیستند و اینم هست که حواس پرت میشه و تاثیری داره مثلا من یه بار تو اعتکاف چند سال پیش همین اتفاق افتاد و یکی غش کرد حالا خوشبختانه زنا کتارشون نبود که  دعوایی چیزی بشه ولی چرا من دارم این چیزا رو میگم...مرور میکنم گند بازیهامونو..

  Comments ()
  by:

این همه گفتیدم که با مو طرف نیستین یه کساتی یه آدم هایی بالاتر از منم هست حالا که دوباره درگیر شدیم مینویسم و حیطه ی خودم رو دوروبرش رو تمیز میکنم چون دید منم بالاتر نیست من یه بهونه ام و شما چوبی رو هم بپرستید میشه مقدس و شکتن بتش کار ابراهیم (ع) هست نه امثال مو ولی امثال مو که یه نصفه و نیمه عقلم تو سرشون هست بت نمیشن و فریب می دهند و چون شما دوسشون دارید یا حتی الزاما احتیاجی یا چشم داشتی دارید میشن بهونه مثل عروسک که بهونه است...

  Comments ()
  by:

ببین انگار نمیشه بخوابیم خوابمون نمیبره دوست من داشتم به عکس خودمون که تو وبلاگ گذاشتم توجه میکردم گفتیم ما چل تیکه ایم نه مثل این توپ های فوتبالا همین چل تا تکیه زدن روی هم این درومده یکی که نیستیم یه دست..

  Comments ()
  by:

داشتم به قسمتی از سخنرانی دیشب که رفته بودم مسجد توجه می کردم و نمیخوامم کلاس بزارما اما خوب..چیزای زیاد گفتند ولی یه قسمتی بودکه قبلانا وقتی خیلی کوچیک بودم برام باز شده بود و شنیده بودم و اینکه اول بزار بگم که در مورد ضامن آهو بودن صحبت می کردند و فرمود که آهویه میگه که یا امام رضا (ع) من به بچه هام شیر ندادم میرم میدم و بر میگردم و امام ضمانت کرد البته این داستانی که تعریف میکرد من صحت و صدقشو نمیدونم که اینطوری بوده ولی میگن ما هم میگیم هست وگرنه گفتیم که دکر که نگن حیوانات شکار میشن طبق حدیث اما شاید  مسائل دیگری هم بوده که ما نمی دونیم و خبر داریم......

داشتم میگفتم اینکه مامون یه دلقکی میگفت داشته که این خیلی ناسزا میگفته تو مجلسی به امیرمومنان (مظلومیت دیگه) خلاصه امام رضا به عکس روی دیوار که شیری ببری چیزی بوده اشاره میکنه و دو تاشیر میان بیرون و میبلعنش بعد مامون هم ترسیده بوده و میگفت میاد خودشون میچسبونه به امام رضا و امام معصوم هم میگه فلانا با تو کاری ندارم و اینا رو داشت میگفت که بعدا مامون میاد میگه آیا میشه برش گردونیم دلقکه رو بعد امام معضوم می فرماید نه این دیگه سحره و میگفت که این معجره بوده و هر وفت ائمه که گناه نمی کنن دلشون بخواد میتونن از اینکارا کنند و ماییم که باید سیممون وصل باشه تا تازه خرفی چیزی بزنیم و خلاصه  میگفت اگه عصای موسی اون ها رو که بلعید برگرداند اونم بر میگرده حالا کار به اینجا دارم همین مامونی که اقدر ترسیده بود و قدرت الهی امام رو دیده بود چه طور توانست و چقدر رئوف بوده امام زمانش که زهر بهشون چشانید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی بعدش یا قبلش هم یه مثالی زدند ها که هیچی خلاصه اینکه میگقت امام ها معصوم ند و ما این همه میگیم 14 معصوم چون اینه که ختی امام ها ترک اولا هم نکرده اند مانند بعضی پیامبر حالا منظورش از تزک اولا اگه درست نوشته باشم رو یادم رفتت مثلا خضرت یوسف رو مثال زدند ولی خوب می گفتند که ائمه گناه میتونن بکنن ولی حتی میل به گناه هم ندارند که حالا مثلا 100 هزارتومنی پول اینجاس ور داریم و ببریم و میگفت نه این ها حقیقت گناه رو میدیدند مثالشم این بود که مثلا این لیوان آبی که کنارش بود رو من نمی دونم الکل توش هست یا نه میل دارم مینوشمش ولی اون ها از حقیقت گناه با خبرند و آشکاره اینطوری میگفت ولی به نظر من موضوع بالاتر از این حرفاست و خیلی باید سنی ها قوی باشند و پیش پا افتاده باشه بحث که در مورد معصومیت و گناه نکردن ائمه صحبت کرد آخه میگفت سنی ها میگن ائمه و پیامبر گناهای صغیره می کردند نعوذ بالله لااقل قبل از رسالتشون خوب اینم غلطه.حالا لااقل شو خودم گفتم و دو بحث جداگانه رو به هم بسط دادم که این شد...خوب مزاحم نباشم برو بخواب عزیزم مرد مردان گه منم رفتم . ولی ما نمی دونیم گناه چیه وگرنه همین که حرف میزدند با مردم ائمه همین گناست برای من.

یه بار میگفت میتونن گناه کنن ائمه ولی نمیکنن و مثل فرشته ها نیستد یه بارم میگفت که میل ندازند به گناهی چیزی اما این چه حرفیه.

یاد داستان امام حسن (ع) هم افتادم که زیبا رو بودند و در غاری چایی میرند برای عبادت خدا و یه زنی د ختری زیبا میاد میگه بیا کام مرا بگیر طبق نوشته کتاب و  امام می فرماید که من (میخوام شاید) ولی از خدا می ترسم و شروع میکنن به گریه و چنان گریه میکنن که ار گریه شان زنه هم گریه ش میگیره و مردم هم جمع میشن و از گریه ی ایشون گریه شون میگرد...این داستانشو توی یک کتابی وقتی کوچیک بودم خوندم و دیگه نمیدونم و نشنیدم هم از کسی..

  Comments ()
  by:

بله ما گفتیم که فرشته ها به بعضیا که حالا نمیدونم کیا بودن هر کی مثلا غفلا به صورت حیوان باهاشون لعنه الله برخورد میکنن در برزخ یا گفتیم که خدا شیاطین رو قرین کسانی میکنه از یاد خدا غافلند پس با این حال دو سوال اینکه اول آیا یه دختران معصوم و کودک معصوم  که زورش به هیچکس نمیرسه مثل اون همبنطوره و با اونم مثل حیوان برخورد میکنه فرشته دختری که اصلا تو این کارا نیست و سوال دوم اینکه آیا گروهی از شیاطین با فرشته ها با هم در ارتباطند آیا...

  Comments ()
  by:

امشب رفته بودم مسجد و سخنرانی یه آیت اللهی  و قرآن و روضه و تو ماشین رادیو داشت یه چی بین  لهجه ی جهرمی ما و جای دیگرو مرد و زن یعنی داشتند مسخره نه این دردی و دوا نمیکنه همون دستشون بگیره بهتر نیستسبز

این هدف اهل بیت نیست؟؟؟

  Comments ()
  by:

ببین ائمه اطهار امام زمان (ع) حاضرند جیک و ریز زندگیتو تصرف کنن مثل من و بگن توی وبلاگی تا حدی که خودت راضی هستی ولی مگه پیامبر و حضرت علی (ع) به فردی که آبروشو خدا نگه داشته بود و میگفت من زنا کردم و از این حرفا تعجب نکردند؟ ولی در این صورت این چیزا تعجب نداره چون یا معامله است یا توی تله گیر کردیم یا وضع جلو نمیرفت و عقل منو وشما نمیکشید نمیشه که دو دستی دست زن مردم رو گرفت که بله شما عامل فتنه ای شاید توبه کرد البته حقشه اما ما هم باید بریم...

  Comments ()
  by:

الان با پدر و مادر تو خونه ی خالی قبلیمون بودیم و مشغول چینش نروک؟ نه تروک چیه درخت نخل که نه داشتیم نارنج جمع می کردیم و بابام داشت با چوب بلندی که مخصوص بود می چید خلاصه کار به این کارا که ندارم آب باغچمون باز بود یعنی باز گذاشتیم و از اون صحنه های درپیت به وجود اومده که نمی دونم برگ های پاییزی خودشان را بر روی خاک های باغچه نمایان می کرد برگ درخت انار بود انار که ماشالله نمیده همینم بابا بزرگم قلمه شو از باغشون آورده بید خلاصه من محو تماشا بودم یاد چند سال پیش افتادم که توی بی نظمی ها یا حتی نظم صحته به خودم چی میگفتم یا حتی جای دوری که دید نداشتم یه نقطه رو در نظر میگرفتم و میگفتم که کسی جز خدا نمیدونه به کجا نگاه میکنم و به کدوم ذره دقیقا شاید اینطوری فکر می کردم و حتی برای دیدن نقاط دور به خودم و چشمم فشار می آوردم تا بتونم نوشته هه رو بخونم و میگفتم اگه نتونستی چند دقیقه روی اون نقطه ی ریز تمرکز کنی یا خط های کنار هم رو بشماری یا نوشته رو بخونی باختی و محکوم به شکستی خلاصه عشق ما این کارا بود بیکار بودیم درس نمیخوندیم تو این افکار میگشتیم..هیچی دیگه به خودم فشار می آوردم و نه که اخم کنم ها و نوشته هه رو با اینکه مشغول کار دیگری بود افکارم بالاخره تمرکز میکردم روش و چند ثانیه ای نا امید میشدم یا بالاخره پیروزم میشد اثری نداشت چون کار مزخرفی کرده بودم. همین الان شما روی قالی خونه تون یا هر چیزی میتونید تمرکز کنید و نقاط ریزشو ببینید و حال کنید.

  Comments ()
  by:

  Comments ()
  by:

خوب رفته بودم مسجد ظهری و داشتم فکر می کردم که بالاخره مثلا بگیم اللهم اغفرلنا ذنوبنا یا بگیم اللهم غفرلی یا بگیم اللهم غفرللمومنین و المومنات کدومش بالاخره درسته که اگر برای دیگران دعا کنیم خدا فرشتگانی داره که از طرفش برای ما دعا می کنن و دعای فرشته ها مستجابه ولیکن بعضی وقتا هست آدم پرروی میشه و میگوید که اصلا من گناهی نکردم پس خوبه که اعتراف کنیم که گناه کردیم و برای خودمون هم دعا کنیم تا مغرور نشیم که کاری نکردیم و دعاهای امام سجاد هم در اعتراف به گناه برای خودمونه دیگه...

  Comments ()
  by:

من اصلا و ابدا گروهی رو پایین نیاوردم مخصوصا گروهی که قدیمیه و شما که زنی اصلا کار من این نیست من بیکار تو خونه نشستم سر در لاک خویش و فرومایه می نویسم و اگه شد چت می کنم همینطوری مثل یه آدم معمولی از همه جا بیخبر اگر توطئه هست به من بگید والا من با اینا نیستم اینا اگه عکس تو اتاق پرو زنان رو هم گیر بیارن منتشر میکنن میگی من با کی دوست بشم...

  Comments ()
  by:

راستش امروز صبح مسجد بودم و نمیخواستمم بگم ولی پیش اومده برام چند نکته اول اینکه یه خدیثی بوده که از امام صادق می پرسند حالا معلوم نشد مسلمون بود ولی مومن بود که یعنی زنا میکنه؟؟؟ میگن شاید بعد میگن چیزای دیگه و گناهای دیگه ممکنه بکنه میگن بله جز اینکه مومن دروغ نمی گوید!

خلاصه به بزرگواری خودتون بد نیست بگم اگه بد جاافتاد یا تقصیر ذهنی و یادی و عقلی من بود دروغ حساب نکنید دیگه و ببخشید آخه من یه خورده که نه آلزایمر فکر کنم داشته باشم و دانشگویم برم همینطوری نمیتونم چیزی یاد بگیرم و حفظ کنم فکر کنم اینطوری باشه نرم بهتره... اما چیز دیگری که صحبت شد در مورد یارانه دادن دولت بود که عمدا کاری کرده که دلار بره قیمتش بالا اگه حقیقت داشته باشه که داره که کار دولته و سپرده یمون و رفته آقا آمریکای لانین خوش گدرانی اینکه بله برای اقتصاد خودمون خوبه و یه ایرانی چه دلیلی داره که از خارج چیز میز بخره و بره اصلا خارج اونم تو این وضع کساد خارج نشین ها و باید این حصر خارچ نشین ها شکسته میشد آخه یه مردی تو مسجد میشه عالم داشت میگفت کار دولته یکی دیگشون میگفت که توی گناوه ضرر کردن جنس از خارج آوردند حالا کشیده بالا قیمت دلار خوب اگه خبری میدادند بهشون و پیشبینیشونم درست از آب بیرون میومد بد نبود ولی عالم اصلیمون چیز خاصی نگفت که احکام میگن و در مورد کامیون ملی یکی دیگر از عالم ها یا پیرمردها صحبت میکرد که چین بعدش گفته است که تمام قطعاتش مال ماست اینا (ایرانی ها) میگن ماشین ملی و تو 20:30 هم نشون داده خوب بعد عالم اصلی گفتن که گمونم در مورد ترمزش بود که ایران تصحیحش کرده و درستش بعد که متوجه شدند دوباره صحبت کردند که مومن دروغ نمیگه و من میگم که انگار داشتن عوام فریبی میکرده اند و خلاصه یه احکام بیشتر صادر نکردند یعنی وقت نشد و اونم در مورد خرید و فروش چک بود امروز صبح بعد نماز که من سر در نیاوردم و باید عقلانی ربا نباشه دیگه همین بعد عالم اصلیه که حکم می گفتند گفتند که خارجی ها برعکس مان تا وقتی که پول دارند چک میکشن ولی ما که مسلمونیم وقتی نداریم چک می نویسیم و تحویل میدیم و این خودش یه نوعی از دروغه.انگار مام مسلمان نیستیما..

صد البته که بحث و جدل بود و مخصوصا چک ومدت دار که من چیزی نفهمیدم فقط فهیمدم که مراجع میگن جنبه ربا نداشته باشه و اگه نیازمند بود میشه اینکارو کرد آیت الله بهحت (ره) هم در مورد مدت دار بودنش صحبت کرده بودند که گفتند عالممون که ابهام داره و انگار نمیشد تو اون وقت کم بازش کرد که چطور شده و شریطش نبود و مثال هایی میزدند که به عقل جاهل من نخورد و الا بحث گرمی بود.

یه چیز دیگه ی که عالممون میگفت این بود که مثلا حالا قیمتشو نمی دونم دقیقا که طرف میگه دلار رو خریدم من 1600 تومن خودم بعد چه طوری بدمشم 1400 تومان همین

آخزشم یکی از پیرمرد های عالم که برای منم صندلی اورد و نعارف کرد بشینم میگفت که زمان شاه والا اینطور نبود که قیمت ها یه مرتبه بالا بره.بله اون موقع ها اقدر سیاسی نبودیم و نداشتیم سیاست...

یکی از صاحبدلا میگفت خوب تحریمم دیگه بعد یکی از علما گفت آقا(جناب آقای امام خامنه ای) گفتند که تحریم ها نمی دونم سودی نداشته و از این حرفا..

  Comments ()
  by:

اینم سخنرانی آیه الله فاطمی نیا در مورد محبت و غیرهات

http://www.4shared.com/mp3/cjw0Vqa8/3_online.html


  Comments ()
  by:

الان تا جند دقه(دقیقه) پیش داشتم کانتر استرایک بازی می کردم گدشته از اینکه شهید بشم یا کشته نشم اینکه بازی با کامپیوتریشا طوریه حالا تا گیم نت نرفتم آزمایش کنم ولی طوریه که با همین کامپیوتر که حریفم باشه و چند تا یار کامپیوتری هم تو گیم یاوریم کنن چه کشته بشم یا شهید نشم تو بازی اینکه همیشه اغلب یک گروهه که برنده میشه بیشتر مگر تاثیر انسانی من بیشتر باشه حالا من نمی دونم خرمشهر هر جا نقطه مرزی که تکون نخورد این همه جنگ یه طرفه با عراق کار خدا بود حالا من اغلب تو بازی می باخم خودم تنها و یاوارن دیگر کامپیوتریک میان و من میکنمش روی 99 نفر حداکثر نفرات و بازی کانتر اگه وقت شد بازی می کنم  و میخواستم اینو بگم که جنگ روی کاغذ و کامپیوتر حسابی نیست و چیزای دیگری نقش داره مثل جنگ ایران و همچنین لبنان شیعه و اسرائیل غاصب که یک ماهی جنگیدند و تکون نخورد مرز البته تا هدف چی باشه  همشم مرز نیست ولی خوب هدف دشمن که هست!!!ولی دیشبم داشتم یه بازی تانکی میکردم یعنی تو دوتابازی که گیر آوردم و جنگی بود تانک بود که داشتم در نظر میگرفتم چه هدف بزرگ و خوبیه تانک و تانک اصلا موجود به درد  نخوریه برای من توی جنگ و هدفه و توش بنزین برای منفجر شدن و گنده هم هست حالا شاید بگی ضد نمیدونم تیر فلانه خوب بالاخره اونی که سازندشه تیرش رو هم عوض میکنه و بالخره منفجرش میکنه و داشتم میگفتم الان که یه موتور بهتره و کارکشته تره تا یه تانک جنگی همین

و میدونی برای کشوری که به نظر من قصدش دفاع از خودشه و تمامیت ارضی خودش اگه هنوزم باشه!!! در شانش نیست و همچنین با این خرج بالا تانک بسازه و میشه ماشین هایی با تایر های بزرگ که از ممه چیز بگدزه و با هزینه ی کمتر ساخت خوب درست مانورش کمتره ولی خوب

البته به نظر منا.

در جنگ شیعیان لبنان هم معلوم بود که رژیم غاصب تانک داشت و نمیدید از کجا داره میخوره از بچه حزب اللهیا.

  Comments ()
  by:

چند تا چیز موند یادم رفت بگم در این حین فورا که نه اومدم خوب پرشین بلاگ خراب بود باز نمیشد حالا سر فصلشو نوشتم تا بگویم یکی در  مورد ماشین هاس بود که مخواستم با گناهامون مقایسه کنم و اعمالمون که سیاه میشوند کم کم اولش شاید سیاهی کم باشه و تاثیری نذاره ولی گناه قلب رو سوراخ میکنه حالا ما نمیگیم سیاه کنن یا سوراخ همون مهر بدبختی رو گفتیم تصمیم باشماست برای بدختی ها و جریمه ها آخه یه روز تو محله ی قبلیمون ماتشین برداشتم و دو قدم راه رو باهاش رفتم تا در مسجد ظهر بود برگشتم اومدم برم خونه دیدم در ماشین با یه چیزی سوراخ شده نمی دونم چی کار کرده بودم بد جایی هم پارک نکرده بودم...

این یک، دوم اینکه داشتم با مامانم صحبت که میکردم تو ماشین پرسیدم افکار رو رانندگی تاثیر داره؟؟ یعنی میشه فکرت تو شستن چیز دیگه ای باشه تو خانه و رانندگی کنی مثلا؟؟بله من هر وقت داشتم فکر بدی میکردم یا فکرم جاهای دیگه بود که نباید بود یه موتوری ماشینی حالا خودمم راننده نبودم ها یه چیزایی پیش میاد عجیبه و رانندگی یه نوع تربیت و هم فکری است انگار اگه فکرت به رانندگی  و جونت و بد باشه  و نباشه نمیتونی اصلا به نظر من و یه نوع تربیت ملی است و فرهنگ شهرنشینی و یه سری تجربیات عقلانی میخواد و فکری هم که باید سبک باشه نه سنگین و الا هوطوطو...

دیگه اینکه باید یه بار دیگه شیطان شناسیم رو قوی تر کنم بله این کلام من نیست که این موجوده در درگاه الهی ادعاش میشده حالا رو نمیدونم واقعانم تمی دونم چون از احوالش خبر ندارم خبرا پیش شماست ولی خوب گفتیم یه کمی بیشتر امیرالمومنین پرده ها نسبت به ائمه دیگر کنار برده شده برش دیدیم که گفتند علی (ع) حتی خود خدا است نعوذ بالله و پرستیدنش و ما هم شاید بتونیم بگیم روزی که فرشته بوده این موجود ابلیسه چون آقای فاطمی نیا گفتند علی الحساب بگیریدش اون بوده و سگ خداست دیگه که هرکسی جهنم نره.و شعره رو که قرار شد مرور کنیم با دقت نخوندم همین که اجمالا خوندم که نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست اگه برای تویه کردن شیطان نوشته خوب باید بگه جناب حافظ خوب میگه از همون حروفی که قبلا عرض کردم درموردش که سلمان مثلا شاید تا جیمش رو بلد بوده و باد گرفته باشه و ما و کلا حتی سنی هام الف رو بلدند که عرض شد در اون سخنرانی که نمی دونم دانلود کرده باشین یا نه اینکه میگه منم این الف رو بیشتر از استادم در مورد ائمه یاد نگرفته ام..ولی انگار همینو هم خوب یاد گرفته و قامت دوست به کار میبره که معنیشو درک نمیکنم.و وقتی هم بسنجی بر اساس نظم نوین جهانی میبینی که بله رتبه ی آتش باید باید ظاهرا از اون چیزی که ما درک کردیم و هنوز مثلا تربت امام حسین کشف نشده بود و ساخته که با خون ایشان و یارانش در آمیزد و از خون کثیف کشته شدگان عمر بن سعد جدا شود اینکه باید رتبه ی آتش در نظم جهانی بالاتر از خاک نصفه و نیمه باشه ولی خدا خواست باطن رو نشون بده که خلقتنی من نار و اون رو با خاک...ولی خدا خواست که استکبار سر تعظیم فرو آورد بر همین خاک و خودش رو با باطن نشون داد که اینی که شما میگی من نیستم و خوب هم فکر کنی چی ذخیره میشه در نماز و درکت چقدره یه نماز کوچیک که میخونیم فقط یادی از خداست و ما که از خدا انتظار نداریم یه چهره ی زیبا بعد نماز و یه چشمه از خودش رو به ما نشون بده چون شرکه فقط یادی از خداست که بعد نماز باید بمونه و چه خوب مثال میزدن آقای فاطمی نیا در وبلاگ 164.بلاگفا که یه زمانی داشتم نوشتم و عکس لیوان رو هم گذاشتم که نخوام کلاس بزارم اینکه میگفتند بر اساس آىه ای از قرآن که اگه یاد خدا نباشه فورا فرشته ها که نه شیاطین پرش میکنن و شیطانی رو خدا خودش قرار میده که همنشینش باشه!!! و مثال لیوان رو آقای فاطمی نیا میزدند که توش آبه هرچقدر آبه یاد خداست مثلا بقیه اش رو هوا زود پر میکنه حالا ما چقدر به یاد خداییم...کاری هم به ابلیس ندارم کلا شیاطین رو خدا خودش میزاره.بعد میرسیم به اینکه اونی که داره ذکر خدا رو میگه خودش و سختی میبینه و ظاهرا هم شیطون میاد میگه نگو حالا نه ابلیسا یه شیطون دیگه میاد میگه نگو تا حالا به کجا رسیدی مگه...و اونی هم که خدا خودش توسط فرشتگان به زبونش میاندازه ذکر لسانی رو که بهترین توع ذکره میگن خوب شیطان میاد میگه حالا دیدی این جبره خودش و گولش میزنه که اگه خودت تنها بودی یا نفسش به خودش میگه که اگه خدا نمانداخت به  لبت یاد خدا نمیکردی خوب برو گناه کن تا درست بشه!!!

دیگه اینکه من دیشب به اون خونه همراه مادرم رفتم که دنبل که  نه وزنه ای  بیارم و دلیل دیگه ای هم نداشت همین میخواستم ورزشی هم کرده باشم تو این خونه!!!

  Comments ()
  by:

سلام الان از حرم سید علاءالدین حسین سلام الله علیه بر میگردم حالا درسته من سلام الله علیه نمیگم ولی خوب دارم می نویسم خلاصه اینکه سوار ماشین شدیم همراه مامانم و رفتیم به سمت حرم بعدش رفتیم اون خانه ی دیگرمون و بعدشم پیتزا و خرید و برگشتن به خانه اما چه گذشت همینو بگو.

تو راه دو بار پلیس راهنمایی رو دیدم که یه بارش داشت جریمه می کرد طرف رو خوب جریمه ای که پولی باشه نه که از ترسش و پولیسش عرفا درست نباشه ولی اگه بر فرض مهری بزنن بر ماشین نسبت به خلافی که کرده کوچیک و بزرگ حتی دست نوشته هم برسه بد نیست شاید بگی ماشینم فلان میشه اما نه بهتره تا خلاف کنی یعنی حقته در اون صورت که به جای جریمه مهر پلیس بخوره میگم طرح هست ولی شوخی شوخی میشه و از مد میافته با بچه بازی کردنش یادمه تو وبلاگ دیگم pqrstu گفته بودم که به جای هر کسی که تو جاده ها کشته میشه همونجایی که شهید شده تو جاده یه خط قرمز راهنمایی رانندگی بکشه روی زمین و هیچی هم نگن که برای چی اینکارو کرده اند به کسی چون هرکس پیدا میشه و یه خطی الکی میکشه و بچه بازی و شوخی میشه میگم طرح زیاده ولی فرهنگ ها برای جلب نظر و یا عرفا اذیت هم زیاده و یه کم باید شعورها بره بالا و جدی بگیرند خلاصه و اما اون یکی پلیس هم جلوش تخلف کردند و این یا ندید یا هم قبض جریمه نداشت خوب میشد یادداشت کرد شمارشو بعد مهر کوچیک یا  بزرگ بزنن روی ماشینش حالا چه تخلفی کرد هیچی داشت یه تخلفی کرد هنوز سبز نشده بود بین تایم ما و دیگران که از اونور میخواستن بیان حرکت کرد حالا چی کار به تخلفش دارید...

خلاصه رفتیم تو حرم و داخل که شدیم شلوغ آنچنان که باید نبود و بزار زودتر بگم که یه پیرمردی بعد که مفاتیح رو میخواستم بزارم سرجاش گفت قبلا اینجا دوشنبه ها شلوغ میشد و یادمه یه بارم گفتم که بابا بزرگم گفت سید علاءالدین حسین دوشنبه ها شفا میده حالا یا همینطوری گفت خلاصه ما که ارضا شدیم.

خلاصه رفتم زیارت نامه درب ورودی رو خوندم و داخل که شدم پولی که مامانم داده بود رو هنوز نمی دونم انداخته بودم تو حرم یا نه (بله شد اینکه برای خودم به قولشون) که بله یه پیرمردی جلب توجه می کرد که بلند داشت حرف میزد به سمت ضریح مبارک و قطع میشد و دوباره بعدا فهمیدم ترک و عشایر بود و 97 سالش خودش میگفت هست که حالا داستان داره چه جوری و این هست که من رفتم قرآن و طلقه چیه زیرش میزارند برای احترام که همینم داستان داره که میگم به وقتش خلاصه آوردم بعد قرآن رو گذاشتم روی طلقه چون یادم اومد نماز زیارت رو نخوندم و خلاصه ریا نشه قرآن هم داشتم میخوندم سوره ی یس که میخوندم برایشون این شد که پیرمرده داشت با یه جونی صحبت میکرد همون پیرمرد زبر و زرنگ و موقع قرآن خوندن من اولش داشت نماز میخوند و بلندم یه کمی میخوندها بعد نمازش که تموم شد با یه جوون مشغول صحبت شد منم فاصله زیاد نداشتم حدود  3متر بعد دیدم بد نیست برم قرآن و طلق روبزارم سر جاش و یه کم قضولی نباشه حرف این پیرمرد رو گوش کنم بله داشت تعریف می کرد و وسطاش که رسیدم داشت میگفت قربونش برم و من نمی دونستم به کیه و بعد درمورد شیطان صحبتایی میکرد که شیطونش رو شنیدم من بعد گفت من ملک بودم و فردوس برین جایم بود و آدم اومد و وارد چی کرد میگن؟ دیر خراب ؟ چاه فاضلاب؟؟ خلاصه هرچی و من گفتم نکنه منظورش به شیطانه این شعر...بعد پیرمرد ترکه میگفت راستم میگه آدم آوردش اینجا!!!

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم   بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق   که در این دامگه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود   آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه‌ی طوبی و دلجویی حور و لب حوض   به هوای سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست   چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت   یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق   هردم آید غمی از نو به مبارکبادم
می‌خورد خون دلم مردمک دیده سزاست   که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
پاک کن چهره‌ی حافظ به سر زلف ز اشک  

ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

که اینم  شعرش از جناب حافظ که از نت پیدا کردم که باید یه بررسی بکنم ببینم چی میگه یارو...

بعد همینطور که صحبت میکرد فهمیدم جوانه هم لر بود و یه نگاهی هم پیرمرده به من می کرد و صحبتش قطع میشد انگار تو مغز من سیگنال منفی چیزی باشه ها بعد گفت حافظ میگه که ای که پیر که شدی خرابات رو بزار برو و همین حرفا میزد و  گفت بهم که دیگه پیر شدم و روشو میکرد به طرف جونه و دوباره صحبت می کرد و میگفت قربونش برم و آخرش گفت 97 سالمه همینطور که داشت صحبت می کرد یه پیرمرد و شاه غلام سید علاءالدین که پیرمردا همه باید بشناسنش وارد شد و گفت به من که این پیره و هوشش نمیرسه البته سخت میشد فهمید صحبتاشو چون زبونش میگرفت خلاصه به پیرمرده میگفت صحبت نکن آخه ما نزدیک ضریخ بودیم و شلوغ نبود تا نماز مغرب و خلاصه میگفت که این جا جای حرف زدن نیست و باید دعا کرد و رفت خودش مشغول نماز شد پیرمرده هم که خوب صحبتاشو کرد دیدم با جونه که رفت سراغ حرام وایساد صحبت کردن و اسم حضرت نوح رو هم گرفتم که آورد و بعد منتظر کنار اون پیرمردی که بهش تذکر داده بود و دوست منه ایستاد بعد جونه به من گفت اینو میبنی ترکه رو میگفت وایساده تا این نمازشو بخونه از دلش در آره و راست میگفت بعد گفت حالا اگه ما بودیم ما میرفتیم (و کار نداشتیم) خلاصه نمازمو خوندیم به امامت آیت الله زبرجد و برگشتیم و من کلی با ادعا و غرور  وسرکشی رفته بودم و خوار و ناتوان و سوراخ شده برگشتم بی ادعا شدم و یه توبه و انابه نصفه نیمه کردم و بعد که پیرمرد ترکه رفت دوباره طلق و مفاتیح ورداشتم و زیارت امیرالمومنین و عاشورای غیر معروفه و معروف رو خوندم تا اینکه دوست پیرمردم و همون شاه غلام گفتت دیگه کم کم باید بریم از کنار ضریح و آماده ی نماز خوندن بشیم و خلاصه این آقای شاه غلام رو خیلی وقته میشناسم و عجیبه که اونم منو تا حدی میشناسه و میدونه کی ام یه بار درمورد انگشتر قبلانا بام صحبت کرد یه بار گفت اول نماز زیارت باید خوند یه بار دیگه بهم طلق زیر دعا تعارف کرد و من نگرفتم از دستش و بعدا فهمیدم کارم اشتباه بوده و خودم رفتم طلق رو برداشتم تا روی زانو بگیرم تو حرم و جلوی مردم و اهل بیت.

فقط اینکه پیرمرد عاشق ترک عشایری در مورد سوره ی ناس هم چیزایی میگفت که من نفهمیدم دیگه بهتر از این که نمیشه که باید بخونیمش...

  Comments ()
  by:

خلاصه یه بی غقلی مثل من که هنوز چت میکنه به عقلش میرسه و  میخوره که فتوای متفاوت دو مرجع بزرگ بر اساس اصله مثلا یه بچه همشم بحث سر بچه هاست ها خلاصه یه بچه مسلمون تو یزد با تو شهر ما با چیزی که تو لس انجلسه کلی فرق میکنه در ثانی مومنیت و درجه ایمان هم فرق میکنه که اینا ابروشون رو هم بپوشونن ولی بنا بر اصل فتوا میدن چون فردای قیامت اگه گفتند چرا اینکارو کردید به ما ما به قولا میریم ریش مرجعمون رو میگیریم البته زشته این مثالی که معلم دبستانمون فکر کنم میزد ولی خوب همین دیگه مشکلی نیست و این ها حتی مراجع درجه پایین تر از این افراد هم به قولا از ما عالم ترند خیلی هم عالم تر و اگه امام معصوم هم در چنین شرایط فتنه انگیزی بود سه گانگی گفتار پیش میومد و ترجیح میداد سکوت کنه تا حرفش رو بزنه ولی خوب ما برای هر احکامی جوابی داریم خوب...

  Comments ()
  by:

الان امروز رفته بودوم مسجد قبلشم تا صبح قبل ازون مشغول چت بازی بودم بالاخره این که چیزی نیست یه بار رفتم مسجد تمام فکرایی که کرده بودوم به صورت احکام رو گفتند و نیاز بود انگار اصلا جلسه برای من بود خلاصه امروزم دست کمی نداشت ولی خوب در مورد زدن ابرو زنان هم صحبت شد که امام(ره) و آقای بهجت(ره) گفته اند بنابر چیزی که امروز اعلام شد اینکه باید زنان بپوشانندش چون زینت زنه ولی آقای مکارم علیه رحمه خدا حفظش کنه عیبی ندونسته بودند ظاهرا که پوشانده بشه آیا یا نشه..

خلاصه در مورد چت میخواستیم صحبت کنیم هم که بله من دیروز صبح ساعت حول حوش 2:30 تا 5 سی خورده ای که بشه چند روزیه دارم چت میکنم و مراجع هم و امام و ... هم گفته اند اگه به قصد لذت نباشه مانعی نداره ولی درسته این ولی باز از یاد خدا غافل شدم که میخوام یا برنامه مو عوض کنم که نخواهم کرد یا برم تو لندن چت کنم تو آسیا و خلاصه صحبت می شد که اصلا چت چی هست تو مسجدمون ها و خلاصه میگفتن که مثل چاقو وسیله خوبی هست و اینا هرچی دولتی باشه روش تبلیغ میکنند و از این حرفا ولی من اینو میخواستم بگم که از اون عالمی که داشتند احکام برامون میگفتند سوال کردم ابرو برداشتن پسرها پس چیه؟ گفتند که حرام اندر حرامه و غلط اندر غلط بعد گفتم مثلا اینا میخوان برن عروسی کنند آرایششون میکنند بعد دوبار فرمودند که از مرجعت سوال کن (با این حساب)

  Comments ()
  by:

سوره  قصص رو میخوندم نوشته یه که:

قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

داستان موسی است که به خدا میگه ببخش منو ظاهرا مال اونجاست که حضرت یکی رو میکشه حالا حضرت موسی (ع) میگه که من به خودم ظلم کردم پس مرا ببخش حالا اینجاش قابل تامل هست که خدا فورا و بدون معطلی میگه فغفر له یعنی بخشیدیمش حالا انقدر دنگ و فنگ و حالا توبه ی فلان کن و سی روز روزه بگیره و از این حرفا نیست راحت پشت سرش سریع خدا توبه ش رو قبول میکنه تازه ایشون پیامبر بوده و گناهی هم حالا یا بوده یا نبوده اینکه سخت تره وضعش نسبت به ماها ولی اینطور خدا قاطع راحت میبخشتش حالا ما چند بار اینکارو کردیم و گفتیم ببخش خدا و درخواست کردیم بعدشم خدا میگه انه هو الغفور الرحیم یعنی بله ما می آمرزیم و راه بازه هنوز................ دیگه بالاتر از قتل...البته با شزایطشا نه الکی ملکی یا از روی قصد بزنیم آدم بکشیم حتی قضاوت هم لازم نیست حالا من دارم به بعضی اعدامی ها فکر میکنم که بخشیده شدند و باید اعدام بشن خوب قصاصه دیگه همین که چند نفر بچه ی کوچیک ببینند که اگه اینکارارو بکنن اعدام در پیش روشونه گرچه بخشیده شده باشه طرف همین باعث اوج گیریش میشه که کسانی دیدند و ترسیدند و روزی این گناه رو نکردند پس این جونش را داد تا ما بفهمیم پس مقام داره نزد خدا شاید.

  Comments ()
  by:

البته ما حالا یه چی گفتیم در مورد اینا زنا ولی حالا به دل نگیر جوونیم خامیم یه چی گفتیم هنوز به سن ازدواج نیافتادیم و نمی دونستیم یعنی واقعیتش یه خواب یه زنی رو به طور غیر مستقیم و نامی دیدم اگرچه ارضا نشدم و نیاز به حمام رفتن نشد که اینم ضعف خودمه ولی خوب قدرت بزرگ شما زنان رو دیدم و به همین مناسبت داستانی رو که فکر کنم سال پیش یا دو سال پیش رو شنیدم در یکی از سخنرانی های آقای فاطمی نیا به طور اجمال و مختصر و یه کم دست خورده و عوض شده چون یادم نمیاد دقیقا خلاصه تا قسمتی ابری تعریف می نمایم.

یه روز یه زن خوبی میخواسته بره حمام عمومی بعد تو راه راهشو بلد نبوده و شاید اهل این بلاده که توش بوده تبوده و میره تا اینکه گم میشه بعد تو راه کسی رو نمیبینه تا اینکه یه مردی رو میبینه یه جایی وایساده بوده دم درب جایی بعد ازش سوال میکنه که آقاهه (مثلا) حمام عمومی کجاست... بعد این مرد هم نامردی میکنه میگه که همینجاست و در رو باز میکنه و این زن میره و توی تله میافته بعد آقای فاطمی نیا میگفتن زن های با عفاف تو این لحظه ها (که خودشون نخواستند) راه هایی رو یادشون میاندازه و میده خلاصه اینکه میاد مرده اظهار محبت که چه عرض شود میاد هر کاری کنه زنه میگه اتفاقا من خیلی میل داشتم به این کار و دنبال همچین فرصتی میگشتم خلاصه بهش میگه ولی من میل به فلان میوه(مثلا)دارم تا بعدش خلاصه اینم میره که تهیه کنه اون میوه و یاچیزی روغنی هرچیزی بعد ایشون هم فرار میکنه از خونه میره بیرون.حالا اینجاشو داشته باش که برای این تعریف کردم داستان رو: که بله شنیده شده که این مرد تا جایی پیشرفت کرده بود که زمان مرگش حتی وقتی میان بشنون که موقع احتضار چی چی داره میگوید میبنن که زیر لب اسم همون زن که میخواسته بره حمام  رو میبره و شعرش رو میخونه.یعنی میخوام بگم تا دم مرگ و پیری هم بعضی ها که غرق دنیا میشن گیر میکنن که کجا رفتی ای فلان زن و از این حرفا میگفته حالا بعضی ها ذکر خدا میکنن حالا ما خودمون تو خواب اگه بترسیم اگه گیر بکنیم یا هر چی معمولی اصلا یاد خدا هستیم یا فقط ادعاست من که ادعاست دیروز داشتم خواب میدیدم و یه کم ترس ورم داشت ولی اصلا یاد خدا نکردم و دگری نگفتم توخواب در صورتیکه اگه یاد خدا بودم اصلا همون خواب رو هم نمیدیدم و سلوکم بالاتر از این خرفا بود که چرت ببینم..

حالا اینو علی الحساب مثال زدم خیلی بدتر از این حرفا گرفتار دنیام و برام دعا کنید...

  Comments ()
  by:

اگه ازدواج سنت پیامبره چرا پس حضرت عیسی(ع) ازدواج نکرد؟؟؟ بله در اینکه سنته حرفی نیست اما اینا سنت شکنی میکنن نه که هر وقتی و زمانی و شرایطی رو بست بدیم به حالامون و اینکه چی میخواستم بگم بله حالا ما کاری به عرفانش نداریم میبنیم که اگه ازدواج کنیم بیش از یک ماه دوام نمیاره این پیوند مقدس بعدش میخوایم چه کنیم؟ پس چی شد؟ سرکوبش میکنیم به هر نحوی که دلت بخواد الان مو اصلا میل به ازدواج ندارم و این بده ولی ممکنه در این بی میلی شرایط جامعه و سطح فکری مذهبی و کلا شرایط که زورکی نمیشه تبلیغ کرد مثل پوشاک بچه که بریم حالا به سراغش ولی ممکنه شرایط کلی یه زمانی برسه اگه به فکر منی که بگم غلط کردم که بی میلم باید ازدواج کنم اولشم سطح فکری خودما وگرنه من همیشه از قبل فکر اینجاش بودم که باید توی تله ی زن و زندگی و ازدواج بالاخره گیر کنم آیا شد...
مگه حدیث نیست که هرکسی بی نیازی بورزه و نیازش رو پیش بندگان خدا نبره و از خدا بخواد و تلاش کنه خدا خودش نیازشو رفع میکنه...البته حالا نمیخواد فکرای عجیب و غریب کنید..

  Comments ()
  by:

از یکی از عرفای بزرگ سوال شد یعنی آیت الله سید عبدالکریم کشمیری که.......

حالا مایم هیچ گویی نیستیم که اینا رو میگیم اما...

سوال:آیا زنان به مقامات عرفانی بلند می رسند؟

جواب ایشان:ممکن است ولی تا به حال در ایران و عراق ندیدم و نشنیدم.

حالا اینو میخواستم بگم که بله حالا این به معنای این نیست که مثلا جای دیگه تو مشهد؟ نه یعنی تو کشورهای دیگر وضع بهتر از اینجا باشه نه به اون معنا نیست...

  Comments ()
  by:

و اما در ادامه پست قبل و حالا که داشتم سوره ی مومنون رو از حفظ؟ نه بابا داشتم از رو میخوندم...

حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِیهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ یَجْأَرُونَ

لَا تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ

بله اینا صداشون و فریادشون بالا میاد موقعی که عذاب رو میبینند و خدا می فرماید امروز دیگه این کارارو نکنید که از سوی ما یاوری نمیشید پس بر میاد اینکه اگه حالا همین الان داد و فریاد تو دلمون حالا همشم ریا کاری نباشه و یار جمع کنی نه توی دلمون غوغا پیش بیاد یاوری میشیم از سوی خدا اگه بشینیم گریه هم نکنیم و اشکمونم حتی درنیاد الزاما بشینیم بگیم یا علی مثل دیونه ها صدا کنیم یا علی کمکم کن یا علی یاعلی یا فاطمه یا حسین همین اسم امام ها رو هم بلد باشیم و روزی یه بار صداشون کنیم همین بسه دیگه نیست؟ و توسل داشته باشیم چون اون ها میتونند ما رو یاری بدند من دیونه و عقب مونده حالا دوتاش یادمه که همینطوری بلند که ما یاد بگیریم داشتند تو حرم و مسجد جلوی چشمام زار میزدند گفتم منم میتونم اینکارو بکنم حالا توی دلم هم که شده حالا مگه اونا چه کار کردند؟ هیچی والا به خدا ما که وضعمون خرابتره و خیلی هم خرابترها...

  Comments ()
  by:

همین حالو داشتم سوره ی مومنون رو میخوندم رسیدم به این آیه میشه آیه 24

فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُرِیدُ أَن یَتَفَضَّلَ عَلَیْکُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلَائِکَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی آبَائِنَا الْأَوَّلِینَ

خوب ببینی از دو جای آیه بر میاد که اینا اولا حق رو شنیده بودند و رسالت خوب انجام شده بود نه اینکه فتنه درست بشه و حرف حق به گوششون نخورده باشه نه اینا خودشون فهمیده بودند که چه خبره حالا یا روی خودشون نیاوردند یا چیز دیگری ما نمی دونیم ولی پیغمبر خدا کارش رو انجام داده بود از آیه ی قبلشم بر میاد که پیغمبره حضرت نوح (ع) بوده و مثل پیامبر ما نبوده است حالش و اذیتش یا مثل امام حسین(ع) نبوده که عده ای اصلا نفهمیدن چه شده و شلوغ بازی در آوردند اونا هم حتی میدونستند و حالا خودشون رو زده بودند به نفهمی بماند اینش...

خلاصه حالا از کجاش میشه فهمید که حق رو میدونستند از اینکه یک که می فرماید کفرو خوب تا حق نباشه که کفران نمی کنن مردم نادان حالا از این گذشته میگ که ما این چیزارو از پدران گذشته مون نشنیدیم در صورتیکه اینا حتی آزمایش و تحقیق هم کرده بودند که همینا میگن که چرا پس فرشته هارو خدا نازل نمیکنه یعنی حضرت نوح (ع) نه این بوده که همیشه مورد مسخره بوده این درست ولی اینا تحقیق کرده بودند و کنجکاو هم شده بودند و این حالت براشون پیش اومده بود و از خیلی از ماها که منافق باشیم هم بالاترشو میدونستند چون بالخره گنجینه رحمت الهی بینشون بوده و دسترسی داشتند ولی بعد میگن چرا فرشته ها رو خدا به جای تو نیاورده...نگاه هم بکنی میبینی کلمه ی منافق احتمالا حالا من نمیدونم ولی رنسانسش در اسلام پدیدار شد وگرنه اونا عده شون بیشتر بوده همیشه و راه هم باز نفاق نمیکردند راحت کفر می ورزیدند و پیچیده نبوده و دین اسلام که اومد پیچیده شد بس که اسلام دین رحمته.

 

  Comments ()
  by:

بعضی موقع ها هست که آدم به دلایلی حالا همشم گناه هست اشتباه هست  ولی خلاصه میاد میگه ای کاش اصلا نرفته بودم طرف خدا که این افتضاحی رو که به بار آوردم درست نمیشد کاشکی ریسک نمی کردم حالا داستان از اونجا شروع میشه که داشتم فرازی از صحیفه ی سجادیه رو میخوندم که این شد:

لم تمنعک اسائتی عن اتمام احسانک:یعنی:اما بدکرداری من تو را از کامل کردن احسانت باز نداشت

بعد می فرمایند:

و لا حجرنی ذلک عن ارتکاب مساخطک

تا اینجا که:

لا تسئل عما تفعل:حالا تو معنا نوشته: تو در انجام برنامه ی خود مسئول نیستی

بعدش:

ولقد سئلت فاعطیت:  یعنی: همانا از تو درخواست شد عطا کردی

و لم تسئل فابتدات :یعنی:و در خواست نشد و آغاز به بخشش نمودی

همین دیگه یعنی ما به گو خوردن افتادیم خدا بعد از اینکه ازت چیزی خواستیم بعد اینکه و بعد درخواست اول که خواسته بودیم چیزی رو گناهی پیش اومد یا بار مسئولیت رو زیاد دیدیم به هر نحوی دیگه نخواستیم و سوال نکردیم ولی باز خودت خدایا شروع کردی (فابتدات) از اول و انگار طوری نشده جبران نمودی و بالاتر هم بردی کارمارو و این فابتدات به معنی بخشش نه که نیست ولی معنای بالاتری هم داره که تو کتابه معنا کرده ریطی به این نذاره ولی بعضی از کلماتش بود که خود آقای فاطمی نیا ترجمه میکرد هم توضیح چند خطی داشت قبلا شنیده بودم در همین صحیفه سجادیه هم.

حالا همین چیزی که توضیح دادم رو چه صفتی از خدا رو میرسونه حتی دانشمندان هسته ای ما موندن در کلمه ای مانند الصمد که معنایش دقیقا یعنی چه و نمی دونم آقای فاطمی نیا بود که می فرمود خدا حفظش کنه که آیندگان معنی الصمد رو خواهند گفت وقتی ما می گوییم الله الصمد...



  Comments ()
  by:

وقتی میگن اماممون نقش بی بدیل زن یعنی اینا ها میخواستند که چی کار کنن...

بله داشتم تو خونه خالیمون هم اونوقت تو ماه رمضون میگفتم که اینا میخواستند و یا می خواهند که به جای زن چیزی بسازند ابزار دست کودکان و بدن دستشون تازه و هیچ وقت  هم کهنه نمیشه...همین دیگه بقیه شو خودتون حساب کنید که هم چه موجودیه هم چی میشه هم دیگه خودت حساب کن زنیکه...اما مهر و محبت به اندازه ی صدای ضبط شده و گفتگو هرچی باشه نقش بی بدلیل زن رو جبران اف نمیکند...

  Comments ()
  by:

امروز داشتم تا حد گریه هم جلو رفتم که میخواستم بکنم ها ولی فکرم عوض میشد و فهمیدم شیطان نمیزاره و به هر نحوی سیستم شناسی شده این فکر من و با فکر و عملیات خودم خودم رو افکارم رو عوض میکنه مهم نیست بالاخره اشک رو اگه ریختم حساب دستش میاد میره پی کارش...

خلاصه داشتم فکر میکردم به این بچه هه بود تو فیلم رنگ خدا این اصلا نمیدونست رنگ چی هست و چنه تا اینکه بگیم هم ما هم اون که چشم دل داشت رنگ خدا بگیم

مثلا بهش بگیم رنگ صورتی خوب چه میدونه چی هست این رنگه...

ولی ما به خیال خودمون خیلی چی ها میدونیم و میبینیم اصلا کم که میاریم میگویم که مگه کوری آقاهه و خلاصه کلی می بالیم در صورتیکه اون هم یه عالم برتری داره نسبت به ما ولی بالاخره توی فیلم هم معلوم بود کور مادرزاد بود و ندیده بود رنگ صورتی رو ولی خلاصه گفتیم یه عالمی داشته برای خودش هم حالا اینو میخواستم بگم ما که چشم برزخیمون باز نیست هم همینطوریم چه میدونیم عالم چه خبره و چه میکنند البت البته خوبه ها به دردمون نمیخوره و شاید اصن کفر بگیم یا دیونه بشیم الان شما از روح میترسی؟؟ همینقدر تو خوابم یه موقعی دیدم که ارواحی داشتند از توی حیاط خونمون میگذشتند و بی خیال ما بودندو انگار توجهی به من نداشتند که من اونجام یا دارم از  پنجره بیرون رو نگاه میکنم درصورتیکه فکر میکردم روحی اگه منو ببینه دورم رو میگیره و جمع میشه و صحبت میکنه و حالا درسته ما نمیفهمیم یا داستان های دیگه که من خبر ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته چشم برزخی هم دلی داریم چشم دلی و چشم صورت حالا کدومش بهتره آیا وقتی ما خدا رو هیچ وقت با چشم صورت نمیتونیم ببینیم این بهتر نیست که قانع باشیم به همین چشم دلمون تا بتونیم با چشم صورت اون دنیا رو مشاهده کنیم بابا میگن اون راه ضاله است اصلا حالا   بشین دکر بگو روزیت نیست اصلا... البته خودمو میگم ها ذکر ومکر نمیگم اینو گفتم که اول ادعام نشه دوم خدا رو بس بدونم برای دوستی سوم زودتر دعایی چیزی بخونم توبه کنم اشک بریزم راحت بشم سوم هم که گفتم همین دیگه.

  Comments ()
  by:

داشتم به این حدیث پرمعنای پیامبر اکرم(ص) که تو مسجد محلمون امروز صبح گفته شد توجه می کردم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  بود که حضرت فرموده بودند بچه در هفت سال اول امیر توست ؛ هفت سال دوم عبد توست و هفت سال سوم وزیر توست.!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من یادمه حالا تا سال پیش که یادم افتاد چگونگی کودکیم رو که میگفتم من در کودکی نماز میخوندم و همیشه یاد خدا بیشتر از حالا بودم ولی بابام تکه کلام هایی که در دوران اول دبستان میگفتم رو که تکرار میکرد و  میخندید یادم میومد چه مارمولکی بودم ها...خوب دست خودم نبود امیر بودم دیگه حالا گذشته از سن های دیگه.!


  Comments ()
  by:

خیلی حالم گرفته شد تو خواب همش فکر می کردم تحویلم میگرند اینا و کسی هستم دیگه برای خودم و روی پای خودم ایستادم ولی مادامیکه اینطوری فکر می کردم محکوم به شکست بودم و شکست خوردم و انگار فقط داشتم میگدروندم شاید عالم برزخم رو خواب دیدم یه جایی بدتر از اردوگاه اشرف کاشکی اصلا میتونستم یادی از خدا کنم و حرف خدا بر زبانم میومد همش انتظار داشتم که به خاطر اعمالاتم بپسندنم و بخوان منو ولی اصلا اینطوری نبود مادامیکه مسئله ی من این کارو کردم و منیت در کارم بود من بابا حالا عقل دارم که میگم ذکرنمیتونستم بگم حالا که عقلم میکشه که بگم من نماینده ای هستم برای یه سری آدم و هیچی نیستم ولی چه فایده ای داره این عقل نابود شده بعد مرگ!!!

هیچی والا ولی بهم هم نشون دادند افرادی رو که حالا نام نمیبرم که بالاتراز خودم  بودند و نجاتم داد تو این قیر و داد و کمی تسکین ولی والا همش این نبود من برای خودم قصر ها ساخته بودم توی ذهنم حتی میگفتم قصر بهشتی داشته باشم این مگه چیه مگه گوهر بهشتی حتی زن بهشتی برای دردم تسکین نیست من بالاترشو میخوام ولی نمیدونستم منی که خدا رو فراموش می کنم زود انقدر بد باشم که اول فراموش کردم دوم برای خدا و مطرح شدنش که پیش نرفتم آره یه مدت آدم بودم ولی حالاشه که ملاکه و خلاصه کلی بی محلی بهم شد و سرگردون مونده بودم تو تاریکی قبر تو خوابم و الکی فرش زرینی رو زیر پای خودم حس می کردم آره آدم اگه مظلوم باشه یه سری عروجی داره ولی نه اینکه خودش رو ببینه فقط و منیت به بار بیاره و بدبخت بکنه اول خودش رو معلوم هم بود که اینطوری نیستم و سر خری نیستم و دارم زندگی رو میگذرونم ولی فکر نمیکردم اقدر بی خیالم بشن و آزاد ولم کنن انگار اسارتگاه بود اصلا.

و اینام تازه فهمیدم کار من نبوده که به اسم من تموم میشه و آیا کیا مزدشون رو از خدا میگرند به موقش و دارند معامله می کنن آسون و راحت و بیخیال و درد و رنج با خداشون این وسط منم گرفتار خودم هر روزم که بگم کار من نیست بازم کمه چون دوباره این نفس برای خودش کاخ و کوخ میسازه و میگه کار خودشه و گرنه شما نگاه کن چند بار به این حالت افتادم  زود دوباره عجب میگیرتم و خودم رو میبینم و شیطان پرستیه دیگه چی میشه اسمشو گذاشت والا این عقلی هم که اگه داشته باشیم داریم این نعمتی است از جانب دوست حالا چی میگی؟یادی از خدا که میکنیم هم همینطور من اصلا نتیجه گرفتم که ما به خودی خود چیزی از خودمون نداریم.

  Comments ()
خ by:

میخوام یه کم بیشتر در یک جنبه ای که داشتم بهش فکر می کردم رزق و روزی رو پهن کنم یعتی باز از اون جهت که بعضی موقع ها کارشناس ها میشینن محاسبه می کنن میگن مثلا بعیده که امسال ورزشکارهای ما که عرض شود کل دنیا رکورد بزنند تو پرش و مثلا ورزشکارای ما بعیده که بیشتر از 4 متر بتونن بپرند امسال با این وضعی که روبروی ماست خوب همین دارند در مورد رزق شون بحث می کنند نه پول ها رزقشون بیشتر از این نیست و رزقم یه بحث جداگانه مفصل داره که به ذهن من نمیخوره که بازش کنم اصلا حضرت میکائیل مثلا میگن روزی ها رو تقسیم میکنه و رئیسشونه و ائمه اطهار مثلا نمیخوان که یکی مثل من بیشتر از این بدونه یعنی بفهمه عقلا (البته اون چیزی که در رقابته ها نه اونی که خودم میتونم با سعی بدست بیارم حتی همون هم اگه توفیق ندن هم نمیتونی و اگه عقلت نکشید میخوای چه کنی!خلاصه منظور بیشتر از ظرفیت است..کما اینکه ظرفیت رو هم خودشون روزی میدن.پس هیچی) تو میخوای حالا چه کار کنی؟؟؟

  Comments ()
  by:

این هم سخنرانی ذیگری از آیت الله فاطمی نیا در مورد اول مظلوم بودن امام علی (ع).

http://www.4shared.com/mp3/YDCEt7fL/ss50.html


  Comments ()
  by:

حدسم نمیزدم انقدر برام سخت باشه آخه آدم باید از حسودی به یه نفر حالا دوستش بوده از خواب بیدار بشه؟خدایا این چه فشاری بود که نتونستم تحملش کنم بله ممکنه طرف دوستت یه زمانی از تو پایین تر بوده باشه حالا نباید یکی مثل من که اقدر ادعاش میشه هم اینطوری باشه فکرشو هم نمیکردم اقدر حسادت کنم به کسی!!!

گور بابای ورزش و سلامتی و هرچی آدم بعضی موقعا میمونه بعضی هارو فراموش کرده که اینطوری میشه بعدم اون تو رو فراموش کنه متقابلا باز حسادت!

آخه داشتم ورزش و فوتبال زورکی تو خواب با بچه ها بازی می کردم و جمع شده بودیم و تموم که شد در راه برگشت به خونه یکی از دوستای دیگم رو دیدم داره اسکیت بازی میکرد حسادتم گل کرد تا اونجا که از خوابم بیدار شدم!!!فکرشو نمیکردم انقدر ضعیف باشم  اصلا حسادت علامت بدیه تو ذات عادم باشه دیگه بدتر که چشم دیدنشو نداره فکرنمیکردم اصلا اینطوری باشم...

  Comments ()
  by:

البته وقتی نگاهی میکنیم از یه طرف شیطنت ها رو در فیلم ها و فلوم و از طرفی نقش ابلیس گرایانه ی بامشاد البته حالش و حالاشو نمیدونم این بامشاد چی شد ولی عجیب بود که نقش های مختلف رو زیر نظر ابلیس که بالاخره تو صدا و سیمامون هم راهش باز بود بازی می کرده و لزوما نه دوز و کلکی نه اشتباهی گاها حتی این بازیگر داشته است و صرفا شخصیتی که شاید برای خنده و روحیه بخش بسته شده ی اون زمان بوده و حالا با این همه فیلم سینمایی جدید تغییر رویه داده و از حالت ابلیس گویانه خارج گشته است شاید ولی بازم تعجبه که بوده و مفتی مفتی برای فیلم های ما بازی میکردند و جانشون رو حتی مورد خطر میذاشتند ولی همیشه ترس بوده که شاید مدت معلوم تموم شده و باید ابلیس بمرگد.

  Comments ()
  by:

به این نتیجه میرسیم که اگر از همون اول اینا خارجیا روحیه ی تجاوز کارانه نداشتند مرداشون به مرد برای لواط و زن به زن هم رجوع نمی کرد حالا هر زیبایی ای رو که مشاهده می کنند میخوان تجاوز کنن و تجاوزکارانه می نگرد دیگه مرتیکه کار نداره که زن زیباست یا مرده زیباست میخواد اصلا زشتش کنه با عمل قبیح خودش و میخواد همه زشت باشند و اونایی که زیبان هم محکوم به عمل فبیحانه ی این افراد از جامعه هستند...انگار تو دلش یه چیزی هست داره شیطان کنترلش میکنه و خرابش البته دید شهواتیشو..

  Comments ()
  by:

http://www.4shared.com/mp3/ZjUqRew7/312.html
سخنرانی آیت الله فاطمی نیا است.

 این سخنرانی که آپلود شد خیلی شبهاتی رو که داشتم رو برطرف نمود و سخنرانی ای هست که خیلی مهم و کاربردی است...!!!

-امتحان خدا ملائکه را که متواضعین از مستکبرین جدا بشن و خدا نیازی به امتحان ندارد و به ضمیر اشخاص آگاه هست پس چرا امتحان کرد؟و موضوع آفرینش انسان از گل و خاک و اینکه همه سجده کنید و کلهم سجده کردند الا ابلیس (شیطان) که سجده نکرد که گفت من از آتش آفریدی و اون رو از گل
 و امام متعصبین که ابلیس است و سخته که به یه مخلوق بگویند که دشمن خدا است ولی پایه ی عصبیت را شیطان گذاشته.لباسی که باید خوار شود رو از خودش دور کرده شیطان!

-ما چون نمی دونیم امتحان می کنیم ولی ما  رو خدا که خوب میشناسه حتی از وقتی که جنین بودیم در شکم مادر خدا میدونست ما چی کاره ایم و همیشه میگیم خدا امتحان میکنه و امتحان خدا برای این نیست که بنده رو بشناسه بلکه امتحان خدا برای اینه که بنده خودش خودش رو بشناسد!!!و مسئله ی امام زمان که اگه بیاد من فلان می کنم و اینو الان علی الظاهر میگیم...

-ماجرای عابدی در کوه لبنان که از غیب غذایش می رسید که خیال می کرد مخلص ترین فرد روی کره ی زمین هست یه شب غذاش نرسید و شروع کرد غر زدن که عمری داریم عبادت می کنیم پس چی شد...یه وقت عبادت روی مزدشه یه وقت روی عشقه که ما نمیفهمیم دیر شد یا زود شد و...که خلاصه میره دم خونه ی یهودی و سه قرص نان از یهودی میگیره وسگ یهودی دنبالش میکنه و میده به سگ و سگ باش سخن میگه و خدا  به نطقش میاره و میگه به سگ توچه بی حیایی و سگ میگه تو بی حیایی که یه روز غذات نرسید اومدی پیش دشمن خدا و...

-ماجرای شیخ حسنعلی اصفهانی که زیر سرمای 20 درجه زیر صفر شبی 6 ساعت عبادت می کرده و بنا تبوده بمیره و دست میکنن زیر عباش میبینن انگار تنور نانوایی است و میگه فکر میکنی اسم خدا اندازه ی 5 کیلو زغال اعتبار نداره؟و...

-کسی که خدا رو بشناسه از خدا سیر نمیشه و طرف میگه نمازرو بخونیم که میخواد فیلم بزاره!!!!! خوب نمیشه!!!!

-ماجرای طلبه ی کاشانی 15 ساله که به مشهد میرود و خرجی تمام میشه و بیش از 8 9 ساعت بی غذا میمونه و به حرم مطهر امام رضا(ع) و...

-خدایا امتحان میکنه و دعا برآورده نمیشه که امتحان نشیم ولی بگیم خدایا امتحان ما رو سخت نکن

-مسئله ی ملائکه که درجات مختلف دارند و اسراری داره که خدا فرشتگانی دارد و فرشتکان ماموریت مختلفی دارند و ملائکه به این ها میگن ما دوستان شماییم در دنیا و آخرت و بعضی ملائکه ملائکه تضذید هستند به اذن الله که شرکم پیش نمیاد که ملک الموت از طرف خدا است و خدا یه جا میگه خودش جان شما رو میگیره یه جا میگه ملک الموت میگیره و خلاصه بعضی هاشون ملائکه تضدید هستند که یه وقتی میخوایم پامون بلغزه یاری میده و ملائک دو طرف ما که پاش بلعزه نمیزاره حتی اینا گناه نکنه و فکر نکنیم که چرا سلام نکردند با ما و... حدیث هست که خدا برای فرشتگان که ذلتنگی داشتند خدا ملائکه ای شبیه حضرت علی خلق کرد و ایشان هم صبح به صبح امام علی سلام میداد به این ملائک.اثر وضعی دو فرشته در خوشحالیشون در زندگی ما.

-در نماز صبح اول وقت خوانده شده ملائکه ی شب ملائکه ی روز می بینند و یاد داشت می کنند چون ملائکه شب هنوز نرفته منتظرند که ملائکه روز بیایند و اینا عوض می شوند.

-و اما البلیس که اسمی داشته که اسمش عزازیل بوده که ناامید شد از رحمت خدا شد(ابلس) و برای همین بهش میگن ابلیس

-ملائکه همه سجده کردند غیر از ابلیس که مثتثنی منقطع است و فرق داره با مستثنی متصل مثلا بگیم همه آمدند جز علی و یا بگیم همه آمدند جز گوسفند که میشه منقطع.ابن ابی الحدید میگه فرشته شده بوده و ما علی الحساب باید انگار مستثنی منقطع بدانیم.کفره کار شیطان و علما گفتند که سجده بر آدم تبوده بر خدا بوده و حضرت آدم به منزله ی کغبه بود امروز برای ما و ما برای کعبه نماز نمیخونیم وگرنه مشرک میشیم و برای خدا رو به کعبه نماز میخونیم که خدا همه جا هست و صلاح دونسته خدا که رو به کعبه باشه.

-گفتن کفر ابلیس ظهور بوده(چیزی نبوده یه مرتبه کافر شده) یا اظهار بوده؟؟؟کفر ابلیس اظهار بوده نه ظهور....نماز بخون روضه بگیر درهایی باز میشه

-بلعم بائورا که ملکوت رو میدید که چیزی پیش اومد که خدا تشبیه ش میکنه به سگ که ولش کنی صدا میکنه کار اشم داشته باشی صدا میکنه

-خدا میدونه این کیه اما با ظاهرش رفتار میکنه عیب نداره بزار حجت برش تمام بشه اما بالاخره خودشو به خودش میشتاسونه

-شیطان فهمید که مستکبره اما باز نافرمانی کرد و خدا گفت تا قیامت لعنت من بر تو باشد!!! شیطان رو چرا آفرید پس؟؟ ایمان بی معنا میشد و خیلی بی مزه میشد

-داستان شیطان پرستان که اومد تو مجلسشون و گفت شما قرآن رو قبول دارید گفتن بله بعد گفت چطوره که خدا گفته لعنتش تا ابد بر شیطان گفتند که اگر پدری به پسری تشر زد فضولیش به کسی نیومده!!!و مجلس ختم شد. انقدر احمق میشه و شیطان ممکنه تا جایی به پیش بره که بپرستندش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-و جمع بندی اینکه چون شیطان خودتمایی کرد و سجده نکرد خدا لعنت رو برش دائمی کرد و به خاطر حمیتش ذلیل کرد.

-در کتاب سنی دیدن ایشون که مقاله ی نوشته بود که امام خسین رو با قرآن شباهت داده بود.سه تاش اینکه 1. همانگونه که نشستن در مجالس قرآن عبادته نشستن در مجلس اباعبدالله هم عبادته(سنیه میگه ها) و دوم اینکه همانگونه که نگاه کردن به خطوط قرآن عبادت است نگاه کردن به ضریخ امام هم عبادت است3.همانگونه که قرآن شفا و رحمت است برای مومنین تربت امام حسین هم شفااست برای تمامی بیماری ها.


  Comments ()
  by:

داشتم فکر می کردم که مدرسه فیضیه یه سری اسراری رموزی از قبل داشته که ترورشون کردند این روحانیون عزیز رو آخه داشتم توی کتابی میخوندم حالا شاید عیب نداشته باشه بگیم نمیدونم والا بالاخره اونام کار خودشون رو کردند و کلی از این ها رو ترور کردند البته داستان های زیادی بود و عجیب و غریب تو کتابه برای گفتنش اما اینم ه:

البته من برای جنگ و دعوا اینو نمیگم ها تو کتابه نوشته است:

"ترور اف کندی

آقای کشمیری فرمود:"من از اهل علمی که موثق بودشنیدم که جعفر آقای مجتهدی در مدرسه فیضیه به کسی که قصد ترور رئیس جمهور آمریکا داشت سه بار گفت:"بزن"!!

پس جان. اف. کندی رئیس جمهور آمریکا ترور شد.

در واقع موکل جعفر آقا او را ترور کرد و کسی هم از قاتل او با خبر نشد...."

خلاصه کلمه ی "ترور حان" رو سرچ کردم خودش چند تا موضوع اولش تو گوگل باز شد و فیلمش در سایت آپارات و مقاله ی قتلش رو هم خوندم.من نمیدونم اینا تو فیضیه یه کارایی می کنن...

  Comments ()
  by:

داشتم بدین فکر می کردم که انسان گاهی میگه خدایا من اینکارو کردم اونکارو کردم ها حالا میبخشیم...

خوب همین که آدم مثل دعاها پریشون میشه و یا خاشع در نماز و یا گریان کلا همین نشانه ی بخشش رب است همین که دیگه غرور بیجا نداره همین که حس بزرگی نمیکنه و خودش رو یه عبد میدونه اینا خودش نشانه است حتی من داشتم یه تحلیلی می  کردم که خدا توی دعاهای توبه مثلا امام سجاد (ع) در صحیفه خواسته چیزهای بالاتری خیلی بالاتری جز بخشش رو نصیب آدمی کنه که قدرشو ما نمی دونیم توبه بهونه شه اگر چه کلیدشه و گریه راهشه ولی دیگه زیر دست و بالاتو میگیره و میبرتت بالا حالا با اون وضع خاشعیتی که داره خود دعا که مگر اینکه ما درکش کنیم فراق رو و به خدا نزدیک بشیم و دوست بشیم شاید شما بگی با خدا دوست شدن چیز مسخره ایه ولی کفر میگی چون قهری و گناه کردی مثل من و منم که دچار این بیماری شدم و توبه م قبول نشده که این حرف اصلا به ذهنم اومد و دارم خودم رو نصیحت می کنم ولی خوب میخوای چه کارکنی وقتی گفتی در نماز خدایا به من بنده ی عاجز و حقیر کمک کن و دستمو بگیر و خم شدی و خاضع شدی و قلبت خاشع و سبکبال شد اصلا آقای فاطمی نیا میگفتن که افرادی که مثلا در جوانی چشم برزخی شون یه مدنی وا شد یا کرامنی ازشون دیده شد اینا گویی یک صفت یاچند صفت عالیه داشته اند و صحبت ایشون در مورد صفت عالیه هست که گاهی یه صفت خوب داشته باشه انسان خدا میخرتش همونو هم حالا من دقیق یادم نمیاد چی میگفتند ایشون ولی نکات مهمی داشت..

  Comments ()
  by:

عجب گهی خوردیما ببین عزیز جان برادر من گفتم یه دونه یک کپه از پسته رو بشکون اونم بعدش گفتم اگه خیالاتی نشده باشم الان هر دقه یه دون خرابم داره درد میکنه هی ول میشه هی خوب میشه منظورم نبود که با دندون خرابت که بشکنی با چند تا دندون جلو (دندون ثنایا حالا کدومش هست؟) خلاصه یه غلطی کردیم گفتیم یک ساعت هم طول کشید بابا یه فکری هم به حال میکروفون توی دندون خرابت هم بکن!!! یه فکری هم به حال دندونای ما ازاون موقع دیگه از این غلطا نکرده بودما خلاصه برای حرف نزدن اومدیم یه چی بگیم که بشکن بازی کن و بازی کن و سرگرم باش اگه مزه ی خوردنی میداد بخور اگه اوقات تلخی میداد تف کن بیرون همه ش که نباید خورد من اعصابم خورد بود و تنها بودم و حوصله م سر رفته بودن نشستم این یک ساعت رو تحمل کردم و همه شو هم خوردم و تا حالا سیرم حالا اگه دوس داری میتونی پوس موز و هندونه و گردو هم امتحان کنی!!!شوخی کردما نگین این دیونه استا چی کار کنم دندونم بی خودی درد میکنه باید برم عصب کشی کنم...

  Comments ()
  by:

الان داشتم قرآن میخوندم سوره های کوچیک قرآن از آخر رسیدیم به:

  1. وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ

  2. فَأُمُّهُ هَاوِیَةٌ

  3. وَمَا أَدْرَاکَ مَا هِیَهْ

  4. نَارٌ حَامِیَةٌ

حالا شما نگاه کنید توی سوره ی قارعه خدا کسانی رو که میخواد عذاب کنه چی میگه حالا گفتنش نه که تاثیری نداره ولی خوب باید خودش آدم هارو هدایت کنه که اینو هم بگیم بعد خودش که خداست رو  که نمیتونه جای بشر بزاره که بگه چه خبره میگه (و ما ادراک ما هیه ) و میشه فهمید ایتو که از یک دید نیست که ما ادراک به کار برده شده و از یک چشم نیست و چشم های مختلف چیزهای متفاوتی رو خواهند دید.

حالا آمزیکا میگه نحریم میکنما خوب میکنه میگه تجاوز میکنم به حریمتون ها خوب میکنه زورشم نمیرسه بجنگه فقط حرف میزنه حالا نگاه کن خدا چه مهربونه که راحت همه چیزشون رو  از قبل میگه بهشون که چه حالتی پیش میادا البته آیت الله فاطمی نیا درباره ی وعده و وعید هم صحبت کردند که اگه شنیده باشید میگفتند که یکی به پسرش مثلا (حالا مثالش رو الکی خودم زدم ولی نتیجه ش مهمه) قول میده براش اسباب بازی بخره بعد اگه قرداش نخرید همه مذمتش میکنن که چرا پس تخریدی؟؟ تو که قول دادی ها؟ ولی یه موقع هست میگه به پسرش حالا بزار بریم خونه برات دارم یعنی میخوام بزنمت بعد اگه نزد هیچ کس نمیاد بگه چرا نزدیش یه همچین مثالی میزدن که  خدا چقدر مهربونه! که همینطوری این مثال رو یادم انداخت شیطون که گفتم که اینم هست به قول شیطون رجیم!...و نمیدونم جاش بود که بگم این مثال رو یا نه!!!

البته درسته که ما چقدر آیه داریم که وعده ی عذاب حقه ولی نگاه کنیم قرآن جهانی و یه چیزی میگه خداها که عقل ما نمیکشه وگرنه در نظر بگیر اهل بیت از عذاب چقدر صحبت کردند با یارانشون در روایات نه همین که گوش دادی به روایات و با مایین همین که دشمن اهل بیت نیستید هواتونو داریم و نمیخواد به عذابش فکر کنی ولی باز تو دعاها و مناجاتشون میبینیم باز دوری و کمی توشه حتی از گناه صحبت می کنن که هیچ وقت نکردند و خودشون رو جای ماها میزارند


  Comments ()
  by:

خلاصه شما نیگاه هر کاری میشه پیش بیاد مخصوصا از باب اباالفضل(ع) و باب الحوائج ها چه اشکال داره ما بگیم در اون مورد که گفتیم که مثلا اسب پرنده رو با کمک خدا خلق کنند و در اختیار ما زمینی ها بزارند حالا شما ببین ما چی کار کردیم البته از اینکارا زیاد کردند و هر چی میگدره نعمت های خدا بیشتر شده روی زمین هم و مثلا 100 سال پیش کی میدونست موز چیه تو ایران مثلا شاید از فلان قاره یه مرتبه کشف شد بالاخره اسب پرنده  هم میاد از برکت اون ها ولی نگاه کن ما چند تا دونه اسب آزاد داریم در همین شمال کشورمون حتی ما صحبت شد که چه خبره در مورد اسب ها و زورکی در محل هایی به دنیا می آن  و از همون بچگی تحت مراقبت خاص برای سو استفاده های مختلف اگه اسبی هم سود داشته باشه هستند تا گاو شیر بده.

و من تو حمام خانه ی خالی قبلیمونم گفتم که حضرت اباالفضل میخواد دلش میخواد یعنی جامعه رسیده بود فکرا به جایی که لیاقت داشت مثل این هرکول هستا مثل اون اسب پرنده داشته باشه حالا اگه خودمون لایق نیستیم اما چه کنیم دیگه یا فکر ها به عقب برگشت و بیشعوری یا هم زوده هنوز......

و چه ظلم ها نمیکنیم به همین اسب بیچاره همین حالا و قدرت تسلط می نامیمش..

  Comments ()
  by:

داشتم بدین فکر می کردم حالا شما رو نمی دونم اما خودم اقدر سنگ دلم در عین خال ترسو که ذکر خدا یا توسل انگار رخ نداده و با جان خودم نمیگم بعد یه خورده که نه خلاصه ترسو قاطیش کردم دیدم بد کاری نیست مثلا داشتن برام تعریف می کردند چیزیرو که به خاطر ترسناک بودن اتفاقش صرف نظر می کنیم از گفتنش که چی شده اما خودت رو که میتونی جای اون بزاری که دو تا بند انگشتش مثلا قطع شده یا میخوان قطع کنن بعد چی میخوای در اون حالت از خدا و ائمه خدا نیاره محض همین نیاوردنش هم هست که میگیم بزار وگرنه بهانه ی عاشق خدا و رسول شدن یه تیک ه.والا آقای فاطمی نیا هم یادمه می فرمود که اگه به ما بگن مثلا که از همین الان دو هفته ی دیگر میخوایم سیگار روشن بکشیم یه دو دقه ای رو دستاتون حالا ببین از حالا چه کار می کنیم ما....................................شاید اینطوری می فرمودند

  Comments ()
  by:

حالا ما عقیده ی خودمون رو داریم و مادامیکه عقیده ی من و امثالم باعث گمراهی افراد دیگه نشه و ضربه به نظام وارد نکنه عقیده ی شخصی است وعقیده ی شخصی هم محترمه ما که یقیه ی شما رو نگرفتیم که بیا این چرت  و پرت های ما رو قبول کن و الحمدالله شما هم نه حسادت داری به چروت ما نه احساس کمبود و دلتنگی پس نتیجه همین که طوری هم حالا نشده سیاسته دیگه قبول کن بین خودمون بمونه...

  Comments ()
  by:

الان امروز که نه دیروز داشتم از توی تلوزیون فیلم سینمایی بود چه میدونم شایدتم سریال خلاصه می ردیدم این شد که بد نیست بگیم که چه قدر خوبه این کارشون و پرمعناست اغلب هم سریال های پلیسی یا پزشکی یا از این نوع سریال ها پخش میکنن چون اینا چیزی به نام عشق  ندارند دیگه و خرابکاری به بار میاد ولی همین پلیسی جناحی که صحنه های زشتم که نداره که پخش میکنن کلی با مفهومه

اولا دوبلر ها آدم های باحالی اند و مثل اون سری آبادانی ها بود که کلی میخندیدیم که صداهای خارجی ها رو دوبله کرده بودند و حالا دیگه از این کارا نمیکنند و پرداختن به مسخره کردن مسولین نظام و داخلی ها از مجری و بازیگر حالا اگه بگدریم از  خنده اینکه دوبله شون همچنین به صورت عادی و کلاس بالای بالای عرفانی مذهب نیست پایین هم نیست یه چیز قابل قبول عرفه که کلاس خارجی بودن طرف رو نگه داشته است!

دوما میرسیم به اینجا که اونام که میگن بهشته زندگیشون یه سری بدبختیا دارند درسته زنه میشه رئیسش و خوش و بشم میکنن ولی همین تو ذهن یکی مثل من بچه ایرانی میاد که بله این  خوشو بش زن و مرد سر کار و جایی تو خیابون این اصول اهل بیت نیست و فقط به هر صورتی که باشه خوب خوبشم این خلاف در دین محسوب میشه مخصوصا اگه از حد بگدره و میره تو مغزم که من اول نمیتونم تو این دنیا مثل اینا باشم کما اینکه چادرین خود زن ها هم دوم اینکه اگه بخوام اینکارو بکنم دارم ادای همین فیلم ها با ادا و  اصولشون رو در میارم که در این صورت غلط اندر غلطه چون اینجا شرایطش با خارج فرق داره و اینکه هر کاری بکنند اینا اول درصد ریاشون باید حالا من نمیدونم واقعیت رو باید بیشتر باشه در فیلم هاشون نسبت به بازیگران ایرانی و هر کاری حتی خیلی خوب هم بکنن ما نتیجه میگیریم که آخرش که اهل بیتی نیستند ممکنه فیلمنامه پیغمبرانه باشن ولی سرشتشون به یه بچه ایرانی و فرهنگ و اشعور ایرانی نمیخوره تا سی و سه پل اصفهان و اون نقش نگارهای باحالش الان میدونی چه کسانی که این اعتقادات رو داشتند و الان روی خاکند...

سوم اینکه داشتم میدییم امروز ییعنی دیروز دقایقی از فیلم رو که زنه رئیس مرده شده بود و حالا کار نداریم من شما شاید داشته باشی اما نگاه من بیننده بیشتر به این زن خارجی بود یا مرده؟ در سکانسی که کنار هم بودن اینجاس که شر بودن زن ها معلوم میشه بچه الگوش شده مادر نگاش به زنه و مادر ما هم دیدمون بد نگاهمون به زن چی در میاد؟ اینکه زن شره؟؟؟ خلاصه مرده هر چی بی غیرت باشه و سوسول به قولا بعد ازدواج بچه دار که شد کلی عوض میشه ولی زنه شر چطور!!!

چهارم اینکه همه ی داستان و بدبختی و خوشبختی حتی از درون ما  و ساخت ایران نیست عوامل و دنیای بیرون هم هست که اونام اسیرند در عین اینکه با وسایل راحتر از ما شاید فقط زندگی می کنن و از دید امام رضا (ع) شاید شمام جز خارجی نشین انگلیسی باشی واقعا چه فرقی میکنه من نمی دونم حالا شما به خودت افتخار هم میکنی یا نه آخه اونام آدم حسابی دارند مثل ما و شعور و فرهنگ بالا درین فساد اخلاقی بالاترشون..برای پیرمرد و زن ها خوبه برن مسافرت...

پنجم الان شما نگاه کنید با هزینه ی کم و دوبله کردن به چه گنجینه هایی میریسیم حالا من اون زنه کره ایه کی بود آهان یانگوم اونو نمیگم صرفا بلکه یه چیزایی هم یاد میگیریم از اون نوع فیلم های خارجی که از اینا بیشتره اون بحثش و برنامه ش جداس فیلم اروپایی آمریکایی رو میگم والا فرهنگ شرق بسیار غنی و عزیز تره که همونم دارند خرابش میکنن به مرور نه فیلم های اروپایی و آمریکویی رو میگم که به ملت فکر میکنن خبریه بله میشه زندگی کرد در اون صورت در خارج از فیلمهاشون معلومه!

و نکات دیگری که میشه فهمید که چقدر خوب بوده که همچین فیلم هایی رو پخش کرده اند................


  Comments ()
  by:

داشتم الان سوره ی بقره رو مروری میکردم و می خوندم از رو بعد به یه جایی رسیدم سوالی برام پیش اومد که چرا خدا میگه:

قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ

در این آیه که قبلش خدا خواسته بوده از فرشتگان که اسما اهل بیت رو شاید یه سری اسما رو بگن و نتونستند بگن و آدم میگه(البته گروهی از فرشته ها شاید منظور بود و مهم هم بودند نه که فرشته ی الکی که خدا نام ببره تو قرآن و یادشون کنه) خلاصه نمیتونن خالا سوال اینه که چرا خدا میگه آیا من بهتون نگفتم که من غیب آسمان ها و زمین رو می دونم و آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم.

خوب اگه نخوام تفسیر به  رای کنم چند فرضیه پیش میاد کدومشه حق؟

1.فرشته ها ادعاشون میشده و داشتند غیبی آزمایش میکردن و خبر نداشتند که خدا آگاهه خدا گوشزد کرده بهشون و یه جنبه ی بی اعتمادی میان فرشته ها و خدا  و آدم بوده و اینا میخواستن خدا رو هم امتخان کنند یعنی نمیخواستند ها میخواستند ببینند بالاخره حالا که  نتونستند پس چی میشه آیا اسما رو میگه یا نه آدم نه حواهانیشخند..

2.تا ما که بشریم قرآن بخونیم و علم و آگاهیمون بالا بره که کی هستیم و میتونیم باشییم

البته 1 و 2 باهم فرق نداشت نه یعنی میخوام بگم که قرق داشت از اون نظر که ربطی به هم ندارند! ولی اگه فرضیاتی دیگری هم تا من به تفسیر المیزان رجوع نکردم به ذهنتون خرد به منم بگید تا مطلع بشم که چرا خدا این آیه رو گوشزد کرده و مخاطبش فقط فرشته هان یا مان




  Comments ()
  by:

هیچ تا حالا فکر کردید که آیندگان حالا چی میخوان قضاوت کنند در این مورد؟؟ چه موردی...همین دیگه انرژی هسته ایمون دشمن الان فعاله فهمید که ما درسته که نداریم ولی خواصی داریم که این خلع را تا به حال پر کرده و الان میخوان خواص دشمن ساز بسازند و ما آیا آمادگی خودمون رو در این محوله ساختیم حالا درسته یه چرتی مثل من تو خونه هم نتونست خودش رو نگه داره ولی امید ما به امام زمان  دیده هاس و به شماهاس که یعنی دیگه زن دارید و پایبندید به خانواده و زن و بچه تا حوری آسمانی بشر خود شیطان بشری و سمعی و بصری بر سرمون نازل کنه.

آیندگان میخوان بگن چی؟ که ما ایرانیان بودیم که از اول به هر قیمتی وایسادیم سر حقمون و ملت های دیگر را اینگونه از خواب نازنینشان بیدار ساختیم که می شود در مقابل کل استکبار ایستاد آیندگان چه می گویند وقتی ما آرزو داریم همینگونه انرژیمان نفتی بماند و هیچگاه به هسته ای اصلا برخورد نداشته باشیم تا خود حضرتش بیاید و تکلیف نگاه دارد و بکشونیم جامعه رو فعلا تا اون موقع بعد شروع کنیم اصلا آیا همین را میخواهیم؟؟پس مگر نمیگویید ظهور نزدیک است... یا انرژی هسته ای تابوتی بود و بهانه ای برای شروع دوباره و انرژی گرفتن خودمان و ما خودمان خواستیم و درخواست داریم این موضوع باقی بماند و آتش فتنه سران خاموش نشود و پرونده همیشه روی میز باشد تا استکبار خودش به دست خودش خجالت بکشد و بیاید به هر هزینه ی خودش برای ما نوکری کند و بسازد برای ما پایگاههای مهم هسته ای را و برود و بگوید چه غلطی کردیما ولی اگر شما میخواهید پرونده را ببندید به هر بهانه ای بدانید که ما شهید هسته ای داده ایم و ما سرمان میخوارد برای صحبت و مذاکرات و کشاندن موضوع تا فرو پاشی کلی و چقدر رنج و عذاب کشیدیم تا سر این موضوع هسته ای ماندیم و خودباور شدیم و اونایی که از داخل چنگ میزدند باورشان شد که داریم میجنگیم هنوز و پایش ایستاده ایم و جنگ و جنگ تا فتح مکه نبی!!!!!!!!!!!!!!!همشم از برکت این رهبر و رهبری عظیم شان بود که گفتیم و شنیدیم؟؟؟

  Comments ()
  by:

داشتم همینطوری نصف شبی به هواپیمای ربوده شده فکرمیکردم که حالا از یه پایگاهی اومده و نکته ای که به ذهنم میرسه اینه که به هر روشی میخواهند دخالت کنند توی کشور و مملکت اسلامی یه تحاورزی یه دست دوستی ای هر روشی یعنی همه ی مخ هاشون رو جمع کردن یه جا دور و بر ما که یه دخالتی چیزی بکنند وگرنه مثلا یه هواپیما وقتی این همه ماهواره ی جاسوسی دارند میخواد چی کار کنه که میگدره و وارد ایران میشه؟

  Comments ()
  by:

الان دو تا چی موند فقط که باید بگم همینطوری شروع کردیم گفتن نام مبارک امام زمان بابا یه طهارتی چیزی میخواد که آدم برسه الان شما در نظر بگیر این همه علما چقدر از امام زمان می دونن؟ تعریف می کنن هیچی همش تعریف می کنن این شده اون تو خواب دیده فلانی شفا یافت همین چیزا که سعی می کنم منم هیچی دیگه نگم!

خلاصه نکته ی بعدی اینکه سن و سال داره و عروج همین کلمه ی عروج رو میخواستم بنویسم کنار سن و سالات خلاصه شما نگاه کن تو جامعه ی گرگ صفت ما چه عیب داره بچه دبستاتی که واردش میشه بره و گوسفند باشه تا بشه یه عالم بلا مانع و ناظر نظر دهنده خوب یه ببعی خوب و  حرف گوش کن که حالا معلمش هرکسی نمیخواد  باشه حرفش رو گوش میده شبا هم بوس جیش لالا خوب بهتر از اینم انتظار نمیره از بچه های ما تا همشون در درجه کودکی پیر بشن یا یه جایی و مرتبه ای از عرفان نظری برسند!!!

ما الان یه روحانی تو محله ی قبلیمون داشتیم که سر انتخابات عوض شد حالا اگه بگدریم چی شده اینکه میگفت من بچه امو نمیفرسم تو این مدارس بفرسم که خراب بشه یه همچین چیزایی میگفت و بچه اش هم مثل خودش روحانی بود البته دستشون به دهانشون میرسیدا و ارثی چیزی داشتند و صاحب مسجد و بنیانگدار و مغازه های کنارش بودند و خیالش از این بابت شاید کمی راجت بود که همونم گرفتن ولی خوب نگاه روحانی خوبیه و روضه با حال و خواص میخونه ومن چقدر تو روضه هاش گریه کردم و اوج هم گرفتم و هر سال دو سه باری شایدتم بیشتر روحانی کاروان کربلا هستند حالا چرا اینا رو تعریف میکنم سر همون مسئله است نمی دونم والا.بعضی موقع ها بعضی چیزا آدم از این ها میگره که میرند مدام کربلا که جایی  دیگر نمیگیره الکی که نیست میفرستادنش کربلا انتخاب شده بوده.................................................

  Comments ()
  by:

همین دیگه مثلا جوونه به زیبایی خودش می نازه همین.

میگن شیاطین علما خودشون عالم اند همین شیطوناش.

خوب حالا نگاه کنید که شیطان امام زمان دیگه باید کی باشه احتمالا خام و عالم و فریبنده عام پسند فریب یه همچی کسی که خودشم نمیدونه چه غلطی میکنه فقط سیمش به یه جایی وصله ولی عالمه ها نه که نباشه شایدتم یه چی بالاتر از عالم ولی هیچ گاه به پاش نمیرسه و همچنین هیچگاه شیطان همش که گثول نمیزنه طرف رو مثلا امام زمان رو یه کاری میکنن گروهی اینا فتنه درست میکنن به نام یه نفر یه مرتبه از طرف امام زمان یه نفر رو عزل کردن به نام امام زمان هم تمام بشه خوب اینو حلوش رو باید میگرفت! بله تو تاریخ نگاه کنید انگار قبل انقلاب ما با این حسابی که اسلام پیشرفت کرد کاری نشده بوده همش سلطانی پادشاهی زورگو بوده مردمم سرشون تو کار کسب و کشاورزی خودشون کو قیام حسینی خیلی کم بعد میگن هر کی قیام کنه زودتر از مهدی (عج) محکوم به شکسته!!! چرته زورشون نمیرسه اینارو میگن وگرنه امام خمینی بنیان گذار حکومت اسلامی ببینید چه کار کرد و ارواح هم شاید حسودیشون بشه به دوره زمونه ما که این همه فرصت پیشرفت و تکنولوژی داریم و آزادیم به قولی از یه طرف الحمدالله ولی شکرشو به جا نمی آریم وگرنه چه کار کردند عالم های بزرگ گذشته فقط یادی از امام حسین رو زنده کردند و چند تا کتاب و ... کار چندانی نکردند که این هم نیاز نبود یادش زنده بمونه خودش اتوماتیک میشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!پ

یه مشت روضه ی دروغکی هم اضافه ش کردند الان تازه رنسانس اسلام گرایی آغاز شده و ما میخوایم کار کنیم تازه اولشه حالا تازه یه عده مردم مسلمان دارن هشیار میشن که انقلاب کار کی بوده یه روحانی که قد علم کرد مثلا و خدا و امام زمان زیر دست و پاشو گرفتند و زنده نگه داشتند امت اسلامیشو امام ره رو میگم همین!

حتما باید دلی از امام زمان ویا اهل بیت شکسته بشه تا ما به هدف پلید نفسانیمون برسیم خوب نباید اینطور باشه عوام فریبی و ...

ما که انقدر ادعامون میشه اصلا قدرت طلبی مطرح نبوده که قدرت کی بیشتره امام حسین رو تماشا کن مضطر واقعی شد حالا ما نمیخواد بشه پارنی داریم از اهل بیت همین که گریه مون در بیاد چرا در نمیاد  و انقدر سنگ دل شدیم پس مضطر نیستیم و بهونه مونه و دنبال قدرت های الهیه هستیم در حالیکه به دردمونم نمیخوره امام حسین دنبال قدرت بود آیا که مثلا ذهن امثال منو هک کنه یا قدرت های دیگه؟؟چی میخواست؟یاور میخواست همین

  Comments ()
  by:

ما البته گفتیم یه چیزی که حرفمون رو  پس میگیریم البته نتیجه ی مهمی داره که پس میگیریما هیچی گفته بودیم که نیاز به بسیج و یا فرد بسیج نیست نه هست درسته که گفتیم موشکی میشه اومدیم دشمن وارد شد باید دست دوستی بدیم...! حالا ببین خدا هم تو قرآن میگه بر فلج و مریض و ... جنگ لازم نیست بیاد جنگ یا زن خلاصه اینطوری هام نیست شاید همون که گفتیم حوری لخت بهشتی دشمن پرت کرد تو مملکتمون و سگ ولگرد نیاز داشتیم تا خودش متناسب با صاحب اصلیش بگیره پاچشونو حالا نه آموزشش میخواد بدین نه امتحان خلاصه اینارو هم گفتیم ولی نتیجه نگرفتم که شد اینکه ما نباید یه قدرتی همش بالای سرمون باشه تا بسیجی مثلا بسیجی باشه یا سپاهی سپاهی بلکه باید جامعه به جایی برسه که خودش خودش رو امر به معروف کنه و این درسته نمیشه مگه ما خودمون تو خانه مون در این جنگ نرم اول مراقب خودمون باشیم تا بعد ببینیم چی پیش میاد...

  Comments ()
  by:

وقتی حدیثه اینکه شما هرچی می پسندی برای خودت مثلا برای دیگران هم بپسند خوب شما حق داری در اون صورت خودت رو جای هرکسی متناسب با شرایطش بنویسی و یا بزاری شما نگاه خدا اهل بیت رو خلق کرد از اول و ما اگه به جای حضرت زینب بودیم چی میخواستیم از خدا میگفتیم مثلا همین که ما رو داری بسه نه فرشته ای دیگر نه انسی همین ما را بس تا این همه شما در نظر بگیر ام المصائب بشیم اصلا.اصلا لزومی داشت که اینطوری بشه...خودمون حالا میگیم یعنی ما یعنی من میگم شما ممکنه بگی 10 تا آدم خوب خلق کن خدا یا 200 تا چه فرقی میکنه تا این همه ظلم و جور در دنیا داد میزنه!!! برای چی اصلا؟؟ می ارزید؟؟ بله ما اومدیم که غربال بشیم امام حسینی ولی همه که سربلند نمیشیم حالا بیا و  اونا رو درست کن!

حالا میگه طرخ یه سوال چی شد که اینطوری شد پس؟

ما نمیخوایم  شرش رو باندازیم بر کول شیطان و روخ و جن و ملک بلکه خوبش هست بدشم هست ما تو این دنیاییم و بالاخره داریم میگدرونیم و اینجا مثلا فضای نته و هر کس وظایفی داره برای خودش حالا آیا ما وظایفمون رو انجام می دهیم؟

  Comments ()
  by:

من خدا رو برای چی چی میخوام گیرم که بردمون انداختمون خدا تو بهشت اخلد و جاودان بعدش پس چی؟ ارتباط قطع شد یعنی...یعنی همین دو رکغت نمازی هم میخونیم برای خودمون و ارزش چندانی ندارها برای خدا مخصوص نماز مو واقعا حیف نیست؟؟ داریم میگذرونیم با خدا؟ یا بی خدا...

ولی حالا اونی که بهشت رده پایین نمیره یا حتی رده بالا و جهنم هم نمیره نشسته تو زمین خشک یاد خدا شایدتم میکنه مثل اینه که بری سر کلاس یا بروی لم بدی لب دریا یا حتی اونی که جهنمیه اخلد همش خدا خدا میکنه راحت بشه و به فکر خداست تا اون بهشتیه که مست کرده رفته تو حال میدونی هیچی معلوم نیست برای یکی مثل من که درکش از جهنم و بهشت چی باشه همین

یادمه جناب آقای فاطمی نیا می قرمود شاید اینطوری که اگه یه مرجع تفلیدی بگه که آی مردم من یقین دارم که جهنمی خواهم بود مرجعیت ازش ساقط میشه و دیگه مرجع تقلید نیست!!!!!!!!!!!!!

لذا سیرو سلوک هیچ وقت قطع نمیشه شاید اجازه ی یاد خدا کردنم به حهنمیه ندهند و بهشتیه همیشه به یاد خداست اینم ه و همین الان بهشتی و جهنمی معلومه که یاد خدا هست یا نه و ازش خدا گرفته یادشو (بزار بهتر بگیم) یا نه

  Comments ()
  by:

حالا من یادم نمیاد دقیقا آیت الله العظمی فاطمی نیا چی می فرمودند یعنی مخاطبش به کیا بود شاید به کسانی که مبدا میلشون عوض شده یا حتی من میگم کسی که توبه نموده یا کسی که یه عمل بلاشایستی انجام داده خلاصه میگفت میبرندش تو عالم بالا عوضش میکنن میارنش پایین حالا این همه زندانی من نمیدونم راه رو هم براشون بستن ولی آیا محلی هست که عروجشون بدن با اسلام نه دین بازی یعنی یه جایی هست که بتونن توبه کنند مثلا و پیشرفت کنن یا الکی زندان پر کردند اینو من نمیدونم چون تجربه شخصی ندارم ولی ما به کسی میگیم یه آدم دیگه که شکل ظاهریش عوض بشه من خودم پررویم و شکل ظاهریم هم زیاد عوض میشه مخصوصا تو دوران جوانی و فیلم هایی که گرفتند ازم با وبکم رو که میبنم شک میکنم خودمم در صورتیکه همشو یادمه و شکی نیست ولی خلاصه یه آدم دیگه ای بودم! حالا لزوما نه بدتر بلکه شاید بهتر و اینو منن نمی تونم بگم مگر حالم رو توصیف نمایم لذا یه موقعی سیر و سلوک طرف با آلهه ی دیگری است  و آیت الله فلان یه موقع عوض میشه با آیت الله پایین تری یه موقع بد میشه اصلا با شیاطین می افته اگه گناه کنه مثلا و یه آدم دیگه ی میشه حالا بماند که غربیا یه نظریانی داشتند که سلول بدنش بعد مدتی عوض میشه پس دیگه اون آدم قبلی لزوما بد نیست و باید آزاد شه از زندان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  Comments ()
  by:

باور کن باید کلی برای همون برنامه ریزیه به مغزم فشار بیارم که امروز چی گذشته چون خوابیده بودم امروز صبح که رفتم مسجد اول صبحی بعد اومدم خانه صبحانه نوشیدم و خوردم همین دیگه بعدشم رفتم تو رختخواب بیدار که شدم حول حوشه ساعت 4 بود بعدم یه کم غذا خوردم و برام آوردن بعدم یه خورده قرآن بعد نشستم به روز کردن وبلاگ بعدم اینم شد آخه زندگانی...


  Comments ()
  by:

ببین افکار شیطانی رو که ما حساب نمی بریم از کارهایی که داریم انجام می دیم یعنی حسابشو نمی کنیم بی خیال خدا هم اون دنیا حساب نمیکنه راستم میگه ها تو برزخ خیلی چیزا حساب نمیشه وگرنه همه یک شکل و زیبا بودند فکرشو هم بکنی! اما حالا خدا چی میگه خدا میگه برای اینکه فراموش کردین نه حالا حسابرسی به اعمالتون نکردین فقط همینکه روز حساب رو فراموش کردید در سوره ص.ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسو یوم الحساب

حالا چرا اینطوری شد من دارم برای خودم می نویسم اینو و خودمرو نصیحت میکنم  ای بابا شاید حالا به این تندی که من گفتم نباشه ولی بالاخره از ظاهر آیه بر میاد که اینگونه است شما برو تفسیر بخون آیه 26 اینو برای خودم گفتم که فکرم داشت شیطانی میزد که جساب کتاب خودمم نکنم که دارم چی کار میکنم بعد خدا هم حساب کتاب نمیکنه مثل افراد کور...

البته مخاطب آیه کسانیه که از راه خدا گمراه شدند و قبلش هم تو همین آیه می فرماید که منظورش به داوود که که از هوای نفس پیروی نکن که از راه خدا گمراهت میکنه.

یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا نَسُوا یَوْمَ الْحِسَابِ

حالا من چه میدونم داشتم قرآن میخوندم دیدم اشتباه میگم گفتم صاف باشم!

  Comments ()
  by:

بعضی موقع ها ه(هست) که آدم به خودشا نه الزاما یه بچه ی کودکی یا کسی بیاد بگه خلاصه میگوید به خودش که یادت هست با فلان آدم چه کار کردی؟ حالا عن قریبه که خودتم داری دچار همون میشی!! آدم داره حدیث نفس میکنه ها ولی این هدایت الهی است و بخشششه  که اینطوری میشه یعنی تو الان در حالنی هستی که اگه مثلا توبه کنی یا یه راه دیگه ای بری یا از دلشون در بیاری مثلا فلان حرفی رو که زده بودی حالا خدا میبخشتت و توبه ات قبول میشه و یا خودت میگی ای خدا دیگه از این کارا نمیکنم و مثلا با اون حرفم دل کسی رو ناخودآگاه شکسته بودم دیگه تجربه شد که نکنم خوب این حالت که خدا به ذهنت انداخته است خیلی حالت خوبیه چرا؟ چون فرق داره که خدا مثلا کسی رو ضربه مغزی کنه به خاطر کارش و تصادف کنه و بمیره در دم این با اون فرق داره انگار یه راهی رو خدا هنوز باز گذاشته است براش که بیا و دیگه نکن اینکارو ما هم هواتو داریم..همین دیگه نمی دونم داشتم به چی فکر می کردم که این به ذهنم رسید آهان همسایه مون..حالا خدا کنه عیبم هم بفهمم و در مرحله بعد جبران کنم نکنه کسی گرفتار کارای من شده و درگیر و میخواد اینم برای من پیش بیاد در آینده که این به دلم خورد حالا که کاری از دست من بر نمیاد و منم یقین ندارم که هم چی شده هم چی کار خدا به خیر بگدرونه شاید وقتشو تلف کردم ولی چه باید می کردم که نکردم؟؟؟اتفاقا این وقت تلف کردن دوستان برام زیاد پیش اومده ولی خوب اونا مهربونن و درکم میکنن و ناراحتش نیستند بالاخره من چه کنم چه برنامه ای بریزم تو فکرش باشم یا نه

  Comments ()
  by:

امشب که نه دیشب قبل از مجلس رفتنم خواب روم فشار می آورد و مند مجبور که نه ولی قرآن خوندم که جالب بود یه قسمتاییش حالا بماند مثلا سوره ی صاد رو داشتم میخوندم به یک آیه رسییدم یعنی چند آیه که تفسیر نمی کنم به رای مخصوصا ولی شما نگاه کنید

  1. قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ

  2. إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ

  3. قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ

  4. لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ وَمِمَّن تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ


قال فالحق و والحق اقول یعنی خدا قبول کرده حرف حق ابلیس رو که به جز عبادت کننده های مخلص همه رو گول میزنه یعنی بله اینم حق میگفته!!!!!!!!!!

بعدخداا میگه منم حق میگم که از جهنم تو و پیروانت رو پر خواهم کرد

خوب من خییلی کارهای بدنر از شیطان کردم مثلا عجب و ریا که نرم جهنم کلا همه از راه جنهم وارد میشنوند دوما از اونور خیالم راحتت شد که جهنم رو خواهد دید ابلیس خلاصه نمیخوام تفسیر به رای کنم اما در المیزان هم اومده که میتونید خودتوم مراجعه کنید برای اطلاع بیشتر اصلا خود من گدشته از سجده ی خدا نه آدم ها که نکردم و نمازم قضا شد و دوباره اگه تونستم نمازم رو قضاشو خوندم به هر بهونه ای!!!!!!!!!!!!!!!!و امید وارم خدا قبولش کنه و از تقصیراتم بگدره چه برسه گناه کردم نافرمانی هم نکردم هابلکه سهو یا عمدا نمازمو به دیر وقت موکول کردم و نخوندم تا وقتش گذشته ولی هنوز امید دارم به خدا..

  Comments ()
  by:

الان چند ساعت پیش از مجلسمون بر می گشتم یا می گردم و الان اینجام راستی داشتم فکر می کردم به یه چیزی که رسیدم به برنامه ریزی منکر نیستیم که همه چیز دست خداست ولی جنگه بین افراد و شیاطین که چه خبره بالاخره تو این شهر...حالا چی کار کنیم بریزیم یا نریزیم دست خودمونه یا نیست ببین سیاست میشناسه شاید تو شهر ما اینجا جنگ شیاطین بود که برنامه که میریختیم میشدیم برنامه ی دست دیگران ولی الان نه شاید خوب بله بستگی داره حالا به چی فکر می کردم که به این رسیدم داشتم فکر می کردم یعنی تجربه کردم تو خارج شدن از مجلس یکی رو چند لحظه قبل از اینکه بخوام ببنیم یا در نظر داشتم یا اقدر دوسش داشتم که فکر می کنم همین نکته که آیا اگر ما مثلا غیبی ها بدونیم که دو ساعت دیگه فلانی رو خواهیم دید اتفاقی چی میشه؟ اولش شاید من میگفتم عجب عرفانی رسیدم و از این حرفا و دیگه فیلسوف که نه ولی یه مقامی رسیده ام حالا میگم همون کسی که اینو در گوش من یا ذهن من گفته یه برنامه بهم داده و این جبره و من اسیر اونم و آزاد نیستم لذا میبینی در داستان حضرت موسی (ع) که حتی از عیس علیه رحمه میگن فکر کنم بالاتر باشه یه سوالات پیش پا اقتاده در داستان هاش براش پیش میومده گویی یک انسان معمولیه ولی نه پیغمبر خودت صلوات الله علیه نه اون فرق داره و اصلا در ذهن ما نمی گنجه همین دیگه یه مثال اتگلیسی یا آمریکایی هست شاید بار سوم باشه میگم که بی خبری خوش خبری است!!!!

بعد داشتم فکر می کردم که چه غلطی کردیم میخوایم ریشمون رو نزنیم ببینیم دست کیه ها یعنی غلط نکردیما ولی خوب شما سرطانی ها رو نگاه کن مو هاشونم هم میرزند براشون و کچل میشن و دست خودشون نیست انگار میگن بهشون که شما بسه دیگه زندگی یا خیلی خوب بود یا خیلی کار کردی دیگه بسه بیا بریم یا الزاما یه آزمایشی رو میگدرونند و خوب میشند ولی نه این غده ی سرطانی که برای همه ممکنه پیش بیاد یه بار در زندگی خوبه و نعمته یا نقمت و اگه حل میشد خدا گروه دیگر یا بیماری های دیگری جز اسرائیل را می فرستاد که گرفتارش بشیم و اومدیم و بدتر بودند اینا حالا چی کار کنیم...

غده سرطانی رو منفجرش کنیم خوبه...؟شاید بیماری همه جا رو عفونت برداشت باید به دکتر مراجعه کرد کار هر کس(مامخصوصا) نیست نمی دونم چی کار کردن.

  Comments ()
  by:

الان هنوز برای کسانی که میگویند آقا بیا بیا اینکه بله درسته که ما دچار فشاراتی هستیم از غرب ولی به خیرمونه و پیشرفت هایی هم کردیم الان شما نگاه کن به حکومت برزخی افراد همین کتاب سیاحت غرب معلوم شد که اولا زمان دست ما نیست شاید برای اونور دنیایی ها و برزخی ها ظهور رخ داده و ما سهمیه بندیش نصیبمون شده و دوما چی میخواستم بگم؟ بله اینکه اگه ظهور جدیدی و غریبی که همه مشاهده کنند از جوان و پیر و امام رو بتونیم ببینیم رخ بده و مخصوص خواص هم نباشه دیگه اونوقت چی میشه باید از همون عالم برزخ پا بگیره لذا مویم از اولش با ارواح جلسه نتی داشتم که مومن هام دورم جمع میشدند سال ها پیش و لذا حالا که میبینید که کسی زیاد به وبلاگم سر نمیزنه جیگرار رو میگم فعلا برای اینکه ناشی بودم و خطرناک و ممکنه شماها که دنبال این هستید فتنه هم برای خودم هم خودتون بین خودتون ایجاد کنید لذا تنهام گذاشتند به خیالمون خلاصه من یه چیزای پیش پا افتاده رو گوش زد کنم که برای جامعه شناس یا روانشناس با تجربه ش پیش پا افتاده است لذا همین که شهیدی من رو مجبور کرده که چیزی بگم و مطرح بشه بستون نیست چی کار به عقل و شهور من دارید و همین شعور برو بابا کار خودتو بکنید و برقصین مثلا به من چه..

  Comments ()
  by:

http://www.4shared.com/mp3/Uweq4y2-/akhlagh_dar_ghoran__3_.html


+در شب قدر به روایتی و شهادت حضرت

+که سائلی محروم بر نگرده امشب

+عنوان مبحث :شباهت های عجیبی در حضرت علی و قرآن

+موضوع خواب کسی که شعری در مورد علی گفته و پیامبر را دیده بود

+صفیه الدین حلی و دیوانش که شعارای دست یک حضرت علی است

+میگوید: یا امیرالمومنین اخلاقی داری که در لطافت نسیم سحر را شرمنده ساخته در عین حال هیبتی داری که دل شیر و دل جماد رو آب میکنه

+هر بعدی از حضرت گروهی را به کار انداخته

+یه عده سرگرم اعراب قرآن شدند گروهی سرگرم قرائات شدند گروهی در وقوف قرآن سرگرم شدند که کجای قرآن وقف کنیم گروهی در لغت قرآن گروهی به رسم الخط قرآن سرگرم شدند گروهی سرگرم به شان نزول آیات گروهی سرگرم شدند به آیات فقهی قرآن آیات الاحکام نوشتند گروهی سرگرم بعد عرفانی قرآن شدند گروهی گروهی سرگرم بعد فلسفی و احکام قرآن شدند و بالاخره ابعادی داره این کتاب که اصنافی از دانشمندان را به کار گرفته گروهی سرگرم شجاعت حضرت شدند گروهی سرگرم جود و کرم او گروهی سرگرم عبادت ها و اشک های طولانی او و گروهی سرگرم فضائل اخلاقی و مکارم او شدند مشابهتی که خلاصه شد

+حالا در مورد امیر المومنین که گروهی سرگرم علم حضرت شدند و حرف زدند که بحث بزرگی است که فقط در مورد علم حضرت صحبت کرده گروهی در بیان زیبا و خطبه های ایشان صحبت کردندگروهی سرگرم شجاعت حضرت شدند گروهی سرگرم جود و کرم او گروهی سرگرم عبادت ها و اشک های طولانی او و گروهی سرگرم فضائل اخلاقی و مکارم او شدند مشابهتی که خلاصه شد

+ماجرای شیخ عبدوه و مقدمه اش در مورد حضرت و خواندن نهج البلاغه و پیدا کردن شانسکی این کتاب

+ماجرای آلوسی و نهج البلاغه

+اما مشابهت بعدی:خود حضرت می فرماید که ظاهر قرآن زیبا و چشمگیر است و باطن قرآن عمیق است

+شعر مولوی در نگاه کردن به قرآن

+ما جلال رو می بینیم و نه جمال حضرت رو مثلا کوه دماوند به اندازه ی دید چشممون میبنی

+کوه اگر محبت واقعی حضرت علی رو داشته باشد متلاشی میشود

+ماجرای چند هندی که در حجره می ماند و به حرم نمی رود و متهمش می کنند آخرش و بالاخره به اجبار میره و داخل صحن چشمش به ضریح میافته و قالب تهی میکنه و ما اسمی از حضرت در سینه ی ماست فقط

+نفرمود حضرت که عجایب قرآن بسیار است فرمود عجایب قرآن پایان ندارد

+اگر یکی مثل سلمان و یا بنده دانشمند و پاکیزه یک میلیون سال عمر بده و ایشون هر ماه با تدبیر بخونتش باز به همه عجایب نمیرسه

+عجایب امیرالمونین هم پایان ندارد

+حدیث متواتر که یک ضربت حضرت از عبادت جن و انس بالاتر است

+کتاب جواهر که هر مرجعی عصای دستش هست میگه کاش با قصیده ی عذری عوض میکردم و...

+و شعر قصیده.....

+داستان جنگ حضرت

+یک عده از اهل جهنم سر می گویند به جهنم میروند

+برای اینکه سرنوشت ساز بود اون ضربت حضرت علی(ع) و هرکس لا اله الا الله الان میگوید از برکت ایشان است

+کرامت قصیده ی عذریه که کسی تخصص داشته که نام حضرت رو می شنیده بی اختیار میشده  در این اشعار که در مجلسی نیمی شیعه و نیمی سنی ناصبی که یک نقر این حاجی رو میارند و میگن شما که میدونید که به قسمت حضرت زهرا رو که میخونید بی اختیار میشه و میخواند که اینکارو نکنند و مدیجه را بخون که بلند میشه که تو امامه ش سنی های ناصبی گفته سر قلیون روی سرش بریزید تا مجلس خراب شه بعد خالی کردند می بیندد دود بلند نشد همینطور سر قیان دوم و سوم و همینطور از آشپرخانه گل آتش رو با خاک انداز میریزند روی سرش هیچیش نمیشه!!! و همه شیعه می شوند تو مجلسش به راحتی

+داستان خاطبنی بزبان علی

+آرام بخش سید کائنات صدای حضرت علی (ع) است

+صاحبدل که میگفت یه عده بحث معراج می کنند که چطوری رفت معراج در صورتیکه باید بحث کنیم که چه طور روی زمین ماندند ایشان

+خدایا مرا نمیران یک بار دیگه حضرت علی رو ببینم....

+می فرماید یک سال به شب قدر مانده به فکر شب قدر باشید

+و روضه و غیره هات

  Comments ()
  by:

در تحفه ی بعدی دانشجو که خودش همه چیزشو گفته در موضوعش که علت غلبه خواب در شب:

"علت غلبه خواب در شب

از پیامبر نقل شده که خداوند فرمود:بعضی از بندگان مومن هستند که درعبادت من تلاش می کنند. در نیمه شب ها از رختخواب گرم بیرون می آیند و به من سجده می کنندو با این کارها خود را به زحمت می اندازند.من گاهی یک شب یا دوشب آن ها را دچار خواب می کنم تا بیدار نشوند.این عنایت من در مورد آن هاست که می خواهم آن ها در عبادت من باقی بمانند.

وقتی که این بندگان صبح از خواب بیدار می شوند ناراحت می شوند که چرا دیشب به خواب مانده و شب زنده داری نکرده اند. اگر من میان عبادت آن ها فاصله نیفکنم، عجب به آنان مسلط می شود و آنان را به فتنه اعمالشان می کشاند.پس از خود راضی می شوند و خیال می کنند که از عابدین بالاترند و در عبادتم بیش از اندازه بالا رفته اند پس از من دور می شوند و به همین دلیل خیال می کنند نزد من تقرب زیادی دارند!!"

بله علت خواب ما همین هاست اصلا کجا سفارش شده بخوابیم بله گفتند برای آرامش خواب رو آفریدیم ولی چه خوابی؟ خوابی که آرامشم بده و خستگی رو رفع کنه و طرف خسته باشه نه مثل من بخوره و بخوابه که و قرص خواب آور بهش بدن!!! کجا گفتن اقدر غذا بخورید بله ائمه که اونم آیا از خودشون باشه توصیه های زیادی کردند که یعنی ما هم گفته باشیم و مردم فاصله نگیرند و گفتیده اند مثلا معده مرکز بیماریست ولی گفتند اقدر بخورید؟ گفتن بخورید و بیاشامید اما زیاده روی نکنید من بمبش رو میگم ها بمب تبلیغاتی قرآن مثلا ولی حالا نگاه آیت الله فاطمی نیا میگفتند که تو سحر بری قبرستون میشه اگه یه خورده لطیف باشی صحبتاشون رو میشنوی یا میگفتند که پاشی سحر اصلا قلیان چاق کنی بکشی هم سود داره یا میگن بعد از طلوعینه چیه؟ نخوابید که رزق و روزی تقسیم میشه پس ما اصولا نباید خواب باشیم مگر عذرش باشه مگه تشنه باشیم گشنه باشیم که غذا بخوریم نیاز داشته باشه بدن نه مثل بوای آمریکویی کم و شکم دو متر...حالا من کاری به زنا ندارم ولی بعضی هاشون هستند یعنی خیلی هاشون وقتی لاغرند به فکر اینن که خوش هیکلی چه خوبه وقتی چاقند میگن لاغری...یعنی رو فرم نیستند هیچ وقت..

  Comments ()
  by:

در تحفه ی بعدی از دانشجو میرسیم به :

"اشک و گریه

گریان شدم بزاری گفتم که حکم داری؟

                                                فریاد رس بیاری ای اصل روشنایی

چون دید اشک بنده آغاز کرد خنده

                                                شد شرق و غرب زنده زان لطف روشنایی

ای همراهان و یاران گریید همچو باران

                                                 تا در چمن نگاران آرند خوش لقایی

                                                                                   مولانا در دیوان شمس"

خوب من چیزی ندارم بگم فقط اینو بدونیم که اشک که ریختیم به لقامون رسیده ایم و همچو باران بگریی چمن خودش درمیاد یه همچین چیزایی...

  Comments ()
  by:

بعضی وختا ه(هست) که آدم تا وارد صحنه نشه تا استارت رو نزنه راهنمایی نمیشه الان قبل از اینکه وارد نوشت و ارسال مطلب جدید بشم داشتم قبلش چارلی چاپلین رو نگاه می کردم نمی دونم  هنوز هست یا نه ولی دیشب تو راه آمدن به خانه کلی صجت کردیم با بابا ولی همین حرف رو که میزدیا انگار یه نکته ای بعدش میومد به زبان مثلا میگفتم که ایشون گفته آقا نمره به کسی ندید!!! بعد به زبونم میومد که بگم که یعنی امتحان هم قبلش نگیرید حالا که اینو گفتم این هم اومد تو ذهنم ولله نمیخواستم بگم امتحان نگیرید...

بغد یا به بابام تو ماشین تو راه میگفتم یه عارفی چیزی بوده گفته که پرهیزی چیزی داده به سالک که تو از بالای پشت بام خودت رو بانداز ولی فلان ذکر(ذکر بونسیه) رو مگو بعد به زبونوم اومه که یعنی اینکه اگه بگی باید اقدر یقینن داشته باشی که خودت رو  اصلا پرتاب کنی پایین و هیچی ات هم البته نمیشه نه اینکه پرهیزش داده باشه ترسوندتش! که اینو هم داستانش هست تو وبلاگ ان شالله که چه شده بوده..

  Comments ()
  by:

من خودم تو مجلس ابا عبدالله اگه دعوت میشم میرم آخرش که روضه هست هر شنبه سعی دارم متناسب با جمع وحال و حیل و سیستم بندی دادی فریادی متناسب با خودشون و خودمون و عقلم باشه یه کمی دست خود آدمم نیست یه موقعیتی پیش میاد یه دادی میزنی همه میرزند به هم گوش میدی سید؟ خلاصه سیدمون هم یه موقعی تعریف می کرد یه چیزی که یه مشتی مردی چیزی بوده تو مجلسی جایی رفته بودیم بعد این سرشو میزده تو دیوال(ر) و خلاصه خیلی جیغ و فریاد میکرده بعد میگه من تحقیق کردم که چش بوده گفتند که زنش مرده بوده دیشبش!!!حالا شما حساب کن چقدر روی ما کنترله جدای از خدا که امام حسین مجلسش هست و گیرم هیچی نمیدونیم فقط مرده باشه اصلا یه همچین شخصیتی چه قدر ازش دوریم که انگار هیچی نشده و یه صیحه نمیکشیم یواش و جون بدیم چقدر داریم کنترل میشیم بعد میگه وقتی صحبت از گنبده جنون من صددرصده والا این چیزایی که مداجا میگن منم نمیفهمم...دروغ میگن یعنی؟ یا خیلی عاشقند من نمی دونم...اخه دیشب یه نواری سی دی مداحی بود خیلی هم بعضیهاش قشنگ بود جدا از همش ولی یه چیایی میخوندن بعد میگفتم بابا تو هم جنونت صددرصد میشه وقتی گنبد رو میبینی گفت نه!!!تو راه بودیما تو ماشین

  Comments ()
  by:

الان مامان پهلوم بود و میگفت بهم که قول می دی که شب هم همینطور (آرام) باشی و الم شنگه در نیاری و دل مامانو نلروزنی؟؟و من فهمیدم خودمو هم خوب نمیشتاسم که دارم چه غلطایی می کنم گذشت بعد گفتم من مریضم و باید قرص بخورم و از این حرفا بعد گفتم دوست داری به جای من یه بچه ی عقب مونده ذهنی داشتی مثل فلان کسا گفت بچه ی عقب مونده قرص هم لازم نداره و نمیخوره!!!

مگه من چی کار کردم گفتم اون شب قرص نمیخوام به خاطر اینکه تو وبلاگم نوشته بودم و دیدم خودمرو که خمارم دیدم اصرار میکنه مامانم گفتم منو ببر بستری کن تو بیمارستانی تیمارستانی اونم زودقبول کرد همین!

بعد تو ماشین هم نمیدونم چه طور شد درگیری لفظی ایجاد شد و مسیر رو عوض ( رانندگو مامانم میکنه نه من) رفتیم خونه خالی 2 3 روز پیش وگفت اگه بمونی عاقت میکنم منم تو ماشین گفتم که مگه من زنا کردم (مستقیما) با کسی (که حق الناسی هم به گردن بگیرم حالا حق الناس مهم تره با حق الله؟) نعوذ بالله که این قرص ها رو میدین من بخورم من فقط 10 سال پیش یه چیزایی دیدیم زشت و یه کارایی کردم با خودم (پیش خدا و خودم گناهام) برای ارضا شدن الان هم اگه بخوام برم باز نمیزارند تو اینترنت بعدشم من هر باری که به این صحنه ها نگاه کردم زود پاکش کردم که یعنی توبه کردم ( ای خداااااااااااااااااااااااااا)

  Comments ()
  by:

http://www.4shared.com/audio/evhQ2nMx/04_Cheshme_Yari.html

اینم آهنگ ما ز یاران چشم یاری داشتیم!

 که از سی دی درون ماشین بابام از اول شنیدم..

  Comments ()
  by:

داستان از اونجایی شروع میشه که بابام اومد دنبالم تو اون خانه و الان برگشتم پیش خانواده تا مگر خوش بگدره!!! اما چه گذشت..من رو به بهانه ی اینکه میخوای بریم جهرم پیش مادربزرگ اینا از خانه خالیمون به در کرد تا شب یلدامون هم اونجا رها بشه ولی ماجراها داره من میخواستم در قفل شدمو روی کسی باز نکنم ولی تو کافی نت کسی رو دیدم دوستم بود گفت قرار شد در بزنه و من درو باز کنم و دیگه کم کم میخواست بره سربازی میخواست خوش بگذرونه پیش دوستاش اسمشم حسین هست و همسایه مونه.. همین شد که درو باز کردم..

حالا بگذرونیم اینکه اینای که من میگم به عنوان یه فردی که اسیره هستا وگرنه من نه راحتم و مامانم هم آخه ی میگفت نمیخوام از دستت بدم قرصهاتو بخور!!!

خلاصه منو به عنوان یه فرذ مریض قبول کنید که به هوش عقلانی نیست حالا قرار نیست که بر حسب عقل صحبت کنه و یه چرندیاتی خواهد گفت من الان روی کاغذ چیرایی نوشته بودم امشب که الان به ترتیب که نه ولی میگم همینای که دارم می نویسم پس بزار یه نیم نگاهی باندارم حتی برای برگشتن هم که داشتم مهیا می شدم مادر بزرگ آخه ی گفت من یه خواهشی ازت دارم که قرص هاتو بخوری آخرشم گفت حلالت نمی کنم اگه نخوری و حالا از کی یاد گرفته بود اینو من نمیدونم باشه من قرص هامو میخورم ولی گفتم ما ها رو که همه در درصد بیهوشی و کما به سر می بردیم رو به عنوان مریض قبول کنید خوب و خرده نگیرید

اونجا قبل اینکه شب یلدامونو به در کنیم به قولا و یه کمی آجیل و هندوانه بخوریم یه چرتی زدم بعد که بیدار شدم چه غلطی کردم این فیلم ها رو گذاشتم رو نت و چه گویی خوردیما حالا شانسکی یلدامون افتاده بود پیش مادر بزرگ و آقا جون (پدر بزرک) به قولا خلاصه فرداش که بشه امروز رفتیم خانه ی عمه ام و از قضا یه عمویی هم دارم که اونم میخواستیم قبلش پیشش بریم عموی بزرگترم چون رفته بود خانه خدا و مریض شده بود بیمارستان بوده که گفتن رفته خانه ی عمه ام چون نبودش رفتیم در خانه شان بعد پرسجو فهمیدیم بردنش اونجا ظهری رفتیم امام زاده سر قبور بعد رفتیم پیش عمه ام همشم من  و بابام بودیما خلاصه عموم حالش خوب نبود و اصن رو به موت بود و دندون رو دندون می کشید بعد دیدم این اصلا حالش خوب نیست و مشکوک هم شدم وقتی بلند شدیم که بریم بیرون باهاش چون اصلا جون نداشت از اثر قرصایی که بهش داده بودن یا تزریق کرده بودن بعد شکم بر طرف شد زمانیکه بابا بزرگم گفت رفتین پیش عمو حاجی ناشنوا بود نتونستم آخرم حالیش کنم که خونه عمه جانمه بعد گفت نبود؟!!  حتما رفته دم در مسجد نشسته منم با خودم گفتم ایشون(عمویم البته بابا بزرگم هم دسته کمی نداره ولی این عموم که پدر دوتا شهید هم هست مشکوک میزد تو بلند شدن) که با زور بلند شد فقط همین بلند شدنش 5 دقیقه طول کشید و تعجبم برده بود که چی بهش دادن و در چه حالیه و حالتی و گفتم نکنه برای من هم چنین حالاتی با خوردن قروص پیش میاد؟ و من تحت نظر دکترم؟؟ و هوش به سر ندارم آخه کم نیست آدم خوب که چنین حالاتی رو داشته باشند خلاصه کلی هم خونه ی عمه ام آجیل و میوه و شیرینی برای مهمان آوردند و خوردیم و نوش جان و خوش گذشت و مزاحم احوالات شدیم عموم هم دراز کشیده بود با اومدن با پاشد نشست و موقع رفتن با هم بیرون رفتیم!

و من کلی ناراحت بودم از وضعیتم که نکنه منم دچار خیالات که نه با این قرص ها برم تو توهم و ازم عکس و فیلم گرفته باشند یا مستم کرده باشند و عقلم حکم نکنه خلاصه ما مریضم بپذیرینمون همینطور و جوانیم و شهوت مهوت داریم شاید خرده نگیرید ازمون ممکنه تو اون حالت دست خودم نبوده رفتم تو بغل کسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

باور کن به هوش نبوده یم اینو من گفتم ار طرف خودم  تنها نمیگم از طرف یه مملکتیه که میگم این بلاها سرشون میاد و ما!

من خودمم فکر نمی کردم دشمن اصلی امام زمان همین قسمی از امام زمانی هاییم!!!

و شاید میخوان از من که دیگه به خودم فشار نیار و فکر کنم همینکه تو کاسم چیزی بریزند بستون باشه ولی این یه بعد اخلافی نیست! همین

تازه من پرسیدم توی مهمانی که چه طوریم عموم دور خونه ی خدا میگشته گفتند که زیر بغلشو میگرفتند گفتم روی ویلچیر  هم نه؟؟ نه مثل اینکه بعد به بابام گفتم ببین دکترا چه کردند گفت داشته می مرده عو حاجی و ریه هاش خراب بوده که اینطوری شده!!!

بعد میگن نخواب خوب مام قرص خواب آور داریم حالا نصف شده یعنی بعدم  بدن دنیوی واویلان طاقت نداره خوابش میبره و همینه که بلا سرش میاد موقع خر خر دنیوی! یا قرص خوردن

بعضی هام هستند بهونه شونه زن گرفتن و یا شوهر کردن و فکر میکنن اینطوری همه کارها درست میشه و نجات میابدند حتی در این شرایط زمانی و مکانی در صورتیکه اصلا اینطوری نیست چه بسا ازدواج هایی که از روی تصمیم غلط بوده یه..

ولی اینو هم میخواستم بگم از طرف خودم نه از طرف یه مملکت که یه روزی انتقام میکشم یعنی میگریم از همین کسانی که بی هوا یه مرتبه تحت هدف خاص اول مالک فردی می شن دوم اونها رو به کما می برند تا تاریخ و روز رو هم فراموش کنن هم سو استفاده تبلیغاتی فحاشی و فحاشه سازی گرفته تا حالت عادی به دست دکتر مختصص یا مواد فروش به صورت قرص یا مواد مخدر هر اسمی باشه انتقامشو میگریم از جانب دوستام که نمی دونن چی دارن میکشند و بردندشون به عالم دیگه و انگار فوتبالیستند که خریددنشون؟؟؟

بنویس من نمی تونم بیام ولی سلام من رو به رضا حاجی آبادی برسونید!!!

  Comments ()
  by:

داشتم نماز میخوندم حالا که میبینم چه کارهایی بوده و کرده بودیم تو خونه فعلی و قبلی که الان هستم و هیچی یادم نمیومد مثلا چند تا شعر و نقاشی درپیت داشتم به نمازم توجه میکردم دیدم چه ها میگفتم که قابل پژوهشه فقط مثلا اینکه میگن نمازت قبول باشه یعنی خوندی دیگه حالا شما هر طوری که بوده معلوم نیست که بالخره هست یا نه تو قرآنم نیومده بعد ما تقلید می کنیم!

حالا ببین بچه با دل پاکش چه طوری میخونه اصلا نماز که میشه تو برنامه ی مشاعره میگفت یه معنیش یعنی احترام گذاشتن! چه میدونم خلاصه بچه ای که مثل ما عقلش نمیرسه همش میگه تو هر رکنی الله اکبر حالا ما بلد نباشیم که دو تا آیه بیشتر بگیم...تو نمازهامون تا یاد بگیرند؟؟

  Comments ()
  by:

من خودمم دفعه ی قبلی که تنها شدم تو خونه تو شبهه گیر کردم .

در خارج اغلب که اینکارارو میکنن به خاطر دوربین که دیده میشن عقل نصفه و کاری دارند گرچه کارشون زشته زشته مخصوصا ما ببینیم و ستایش نمی کنیم اصلا کارشون رو ولی بالاخره همین خشکی مقدسا تو رختخواب شب بدترشو میکنن و فحش میدن به هم در صورتیکه گفتن مست نشوید و باید عقلی داشته باشیم و به هوش باشید در حالیکه اگه بهوش هم نباشید در حالت سکس به حالی و حولی خواهید رسید بالاخره ولی مضراتش بیشتره اینم بدبختگی همیشه جامعه ی ما بوده که اینا فرزندان باشعورتری دارند نسبت به ما گرچه دارند اشتباه میرند به پیش!!!!!!!!!!!!!!!همین یا شاید مسخ شدیم و خبر نداره طرف مرتیکه...

  Comments ()
  by:

در حین سکوت چیزایی به دهنم رسید هنوز در جیبم یه خورده پوست

پسته هست و لیکن ذهنیاتم رو از قبل موضوعش رو نوشته ام تا الان توضیح بدهم و شاید شما که همیشه از من جلوتر بوده اید بدونید و کنجکاو بودیدا ولی باور کن ارزش این چرندیات رو نداره...

فیلم السون و والسون که بود که دو تا آقا پسر بودند من همیشه به خودم میگفتم که این دوپرنده به منزله فرشته هستند و نمی فهمیدم هم که چه کار می کنند و کوچیک بودم انگار کاری نمیکردند...حالا یه دون دون هم بود که میگفت پسته رو با دندونات بیا و بشکن و همیشه انگار در حال اعفال طرف باشه و به منزله ی شیطان یا فرد جاهلی بود که قصد اغفال داشت و لیکن کارش برای از کار گذشته ها بود شاید که میگفت حالا که دندونات خرابه بگیر بشکن و بخور هر چی دلت میخواد حتی پسته رو با دندون! یا بادوم رو! همین دیگه بی کار نشسته بودم یه دونه پوست پسته کردم در دهان و شکستم و  خوردم انقدر تیکه تیکه کردم در حدود یک ساعت و با بزاق قاطی کردم یه چیز هضم شدنی دراومد که شد بحوریم برای امراض جدید!!!!!!!!!!!!!!!!! چون میدونید امراض جدید خدا نعمت هاشو زیاد کرده و داده در ضمن یکی بود داشت تلوزیون نگاه میکردیم میگفت من دور ریختنی و آشغال ندارم هندونه رو هم با پوسش میخورم که تعجب کردم!!

البته اگه خیالاتی نشده باشم که واقعا ریز ریزکردن مخصوصا با بزاق و دندون عامل کشنده ی بیماری جدید هست یا نه البته زمانیکه که از پودر استخوان استفاده می کنند و ژله می سازند میدن دست بچه ی مردم..

در مورد چیزای دیگه هم فکر کردم مثلا ریشم رو طبق آمار نتراشم ببینم خودش میریزه یا دست نزنم ببینم شیطان  پیداش میشه فقط دعا کنید کسی نیاد من قرصم رو نخوردم که بگم من روانی نیستم و زن رو میتونم بگیرم با خیال راحت شاید...دعا کنید که مثل دفعه ی اول حالا که قفل دارم و مثل اون دفعه قفله گم نشده نابود نشم و مثل دفعه ی اول که رفتم اونجا با زور و پلیس نیان دفعه ی آخر هم یه مامور شخصی اومد و بردم به اون تیمارستان ولی خوب خلاصه اومد تو تیمارستان گفت منو میشناسی گفتم همونی که که دستم روبست زبونش رو گاز گرفت که یعنی هیچی نشده و شتر دیدی ندیدی و منم همین کاروکردم..

بعد فکریات دیگه داشتم اینجا نوشته وقتی که اعتماد به من علی نبود که تو دیگه کی هستی که داری اینکارارو میکنی و نظام برای من شخصیتی تعریف نکرده بود فقط نکشینش همین.. اون موقع من چه باید می کردم؟؟ برای نجات خود و آینده...

اینجا  نوشتم که من دیشت تا حالا بلند با خودم صحبت نکردم و چون میدیدم که بله از بیرون فکرم رو میخونند و بلند هست نمازم رو زنونه و یواش خوندم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نمی دونم چی شد که در مورد زمین کشاورزی هم صحبت شد که باید شیب دار باشه که از بالا آب سر بخوره البته در روش غیر قطره ای ها...

  Comments ()
  by:

دیشب سر قرص خوردن و نخوردن یه جری کردم که نمیخواهم حالا توضیح بدهم و منزوی و تنها شدم و الان ساکن همون خونه ی قبلی شده یوم.

و قفل هم گرفتم تا دم آخر که همراه مامانم بود و هنوز نگفته بود عاقت می کنم و امیدوارم هنوز نشده باشم  عاق خلاصه تا قفل رو خریدم و اول بر زبانم زدم!!! همین

  Comments ()
  by:

میگه خدا همه چیز رو گذاشته و ما رو ول کرده دست خدا یعنی خودش و رفته و دیگه قدرتی نداره!!!

الان شما نگاه کن این هواپیمایه رو که دزدیدیمش اگر شب میومد و روز کلی باهم فرق داشت اوضاعش و قدرتش و مانورش و گرفتنش حتی.

در صورتیکه ابر قدرتند ها ولی رو شب و روز حساب باز میکنند الان داشتم قرآن میخوندم پشت سرهم ها بعد رسیدم به این آیه که یه تفسیرش همین بود که عرض شد:

سوره زمر آیه ی 5

...و یکور الیل علی النهار و یکور النهار علی الیل...

این قدرت خداست که میخواد بگه تا ابر قدرتاشم روش حساب باز میکنن اینا رو گفتم که نه؟؟حالا دید نداریم بزار صبح بشه یا دید شب بهتره دشمن نمیبینتمون!!!

حالا مانور بده...

  Comments ()
  by:

داشتم به خودم یعنی جوونیام نگاه می کردم من باید دائم الخمر که چه عرض شود همین دائم الخمار باشم و سر حال نباشم و چشمام باید همیشه یه خورده روی هم باشه چه میدونم دکترا تشخیص دادند و مامانم هم برام قرص و دارو میاره تقصیر خودمه بله درست میفرمایید و یه کمی هم حسادت شیاطین و شمایا!خلاصه پام هم باید 24 ساعته از شبانه روز چند ساعتیش بلرزه و تکون بدم چه میدونستم اینجوری میشه یعنی پرونده ی اشخاص روبروم نبوده ما باید خام به بار بیاییم!!!یا هیچکی نشونمون ندن شاید بگی فیلم ولی خدا وکیلی فیلم بچه ی 22 ساله ی اندازه ی من خمار که یه چند سالی هست نشون میده...شاید به مواد افیونی حتما دچارمون کردند...

آخه داشتم تو وبکم خودم رو نگاه میکردم و فیلم چند ماه گذشته قبل از تیمارستان که قرص خوردن رو ترک کردم داشتم باهاش مقایسه میکردم حالا هم اگه بدنم واکنش نشون نده خدایی نکرده و خمار نباشم و قوی بشم دوباله میرن قرص رو قوی تر از اولش میکنن و پدرم بدتر درمیاد!!!چه میدونم چه گویی خوردیم اینطوری شده بعدم میگن چرا عاشق نیستی سرکار نیستی یعنی سرحال همین امروز داشتم تصمیم میگرفتم دیگه درس رو ادامه ندم بعد دیپلم زورکیم!یعنی الیکیم گفتم زورکی که خوشش بیاد..

میدونی که برای چی سرم این اومد ما جوانیم دلرباییم این شیاطین میدیدند زورشون میگرفت وگرنه الان با سرعت 90 متر بر ثانیه شاید پلک میزدم و چشمم رو دور حول محور عولا میگردوندم یعنی یه بار جلوی نت اینکارو کردم و خودنمایی که نبود چند سال پیش زورشون اومد که از دست در رفته ام حالام موندم چه کنم برم قرآن بخونم گور باباشون؟ یا الان بشینم مطالب خودم رو بخونم...هرچی هم تو علی لر بلاگ یا بلاگ لر گفتم بیاین با هم آدم بشیم حالا بماند خوشکل بعد قبول نمیکنن اینا و ... بماند. بعد میگم بابا جان عزیز من اگه قرص نمیخورم برای اینه که پارتی روحی روانی دارم مگه میشه حضرت ام البنین من در مورد حضرت اباالفضل نوشتم یعنی باهم کار کردیم من سگ روسیاهش و یا در حالت خوب نوکرش بعد نسخه ی روحی که کار اینا هست رو برام نپیچه و خلاصه نجاتم نده حالا توسط دعای مادربزرگ مثلا همین بسم نیست میگه نه باید قرص بخوری یا نهایتا آمپول و همین شد که فرستادنم تیمارستان یعنی یه دلیل اصلیش همین قرص نخوردنم بود البته تو اون خانه مادربزرگم که قرص میداد اغلب میخوردم اما قرص بخورم تا از کار بیافته و حالم بد باشه وگرنه خودشون میدونن اگه ما حال داشته باشیم و خمار نباشیم چه بلایی سرشون میاد فکر جونشون در خطره یا آبرو ما که همه چیز بهتون دادیم بابا..حالا دارید با دست خودمون میگیرید؟ این لر بلاگ یا بلاگ لر بود جلو نیومد منم دیگه اونجا آپ نکردم باهامون کنار نمیان بعضی ها میگم باشه میخوای سر حال باشیم با هم میخوایم آدم باشیم با هم دعا اصلا کنیم برای هم خوب بشیم تا دارو نخوریم دکتره یعنی پرستاره تو تیمارستان دومین بار میگفت یواشکی که قرص نمیخوری؟ اینو بای تا 40 50 سالگی هم بخوری دیگه امید به بعدش نداشت..

من که گفته بودم پررویم و چهره های متفاوتی دارم..ولی همیشه از بابت امام و نوکری حضرت اباالفضل هم نکردماولی که همش بخوام ربطش بدم به بالاتر ولی دلشاد بودم شما دلشاد باشی و غمی نداشتم چون اصلا ظرفیتشو ندارم و حالام نمیدونم چرا شما اقدر به خودتون فشار میارید که من غمزده و عصبانی باشم تا شاد و قبراق

من سیستمم اتوماتیکه میدونم جایی که دعا نمیکنن درست کار نمیکنم و خدمات عرضه نمیدارم بی حوصله می نویسم که کاری کرده باشم ولی دعام نکنید چیزی هم گیر خودتون نمیاد از رحمت و منم دعاتون نمیکنم خرج داره اینجا دعا کنم چون تا من دعا کنم اول شیاطین که پارتی دارند میان البته میدونم دعا معنیشو نمیدونی بلخره بحل گره هاست که شما خودت هم خبر نداری وگرنه نمیگفتی به دردم نمیخوره!!

ولی حالا که درست می نگرم میبینم همه جا حسودی همینطوریه حسودا خودشون رو بعضی هاشون میکنن زیر چادر میشن برای خراب شدن ما دکرمیگن!! مومن هوای مومن رو دیگه نداره و منزویشون کردندهمه جا مخصوصا تو شهر ما اصلا همرو نمیشناسند برو بابا تو هم ها.

  Comments ()
  by:

امروز صبح مسجد بودم آیت الله العظمی برام دانه ریخت همشم با احکام به پیش میرند انگار بله درس زندگی است این احکام خلاصه برام دونه ریخت منم توی تله گیر کردم باید صبت کنم اول در مورد تراشیدن ریش بود که گفتند جایز نیست و صبت که شد یعنی اینکه باید ریش که تراشیده هم بشه یه ته ریشی داشته باشه و ریشی داشته باشه پسره حالا میگفتن که دستگاههایی هست که بدتر از تیغ هم میزنه!!!ه ه یکی هم گفت که من از یه کسی که هم ریش داره گول هم خوردم در ادامه به دوستش میگفت ریش داشت نمازم نمیخوند و آیت الله  هم از اون طرف صحبت می کردند..

خلاصه گفتن که جوراب نازک زنانه حکمش چیست و جناب آیت الله خامنه ای گفته بودن اگه به قصد (اینجاشو یادم رفت خودتون که میدونید بهتر از ما ها؟) نباشد عیبی ندارد و یا اشکال ندارد و یه همچین چیزایی..

بعد آیت الله العظمی گفتند که به قصد همین هاست دیگه!!!!

خوب نگاه کنید جریان فتنه رو اینجا حالا بزار داستانشو باز کنیم دوباره که بله برای فیلم سینمایی یه موقعی که خود فیلمه هم فتنه بود روی سرشون یه چیزایی میکشیدند که معلوم باشه همین دیگه اگه نمیکردند برای فیلم چه میشد؟؟ با عوامل پشت صحنه! اصلا مورد داشت فیلمه اونم روش حالا داشت یه چی دیگرو ترویج میدادها اینم روش.

  Comments ()
  by:

در مورد تحفه قبلی هرچی به نظرم اومه نیومه یعنی نگاه کردم و فشاری هم نیاوردم اگه فشار بیارم انگار میخوام چه کار کنم خودش گفته خودشم معنی کرده وگرنه هیچی اما تو خواب یه چیزی به نظرم اومد خوابم نبودما دیشب تو رختخواب شد که بعضی موقع ها ما چیزایی می بینیم و زود ناراحت میشیم مثلا دستمون بخواره إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا تا یه شری رسیذ بی تابی می کنیم یه بجه ی همکلاسی داشتیم نه از باب اینکه مام بگیریما دستش زگیل زده بود حالا من نمیدونم شما اونجا به زگیل میگین چی ازگیل؟؟ چه میدونم خلاصه پوست دستش باد کرده بود و دانه ی درشتی زده بود ولی عین خیالش هم نبود چون مردی بود برای خودش تو همین راهنمایی هم بودیم بچه هه هم لر و خوبی هم بود اتفاقا که کاری نداریم به اینش داریم...؟

"انار خندان

تیغ در زراد خانه اولیاست                            دیدن ایشان شما را کیماست

شمشیر تیز در کارگاه اسلحه سازی اولیا الهی است و دیدن اولیا برای شما مانند کیمیاست.

گر اناری می خری خندان بخر                 تا دهد خنده ز دانه او خبر

اناری که می خری خندان باشد که دانه هایش خبر از باطن پاک اولیا می دهدو

ای مبارک خنده اش کو از دهان                ی نماید دل چو در از درج جان

مبارک باد خنده آن انار یعنی ولی و عارف که مروارید (حقایق و اسرار را) از صندوقچه جان و قلب نشان می دهدو

نار خندان باغ را خندان کند                   صحبت مردانت از مردان کند

انار رسیده و خندان باغ دل سالکان را با نشاط می کند و صحبت و همنشینی با اولیا الهی شما را همانند مردان الهی کند."

خوب می دونید که انار خندان رو کسی نمیخره ولی این میه دل سالکان را بانشان ی کند و اونجا هم میگه خبر از باطن پاک اولیا می دهد!!!!!!!!!

 

  Comments ()
  by:

http://www.rahpouyan.com/pageSound.asp?tid=1525

این هم سخنرانی سیدمون هفته ی پیش که خیلی بدردم خورد هر کسی بشینه پای سخنرانی ایشون بالاخره یکی که چه عرض کنم تا پر نشه و  خسته نشه ایشون مثل اینکه دست بر دارد نیست و خسته شون نمیشه!!!!!!!!!!!!

یعنی واقعا حیفه مثل مو کم ظرفیت نیست که یه نکته بگه تمام اقدر میگه نکته ی خاص که آدم گورپیچ میشه و میمونه این دیگه کیه ایشون!آخه چقدر ظرفیت؟؟؟

  Comments ()
  by:
ما ز یاران چشم یاری داشتیم   خود غلط بود آن چه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد   حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود   ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت   ما ندانستیم و صلح انگاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز   ما دم همت بر او بگماشتیم
نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد   جانب حرمت فرو نگذاشتیم
گفت خود دادی به ما دل حافظا   ما محصل بر کسی نگماشتیم

شعر حافظه امام زمان دیده ها و رد کرده هاس که فهمیدند و دیدیند که میگه ما یعنی حافظ و امام زمان و دوستان خوب همینم هست با وفاترین یاران عالم امام حسینی و یاران امام حسین بودند نمیشه که مستقیم دوست شد با امام زمان و حتی نشناسیم که خودشه!!!

من نمیخواستم سراغ حافظ برم و خلاصه دیروز هم توی برنامه معرفت شبکه 4 میگفت ما حافظ رو نمیشناسیم یعنی اینکه یه حافظی بالاخره بوده توی کار ولی بقیه اش امام زمان بوده که سروده من نمی دونما گیر ندینا و خلاصه من نمیخواستم برم سراغش چند بار پیش که رفتم پیش بابابزرگم دست خودممم نبود کتاب حافظ رو بردم پیشش و خوند و خوشش اومد و میگفت اینجاش تغییر کرده و یه کلمه ی دیگه ای بوده و برش گردونند وقتی کتاب رو نمی دونم چی شد که جاش گذاشتم خلاصه چند روز پیش که خانه مان اومد گذاشتش روبروم یعنی ازم خواست که یه شعری رو ببینه گذاشتش تو اتاقم و رفت و منم بازش کردم دست خودم نبود و حالا کار داریم...

خلاصه گفتم ببرش ها خونتون و گفتم هم بمون پیش ما قبول نکرد هیچکدومشو و ماندیم در کارش مامان هم میگفت حالا یه حافظ بزرگتر یعنی خط درشتری براش میگیریم!!ولی کی دیگه و من ناراحتم و اخت گرفته بود به این کتاب مو چون معنی فالش رو هم نوشته توش و گاهی میدیدم چشمش رو میبست و میرفت تو  حالت بیهوشی و شعر میخوواند شاید خلاصه نکته های زیادی گفت برنامه ی معرفت 300004 پیامکشه که پیامک خوبی هم داره انگار...

الان تغیراتی هست توی کتاب حافظ من:اینو من حوصله ام نشد از نت کپی کردم شعر رو

می پنداشتیم و ما پنداشتیم

ما ندانستیم و ما غلط کردیم

بعد به قول مادرم یعنی مامان لسان الغیبه دیگه و از غیب میگه گفت یه فالی برام بگیر گرفتم اومده بود که برو به اون خانه و برو دیگه!!!

بعد میگه گفتگو آیین درویشی نبود یعنی ما غیبی با هم دوستیم نه بشینیم کنار هم توی این دنیا صحبت کنیم و گل بشنویم چون به جایی نمیرسیم.ورنه باتو ماجراها داشتیم!

 

 

  Comments ()
  by:

یادمه بابابزرگم روزی روزگاری این شعرو میخوند در جلوی چشمان من

 

کِت خون ما حلالتر از شیر مادر است

یا اینکه منافق سپاه باش!!!!!!!

که اینا از اشعار حافظ حذف یا عوض و تازه و نو شده

 

  Comments ()
  by:

تو رو خدا اینجور نگاه نکنید این داستان بعدی تحفه رو که خوندی که میخوام بگم تو رو خدا بنگرید که چی کشیده بوده حضرت امام سجاد تف بر زبانم یزید میگفته با خودش که بعد معاویه کسی نباشه و من مقطوع النسل بشم امام سجاد (ع) رو حساب کنید و طرح این سوال که پس کار کی بود؟ تو رو خدا مظلومیت امام رو ببینید و بدونید که چی کشیده. در کتاب بگم؟؟گوش کن من حرفی ندارم:

"امام سجاد(ع) درباره این موضوع که همه کاره خداست و از کسی کاری برنیاید ضمن استمداد از خداوند که او را از بلاهای مختلف نجات بدهد می گوید:

معبود من!1-اگر مرا بلند گردانی، پس کیست که پستم کند.2-اگر تو مرا پست کنی پس کیست که مرا بلند گرداند3-اگر تو مرا گرامی گردانی چچس کیست که مرا خوار کند4-اگر تو مرا خوار کنی پس کیست که مرا گرامیم دارد5-اگر تو مرا عذاب کنی چس کیست که بر من رحم آورد...خدایا مرا آماج بلا نساز...و به بلایی دنبال بلایی مبتلایم مکن زیرا تو ناتوانی و بیچارگی و زاری مرا در پیشگاه خود میبینی"

حالا دیدید چه طور شده همه ی اینا اتفاق افتاد بعد کربلا اونروز داشت تو مجلس میگفت ماجرای کربلا مال 5 روزه و چند روز در صورتیکه  ما میگیم کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا نه بابااا تو هم!

حسابش کن که ناتوان و بیچاره و زاری نمی کرد در پیشگاه خدا در قبل کربلا ایشون چه میشد؟؟؟پس کار کی بوده؟؟

من حرفمو پس میگیرم که نمیتونم..

  Comments ()
  by:

سخنرانی حاج آقا فاطمی نیا:

http://www.4shared.com/audio/LR48B5Rh/_15_.html


در مورد:

+حضور آیت الله یزدی در جلسه

+کف زدن و صوت زدن در مجالس

+حکومت برزخی برخی افراد(بدون توپ و تانکها)

+تمام کارهای ما زیر ذره بین اهل بیت است و اشراف دارند بر این کارها

+زیر ذره بین باشیم و مراقب اعمال خود نباشند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+اختلاف بین شام و مصر در قبر شریف حضرت زینب(س) که شامش درسته؟

+که یقین هرکس برای خودش حجته

+ماجرای پسر میرزای بزرگ شیرازی که گفته در مورد قبر حضرت زهرا؟ نه. زینب (س)که در شام است!

+و یقین ایشان یعنی آیت الله فاطمی نیا که در شام است حرم ایشان و زیر ذره بین بودن ما

+آیه ی که بیانگر اینه که اعمال ما زیر ذره بین بودن ما

+بهشت و تقریب ذهن که ما نمی دونیم و نشنیده ایم و به گوشمون هم خطور نکرده

+مثلا یه سیب بخوره یه موسیقی خوب هم براش پخش میشه و موسیقی اونجا فرق داره و شراب اونجا آدم رو پاک میکنه مثلا شاخه های بهشت میشکنه و بهترین موسیقی پخش میشه و هر چی نفس ها بخوان هست و بهشت زنده است ما نمیدونیم چیه

+حضرت می فرماید:هر چیزی بیانش از عیانش بزرگتره (مثلا توصیف باغ که اونطوری نیست) فقط یه چیزی هست که عیانش از بیانش بزرگتره که اونم بهشته.

+زینت دستگاه خدا که حضرت حسین و حسن علیهم السلام برای بهشت

+دعای پیغمبر رحمت هیچگاه رد نمیشه و...

+مثلا مژده ی پیامبر در دعا:پیامبر(ص):خدایا من حسین و حسن رو دوست می دارم و تو هم او را دوست داشته باش هرکسی را که امام حسین و حسن را دوست داشته باشد .

+عاقبت دوستان حضرت مجتبی(ع) به خیره اگه یه قدری مراقب باشیم

+مگر خودمون خودمون را ضایع کنیم وبی تقوا بازی دربیاریم

+امام حسن(ع):ان احسن الحسن الخلق الحسن و اگر اخلاق درست نباشه دوروبر آدم خالی میشه و...

+مظلومیت ائمه در این است که با چه کسانی طرفند حتی اگر دشمن هم نداشتند روی زمین این ها زجر میکشیدند

+:دلیل بیارید که چرا پیغمبر روی زمین مانده بود اگر دشمن هم نداشته باشند

+یه قطره از پلیدی های معاویه که پسر مغیره میگه پدرم با معاویه شب نشینی داشتند (همین دیگه باید درس گرفت و الهام از همین) رفتم پرسیدم از (با مدرک الاخبار الموقدیات (نفهمیدم گوش کنید)) پدرم که چرا ناراحتی گفت امشب از نزد کافرترین مردم دارم میام یعنی معاویه و نمی دانستم که چه شده مگه گفت:نام مبارک پیامبر به میان آمد معاویه ناسزا گفت به ایشان.گفتم معاویه چطور به پیغمبر با اون عظمت اینطور حرف میزنی گفت معاویه که تو خیلی ساده ای خیال کردی با امام حسن طرفم؟با علی بن ابی طالب طرفم به خدا قسم میخوام نام پیغمبر دفن بشه.گفتم بیا دست بردار گفت والله که میخوام ای بی مادر نام پیغمبر دفن بشه!!!!!!!!!!!!

+دیگه حالا دو دستگی شده و خیلی ها روشن شدند درمورد معاویه پلید!و نگند دیکه معاویه رضی الله است.

+شیعه باید بداند که هر امامی در زمان خودش پاسداری از دین کرده است.

+در هیچ سرزمین نمیشه این همه مردم مثل ایران جمع کرد در دین!!

+در عصر یزید میگن که تمام دین در خطر بود که با قیام حضرت حسین(ع) احیا شد.

+و غیره ها

  Comments ()
  by:

الان دیگه تموم شد ولی قبل اینکه فیلم تا ثریا تموم بشه داشتم نگاه میکردم که این زنه ثریا خانوم داشت چادرشو جلوی دهان مبارک گذاشته بود و  حرف میزد بعد من یاد خودم تو همون خانه خالیمون افتادم که فیلم هم بازی میکردم و اینا دیگه مهم نیست و از دست رفته است چون عالم بالا دیده حالا نمیدونم جن یا شما باخبر باشی خونه که خالی بود!!!

خلاصه چادر سر میکردم می انداختم روی دوشم و نه سر و صورت حرف که میزدم صدای ابلیس بیرون میومد من انداختم روی سرم به خاطر فیلم بازی ها بعد ادای مادر شهید ع در میوردم و صدام میشد پیرزن یعنی نقاشی میشدم به هر سبکی یه مرتبه میرفتم تو اتاق زیر چادر قلدر میشدم و یه نقش دیگه ی بود با چادره هم یه بلایی سرش اوردم که از گفتنش بگدریم که چه شد بی ادبی بود ولی توی تصورم تو حمام دیدم زنی رو که چادر داشت یه کمی هم روسری صورمعه ایش معلوم بود میخواستم ادای ایشون رو درآورم که تصور کردم میرفتم جلوی آینه و خودم رو عوض میکردم وقتی هم که بازیم تموم میشد چادر رو می انداختم و پهن میکردم رو زمین میدیدم که جلب توجه به چادرس نه من و انگار دارند نگاهش میکنن والا روح که دیگه چادر مقنعه فکر نکنم داشته باشه که ببینیم تو خیال چرا؟ من چه میدونم!!!خلاصه همین رو میخواستم بگم که تجربه کسب کردم که چادر رو جلوی دهان بزاریم و حرف بزنیم صدامون و در نتیجه نقشمون تغییر میکنه و اینا رو همونجام گفتم و از آب گذشته ست ها وگرنه هیچی و خلاصه بعضی زنا میکنن تو دهنشون چادر و حرف میزنن که چندش آوره برای مردا که نگاشون میکنن اینا اسراره بود که جلوی دهان بزاری و حرف برنی ها. و خلاصه تو فیلم قهوه ی تلخ هم بود که دستمال داشتند تو دست که یه مزایایش دوری چشم بد و چندش شدن طرف لامصب هست که باهاش بازی می کردند هنگام گفتگو اینم مثل اون سرشه بوای آمریکایی هم نگاه میکرد تو یاهو نشون میداد وقتی مسنجر رو باز کردم که فوکوله چیه پاپیون زده بودند و اوضاع الی بود قبل از جنبش 99%..


  Comments ()
  by:

امروز که نه شبی برای کلاس خواهرم با ماشین و پوس پسته به دهان بیرون بودیم بعد یهویی در سکوت چیرایی رو مزمزه میکردم یه خورده هم توت خشک و تخمک آفتاب پرست خریدم که خوش باشم یعنی خلاصه داشتیم میگفتیما

آقا ما مخالف گسترش خیابون ها و بزرگ کردنشون هستیم این همه کار کردیم و هزینه خرج شد در داخل شهرها مگه میخواین حرم گسترش بدین وگرنه خارج شهر تباید اصلا پیچ داشته باشه و مستقیم السیر باشه شهر تا شهر ولی سیستم داخلی جون مردم نیستند یعنی زندگی میکنن و هستن طوریه که پیچیده هم هستا تو ایران و مثل لوس آنجلس نیست که مردم همه بدونن که تر و تمیزه نه الان شما حساب کن هرجایی رو بکنند تو ایران و شهرها راهی هست باز برای جبران عقب ماندگی و از یه راه دیگه خلاصه میشه رفت دوما ما هرچی وسیله ی حمل و نقل بخوایم بسازیم بهتر از فیلم دزد عروسکها که نمیشه که اون موقع رسیده بودیم یعنی روی زمین هست و فقط بعضی ها می تونن پرواز کنندکه اون هم تو بهشته مثلا حضرت اباالفضل (ع) که جای دو دستانشون دو بال زیبای زیبا خواهند داشت و من نمی دونم دارند الان هم یا نه خلاصه شما در نظر بگیر که مابه تکنولوزی که روی زمین ووایسیم و پرواز کنیم با بال و بریم بالا نخواهیم رسید مگر با دود و فشار و زور شاید اینم از این و در ثانی ما میگیم که باید شهرها شلوغیش کم بشه و مردم برسند به خانه وگرنه نمیشه که با این وضعی که گفته شد که حمل  و نقل زمینی هست نه هوایی در شهور و شهرها بالاخره پس ما بیاییم و تا آخر قیامت همینطوری عرض خیابون ها رو زیاد کنیم نه بلکه باید گفتیم زنه میاد تو خیابان بعد پسره میاد میگه یا دختره که چرا اومدی بیرون پلیسه دیگه بچه ی 789 ساله هفته ها و هشت و نه ساله ها نه هفصد و هشتاد ونه بلکه میاد میگه با اجازه شوهرم اومدم اینم شماره ی موبایلش و گول میخوره یا خیر که کاری نداریم ولی همینه دیگه نه با این فشار و زوری که ما گفتیم و سختگیری ولی هست دیگه تو شهر خیالی ما بعد تو این فیلمه اگه توجه کنی میگوید که :

کو پیرهنم کو شلوارم میخوام برم بانک بزنم........

به حق چیزای نشنیده و نگفته (یه همچین چیزی) بانک چیه دیگه........

یا هل میده پستچی رو میگه این شهر پستچی میخواد چی کار.......

یا موج مکزیکی میرن تو شهر.....

کارآگاهه رو دیگه وللش.......


  Comments ()
  by:

این شعر زیر هستا مو اولش که شنیدم گفتم البته قبل از همایی هم که میخوند تو اینترنت خونده بودم فکر کنم و میگگفتم شعر یکی مثل حافظ رو مسخره کرده ولی حالا که نگاه میکنم میبینم حرف حسابه ولی بدبین هم نشده بودم میگفتم من نمی فهمم چی میگه سنم مهمه!

زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟

 

ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟

 

تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟

 

 من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟

 

تو که مشغول مناجات و دعـــائی چه به من

 

 من که شب تا به سحر یکسره مستم به تو چه؟

 

آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند

 

 تو که خشکی چه به من ،

 

 من که ترهستم به تو چه؟

                                                   همای

  Comments ()
  by:

خدایا دهنم گل بگیره که اقدر مکشوف

حالا یه چی گفتیم که فکرا دیدها به یه نقطه بعد باید عوضش کرد با ذکر خوب امام حسین هم میگفتم چرا این  امام حسین انقدر قرآن میخواند چرا صحبت نمی کرد با فرزندانش میدونی چی شد؟ همین چقدر غیرت الله بود ولی باز سنگ میزدند لبشو بعد شهادت هم دهان ها دندان ها شکسته که چرا قرآن میخواند و میدونستند 100% که دیگه حق داره میگه دیگه معجزه است ولی بازم کوتاه نمی یومدند عده ای اصلا برای قدرت نمایی اومدن در ظلم عده ای برای آزمایش و امتحان جمع شدند خدا لعنتشون کنه همشون رو با خدا هم جنگیدن...

حالا فهمیدی برای چی سر مبارک امام حسین رو طفل سه ساله میخواست؟؟چون بیاد نزدیک قرآن بخونه برای اینم بود. برای این که داشتند عمه ی سادات رو و دختران حرم رو امام رو بد نگاه میکردند و نگاه داری می کردند  و اذیت می کردند تو خرابه ی شام و فهمیده بودند و آزمایش کرده بودند که سر مبارک باید فاصله داشته باشه براشون از توی راه میدونستند...اینا یه همچین کسان ملعونی بودندها

  Comments ()
  by:

حالا که اینحووو رسیدیم بابا اقدر روی من حساب باز نکنیدا مثل قدیما. من الان روی نقطه پرگار؟پرتگاهم الان راحت میتونم گمراهتون بکنم بریم حهنم با هم هم من هنوز همون علی یه ام حواست جمع باشه نه گول منو بخور نه کسی عقل هست منطق اگه قبول کرد که کرد ما سعی داریم عقلانی صحبت کنیم در چرندیات من حساب باز نکن همین

  Comments ()
  by:

"ذکر و فکر

ذکر آرد فکر را در اهتزاز                              ذکر را خورشید این افسرده ساز

این قدر گفتیم باقی فکر کن                        فکر اگر جامد بود رو ذکر کن

                                                                                               مولوی در مثنوی"

خوب رسیدیم اینجا در کتاب تحفه ها

این همه قرآن میگه لا یعقلون حالا ما به خودمون فشار بیاریم یا بریزند تو کاسه مون چیزی؟؟ این یه حقیقته که اگه دلت پاک باشه میریزند مثلا آخوندها که نه عقب مونده ها آیا فکر میکنند؟؟ ولی یک حرفایی میزنند آدم شاخ در میاره خلاصه کار نداریم حالا به اون ها به این لایعقلون کار داریم که یعنی چی بالخره در قرآن بله گفته است که فکر باعث حرکت نه یعنی ذکر باعث حرکت فکر می شود والا فکرم میشه مگه چی داشتم میگفتم اشتباهی؟؟ خلاصه مصرع دوم هم که نفهمیدم ولی الان که داشتم می نوشتم میگه که ذکر خورشید است فکر رو کاری کن افسرده  بشه!!! مثلا بعضی ها ها فکرشون دیگه کار نمیکنه و به یه عالم خلصه ای میرند و زیر لب یه چیزی میگن مخصوصا عرفا رو منظورمه که دست خودشون نیست میخوان سکته کنند شاید چه میدونیم حالشون رو!!

بعد تو مصرع بعدی هم میگه اقدر گفتیم به سرای باقی فکر کن تو قرآن هم همین رو میگه دیگه میگه فکر بکن یه عمری نه تا ابد میخوای یه جایی زندگی کنی کجا رو دوست داری حالا؟ جهنم؟ بهشت؟ مثلا.بعد میگه اگه فکرتم از بین رفت ککه دیگه مثلا تو کاسه ات هم چیزی نمیریزند نه انشالله برو ذکر بگو یعنی مثلا یه خلی مثل من اگر قدرت فکر کردن رو ازت گرفت که دیگه فکر نمی کنی و تایید میکنی مثلا بروبابا داری چه کار میکنی برو چند تا ذکر بگو وولمون کن بابا ها! اینم از جنبه ی خودم جنبه های دیگه هم هست آدمی که گناه کنه نعوذ بالله ممکنه به جایی برسه که فکرش جامد بشه باید استفعار کنه یا در عرفان هم من خبر ندارم دیگه نمیکشه طرف نمی دونه چه کارکنه فکرش رو باید عوض کنه روی اون نقطه چه کنه ؟ ذکر خدا بگه قرآن بخونه که اینا با تجربه به دست میاد..

  Comments ()
  by:

یه حرف درشتی که میزدم تو حمام اون خونه و فکر کنم نگفته باشم همین بود که خدا انسان رو آزاد گذاشته خودشش تصمیم میگیره حیوان باشه یا حتی جن بشه یا انسان و فرشته و هر چی دیگری که تصورش کنی لذا عده ای خاک میشن تو جهنم عده ای هیزم جهنم داریم اینا رو دیگه باشه هم به معنی بشه هست دیگه چون پرسیدند از آقای کشمیری گفت بهشت قیامت الانم هست خوب پس چی میخوایی یه عده تعجبشون میبره که تو این قیل  و داد مثلا چرا سنتور منو آوردن چسبوندن به دستم...

تعجب نداره ولی خدا به بعضی چیزا هم قسم میخوره مثلا قلم یعنی خوبه قلم باشه تو قیامت کیبورد مثلا یعنی میخوام بگم منم کارم خوبه ها!!!

مثلا تصور کن کامپیوترم رو میخوام چی کار روز قیامت که انس گرفتم بابا بزرگم هم میگفت قبلانا که آمخته نشو بهش(انس نگیر) لذا بعضی ها با سنگ انس میگرند سنگه روز قیامت نشونشون داده میشه کو حب حسین(ع)...

ولی همین رو میخواستم بگم که جن و انس نداریم یعنی داریم یه انسی ممکنه با شیطون محشور شه چرا چون خودشم شیطون بوده و ما شیطون جن داریم انس هم داریم ولی نگفته اند که در جهنم انس و جن جدان یا هیزمشون پس همین الان میتونیم هرچی باشیم یا بشیم و خدا خودش خوب میدونه و میتونه محشورمون کنه.تو بخواه با امامان محشور باشی!!!

حالا منظورمون قرابت قیامته نمیگیم وگرنه همین الان جن هست انسم هست حیوانم هست پیتزا هم چی کارش کنیم؟؟؟

اینو هم که گفتم به خاطر اینکه اعصابم از خودم خورد بود که نمی دونم جنون چی کار میکنن و از این حرفا بعد رفتم نزد خواهرم گفتم تو جنی؟؟!!! سه تا تعجب بعد گفت این حرفا چیه ما چی کار داریم به اونا بعد الان که خواب بود بیدار شدم نصف صبحی داشتم خواب های عجیب و غریب میدیدم توش این بود که نکنه منم جن باشم شاید خواهرم ترسیده بوده داشته خواب های بد میدیده چه میدونم والا وگرنه با همین چشم ظاهر مام معلومه همه چیز جداست و آمیخته نیست جن داریم انس داریم ولی قیامت از این حرفا نیست میچسبوننت به هر چی دوست داری و علاقه داشتی!!! در علاقیاتم باید یه تجدید نظری بکنم ان شالله



  Comments ()
  by:

حالا شبهه ایجاد نکنیم که گفتیم شاید بنا بر اسم یارو باشه اولا مادره و پدره دعاشون خوب میگیره که اسم میزارند و صدا هم میکنن وگرنه من گفتم تو خارج کسانی هستند که اسم غذا هارو رو بچه ها میزارند جدیدا و خوشمزه هم میشه واقعیتش ولی نگاه دوما امام زمان اگه منو ببینه شاید خیلی جلو رفتم و احساس مردانگی میکردم بهم میگفت آقای رضاییان مثلا اگه بخوان بگن وگرنه شاید کم پیش بیاد نام ببره ایشون چرا دلیلش رو تو خاته خالیموون گفتم که آقا این نامش حسین بوده علی بود بعد از قیامت چی میخوان صداش کنن یه عمر مادرش بهش میگفته محمد حالا چی میشه خدا میخواد چه کار کنه!بعد گفتیم که چی؟ یادم رفت آهان یکی که اسمش علی بوده اولا تو دنیا میرزه اطلاعات رو سرش مخصوصا مخصوصا پسر چون امام اسم دخترش رو نگاه کنید! بعد این فرشته ها چه طوری جرات دارند که مادرش بهش میگته غلام یعنی علی بعد عذابش کنند؟؟؟چیز حساسی هم نیستا همینطوری محض اون صبتم گفتم و معلومه که عذاب نمیشه ولی خالا بزار زینب این بدبخت باید چی بکشه تو این دنیا!!!دختر حساسه عزیزم

حالا زینب هم که از مامام پرسیدم گفت یعنی زینت پدرها!!!میخواستم بنویسم )پسر )ها ها دست خودم نبود.

  Comments ()
  by:

حالا خارج نشیم یا بشیم برگردیم به این سال ها آقا نگاه زن و مرد که باه مراوده دارند شیطان هم گفتیم در نطفهه کار میکنه پس گیر ندیدن به بچه های نامشروع ووقتی حسین میگه ای بچه ی زنازاده فحش نیست که همینه دیگه پس انگستان چی بچه ی 13 ساله پدر میشه و ... بابا اونی که پاک سرشته و مثل کسی نیست که به زور بهش تجاوز شده به زنی و بچه نامشروع داره کدومشون حالا بهترند شاید بنا رو گذتشتند روی اسم بچه ولی شما نگاه ایت الله محی الدین خودمون میگفتند که شما در نظر بگیر در زاهدان که بمب به خودش میچسبونه و میره این کی میره تو بهشت خودش چی میشه!!! یه همچین چیزایی که چگونه باید جواب داد این مسائل رو؟ یعنی عذاب میشه اون سنی متعصب...به وعده ی بهشت عملیات انتحاری کرده این خوب چی باید جواب داد منم موندم حالا فرشته ها چی میخوان قضاوت کنند؟؟

  Comments ()
  by:

بابا مکشوف چیه دیگه شما انگار این جنگ های قدیمی که انقدر با ملاحظه آمریکایی ها کار میکنن که یعنی ما آدمیم حالا اساراتشون رو ندیدید انگار که چه میکنن و با کنیزها منم حتی ولی نگاه اسلام معاویه چی بود...اصلا اونا تو شام مسلمون نبودند و یزید خوبشون بود درمقابل این ها چون علنا حکومت داشت حالا حسابشو خودت بکن همین فیلم اسپارتاکوس که من دو قسمتشو دیدم بس نبود برام...بایدتم این همه  چندگانگی و دودستگی و خرابکاری تو عالم باشه این بچه های امام حسین (ع) و حسن(ع) و اباالفضل(ع) هم زیبا و خوشکل شما اینارو هم حساب کنید ولی اگر با هیبت باشی کسی جرات نمیکنه ولی دخترارو چی زینب (س) که لباس فقیران رو به تن داشت چی.ولی منشا اصلیش کی بود؟ اونی که حاکم شده بود و کوتاه نیومد در دین محمدی یعنی کی یزید همه ی لعنت ها به اون باز می گرده و حقشم هست شما خطبه های حضرت زینب رو بخونید گرچه من نمیدونم چه طوری حضرت امام سجاد(ع) همه رو فراموش کرد و چسبید به دعا خواندن عجیب نیست اصلا این امام (ع) خاصه خاصه و فکر کجاشو کرده بود!و چه دعاهایی که نظیرش رو امام های دیگه کوتاه اومدند و نگفتند و همش به خاطر پدرشون بود که دیده بودند از نزدیک و چی رو ما در نظر بگیریم ای خداا ودیگه سانسور نداشت برای ایشون وگرنه خدا مگه میذاره حضرت فاطمه میزاره که امام های بعدی همه چیز و چیک و پوک ها و عذاب ها رو ببینند همه ش سربسته است و ما هم که همین حرفشو میزنیم و ندیدیم حتی همین خودش بده و خوش یمنی نیست اما حاج محمود می فرمود امام زمان میاد خودش بازتر میکنه روضه هارو درصورتیکه اینطوری نیست بابا امام زمانه که خودش فقط خبر داره چه گذشته چون عمری دراز داشته اند و همه چیزارو دیده اند انشالله و همه مصیبت های تمام افراد رو از حفظند و اجرشون میدن.حالا که مظلومه همه رو زود خارج میکنه آقا.

  Comments ()
  by:

گذشته ها گذشته دیگه اقدر روش فکر نکن چرت  و پرتام منم گفتم که رفتم تو اتاق بابام خوابیدن ریستارت شدم و حالا روم میشه بنویسم...

یک کتاب دیگری که از مجلس و پایگاهمون خریدم به نام فتوحات از همین استاد علی اکبر صداقت باید باشه خلاصه یه زمانی داشتم سخنرانی آیت الله فاطمی نیا رو گوش میدادم نه اینکه هرروز گوش بدم یکی ش برای چند صباحیم باید کافی باشه چه میدونم ظرفیت و دکان داری شما و مشتریش چقدره...

خلاصه ایشوون یه مطلبی رو در مورد کتاب فتوحات گفت فکر کنم از آیت الله محی الدین عربی بوده و من جای دیگری هم تعریف اشعار بلند واره ی آیت الله محی الدین رو از آیت الله قاضی بود نوشته بود خوندم که ممکنه از حافظ هم بالاتر باشه شعرش و هست خلاصه گفتیم کتابش رو پیدا کنیم تو اینترنت بد نیست بخونیم ادعامونم میشد بعد هرچی گشتیم اونی که میخواستیم نبود تااینکه همین کتابه که نوشته روش فتوحات پیدا شد خلاصه بعد دیدیم تو فهرستش که نوشته حضرت رقیه(ع)/من دختر امام حسین هستم.و تعجب کردم حالا میگم برای چی!!! چون آیت الله فاطمی نیا فرمودند در جایی که شبهناک بود برای ایشون هم که اصلا حضرت رقیه در کربلا وجود نداشته بلکه حضرت سکینه بوده بعد منم تو خانواده که مطرحش کردم گفتن که ایشون خواهر کوچک حضرت سکینه بودند و من سخن آیت الله رو پذیرفتم ولی فهرست رو باز کردم خلاصه داستان اینه که میخواستند که حرم حضرت رقیه رو گسترش بدن یا چیز دیگه ای خانه های اطراف رو (حالا بزار برم بخونم خودم)

خلاصه یه مالک یهودی بوده اونجا که به هیچ وجه حاضر نبوده که خانه ی خود را به حتب دوبرابر و نیم هم بفروشه(حالا مثل ایران نبوده که میخوای بخواه نمیخوای نه که کار نداریم به اینشم) خلاصه نوشته که بعد از مدتی زنش حامله میشه و نزدیک وقت زایمان به پزشک مراجعه میکنه و پزشک میگوید که هر دو فرزند و مادر در معرض خطرندو باید تحت نظر قرار بگیرند و این مرد یهودی میره درب حرم حضرت و میگه که اگه همسر و فرزندم را نجات دادی و شفای آن ها را از خدا خواستی خانه ام را به تو تقدیم میککنم خلاصه کار درست پیش میره بعد زنش میگه دیدم دختربچه ای وارد اتاق بیمارستان شد و به من می گفت:ناراحت مباش ما سلامتی تو و بچه ات را از خدا خواستیم فرزند شما هم پسر است سلام من را به همسرت برسان و بگو اسمش را حسین بگذارد!(علامت تعجب تو کتاب بودا) گفتم شما کی هستید؟ گفت من رقیه دختر امام حسین (ع) هستم.

خوب تموم شد دو تا نکته ی دیگه اینکه همیطنوری بدون استاد نمیشه وارد همچین کتبی شد و باید پیش زمینه اش باشده دوم اینکه بله ما گفتیم امام حسین (ع) حتی از زنش هم گذشت!!!!! آخه ی ما نمیخواستیم روضه بخونیم و این همه مکشوف ولی بالاخره شما باید بدونی بعضی چیزا رو و شفیع ما باشید وب برامون دعا کنید حالا شما چی دادید...

البته نه اینکه فکر کنید امام حسین (ع) بی غیرت بود نعوذ بالله العظیم نه غیرت خدا رو ببیند که با اون هم ضربه پاشدند و تکیه به نیزه یا شمشیر دادند  وگفتند جوانمرد باشید نه اینطوری نیست بلکه خانواده وابستگی داشتند.و یاری نبود برای نجات بشریت هم.


  Comments ()
  by:

ما همه چیز رو در اختیارمون گذاشتن شکر خدا که نمیکنیم تکفیر می کنیم آخه با دو کلیک کردن روی آیکون همه چیز باز میشه و کارها درست اگه کارمونم درست باشه یه معلمی داشتیم میگفت تو کلاس زبان که میرفتم که اگه همه چیزتو بگیرند و کنار ساحل ولت کنن چه کار میخای بکنی؟

این همه تکنیک دنبالشم نیستیم که چه طور لمسی هست موبایل و چی رد و بدل میشه شایدم اگه بفهمیم که مثلا فرشته ها آیا از برق استفاده می کنند یا نه یه همچین رازهایی رو اگه بدونیم و علم الکتریک سکته مون هم بزنه! نمی دونم والا گذاشتنمون کجای تاریخ و تاریک که حواسمون نیست دیگه شمر که کامپیوتر نداشت داشت... والا تقصیر سیستم آموزشی نیست که نه تنها به ما نشون نمیده تو مدرسه که چه طوری راحت میشه خیلی کارها رو کرد به روز هم نیست و موبایل های لمسی توش نیست تو کتاب بچه ی دبستانی که از مور و مورچه و سیر و پیاز رو میدونه من بابام داشت با اقوامون که پلیس سایبری هست صبت میکرد و داشت میگفت با تلفن اطلاعات میگرن  و... من فورا گفتم که تبادل اطلاعات دیگه جاسوسی محسوب نمیشه!!! بله بیان به زبان من یاد بدین همه چیزو دیگه آمریکا و دانشش نابود و شکست خورد نه کشورهای دیگه ها آمریکا که دشمن ما بود یا خودتون هنوز نمی تونید یه رایانه ی ایرانی بسازید یا نباید به دست ما برسه وگرنه اونی که سازنده س میتونه خرابش کنه از راه دور با ویروس چه کامپیوتر روشن )خودت خری( باشه چه خاموش چه به اینترنت وصل یا خیر همه ی دستگاهها لذا ما خودمون گفتیم یه بار خیلی پیشرفته هستیم و اطلاعان لو نمیره و کامپیوتر الحمدالله زنده است!و هوامونو دارند وگرنه بوای اسرائیل پدر صاحب سازندشو در آورده بود تا حالا یا خودشون خوششون میاد. بالحره یکی ساخته این پی سی رو .نـــــــــــه خدا؟

  Comments ()
  by:

یه حرف دیگری هم که ایشون[بابابزرگ عزیزتر از خودم} می فرمود قبلانا این بود که:حالا ش بکنیم؟ البته ایشون گفتم ناشنوان ولی من موقعی که داشتم بدجور سوتی میدادم تو اون خونه خالی حبس شده و حرف میزدم پشت سرهم گیر که میکردم یا نظر غیر عقلانی میدادم که ممکن بود بد تموم بشه همین رو میگفتم غریزتا

اخه حضرت جبرییل نبی که شوخی برداری نیست باید جواب پس بدیم وگرنه میتونست ایشون خدا به جاش برامون وحی خودش بفرسته و نیاز مبرمی نبود مخض یه عده چی بگم بگم مردم؟؟ فرشته؟؟ اخه وقتی قران مثالش نمیشه اورد بازم نیازه...برای مردم و یه عده مثل ما چرا مثل اینه که بگیم ایت الله فاطمی نیا چیزی نگه نه نمیشه و یکی از شغل های حضرت جیریل وخی کردن است که سرکرده و رئیس همشونه ولی نه که بد بشی باهاشا چون خودم تو قران خوندم که دشمن خداست هرکی باهاش بد بشه استغفرالله ما دنبال فتنه نیستیم علمی خرف میزنیم و سیاست روز ولی کفر رو قبول نمیکنیم همراه شما

  Comments ()
  by:

ما هیچ وقت حرف بدی از بابا بزرگمون نشنیدیم فقط بعضی موقعا که دایایام سرموضوعی دعوا میکردند که همینم ما شیر میشدیم و قوی باشیم و فیلم خوبی بازی میکردند و ادیتی شاید و دعوا با هم وقتی میرفتیم جهرم میگفتش که یا خدا ریشه ت بکنه یا خدا نونت ببره (ببرد) بعضی وقتا هم دوتاشو باهم میگفتن که البته هیچ وقت این دعا نصیبشون نشد دای هام شایدم شد ولی موقتی بود خلاصه من نمی دونم ولی شامل من که شد!!!دایی رضام هم وقتی شگفت زده میشد یا تعجب میگه خدا ریشت

من چند وقت پیش قبل از ماه مخرم رفتم خانه ی مادربزرک اینا بعد موتور سیکلت بابا بزرگم رفته بود تو گل رو افتخار داد به من و دایی جواد نبود که من بشویمشون و تمیزش کنم بعد داشتم دست میزدم به موتور یه لحطه هم حس بیهوشی بهم دست داد که از این حسا که آدم میخواد سکته کنه رو علاقه دارم چون حتما آدم به مدارجی رسیده است نه؟

  Comments ()
  by:

 پریروز بود که یه ژیلت استفاده کردم برای پاک شدن و  موهای زائد یه کم زخمی شد بدنم بعد میخواره بعد یه لحطه نه که فکر بد درمورد  خودمون کرده باشماا نه دولتی که براش فرقی نمیکنه میگه جوانان ما باید بی  بند و بار باشند تا مسلمون ها منحرف بشن و فدا میکنه خوب چه فرقی براش میکنه که جوان هاشون مثلا ایدز بگیرن و این آمریکایی ها آمار ایدزشون مخفیه وگرنه دیگه دیگه و یا اصلا خودشون خبر ندارند وقتی یه دختر تو اروپا 20 سال حبس پدرش بوده ومورد تجاوزش قرار میگرفته و دنیا رو ندیده بوده و هیشکی هیچی نگفته و یا خودشون رو به ندانگی زدن و خدا  هم خواسته که دیگه فهمیدن نه نیروی امنیتی میخوای چی بگی...

  Comments ()
  by:

"امام صادق (ع) فرمود: پنج دسته خواب ندارند:1-آن که در فکر کشتن کسی است...5- دوست داری ؛که در استانه از دست دادن دوست خود است(المحب حبیبا یتوقع فراقه). فقدان و فراق دوستان از مسائل بسیار سخت زندگی محب می باشد تا جایی که امیرالمومنین (ع) فرمود:آن چه از دست دادنش سبب بیماری می گردد از دست دادن دوستان است. و فرمودند: از دست دادن دوست قوی انسان را نابود میکند."

حالا یا میخوان بکشه یا میخواد دوستای ما رو اذیت کنه و بترسونه و خودشونم میترسند خوب چه باید کرد حالا؟نخوابید...

بله یه دوست غیبی داری حالا لزوما هم نمیبینیش اگه باهات نساخت و رفت و نتونست دیه نجاتت بده و باهم کنار نیومدین باید حالا بیمار بشی چون قدرشو نداشتی و کنار نیومدی و هرچی گگناه کردی و توبه دیگه بسه دیگه بزرگ شدی راحت نیست برگردی و بتونی شاید اگه خدا بخواد اشکت بیاد و توبه ات قبول شه باید تو دوستی رو به هم نزنی و افتخار کنی که همچین دوستی داری و خدا رو شکر نه اینکه حرف حرف منه و هرچی خواستم من خوب باید بعدش اقسرده بشی و ببرند تیمارستان روانی حالا اگه مثل من قدرت نداشتی که هیچی توی حال و  حیل جنگ نیستی انگار نه انگار این همه مردم زنده شده اسلام براشون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!و خلاصه میگه انسان رو نابود میکنه و خود آدم هم ممیفهمه که نابود میشه ها ولی عجیبه باز اینکارو میکنه...



  Comments ()
  by:

 

ماجرا از اون جایی شروع شد که گرفتم خوابیدم بعد که بیدار شدم دیدم همه ی نقشه هام برای جلب توجه نابود شده حالا مهمون ها هم هستند نکنه خواب اصحاب کهف کردم ولی مزه ی غذا یادمه نمیدونم چی شده انگار هیچی نشده ولی چه کارم کردند که باید از نو شروع کنم...انگار هیچی نشده و کاری نکردم!!!

خلاصه بابا بزرگ عزیز تر از ما رو فیلمشو گرفتم همین امشب:

 http://www.aparat.com/v/330e1029061501db08c7bf7e9b37a9a284189

http://www.aparat.com/v/564d67267b9b4410e6bfe47032a20d4584096

بعدش بابام گفت تو خوشت میاد ازت فیلم بگیرن منم گفتم از خدامه :

 http://www.aparat.com/v/376a7ebd03d433f52ee6ea1c0a0e44a284102

بعدش با دایی رضام رفتیم بازی کردن:

 http://www.aparat.com/v/f4b0977dc32cdd41675c985c8305d5b984106

http://www.aparat.com/v/4db6b4f93bb90fabd643a3e0b7c2590184108

بابا بزرگم اصلا پاش که داغون از درخت نخل افتاده بود کوچیک هم که بوده هم ناشنوا شده هم پاش از همون موقع درد میکرده دیگه بدتر شده و چشمش هم که چند سال پیش عمل کرد و همشم با موتور تصادف میکنه چون میره از خانه بیرون و دستش شکسته شد دفعه ی آخر چند هفته پیش:اسمشون هم محمد خسین مصلی نژاد هست بعد مادرم میگفت محله ی مصلی مال اونه شوخی میکرد ها ولی چون تو مرکز اونجاست بعد امروز که رفتیم بیرون مهمانی برای برگشت میگفت یا اسم بچه هاتو رو بزارید (به من و دایی میگفت) محمد حسین یا به قول دایی امیر حسین یا میر حسین یا میزا حسین!

بعد یادمه تو وبلاگ pqrstu هم نوشتم اینو که من و بابا بزرگم با ایشون رفتیم بالای درخت نخل البته کوچیک بودا بعد بهم گفت من اشعار حافظ رو همشو میدونم یعنی میفهمم حالا حرف چندین سال پیشه که میتونست خوب راه بره ولی من هنوزه که هنوز نمی فهمم حافظ رو و اگر میفهمیدم هم سرشو باز میکردم اینجا پس حقه ولی نه لیافتم میخواد و سن و سال جوانی

برای همینه که گفتیم که به زندگی جوانان وارد میشید اشتباهه برین هوای اینا رو داشته باشین تا یه خولی مثل من رو بپایید

  Comments ()
  by:

خلاصه امروز ما رفتیم مهمونی معنوی و چون اونجا صحبت حمام شد من گفتم اون مطلب رو خلاصه اونجا دوست بابا بزرگم بود و ایشون اصرار داشت بریم یه سری بزنیم بعد بابا بزرگم باع داره ما رو برد توی حیاطشون دوستش که دیدم نه اینا هم درختاشون خرابه و بابا بزرگم توضیخ میداد که آب زیادی خورده و کود گله میخواد خوب اوناهم غذا دارند بعد اومدیم توی خونه دوباره دیدم یک انار خوشزه ی سرخ ترکوندن(باز کردن برای ما تا بخوریم خلاصه برای برگشتن هم بابا بزرگم تعریفشو میکردکه چه اناری بود و میگفت مال اصظهبان یا نیریز هست و اینا آب و زمین نمیخواهند آیا؟ یه میوه ای هم داشتند شبیه لیمو خارگییه چیه و بین پرتغال و نارنگی بود چی بود خدا میدونه!!!


  Comments ()
  by:

خلاصه توی حمام اون خانه که تنها بودم همش که حرف نمی زدم یه بار تو وبلاگی نوشتم که به من نگاه نکنید حالا یه گویی خوردیم متناسب با حالمون وسیاست یا نوشتم که به نگاه درون من که از چشمم میاد توجه کنید یعنی من ننوشتم فضولات همیشه دنبال همچین چیزی بودند که من بالاخره چی میبنم و روح میبینم و چشم برزخیم باز هست یا نه و منتقلش کنند به تلوزیون یا دستگاهی شبیه همین خلاصه مو تو اون خونه دین دنیوی داشتم ولی دستگاه دید ملکوتیه اغلب زنانه ی مجتهده رو نشان میداد کار شیاطین!!یا آلهه زیر نظر ائمه...

خلاصه باید ترجمه میکردم تکرار میکردم باید میگفتم اینه هرچیزی هم که میگفتم میگفتن که دارند همه همیتو میگن و خلاصه اوضاع الی شده بود که بعد مجبور شدم بگم که خودمم یه آیینه ای بود تو حمام نشستم با خودم صحبت ککردن مثلا با خودما برای شما بود برای خدا بود که دست از سرم بردارید یا ندارید که همین هم فتنه است بگم وردارید فردا با یه شکل و هیبت دشمنانه تر و بدتری همدیگر رو دیدار خواهیم نمود خلاصه روح های مختلفی رو احضار کردیم با آینه بابا روح که اجضار میکنی به چشم خودت تو آینه نگاه  نکن درونت کسانی هستند یا نگاه کن من فتنه ایجاد نمی کنم من برای اینکه اثبات کنم خودم هستم ومرض گرفته بودم که میخواستم خودنمایی کنم که کارمنه خودم رو نگاه  میکردم تو آینه و زل میزدم یا ابروم رو یا جاهای دیگه و خلاصه آقای فاطمی نیا قبلانا شنیدم که کسی بوده روح طرف رو احضار میکرده تو آینه به صورت نورانی نگو که طرف داشته خودش رو میدیده و چشم آقا باز بوده کنارش ایستاده بوده و روح میدیده که تناسخ رخ داده در این جیوان یا یه همچین چیزایی بوده وگرنه روح احضار کردن مگه سخنه یا علمی میخواد!منم نمی دونم...تو فکر بکن به ابو عمره یه چیزی شاید اگه سیمت وصل باشه و خودتم تلاش فکری کنی یادت بیاد اصلا پاکستانیه ثواب قرآن هر آیه ای رو حفظ کردنش رو میداده به شهدای انقلاب ما حفظش میشده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  Comments ()
  by:

ببین داشتم استخاره میکردم با تسبیح روششم سخت نیست بابا بزرگم یه زمانی میگفت در نظر بگیر به مقداری از تسبیح رو بعد میگیم سبحان الله بعدی الحمدالله بعدی و لا همینطوری میریم جلو تا تموم شه البته آقای فاطمی نیا می فرمود که تسبیح ما کامپیوتر ماست که من درکش نمیککنمم و می فرمود که با قرآن استخاره نکنید خلاصه حالا من کاری به اینا ندارم میخواستم بگم که نیت مهمه تو استخاره مثلا الان میخوام برم مشهد خوب به چه نیتی... نیتته که استخاره رو خراب میکنه و درست ممکنه تو داری میری زیارت شاهچراغ مثل من ولی تو خیابون چشمت ول وله یا تو فکر یه چیای دیگه هستی میگن نرو ناراحت نشو دیگه حالا مثال زدیما نیتت درست باشه اصلا نیاز به استخاره نیست هست؟ البته استخاره ی ما با بزرگان فرق داره و بچه بازی نیست که اونا تو دو راهی های عجیبی گیر میکنن که مثلا بگم یا نگم؟ خوب سخته ممکنه دل امام رو بشکنی حالا نه مثل منا من دیگه روم حسابی نیست دیگه الحمدلله خیلی هم خوب باشه به عنوان دانشجو که هنوزم نشدم پذیرفته ایم اما ناگفته نماند من یه ترم رفتم داتشگاه محض بیمارستان هم اول مهر توی رشته ی جدید که به هر نحوی قبول شدم دانشگاه آزاد صنایع بودم حالا گیاه پزشکی حالا نمی دونم میکشم بخونم یا نه دوستم هم گیاه پزشکی هست (دارم دورتون میزنما) شوخی کردم میگفت که اصطلاحات زیاد داره اقوام هم میگفتند سخته منم گفتم سخت بود نمیرم گور باباشم کرده.

و اینکه خلاصه اینکه تسبیح رو هم دست میگیرم   بهمینطور میچرخونم رو انگشت نه که دور بزنم میخوام یه قسمتی شو انتخاب کنم خودش وای میسه اونجایی که باید وایسه یعنی برای من سخت نیست و وسواس ندارم که حالا یه دونه جلو تر بود که  یه چی دیگه میشد دانه تسبیحه نه راخته کار باید بکشی رو دستت اونجا که خوب فرو رفت و راخت دیگه از اونجا سبحان الله والحمدالله ولا اله الا الله رو بگی تا تموم شه البته من کم استخاره میکنم ها و وقتی میگم نکنه دارم اشتباه میکنم استفاده میکنم و محض نیت نیست اشتباهه راستشو بخوای خودمم نمی دونم همینطوری من رفتم شب 21 رمضان یه روخانی جلیل القدری بود کنار حرم شاهچراع یعنی برادرشون اونجا ساکن بود و مرد میومدن پول میدادن برای مرده هاشون یا استخاره میکردن منم چند بار رفته بودم یعنی دیده بودمشون ولی یه بار که رفتم روم شد رفتم جلو گفتم استخاره که امام زمان هست یا نه خوب اومد!!! با قرآن هم می کرد حتی زن ها هم پییش میرفتن و چشم پاک و روحانی ربانی و جلیل القدری بود فقط کارش با پول بود و خساس که ما نمیتونیم روحانی ما میگفت آقای دستغیب بود فکرکنم میگفتن ما با پول مردم و وجه گرفتن کاری نداریم خلاصه اینکه رفتم یه بار ژیشش خودش گفت با دشمنات مدارا کن بعد شب 21 رمضان به امید اینکه نصیختم کنه یه پول تاقابلی بهشون دادم گفت مرده یه زن گفتم همینطوری بخونید نصیحتم هم نکرد چون داشت دیگه قرآن از بلندگو پخش میشد  بعدا فهمیدم چه اشتباهی کردم و رفتم گفتم به خودم که کاش برای امام زمانی حضرت علی )ع( میگفتم بخونه قرآن سرشم شلوغ نبود و کسی نیومده بود و انتظارم هم میکشید چوت تا اومدم پخش مستقیم از شبکه نمی دونم چند قرآن خوندن رو شروع کرد تا رسیدم به روحانی و یه لحظه حرف زدم خلاصه سر مزار آیت الله نجابت و دستغیب که نمی دونم چی بگم دعا کنن که مرابتشون بالا هست بالاتر برهه خلاصه اونجام رفتم بعدا که قرآن خوندن بلندگو تموم شد شاید

یه بار دیگه هم بود که ناراحت بودم از دست شیاطین و بسته شدنم و بد حالیم که همش از جن ها میدونستم بعدرفتم سر قبر آیت الله نجابت بود و این نمی دونستم چی بگم شکایت هجران کردم انگار به دلم خورد سوره ی ناس و فلق بخونم براش اون موقع ها خیلی اسپند دود میکردم و دعا و از این خرفا و امید نداشتم روزی اینا به دادم برسند و از این حالات بیرون بیام کل شهر رو بهم ریختم امنیتی بالا هم رفتا تا از دست اینا خارجم کردند وگگرنه خیلی سنگین بود و میخواستند مجنون و دیوانه ام بکنن به راحتی حالا خوب شده الحمدالله ما که نمیبینیمشون ولی خدا خیرشون بده

حالا روح بودند جن بودن آلهه بودند هرچی حضرت اباالفضل اینجوری رفعش کرد برام و باید یه سیری وخشتی چه میدونم تجربه ای میدیم و آب دیده میشدم..

  Comments ()
  by:

خوب غصه ی بعدی یه کم برم بنویسم اون چرندیات یادم بره ببینیم نکته ی قابل توجه خودم هست یا نه.

"علت عدم پذیرش

میگه که در سوره فصلت آیه 4 خدا می فرمایند:"قرآن بشارت دهنده و بیم دهنده است ولی بیشتر مردم رویگردان شده اند" خوب تا اینجاش نکته داره یا نه؟ خودش که دیگه گفته یعنی ما گفتیما بعدا نیان بگین چرا رفتیم بهشت مثلا و یقینا جهنم گوش نمیکنین و روی هم بر میگردونید دیگه بدتر حالا مثلا نمیترسه ولی یه موقع میگه اصلا حق نیست و رویشو می اندازه اونور که اینم هستت..

بعد میگه تو کتاب تحفه دانشجو:"سپس خداوند از قول مخالفین پیامبر و قرآن در آیه ی پنجم چنین نقل می کند.آن ها گفتند:1- قلب های ما نسبت به آن چه ما را به آن دعوت میکنی در (اکنَّه) پوشش هایی قرار گرفته است.2.در گوش های ما (وقر) سنگینی است. 3.میان ما و تو (حجاب) حجابی وجود دارد. پس تو ای محمد (ص) به دنبال عمل خود باش ما هم برای خود عمل می کنیم."

حالا ببین خودشون اعتراف میکننن ها مثل یاران و اصخاب عبیدالله امام حسین (ع) رو میکشند خودشون هم میدونند ها بهتر از مام میدونن ظاهر یعنی میدونن از حق فرار کرده و جدا شدند و امام حسین(ع) و کلا همه ی امام ها حق بودند ولی اینکارو کردند عجیبه راست هم میگن چون تو قرآن اومده وگرنه خدا توضیخ نمیداد  و احتمالا اینا ارواخی باشند که قبل از نزول قرآن ترقی پیدا کردند و این حرفا رو زدند گرچه قرآن بوده است ولی خوب مچ گیریه که خدا با صراحت تو قرآن کلامشون رو آورده و ارزش نهاده حتی چه خدای مهربانی حالا باید یکی پیدا بشه این 1 2 3 ای رو که نوشتیم بگوید که یعنی چه همین خودتون فکر کنید به من چه من نمی دونم و چیزی در حال حاظر به ذهنم نمیرسه همین

  Comments ()
  by:

حالا نکشینمون ها حالا باید از بچه ها شروع کرد از ما که گذشت آقا آلت مرد باید مثل چوب رزه چیه انگور خمیده و زیبا بیاد بالا نه راست مثل درخت چیه که مغروره همون خلاصه دست کاریش میکنن خراب میشه خراب شدم دیگه نباید وارد شد از پشت چرا چون شما گوشون رو دیدید که چه با ناز میاد بیرون و بد ذات چه ریختی داره همیشه که راست نیست البته از نظر پزشکی ربط داره به غذا خوردن و بیماری . کلاه قرمزی به اتاق عمل برم طی بکشم؟ میشم دکتر به قول خودش اینا رو هم داشتم تو اون خونه میگفتم سانسور شده بود دیدم وضعیت خرابه بگم.

نکشینمون ها آلت مرد که گفتیم آلت زن که میخواد پس چی؟ اینو هم از والضااااالین میشه ساختش یعنی در نظر گرفتم در نماز مسجد دیروز که یادم بیاد درموردش حرف بزنم که چطوری میرقصونیش این ضالین رو؟

  Comments ()
  by:

دو تا نکته رو عرض کنم برم والا من سخنرانی حاج آقا فاطمی نیا رو هم گذاشته بودما!!!

اینه که اولا خدا روز قیامت یه گوسفند نر رو حی و حاظر میکنه و ذبحش میکنه و روی میکنه به سمت(روی کردنش رو من نمیدونم حتما کار امام معصوم علیه رحمه هست) خلاصه رو به سمت اهل بهشت میکنه و میگوید مرگ هم دیگر مرد و یعنی اینکه دیگه جاودانید و اونا هم خوشحال میشن سپس روی میکنه به سمت جهنمیان همین رو میگه و اونا تاراحت.حالا من نمیدونم نکته ش چی بود ولی صبح که بیدار شدم به دلم خورد بگم؟؟؟

بعد اینکه خداوند تو قرآن آورده که اگه حتی ما میخواستیم یه فرشته رو حتی پیغمبر بفرستیم به صورت یک مرد و رجل می آوردیم که لازم دونستم بگم چون شبهه ناک صحبت کرده بود چون باید درگیر بشه این یاروه ولی چه بسا زن های خوبی که در تاریخ بوده اند و تاریک منم اشتباه گفتم در مورد این نمیشه در مقابل سخن خدا که ایستاد..

و خلاصه اینکه من داستان خضرت ابراهیم رو زیاد نشنیده م با مردم مثل موسی و عیسی درگیر بشه ولی میگن بالاتر از این دو بزرگوار هم بوده و شاید ربط داره به ذبح ایشون که به جای پسرش گوسفند را ذبح کردند و چه ها شده حالا دیگه کربلا بماند.

و فدیناه بذبح عظیم حالا ربطی هم نداشت با اون دبجه ولی بالاخره ابراهیم (ع) هم کار خودش رو کرد و نشون داد و معصوم بوده اند و حجت تمام شد که چه ها خواهد شد در آینده.

حالا بزار یه کم روضه بخونیم پس حالا که به اینجا رسیدیم که بله روضه خوان ها میگن که امام حسین و فرزندانش ذبح عظیم شدند خوب درست ولی نباید آب میخورند اینا یه چی دیگه شدند  و داستان شاید به این برنگرده!!!من نمیدونم چون در احکام ذبح آب دادنه به اون و حالا یه آیه چیه ما گفتیم تمام زندگی درس عاشوراست.

و حالا بیا و درستش کن عمه ی سادات و حضرت زینب(س) درگیر شد چی شد این همه وقفه و درجا و  درگیری بیا و درستش کن یه زن فقط برای یه زن.به بهانه ی چی آخه ای خدا؟؟

و الگوی مناسب زن اصلا منتاهی و متلاشی شد که دیگه گفتند 4 زن برتر علی الظاهر مثلا حضرت آسیه که یه کمی درگیر شده بود حالا نگاه کنید تو دوره زمونه ما که زن ها باید به خاطر یزید لعنه الله چه باید بکشند...کاری نکنید که بگم به یزید علیه رحمه چون شما نمی دونید گفتم امام حسین )ع( همه چیزشو داد اذیت نکنید زیارت بخونید که لعن بشه چون کثافت همه کارو کرده در حق اهل بیت.و کثافت سید های یزدی و سفیانی داریم هنوز نسلشونم زنده ن.

حالا آگاه شدید اهل قبور؟ ککه عذاب هم حتی تناسخ نداره یعنی ثبات نداره و نمیشه روش خساب وا کرد فرشته ها هم موندند لعنشون کنید پس موقعی هم که داره دعوا درست میشه صلوات اگر مثل مایید اللهم صل علی محمد و آله و العن اعدائهم اجمعین مثل مجلس ما باهم.چقدر رهبر ما چشم دوخته به این سیدمون و مجلس های ما ولی ما میگیم رهبر عظیم الشان رو از نزدیک زیارت نکرده ایم چه بی انصافیم ایشون چشمداشت داره ما حرف میزنیم.حالا برم مسجد؟ مجلسمون چی؟؟ داستان دروغکی امام زمانی پس چی؟؟؟ مثل گدشته این همه باز کردم رام میدن یعنی مثل گذشته یا نه اصلا..یعتی تو مجلسشون منظورمه دیگه بابا

  Comments ()
  by:

حالا بگو تو مجبوری پشت سر هم داستان ها رو بگی!!!

داستان هم نیست حالا تحفه ی ماست مثلا..

خلاصه نورانیت مجلس میخواد علم میخواد سواد میخواد منم که هیجکدومش رو ندارم دست دوم می نویسم این تحفه های دانشجو رو برای شما شاید...

خلاصه اینکه یکی بوده یک ماه در مشهد بوده میخواسته بره زادگاهش مازنداران مثلا بعد شیخ عبدالکریم  حامد به ایشون می فرماید که اجازه از امام گرفتی و خلاصه اینم ناراحت و غمیگین میشه آخه یه ماه ناسلامتی اونجا بوده که چطور با امام ارتباط برقرار نکرده است.حالا ما خودمون گفتیم ناسلامتی یه ماه بوده اونجا وگرنه ما هم گویی نیستما و بدترم ممکنه بشویم اونطوری اصلا زده بشیم فحش به زمین و زمان هم بدیم لابد تا کی باشی!!!خلاصه امیره گریه و زاری میکنه و ارتباطش وصل میشه و امام رو ختی میبینه!!!! اینجاست نکته ش که گریه ات گرفت رفتی حرم وصلی دیگه اذن دخول چیه دیگه پدیرفته ای شاید و شادابی و خوشحال حتی اگه مثل من امام رو نبینی هم خلاصه در خواب میبیند که امام ایشون رو به یه باغی میبره و بهشتش رو نشونش میده که  میوه هاش همه نورانی بوده اند و می فرماید امام معصوم(ع) که باغ مال شماست بعد خدمت آیت الله کوهستانی میرسد این یارو در کوهستان و این  جریان عجیب رو براشون نقل میکنه و ایشون هم می فرماید که:امام رضا (ع) خیلی مهربان است به من هم یک استکان شیر عنایت کرد.بعد آقای قاطمی نیا یادمه در جایی فرمودند که هر کس در خواب شیر بخورد یعنی اینکه داری علم میشه حالا ایشون از دست امام معصوم (ع) گرفته بود دیگه کی بوده بعد هم مثلا در مورد افراد پر محبت میگن یه ته استکانی چیزی حالا ایشون چه طور بوده یه استکان خورده و نوش جان کرده خدا میدونه!

صد البته من دیگه بیش تر از این چیزی به خاطرم نمیرسه ولی ما از دست اقوام و مادرم و این اصلا همین امروز یه استکان چایی برام آوردند و خوردم ولی نمی دونم چرا این چایی مادرم معرفت نداره چون معصووم نیستند ولی از مادربزرگم که فیلمشو هم گرفتم امشب خواستم دعا کنه برامون و کرد یه شب گفتم مادر بزرگ یعنی نگفتم خودش گفت ای خدا نگاه به خوبی های این بچو(بچه هه) بکن (یعنی زشتیاش هوطوطو) و برام دعا کرد منم که خواب نمیبینم بعد تو خواب این جمله اومد جهرم هم بودم اینجا خلاصه اومد روبروم و یه خواب خوشی کردم که نگو خیلی وقتم بود خواب ندیده بودم یعنی من خواب هایی رو هم که میبینم تو ذهنم نمیدونم پاک میشه ولی فرزند همین مادر بزرگم که بشه دایی ام رو هم من از کودکی فهمیدم معلم غیبی ام بوده اسمش هم رضا هست و یه چند سالی بزرگتر از منه و امروز مهمان ماست یعنی اومده شیراز خونمون خلاصه تو جهرم ذهنی خدا خواست که یه راهنمایی ام کرد حالا بماند چه راهنمایی هایی حالا میبینی مام هدایت میشیم مثلا شما انگشتر عقیقت رو کردی تو دست چپ که یعنی نامزد دارم بعد چه طوری میخوای تو دستشویی خودت رو بشوری (ای مرض گرفته ی من) خوب با دست راست بشور دیگه حالا یه کاری کردی...

بعد بابا بزرگم که شبیه ترین انسان ها به حضرت ابی عبدالله است یعنی من شباهت ذهنی خودم رو که در نظر گرفتم امام معصوم رو ایشون رو میبینم که ولی پیر شده اند بابا بزرگم و فرتوت ولی امام حسین در بهشت جوان اند خلاصه ایشون هم اومده خانه امان از جهرم و انگار ما مهمانش هستیم و من چه سنگدلم و بد که قدرشو نمیدونم وباید یه زمانی جواب پس بدم که دیگه که تو میدونستی که کیه چرا بیشتر استفاده نکردی و باهاش نبودی شاید حالا نمی دونم چی کار کنم گوربابای درس و زندگی برم پیششون زندگی کنم ولی نه راهمون نمیدن مادر بزرگم که یاد ام البنین (ع) میافتم هم میگفت مهمون روز اول تمی دونم چی روز دوم فلان روز سوم هم بسان حالا یادم نیست فلان و بسانش چی بود که براتون بگم یعنی مزاحمیم دیگه و سیرمون نمیخونه!همین

والا من نمیدونم و از خیلی چیزا بی خبرم وگرنه مکاشفه ی علنی داشتم و میداتستم که چی به کیه و کی به چی براتون باز میکردم دایی رضام هم ماشینش رو عوض کرده و الان پراید داره دست دوم و قراره که ال نود بخره!

اون دایی جوادم هم سمند ال ایکس داره خودمون هم پژو پارس من دوروبره همین چیزام ولی مشکوک میزنن کلا اقوام ما.



  Comments ()
  by:

امشبی حالا شاید اونجا روز باشه هوس کردم یعنی بابا گفت بیا بریم مسجد انگار دلم هم باز شده بود شکر خدا و می چسبید نماز یه کمی بیشتر و حالم بیتر شده بود ولی خلاصه نماز تموم شد بعد اول بزار صفحه شو بگم تا یادم نرفته صغحه 346 قرآن خلاصه ما نشسته بودیم و داشتم میگفتم برم دیگه نماز که تموم شده بعد دیدم قرآن دارند پخش میکنن و همینطور که دیدم یه مرتبه یه رومو برگردوندم   ومردی داشت اشاره میکرد خلاصه هوا ورم داشت بمونم و خیالات گفت چیزی هست بله هرچی گشتم نبود چون اول معنی فارسی شو میخونن بعد رسیدیم به الا وسعها توی قرائت گفتم شاید این باشه بعد دیدم نه بازم رفت جلو تر بعد انگار یه چیزی توی گوشم باشه دست کردم توی گوشم بگو این آیه رسیدیم که الله خیر الرازقین خوب یعنی چی خدا که همه روزی ها رو میده ولی چرا میگه بیان در خونه من و من بدم این یکی ش اینه که حرام و حلال یه نکته ی دیگه هم داشت که یعنی پیش کس دیگه هم نری که گفتم پس چی بود نکته ی دیگه ش آهان میرسیم به اینکه در راه که داشتم میومدم جاش گذاشتم خودتون فکر کنید یادم رفته!!!

یه چیز دیگه اینکه تو مسجد که میومدم یه پیرمردی بود اون موقع ها که خونمون اینجا نبود و اون خونه خالی قبلی بود توی لوازم التحریر یعنی لوازم التحریر داشت ما اوایل میخریدیم 150 تومن این نوک مداد فشاری ها رو بعد الان نمیدونم چند صد برابر شده ولی نگاه کن آدامس پیک ای  یا عسلی(علیه رحمه) مثلا حالا دو تاش خارجی باشه مثالمون به اون صورت تغییر نکرده که به خورد مردم میدن خودشون میخوان اصلا...بعد من میگم این همه صمغ رو از کجا آوردند به خورد ما میدن یه درخت یه کمی صمغ داشته باشه حتمما دارند می برندش حالا چند تا بریدید...تموم نشد شاید از آفریقا یا فنلاند میارند...

خلاصه با بابام خداحافظی کردم اون موند برای تفسیر قرآن گوش دادن من گفتم میخوام تو وبلاگم بنویسسم گفت همینا هم به دردت میخوره یه همچین چیزی بعد  اومدم دیگه گوش نکردم ترسیدم یادم بره..

  Comments ()
خاموشی by:

خاموشی

"سخن گرچه هر لحظه دلکش تر است

                                        چو بینی خموشی از آن بهتر است

در فتنه بستن دهان بستن است

                                          که گیتی به نیک و بد آبستن است

پشیمان ز گفتار دیدم بسی

                                         پشیمان نگشت از خموشی کسی

امیر خسرو دهلوی"

و اما داستان بعدی چرا حضرت خودش قرآن صوتی الی الله نخواندند؟؟؟

بعد میگه هر لحظه دلکش تر باشه سخن یعنی بعضی موقع ها ساکتی هاا بعد میگی اگه تو مهمونی مثلا این حرفو بزنم چه خوب میشه ها!!!!!!!!!!

بعد میگه خموشی از آن بهتر است که حرفتو بزنی و استخاره نمیخواد.

فتنه هم که میگن بعد میگه همین دهان بستن در فتنه بستنه که حرفی نداره دیگه چون آبستنه گیتی یعنی گفتیم در نطفه ها (نکشیش ها) هم شیطان هست هم فرشته و چیزای دیگه که ما نمیدونیم حالا این میگه گیتی به نیک و بد جامله است و فتنه داره ها!!

و بعدشم که پشیمون نشده هر کی سخن نگفته اصلا شما گفتم وقتی حریان فتنه میومد تو خانه ی ما من سکوت میککردم و چیزی نمیگفتم اینو گفتم اینو هم بگم که ....ببخشید دیگه یادم رفت اگه اومد میگم

آهان یادم اومد اونایی که حرف نمیزنن اصلا شیاطین و یا فرشته ها اصن خودش فتتنه خوب درست میشه که میان به جاش حرف میزنن حالا نه که مثل من پوس گردو (پسته بود که) بکنی زیر دندونات بعد با مادر پدرتم حرف نزنی حالا مثلا تو ماشینی یا بیرونی همونام باید احتیاط کرد و مراقب بود که ناراحتشون نکرده باشیم و نکنیم همین

الان شما برو مهمونی کارشناس برات میارم مثل همون دیپلمه ی انگلیسی بود که چهره شناسی آقای آیت الله کشمیری رو کرد و یه ارتباطی هم آقا خودش زد که از کجا یاد گرفتی!!!! نمی دونم بهنون داسنان رو تعریف کردم توی همین کتابای بود که خریدم

خلاصه کارشناس میارم که توی مهمونی پسر مجرد حالا همون متعهلشم صحبت که کرد ممیفهمن چی دوست داره عشقش چیه چی میخواد و آدم حدیث هست که تا رمانیکه صحبت که کرد عیبش معلوم میشه..

  Comments ()
  by:

تو وبلاگ pqrstu.blogfa هم که داشتم گروه کیوسک رو که گذاشتم  مجبور شدم که کلی دوست به خاطر نظر تنگی از دست بدم خوب اینم شاید عذری داشته رفته خارح بعد میگن زیرزمینی بوده که شاید فرستادنش خارج تا راحت کارشو بکنه!!! الان پیشنهاد میکنم برای خودم که آلبوم جدیدش رو گوش ندم چون هنور گوش ندادم و دانلود نشده حدس میزنم برام زود باشه بخوام پاش بیام جلو همراهش همون آهنگ های راک قبلیشم زیادی بود برام از همین کیوسک فهمیدم سیاست رو که یکی سیاستش دروغه یکی سیاستش سکوت ولی خوب دیگه باید از یه جایی می فهمیدم.بابام هم همش میگفتن اینا به خدا اعتقاد ندارند گوش نده هاا ولی چه کنیم سیسنم خودم خراب بود...بعد میگفتم بابا این یارو داره تو شعرش میخوننه که : ای خدا رحمی به فریادم برس. باز گول نمیخورد بابای(محترمه مون) بعدم اگه عامل صهیونیسم رو سرچ کنی تو وبلاگم ضدش حرف زده که هر کی مثل من نیست عامل صهیونیسمه و از این حرفا زیاد داره این یارو کیوسک فقط یه بی تربینی داره که اونم آپدیته  زمان خودشه بعد میگه خانواده نشستن فحش نمیده الان ما چند تا گروه راک داریم؟؟ بشین حسابش کن فقط همین عمدتا باقیش گداشتن تا بخونه بدبخت حالا من نمیدونم این تو خارج چه طوری میخونه شعرهاشم عجبیه ولی هیچی سخترانی آیت الله فاطمی نیا نمیشه ما جوان و کودک نادان بودیم که این هارو متناسب با سیاست روز یه کمی گوش میدادیم ها...

http://www.funmihan.com/1390/09/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%85-%D8%AC%D8%AF%D9%8A%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D9%8A-%D9%83%D9%8A%D9%88%D8%B3%D9%83-%D8%A8%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AA.html

  Comments ()
  by:

حالا که موضوع سرگرمی شد بد نیست بگیم که اگه یه روزم دیدیم یه مجتمغی تو شهرمون ساخته شده مدرن یقین میکنم که ار مردم میخوان پول بکنن و کار دولت و رئیس جمهور نیست مثلا همین بزرگترین مجتمع تفریحی استخری هست چیه که ساختن همش برای پول گرفتنه و هرجا هم پول گرفتنه باید به سیستمش بسازیم نه اون با ما درسته ایراد میگیریم ولی پشت پرده هایی داره که آدم راحت نیست مثل اینه که بری توی یه رستوران مدرن باید مثل بقیه مدرن باشی تا بری مثلا کبابی سنتی کازرون (تو شهر  ماها) بعد این یه معنی دیگه داره باید مردم احساس آرامش و راختی هم بکنن در این چور چیزا همین همشم میدونیدا ولی صبتشو نمیکنید...اصلا آدم میره همچین جاهایی یه آرامشی هم میگره برمیگرده که خبری از چیزی نیست که بخواد بگیره و زشت باشه مثلا و هرچی دیگه که وسواس دارند مخصوصا خانما که وسواسشون به حق هم هست میخوان پیش همسرشون باشن و دل به اون بدن تا کلاس طرف

  Comments ()
  by:

والا من دیگه نمی دونم ورداشته اومده میگه توی تلوزیون که آقا امام حسین(ع) اگه قرآن نمیخوند نمی توانتست اصلا این شکوه رو بیافرینه در صورتیکه خود امام حسین (ع) فرمود: مگه نمی دونی من قرآن خواندن رو دوست می دارم؟؟؟

دوست داشتند همین اصلا قرآن ناطق که قرآن بخونه همینه بالای سر نیزه  هم خوندند به جای یا برای صحبت کردن با بچه ها اینو هم نمی دونم ولی من نمی دونم که تو خیمه که داشتند میخونندندد بلند خوندند و صدای رسا یا بازم کوتاه اومدن و در دل و با صدای یواش خوندند که اینم به ما ربطی ندارد مسئله ش و خیرش و خیر ندارم که بگم...

  Comments ()
  by:

امروز چه گویی خوردیما رفتیم صبح مسجدمون مال محله اینا احکام میگفتن منم شاخ در می آوردم آقا میدونستی که میگن که (مراجع) اکثرشونم یعنی آقای بهجت بنا بر احتیاط واجب دیدن کشتی را حرام دانسته اند یعنی اکثرا همشون میگفتن حرامه چون اینا لختند ها بعد میگفت این صدا و سیما چه طوره که نشون میده اینارو!!!!!!!!!!!!!!!

بعد مجلس من رفتم از آیت الله العظمی پرسیدم که چه طور بود البته یه کم قاطی کردم خودش حرف قمار رو که بر زبانم نمیومد گفت گفتم زمان پیامبر ایشون بعضی ورزش ها رو بله قمار درمورد کشتی مثلا خوب این یعنی ببینید دیگه!بعد ایشون گفت نه که لخت باشند یه نفر دیگه هم بود داشت میگفت که ولی فوتبال لخت نیستند حتی ساق پایشون اینم راست میگفت!!!!

حکم اولشم که یادم رفت در مورد چی بود دیدم مهم نیست گوش توجه نکردم یادم بمونه...

کلا سه تا گفتن که با کف زدن هم آقای خامنه ای مثلا گفتند که نامحرم نشنود(برای بیشتر و مخصوص جمعی شاید حتما) و یکی از مراجع دیگه گفتن که زن بزنه تو مجلس عیب نداره ولی آقای فاطمی نیا از کجا درآورده بود چون اکثر مراجع گفته بودند ولی از کجا درآورده بود که باید عقلانی باشه و چه عقلانیتی بالاتر از اینکه تولد حضرت مثلا ام البنین باشه یعنی هر کی دیوانه است نباید دس بزنه...

بعد مسائل دیگه ای هم تو مسجدمون مطرخ بود و خانه ی خدا که من غریبه پل گذاشتم مثلا میگفتن که این همه بودجه اعصاب خورد کنی میزارند برای کشتی مثلا خوب بعدش اینو صرف کنن برای مردم مثلا دوچرخه بخرند لباس ورزشی بخرن یا یکیشون میگفت که تو هند یکی دیگه میگفت تو اصفهان همم هست که دوچرخه رو از یه مراکزی کرایه میکنن بعد مثلا از معالی آباد تا کرخه بعد تحویل میدند حالا محلشو خودم گفتما اینطوریه خلاصه مجلس ما... شاخ در آوردم..شوخی میکنما کو شاخم...

یعنی هنوز راه درازی داریم تا جامعه ی مطلوب امام ره حتی توی ورزش مثلا میگفتن دستگاههای دویدن هست اسم خارجیش یادمه ها ولی نمیاد یعنی یادم نیست اینا رو بدن به مردم به جای این همه بودجه الکی خرح کردن میگفت 60میلیون نفر میشینه تماشا میکنه فوتبال رو مردم سرگرمی ندارند 25 میلیون اس ام اس میزنن اینطوری میشه که 60 میلیون نگاه کرده بر حسب حساب بعد میگفتن سرگرمی برای مردم باید ایجاد کرد که من کار به این کارها و حرف های ایناها ندارم گرچه حقه!!!فقط مینویسم شاید به گوش مسولی بخوره. اینا دیگه کی بودند؟؟؟

میگفت موتور اصلا دستگاه مزخرفیه که ساخته شده حالا مزخرف رو خودم میگم باید دوچرخه بسازند یعنی بیارن راستم میگفتن چون حالا زودتر بلند بشی بعد ورزشی هم کرده باشی ولی نه ماشین ها نمیزارند یه موتور گاری داشته باشیم خسابشو بکن چی میشه...

البته من در پست آخرم خراب کردم کارو آخرشم نوشتم دستگیرم کنید در وبلاگ 12EZA که گولم زدند و گفتند کشتیه دیگه باید از همه جای هم با خبر باشیم.خدا ازمون بگذرد...بعد فرداش اومدم تو وبلاگه(12eza.blogfa.com) چیز بنویسم دیدم به جاش بسته شده..

  Comments ()
  by:

تو رو خدا نگاه کن ما داریم به چه چیا فکر می کنیم و یه عده مشغول و شغلشون چنه...

داشت بعد اخبار یعنی توش یه گزارشی رو نشون میداد که آمریکایی ها میرفتن توو پل سازندشون همینطور خودکشی میکردند و حالا خدا میدونه بعد این که خودشون رو پرت کردند از بالا پایین زنده میمونن یا نه یعنی خدا نجاتشون میده؟ از مردنم بگدریماا حالا ما وایسادیم دنبال سنسور فلان تو بدنمون میگردیم که ردیابی ای چیزی بشیم یا یه چیزایی اومده رو مگس نصب میکنن هرجا باشه پیدا میشه 1 سوم وزنشم هست بعد میریم عالم طبیعی گردشش رو به هم میزنیم به بهونه ی تکنولوژی بابای آمریکایی اصلا دیگه تو این فکرا نیست داره روز به روز کشته میده و دیگه وکیل لازم ندارند برای کشته دادنشون و کو دلسوزی و خلاصه دنیا وضعش خرابه که حمله به ما نمیکنن از درون دارند میبینندکه دارند منقرض میشن و صد البته برای اینکه یارو آمریکایی تفنگ دست نگیره و همه رو نکشه پل رو کوتاه ساخته اند که خودشون رو پرت کنن به جاش به پایین و هیشکی هم مثلا نفهمید و باید کارگردان فیلم سازی که اومده بود فیلم سینمایی بسازه تازه متوجه بشه که اینجا روی پلشون چه خبره اوضاع ال اونجا رو در نظر بگیر اینم جنگ عراق و ایران شد و شهید و شهادت که اینا یه خورده پیشرفت کردند چون اگه ما یه کم خوشحال بشیم تاثیر مستقیم داره که دیگه ولش کن.

منم اگه حالم خوش نباشه یا این حرکات نمایشی تلوزیونی رو دیده باشم یا اعصابم خورد باشه از زندگی آمریکایی هوس میکنم اونجا در اون موقعیت همینکارو بکنم وگرنه قرار که نگذاشتند که اینکارارو بکنن یا خیر و کسی که بهشون الهام کرده کرده شاید چه میدونم والا ولی من کوچیک که بودم همیشه جاهای خطرناک مثلا پل هوایی حسابشو میکردم که میشه یه نفر خودکشی کنه و راه رو باز گذاشتند میدیدم خوشبختانه نه اکثر اوقات خدا خیرشون بده.وگرنه فکر بد یه لحظه به ذهن میاد و ناامید میشه آدم از زندگی نمیدونه  چه کنه خدا ازشون بگدره که اینکارو کردند.یارو اصلا نشون میداد از پشت خودش رو پرت می کرد یعنی می انداخت راحت انگار میخواد حرکات نمایشی انجام بده ها!راحته راحتا و پلیس هم داشت دستگیرشون می کرد هرکه ایستاده بود مشکوک میزد براشون روی پله انگار از روی پل صراط ما ساختن که مثلا مومنه خودشو پرت خواهد کرد ببینه میسوزه و چی میشه ولی نه اقدر باید ترسناک باشه که آدم خودشم زیر پاشو نگاه نکنه والا ما نمیدونیم پل صراط چیه ؟کسی ساخته ؟ روایت داریم ولی میگن حقه!!!که اینا رفتند و از روش ساختند آمریکایی ها نکنه کار ابلیسه کثافته؟

ببین تو رو خدا کجا رسید کارمون!!!

حالا نمیدونم از جنبش 99 درصدیشوونه که این گزارش ها لو میره وگرنه هی میگن مهاجرت کنید به ما و ایرانی ها رو میخوان داخل کنن تا جامعه شون به درد بخوره میگن بهتر از سیاهان که صدالبته ولی باید آدم خودشو بفروشه؟! به این راحتی والا کو صفاشون کو محبتشون کو رنگ و لعاب و مذهب؟دىگ÷

بپرس آیا دیگه شما معنای صمیمیت رو میدانید بشینید فکر کنید تا صبح که یعنی چه بچه خودش میفهمه تا سنی که خراب نشه ما نه؟؟کو صمیمیت همش بی بندوباری

  Comments ()
  by:

نمی دونم والا چه طوری با هم بسازیم من دارم اسرار رو لو میدم شما ول میکنی میای به فکر من به سرچ من به کجا رفتم و چه دارم و به الان من کار داری یا شاید انتظار خواصی دارید که معجزه کنم دست بکنم تو قندون آتیش بیاد بیاد بیرون خوب برو بخون چی گفتم حال کن اصلا ببین سید چی میگه تعجب کن ول کردی چسبیدی به حال ما که چه؟بزا یه کم باد بیاد اگه حس گریه داری برو گریه تو بکن چی کار به مو داری اگه حس رقص برو برقص کی مگه چیزی گفته همی چیسبیدی به مخ مو که دارم به چی فکر میکنم حالا مگه دست ماست؟!

میخوام بخوابم نباید یه محاسبه ای بکنم که قبل خواب چی کاره ایم و مثلا یه پیتزایی هم امشب خوردیم به شما چه ربطی داره محاسبه ی مو انگار میخواین هنوز حکومت کنید و حس زورگویی چیزی هست مگه نگفتم مثلا من اقدر زورم زیاده که اگه زنجیر ببندن دورم میتونم حالا شما چه مثالی زدیما همون مثال جناب فاطمی نیا اگه قدمون بلند بود باید گردو بچینیم به بهونه ش واویلا به قولا

حالا چرا فجش میدی عزیز دل برادر اگه قراره که کپه ی مرگمو نزارم راستش خواببم نمیاد نمیدونم چی کار کنم برای شما شاید رفتم زیارت حضرت سلمان یا زیارت شما یا صاحب الزمان رو خوندم تا چیزی بفهمم چون آیت الله فاطمی نیا میگفتن چه اسراری درونش هست! شایدم تلوزیون بله در سکوت و شب که حرف نمیزنیم کلا سحر دوست پیدا میشه اینا که شیطون نیستند و همه چیزم میدونن ارواخ نگران

  Comments ()
  by:

وقتی میگیم نام این 5 تن و نورشون بوده از اول یعنی چه؟ یعنی چسبیده بوده به خدا یه همچین چیزی یعنی ائمه اطهار علیهما السلام بودند و آفریده نشدند حالا چرا این 5 تن؟ خوب امام های دیگه زن هایی داشتند و به خاطر زن هاشونه که اسمشون برده نشده چون از یه زن دیگری و عادی زاده شدند اگرچه زن امام حسن بهش خیانتم نکردها بد شد اونم دلش سوخت برای امام حسن (ع) که اینکارو کرد گفت بیا به خیر و خوشی تمومش کنیم با هم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!شایدشما بگی مجنون بود و از عشق زیادی و علاقه ش به امام اینکارو کرد یه چی میدونست که ما نمیدونیم حتما چه میدونم والا سرنوشت برادرش حضرت امام حسین(ع) رو خونده بود شرایط بی وفایی رو میدونست چی بود خدا میدونه!اصلا خودش میخواست قیام کنه بعدش هم رفت تو کاخ یزید دید چه خبره و کارش عاقلانه بوده شاید من هم تو حموم قبل از اینکه بگیرنم میگفتم که خیلی هم عاشقانه ازدواج کنم اگر سرنوشتی بهتر از این نخواهم داشت.

ولی نباید اقدرم بد قضاوت کنیم شاید حضرت ام البنین حتما ناراحت بشن و حضرت اباالفضل هم بچه که نه فرزند حضرت زهرا سلام الله علیهاست

  Comments ()
ai by:

و اما داستان بعدی:

"حدود دوستی

امام صادق ع فرمود1-دوستی یک روزه پیوند است.2-دوستی یک ماهه خویشی است.3-دوستی یک ساله صله رحم است.کسی که به تکبر آن را ببرد خداوند او را از خود ناامید می سازد"

حالا شایدم گناه نکرده فقط دوستی رو بریده آخه اگه دوست شدی باید بری عکس اونجوری نگاه کنی مثلا فیلم بد توی ماهواره ببینی؟ بعد ممکنه شما  یه روز دوام بیاری یعنی پیش میاد که میشه پیوند بعد به زوجین هم فحش میدن میگن پیوندتان مبارک!!!!!

یه سال تونستی به هر نحوی دوست باشیم تازه صله ارحام کردیم و دوستی با اهل بیت عصمت و طهارته که دوستی خدا محسوب میشه حالا کوچیک بوده اسم معصوم رو نبردن یا یادش ندادن گفتن بگو خدا همینو هم گفته وصل بوده به ائمه و میشده با یا خدا گفتن ختی ولی دیگه یه سنی میرسه که باید بفهمه همش از دوستی حضرت علی ع بوده است نه چیز دیگری خدا چیه دیگه؟!!

هر کی رفت بدون کارشناسی دنبال خدا یا گمراه شد یا پزیشان مثل من چرا چون پیوندی بوده شاید یا صله نکرده البته دوستی با خدا سخت نیستا سخت میشه اگه بری جلو وگرنه آیت الله فاطمی نیا می فرمودند باید با خدا رفیق شد من به خاطر گناهام این جمله رو درک نمیکنم چون محبتش زیاد نیست در دلم و ننشستم چله بگیرم یا دعای همراه توبه کنم یعنی نتونستم که بدنم بلرزه از خشیت وگرنه وبلاگی داشتم یه روز به نام خاشع.بلاگفا که پاکش کردم به خاطر گناهام که خدا هم گناهام رو پاک کردند بعد می فرمایند که کسی که به تکبر آن را ببرد یعنی یعنی دوسنی را ببرد مثلا یارو خود ارضایی کرده ناراحته با گریه درست میشه و توبه ش قبول ولی تکبر ورزید و گفت میبرمش دوستی رو به هر بهونه ای و گریه و توبه نمیکنم این خدا نا امیدش میکنه مثل من و بدترین چیز ناامیدی از درگاه ربوبیته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!چرا چون کفر مخظه یه عده تو کربلا همین بلا سرشون اومد رفته دم کعبه وایساده میگه خدا یا میدونم نمیبخشیم ولی خدا...یکی میشنوه میگه مگه چه کار کردی میگه سر امام جسین (ع)رو داشتم میبردم یه طرف شام همچین داستانی بود شاید بعد فرشته ای اومد بالای سر من که عذابمون کنه ما چند نفر رو یکی دیگه بهش گفت ولش کن به جاش خدا نخواهد هرگز بخشیدش!

در ضمن من خوب یادمه بعد از بمب گزاری پایگاهمون و مخله مون ما دیگه برای انجام تحقیقات یعنی به خاطر تحقیقات شنبه ی بعدش رفتیم توی پارکینگی که بود بعد سیدمون داشت سخنرانی می کرد و به هم هم ریخته شده بود و حالش اصلا خوب نبود و درمانده بعد ولی سخنرانی خوبی می کرد و مسمم بود حالا مام حوگیر شده بودیم داشت میگفت که بعضی فرقه ها هستند میگن اصلا آلت کار یعنی قتاله خودمون رو ببریم باندازیم دور و اینکارارو بکنیم که این هم رد میشه از ما و به جایی انگار نمیرسند و بدشون رو میگفت بله اینا نا امید تر میشند حتی و درمانده اگه شهوت نباشه! با اون حال بدش هم دست ور نداشته بود سیدمون و موعظه میکرد چه آدم بزرگیه آقای انجوی و ما دوسش داریم.

  Comments ()
  by:

امروز کلی ناراحت شدم چه میدونم اینترنت قطع بود رفتم توی اون خونه دیر ثبت میشد مطالبم اصلا یه مطلبی در مورد امام حسین و روضه ای نوشتم نمی دونم چی شد!!!!! پاک شد یه پیغامی هم اومد نفهمیدم حالا باید دوباله بنویسمش:

خلاصه اینکه نمی دونم امام حسین (ع) که مضطر شد و همه یارانش رو از دست داد و دوستان و نزدیکان یه عده هم زن و بچه در حال اضطرار ما شنیده ایم که گفتند که لا حول و لا قوه الا بالله یا اینکه انا لله و انا الیه راجعون شاید شما تا حالا مضطر شده اید ولی ایشون نفرین نکرد کار خارق العاده نکرد و این ذکر هایی هم که گفت در دل ما اثر نکرد حالا ما هم اگه بگیم در دل دشمن که خودمون دشمن خودمون هستیم اثری ندارد شما. ولی این حال هم پیدا شد انگار دست بند زده باشند به دستاشون و هیچ کاری نمیشه کرد حالا هرچی هم انسان قوی هستی میخوان مثل پدر بزرگوارشون حضرت علی(ع) ببرندشون اون دنیا و چه حال بدیه و خوش برای خودشون ولی جه خوشی اسارت زینب(س) یعنی میخوام بگم اینکه کاری از دست ما بر نمی آید گاهی به دلایلی برای ایشون هم بوده و بدترم بوده که همه کس و کار خودشون رو از دست دادند!و بدترم بوده خیلی بدتر این اضطرارشون ولی باز راضی اند به رضای رب.راضیه مرضیه

حالت مضطر که میدونی یعنی چه؟ یعنی هیچی ندارم و کاری از دستم بر نمیاد به خاطر اینا (دشمنان)دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفناک سلام علیکم جمیعا.

  Comments ()
  by:

حالا میریم سراغ بعدیش تو کتابه البته مو نمیخوام کسی رو  موعظه کنم دارم رو کتاب میام بالا و خلاصه نویسنده اش کی بوده خدا میدونه همین استاد علی اکبر رو میگم شاید کار یکی دیگه باشه این فقط نوشته؟؟ها.

خلاصه خیلی حال کردیم با این کتاب و میدونی برای سن ماست دیگه گیر ندین چرا بالانر نمینویسی بلد نیستم همین

نمی دونم کی رو تو خواب دیدم سیدمون بود خودش بود یه گوشه نشسته بودم بعد اومد یه ذکری رو گفت و هنوز ملک الحق المبینش رو نگفته بود خوندم ذهنش رو که میخواد همین روو بگه و با هم توی دلم گفتم ببین چه تیز هوشم ولی نگاه تو همین کتاب میگه کار عقل و هوش نیست!!!!!!!!!!!!!

جهاد اکبر

"ای شهان کشتیم ما خصم برون         ماند خصمی زو بدتر در اندرون

کشتن این کار عقل و هوش نیست      شیر باطن سخره ی خرگوش نیست"

مولوی مثنوی

خصم که پرسیدم یعنی دشمن و سخره هم یعنی ذلیل و مقهور و زیر دست کسی شدن

یعنی ما دشمن بیرونی رو کشتیم و فتحشم شاید کرده باشیم اصلا ولی دشمن درون که بدتر

ببین میگه همون نفسی که کشتنش دست عقل و هوش هم حتی نیست یعنی ممکنه گمراهانه و کفرانه و نامشروع اصن باید کشته هم بشه تو سیستم غلط ما و همون نفسی که روانشناسا میگن راحت باش و اصلا میگن وجود نداره توهمه باید آزاد باشی این کار ما نیست کشتنش و باید از یه طریق بالاتر کشته شود و اون بیت هم که میگه شیر باطن سخره ی خرگوش نیست هم اینم به نظرم نکاتی داره که به ذهن من نمیخوره و باید مشورت هم کرد یعنی سخته شاید این معنی ش باشه ولی معنای دیگری هم باید داشته باشه خلاصه این روانشناسا مسخره میکنن شیر باطن رو!!!!

حالا همین کارشناسایی که مولوی رو قبول دارند و براش سیمنار چند میلیونی ترتیب می دن در ایران و خارج همین نظریه های پوچ رو دارند ها و انگار شعراشو نمیدونن وو میخوان جنگ تبلیغاتی علیه اسلام راه باندازن چرا؟چون برخی عرفا زیرکانه قبول نداشتند کاملا مولوی رو و ما هم نداریم ماهم به قول آیت الله  فاطمی نیا همه ی شعر های ایشون رو قبول نداریم و میگیم مثل هر انسانی ممکنه اشتبی هم کرده باشه مثل من و شما و تو..

  Comments ()
  by:

حالا میریم سراغ بعدیش تو کتابه البته مو نمیخوام کسی رو  موعظه کنم دارم رو کتاب میام بالا و خلاصه نویسنده اش کی بوده خدا میدونه همین استاد علی اکبر رو میگم شاید کار یکی دیگه باشه این فقط نوشته؟؟ها.

خلاصه خیلی حال کردیم با این کتاب و میدونی برای سن ماست دیگه گیر ندین چرا بالانر نمینویسی بلد نیستم همین

نمی دونم کی رو تو خواب دیدم سیدمون بود خودش بود یه گوشه نشسته بودم بعد اومد یه ذکری رو گفت و هنوز ملک الحق المبینش رو نگفته بود خوندم ذهنش رو که میخواد همین روو بگه و با هم توی دلم گفتم ببین چه تیز هوشم ولی نگاه تو همین کتاب میگه کار عقل و هوش نیست!!!!!!!!!!!!!

"ای شهان کشتیم ما خصم برون         ماند خصمی زو بدتر در اندرون

کشتن این کار عقل و هوش نیست      شیر باطن سخره ی خرگوش نیست"

خصم که پرسیدم یعنی دشمن و سخره هم یعنی ذلیل و مقهور و زیر دست کسی شدن

یعنی ما دشمن بیرونی رو کشتیم و فتحشم شاید کرده باشیم اصلا ولی دشمن درون که بدتر

ببین میگه همون نفسی که کشتنش دست عقل و هوش هم حتی نیست یعنی ممکنه گمراهانه و کفرانه کشته هم بشه و همون نفسی که روانشناسا میگن راحت باش و اصلا میگن وجود نداره توهمه باید آزاد باشی این کار ما نیست کشتنش و باید از یه طریق بالاتر کشته شود و اون بیت هم که میگه شیر باطن سخره ی خرگوش نیست هم اینم به نظرم نکاتی داره که به ذهن من نمیخوره و باید مشورت هم کرد یعنی سخته شاید این معنی ش باشه ولی معنای دیگری هم باید داشته باشه خلاصه این کارشناسا یعنی روانشناسا مسخره میکنن شیر باطن رو!!!!

  Comments ()
  by:

 

عنوان وبلاگ:

هزارومین منجی

آدرس وبلاگ:

http://1000rominmonji.blogfa.com

توضیحات:

 

نام نویسنده:

 

تاریخ تهیه نسخه پشتیبان:

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 ساعت 6:30

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ساعت 9:47 شماره پست: 84

من به خواهرم هم امروز گفتم آخه اومد داشتیم حرف میزدم رویم اونور بود بعد چشمامو باز کردم یه نگاهی کردم خوب جالب بود براش گفت یه بار دیگه بکن بعد کردم گفت نه دیگه یعنی اینرو قبول نداشت بعد من بهش گفتم که مگه من دلقکم که هر لحظه ی یه ادایی در بیارم برای شما؟؟؟ تازه اون شعر حافظ رو داشت تفسیر میکرد گفته بود من یه ادا و اصول دارم به معشوقش میگفت حالا ما هر روز باید از یه دری وارد شیم؟؟؟چه رسمیه جه اصولیه بابا کارای مهم ترم ه

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ساعت 4:33 شماره پست: 85

jigrar.persianblog.ir  هستم فعلا..............................................................................

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 15:52 شماره پست: 54

امروزرفتم مسجدمون دانشگاه شیطاین هم هستش حلا کار ندارم به زنا ولی نیگا تمرکز یه چیزی که خدا گفته داشته باشی یعنی میخواد با نماز کسب کنی پش شیطون هس.عالم ربانی ای هم داشتن صحبت میکردن منم نمیخواستم پیش بیاد ولی شد اینکه آرامش مرد و زن باید برقرار بشه و ازاین حرفا که گفتم نمیخواستم بشه که برای آرامشه...یعنی ما نمیخواستیم ولی من نامرد اون عالم رو چا گذاشتمش رفتم بیرون ناراحت یه موضوعی بود.من بی معرفت یه کار دیگم نکردم...سلام به یه نفر دیگه یا...اونجا توی مسجد...دیگه نمیخوام برم اگه خدا خواست چی...تو راه برگشت از مسجد با بچه ها گل بودیم.مثلا تو خانه که میاد مرد میره که آرامش داشته باشه و یا برعکس در اون حالتش که بد.یا مثلا زن و شوهر خوب نباشن مثل یه قیچی همش همو میبرند...و همینطوری که تو راه میومیدیم با دوستم یه مرتبه به گل آقا فرمودم همون اول که همش آقا میگفت همو برای آرامش مرد و زن هم برای آرامش یه چیای دیگم گفتم بعد  یهو گفت این آرامش روحیه منطورش...بعد فهمیدم فکری نکرده بودم چرا پس بد اومد اینور که تو مسجد بیشترمون پیرمردیم حتما فکر همون زنا خرابه نیستا داشتن جرمی فکر میکردن ..شاید.

و اینکه رفتم پارک اونجام خوابم نمیبردش.

سه اینکه من هیچ زنی و بچه ای تا حالا از کودکیم شاید بیشتر ندیده باشم زندگی کنه با شوهرش احساس خوشبختی کند!!! همشون بعد یه مدت پیر میشن یعنی خوب نیگا یه موقع هست اینطوری نیست ینی از کودکی دیدم اینطوری درسته این زنای که یعنی دخترای که ازدواج هیچوقت نمیکنند مثل هلون و امام زمان هواشونو خوب داره کسی نگای بد کرد خودش میدونه!!!اصن زن خاصیتش همینه که داخل دین و دنیا راضی رضا نمیشود بعضی موذی ها میگن ارضا .از پدرم پرسیدم تو مامانوگرفتی خوشبخت شدی سری رو به بالا تکانید واز مادرم گفت خیرتو خشبخت باشی حالا نمیدونمخوشحال باشی  شایدتمخیرونگفت.اولشم که رفتم تو مسجد نمیخواستم بیرون این روحانیه فضامو عوض کرد.دستش در نکنه بعد باز کفر ورزیدم موندم تو مسجد دیدم نفر آخر رفت پاشدم ترسیدم اومدم بیرون سلامم کردم به عالم ربانی ولی خوب دیدمش...بعد رفتم پارک آب بخوابم نش بعد اومدم آب معدنی خریدم نخوردم گفتم نمیخوام الان بخورم به فروشنده به خاطر ماه رمضان گفتم اینو اونم گفتش میخوای ببری (پس)یه سری چیای دیگم خریدم با زور اوردم خونه.آب که خریدم یه مردی هم اونجا بود یه نوشیدنی بود روش دو کلمه بود نمی دونم چی + bear  میگفت تو دست منه فعلا این فقط یه همیچین چیزای من نمیدونم خوبه یا بد...چی بهشون میگن بازاریاب بود شاید و من فکر میکردم منم ازی کارا میتونم بکن شاید بد نباشه یعنی چطوره نه یه چی گفتم خالا.داش مخ طرفو میزد..از عالم ربانیو هم آموختم که تو خونه خوب باشیم صحبت کنیم با زن و بچه مون با خانواده مون آرامش و از این حرفا...

چهارم سیب آقا سیب گیر نمیاد به نظر بضیا سیب اصن اونی نیست که ما میبنیم خوب هست ولی یه میوه دیگس اینا نامردا میدونن سیب چه خاصیتی داره یه آب سیب نمیزارن تو مغازه ها ساخته بشن برای سرطانیا و سیبارو اکثرا پیوندخراب زدن چی شده که سرخ یا اصن سبزه؟ مگه میشه یه میوه دورنگ باشه...مخصوصا نا از موقع ک ه امام جسین شهید شد همینطوره و باید یه تحقیق وسیع بشه که اصن تشنگی تو کار نیست تو کشتن بهونه است؟؟؟دردش بوده ها نه نبوده ولی بالاتر از این خرفا من بغضی ها رو دیدم که حتی بدون آب زندگی میکنن یعنی میشه بیشغور ولی نیگا سختی گرما هم بوده؟؟؟و بالاتز یعنی میخوام بگم مظلومیت عظیم تره از این حرفاااا...

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ساعت 19:7 شماره پست: 55

امروز رفتم بیرون عصبانی شدم خربزه شیرین یعنی حدس میزنما.رو خریدم برگشتم...راسش قبلشم طوری شد روم که نه حالا بگویم...این که رفتیم بابابام بیرون بعد یه چیزایی خریدم خلاصه بعد یه واساد من حال پیاده شدن نداشتم تا عمو زنگ زد بعد من گوشی رو پرتابش کردم شکست آخه تقصیر من نبود این شد که عصبانی شد من اگه میخواستم پیاد بشم برم پیش بابام که پرتش نمی کردمش اونم با دستاش گرفتشا بعد یهو چی شد از دسش سر خورد افتید نمی دونم چش شد...خراب شد برای همینم بود که عصبانی شدم از ماشین پیاده و بقیه شو راه اومدیم.بابامم رف.یه چیزایی هم گفت سوارش نشدم دیگه شاید و اونم گازشو گرفتااا...بد این شد..عصبانی شدم پیاده اومدیم بابا منو عصبانی نکنید خر میشما بعدشم که اینطری شد پباده شدم دیگه از ماشین...بعد که رفتیم تو ماشین حین جر و بجث گفتم تو موبایل برای چته اصن مثلا من که همرام نیست البته خوب غیرمنطقیه صحبتم...گفت من امروز اذون صبح ماموریت رفتم برای 40 تومن پولم (یه همیچی چیزیکه:آیا بدن...زحمت کشیدم(آخه یادم نیست دقیقا اینجاشو))حالا تو صد تومن (راحتا )ضررم زدی!!!اینجاش دیگه یادم نمیاد..

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ساعت 21:25 شماره پست: 56

آقا جون هیچگاه هدیه ات خالص نرسیدی هدایات اما رسید یخ چیزای دیگه ات.قران من روش آرم بانک ملته...

فرعون آقا من باید باز فرعونو بازش کنم که چیه بابا 313 نفرو خدا تو قرآن بردش شاید حالا بد بوده غرقش کرد موسی هم یه عمر باهم آموزش کاری کردیم با دربارینمون...ه حالا برگشته دوباره به دنیا متاسفانه می بینیم تا جایی که اسیرش کردن خوب این یعنی چه تا اندازه ی آدم معمولی که میتونه اوج بگیره اگر بزارین..اسر نکنید شاید واقا آدم بشه خدا فرصت داده.؟حالا من نمیخوام بگم چرا آخرش بوا شقی شد شاید الان برگرده ولی رسیدن به خدا بدون دست خود آدمه پیامبرم نمیتواند یه عمر همسایه یهودی رسول الله (ع)

همون صنه های که حالا یا موسی نبینا البته ایشون معصومه ولی حالا داریم تو تلوزون میبینیم که همونا داره مدا حالا یا خودش آموزش لدنیه یا دربارین صحنه میچینند عینا تکرار میشوند همین...حالا خدا باز کرده فرصت داده هر کی بیاد ببینیم میشه مردمداری کنیم حالا اینطوریه...شما هی صحنه جابه جا میکنید روانشسناس عوض و بدل...به خیالتون خیلی قدرت دارین...غیرتیا؟؟بابا دمشون کرم قرداد دارند اما...اهمینم خوبه امروز نداشته باشید ضیفه زنو نه میگم...

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ساعت 23:25 شماره پست: 57

به نظر من یا بنده یکی از موارد غلط در فلوم آموزش غلطه چی گفتم بابا همش تقصیر این زنای نه این روانشناسا نه مردم خوبه مردمه دیگه که نمیخوان خودشون!!!

حالا من مثال میزنم اگر این مثال منم در حقیقت داغانش نکرده برن شما نگاه تو فیلم؟ باشه اینطوره بوده حالا نمیگیم تو کجا دیدم ولی نیگا اینطوریه که یهو سر وصدا با هم بالامیگیره همهمه رخ میده ولی اینا تو مجلسوش از بس سبک سرن دیگه رخ نمیده همه سکوت تا یکی حرف بزنه.ما نمیگیم همهمه خوبه یا چیز دیگه میگیم اینم هست در واقع یعنی بوده مثلا امام حسین رو کشتند صحبت ایشان را که گوش نمیدادن هیچ همهمه یم میکردن حالا نمیگم اینکارو کنید شما بچه ی خوبی هستید ان شاالله تعالی ولی واقعیته نه خیال محض خواب نیستیم که... هستیم.؟! اینا رو همشو یه بار گفتم جایی میدونم قبلا ولی چه کنیم باز میبینم حالا نیان اگه درست شد اعتراض کنند به آموزش بد واقعیته عزیزم ببین اینطوریه ما کالا ارزنده نیستیم که پشت سر هم حرف بزنیم و وایسیم اون تموم بشه اصن فیلم بازی کنیم.

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 ساعت 23:38 شماره پست: 58

شما شیطان رو حس نمیکنید خودمو میگم حالا شاید همون ظاهر منم گول آلود باشه ظاهره دیگه ولی از باطن خراب...حالا نیگاه شیطون اولین حقه اش که وارد میشه چیه خودمو میگم که زدم. اینه که میگه عزیز دلم راحت باش حالا نمیگم پدرشو در بیارها میگم شیطون از این در وارد میشه بعضی سوسکام میگن هستن اینا از فضله شون میرن چیز میسازن خوشش میاد این اذیت کنه من چی بگم...

پس ببین میگه تو این موقعیت راحت باش خونسردیتو حفظ همون که قرآن میگه آرامش داشته باش من پیشتم عزیز حالا نمیگم برو دیوانه دستگیرش کن ببرش زندان نه اونم فایده نداره بدتره ببین الان خارجی ها چه میکنن میخوان یه مخی مثل من بسازن هرکاری که میکنن دانشمندا نمیتونن چرا چون خدا رو نیافتن نیست تو کارش حالا من نمیگم خودم خیلی یافتم نه ما هرچه دیدم خدا بوده...قرآن بوده...اونا رو سیستم کار کنن بزار تا آخر عمرشون کار کنند ما با خدا معامله...

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 0:8 شماره پست: 59

با شما نیستما خیالت راحت!!! ببین برای آینده ش میگم میدونم چه کاره اید یه موقعی هست آدم روحش داره گو میخوره یه موقی کاری میکنن که خودش خون میخوره تو لیوانی  الان مو تو این خانه هردوتاشو بحمالله میخورم از دست شما.یعنی من میدونم کثافت دنبال چه فرصتی میگرده چه بلایی سرش بیاره خوب بابا رئیس جمهور مملکتت بوده گه خورده اینکارو کرده زحمت کشیده خون دل خورده رفته اینور و انور نیویورک تو کثافت عوضی که حالا به هر قصدی و قانونی هدفتو خونده یم و ممکنه هم هست  اصن برای خودم پیش بیاد که اینارو میگم ولی خوب دیگه بدتره این؟خودم اتوماسیون باید از خینه در نرم و زود برگردم با پای خودم یا کلیدو داشته به خاطر اینکه کسی نیاد تو اتاقم فضولی شیشه باید درروی خودم ببندم و قفلش کنم و از این حرفا بدتر این؟ باشم من خودم یه چیزایی میبینم روح میخواد خارج بره تو خانه ایمان نمیزان ولی باید راحت باشیم چون اون یه بحث جداست خوب اگه پیش اومد میزنمیش. ببین نامردا قانونتونو عوض کنید دست میزنه به نامحرم با دستکش میسازتش همه کار میکنه میگه اینه ما از طرف امام زمان (عج) بودیم برای پیشگیری بعدشم میگن خودشم حال کرده!!! معلوم نیس چه بلایی سرش دراوردن این خانم چیرو توشو کندند که شاش بکنه ارضا میشه اصلا!!!حالا بخشی از این ازرها با کچل کردن قسمتیش برهم میریزن البته همشم این نیست مثلا هیبت علوی خدا بذهذ سگ میتونه و تنزل اندام و ... که مثل نامحرم عمل روت نکنن جیگر خدا شرمشم میاد!!! ولی امام علی (ع) اون از پشت بوده در نماز و راهو هم خودش باز اونم قاتلش  بوده...و قران حفظ بوده پس چی؟ چطوری قسی القلب بوده و چه نفسانیتی داشته مثل همون سریال که چه طوری تو فیلمشم جرات کرده...علامت سوال؟؟؟خوب علی نبود ولی از فرق چانه خوب.

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 2:58 شماره پست: 60

با شما نیستم خیالت راحت خیلی ممنون..

به مو گیر ندیدن آیا چند نفر سربسته بگم کشتن تا اینجا رسیده...

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 6:57 شماره پست: 61

خوب شمو نیگاه...دید چشمی ما نمیدونم به این تکنولوژی خیلی وقتیه رسیدیم که مردم حالا توسط هرچی به قولا مثلا جنون برسیم که فولومی رو ضیط و ثیت کنیم ولی نه خدا رحمیتره و عیوب رو بیشتر پنهان و ستار میکنه اگه گذاشته باشیم!!!ولی  که قسم میشه همین و میدونم متی که نه کلا بعد دیدن نورش تنظیبه خاطر مام که هست تکنلوژی خیلی از این حرفا بالاتر و حالا پیشرفت داره ولی خوب کسی میدونه چقدر پیشرفت کردیم تا امام زمان.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 6:59 شماره پست: 62

و اما بعد تیوی میرسیم به اینکه بله آقا حالا فتواهش یادم نمیره اینکه خرید و فروشش اگه برای حلال و گناه نباشه عیبی ندارد هرگز میگن مردم...تلوزیون حالا باید دقت کرد که مجازه مثلا قبل انقلاب همه نداشتن جایز نمی دانستن به قولا تا چه مصرفی چه آموزشی چه دیدی.حالا ما چه مون شده پرن گرافی  و غیره.نه ما پیشرفته ایم آدم قرن 10 ها؟.دیگه شرط و شروط نداره به هر نحوی که مرده تحریک شده گناهشو پاش نوشتند.پس دیدن تیوی احتیاط واجب داره...همین

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 16:39 شماره پست: 63

الان حس میکنما بدتر شده امنیت دستشونو واکردن ببینن فتنه گرا کین با ایم کار بد پدرشونو درآنن تو حلقه اگر افتادن...دارم میبنم پس نترس ما هستیم خوشونو دیر یا زود به نام انتظامات هر چیزی نشان خواهند داد امنیتو تامین کن...هر کی به فکور بازسازی مملکتمون نباششه همش خائنن دیگه دید ظاهر و باطن نداره معلومه کثثافت چه موذین.نه میحواد دید باطن و ظاهر ولی خوب برای شمایا وگرنه فرقی زیاد نداره براما.شما الان یه رهبر ببرین پیش ایشان ما خودمون میدانیم تا شاید اصن بگوییم چند درصد اصن چقدر خائنه به مردم و مملکت. لزوم داره!؟همینای که با اسم هر کی هرکاری میکنن حالمو گرفتن و اونی که اومد پیراهن روحانیشو زدش کنار با لباس عرف حرفشو میزنه دیگه کیه...چه.عجب حالی کرد..

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 17:1 شماره پست: 64

بله من باید اعتراف کنم که گذاشتن  بمونم...اما چه زندگانی بدتر از مرگ و چه مرگی بدتر از حیات..

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 17:36 شماره پست: 65

استاد دیگه چیز الکی حالا از راه دور زیاد خبر ندارم ولی از نزدیک مثلا یه سید جلیل و القدر اعتمادم جذب کنه این میشه استاد ذهنی شاید فرشته ها حرف فقط چند جلسه بسشه بچو بزرگ شد خودش جایگزین میشه فرشته برای چیه پس؟؟؟آموزش نوین اینه.تا حالا خودش کیو بحواد و کیا رو انتخابی بکند...و ذهنش پس بزنه یا اعتماد جلب..ولی بچه رو تجسمی اسیزکردن خودشم نمیدونه چه کنه ولی حالا نیگا پدر بزرگ گرانقدر من اینکارو با من نکرده هیچ وقت خیلی جمله ای.ذهن کسی رو که نباید هک کرد!!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 17:56 شماره پست: 66

صلوات بفرستید به قولا

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 21:50 شماره پست: 67

انگار پولیس الهی دنبالم شده مو به مو دارم میرم جلوش...

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 21:59 شماره پست: 68

نیگا آدم از فرشته شدن بیاد یعنی حیوان نباشه خوبه این دیگه شاید اینطوری باشه ها هر کی یه طوری میبینتش با یه چهره ای چون اله که یعنی ما که وجه خدا نیستیم ولی خدا چه شکلیه همون که تو میخوای حالا به من کاری نداشته باش ولی فرشته شاید خون انسان اصلا چهره واقعی خودشو تو آینه میبینه مثلا من کلی زشت گشته ام از زیبایی هایم دور شدم و چهره ی واقعی که تو آینه میبینم اگر حیوان نباشم یه چی دیگست ولی شما ممکنه قشنگ تصور کنی پس نیگا چهره های الهی یعنی اگه آدم الهی باشه الهی مینگرد پس چیطو...البته به خود آیینه هم هس ولی ظاهرو باطنه...پس کی زیبایه الان؟ دیوید بکام خوب اونم قشنگه ولی مخصوص خودشون...حالا بعضی ها عجیب است حضرت علی رو میبینن این عجیب نیست نمرده باشی بتونی برسی وجه الله رو ببینی خیلی عجیبه نمودش هستا ولی خود حضرت واقعی مثلا شهریار به نظرت دروغ گفته (به خدا شناختم من به علی قسم خدا را) حالا نمیدونم همین بود حوصله ی سرچم ندارم شعرشو فکرم نمیکنم.خودش نوشت ولی ببین چه گفته!!!آره حالا که فکرش میکنم (به علی شناختم من) رو گفته است فکره دیگه...داره وجه رو میگه دیه...لذا چند تا فرشته شهید میشون تا یه فرشته به دنیا بیاد...چند تا فرشته خوب به دنیا بیاد تا یه فرشته اصن به دنیا بیاد...

حالا چند تا علی کریمی داریم؟؟؟همون علی دایی انصاریانم

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 22:48 شماره پست: 69

من خیلی از رئیس قوه ی قضاییه خوشم میاد مرد محترمیه و با احترام مانند برادراشون چه آرامشی...اما بلد نیستم شکایت کنم خیلیم  ازشون میترسم ازش از هیبت حسنیش...تف تو ریا...که از مو شکایتی چیزی داشته باشد یعنی بکند...با این کارا.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ساعت 9:46 شماره پست: 70

مردم دوران امام حسین هم خر نبودند حالام میدونن اگه ایشان رو بکشند یعنی شهادتش به ضررشونم تموم نمیشه!کثافت داره میگه مگه بده آدم رو نه اینطور یه چیای دیگست منافق ه ه هاولین تکنولوژی میخواستم بگم آخرینا نفس بوده برای کشتن که اولا چی هست که ازفیلتر  ما بتونه رد بشه دوم اینکاررو بکنه نه نمیرسه انسان که خدا بوده شاید خیر آدما رو بخواد بستگی داره کی میگیم الا ولی نیگاه کار تمام میشه بالاخره با هر تکنولوژی فسقی در گناه...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ساعت 12:29 شماره پست: 71

این چه سیستومیه من کشف شد برام که بعضی زنای میدونستما البته میگن دخترای که امید به ازدواجشون نیست هم قرطین خوبه...یعنی موهاشونو نشون بدهند در کار همه موثره ولی زنای بی عفت نه این چه سیستمیه نظام جمهوری که زنا برای حفظ عفتشون میزنن.برای اینکه مردم نگن میکشن چادرشونو پائین...برای اینکه نکنندشون با روسریشون ور میرن همین این حاجی خانمام گیر دادندا.این چه نظامیه...همش برای دید مردم...حاجی خاله خانم غیرتی شده!!!مرد نه ها وگرنه پسره دختره هرچی که حالیشه پیداش نمیشه اونیم که به کثافت رسیده باید بیشتر از این کار نکنه...حالا حجاب برای کی؟برای سیستم فاسد!مرد همه جور دودره ی هستد مگه مردا میزارند پسره استغفرالله.فاسد شود!خودش بابا کار خودشه خودشونم میان  تیوی تو دسشونه اجرا میشه!البته خوبشم هست باز عجیبه.من جلوی مردم اینکارا تو خونه ازایکارا مثل ما.تو شهرمون که ایطنوری جاهای دیگش رو خبر ندارم همینطوریه

مرض دارن نامردن  زنو چنددره میکنن هر جوری بگرده بیاد بیرون خوب! سیستم خرابه فاسده نجسه.!

حالا برو زن بگیر!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ساعت 18:50 شماره پست: 72

ببین ما به شما نیستیم نه به همتون میگیم این چیزارو که کار دستمون بیاد شمو نمیخواد اقدر بدبین باشا نسبت به مویو مملکت و از این حرفا ولی نیگاه یه سری آدم مشاهیر هستند اینا دوربرشون به عللی خرابیه اینا یا بازیگرن یا رئیس یا ... یه سریشونو الحمدلله همه خوبن مردم اینا رو میبینن چه روسری چه طوری میان تو خیابان مویم ببینم میشه سرمقشم اگه زنده باشیم یه چی گفتم خوب این دست خودش که نیست از کجا خرید از اونجایی که ما میخواهیم!!!میخوام بگم ازاینام هست وگرنه کار درسته الحمدلله تو رو خدا؟؟؟خلاصه خطیه که ما می دهیم!!!باز چی کاز کنیم از خودشونم حتی.میخوان فساد فساد کنند باز!یار جمع می کنند مشهور حمله و اعتبار که دیگه نیست...از مارک رو شلوارشون تا ظاهرا فتنه ی 88!!!اگر واقعنی فتنه انگیز باشد جاس سوال داره...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ساعت 2:50 شماره پست: 73

همیشه گفتم بسازید با خدا و بزرگان رو امحنان نکنید خودتون میپیچید یه وقت بدجور نفهمید از کجا دارید میخورید اولش که اومد ای خونه افکار یعنی سطح افکار رو سنجیدم بد بود نه انگار امام زمان اینجام تشریف میارن عجیبه ها برعکس شد همه دارن میترسند از خدا اینبار بعضیا نه ما بنده شونیم یعنی اگه بخواد نفوذ کنه همه چی ریر و روی میشه منم این ماهم دارم به احترام مردم و اونایی که گولشون زدن (شیاطین...)روضه میریم انگار و صد البته کفاره ی گناهش ه ماه قبل و محرمم برم چه میدونم اگه راست بایسته.سال های پیشم سکوت میرفتیم چون دسته جمعی بود برام بهتر بود چیزی نگم ریا کنم ولی اونایی هم که منو فقط رسوا میکردن خوب بودا نه که بد ولی فتنه درست میشد لذا میبینی امثال حرف میزینم ولی باز ساعتوم درست کار نمیره گرچه امواج رادیویی و ... روصه رو باطل میکنه شاید یه گریزی بزنم امشب فضا ببینیم چیه...شایدا.امروز میرم مسجد از آیت العظمی سوال عادله که من خوابم یا ماه رمضون؟حسش نیس آخه چه کنم ظلم کردین در حق منم!یه همچی چیزی شاید فردا! چیزی هم کم نذاشتن ملائکا هنوز برام تتنزل الملائک نیست.با این سیستمی هم که میام جلو کار نمیده شاید از خود اباالفضل العباس برم بخوام!چیزی...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ساعت 4:41 شماره پست: 74

من نه اینو میگم نه اونو دوساعت؟ آدم مدرک نمیگره که مهندس بشه بهش بگین دانشمند!!! میگم اینکه دو سال آزاگار چی دارم میگم بابا تو یه چی که نگاه میکنی میبنی همشو که نباید بفهمی وگرنه سکته میکنی بعضیاشو نباید بگیری این حقه!!!مگه تو حقی که همشو بگیری بفهمی فضولات رو!!!

بعد میشه مهندس هیچی از کلوم نفهمیده فقط یادداشت و همینطور زور زده کرده تو مخش رفته امتحان داده باید با علاقه فهمید سیستم آموزش نوین یا قدیمیه یا غلط...

دخالت...

البته مو دراورد زبونمان از ای حرفا...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ساعت 23:23 شماره پست: 75

اصلا حالشو ندارم نتم جای خوبی نیست نه همش خرابه کلی دردسر این پلیسه هم به جای اینکه دست مو رو بگیرد هنرش شده مخ خونی مو موبوم از جای دیگه میگرم موضوع و خاطره حالا اینجاش خاطره است که میخوام بگم اینم میره از همونجا میخونه میاد مخشم قوی مرجعه دیگه مرجع جوان...

خلاصه الان نه ها الان اگه مثلا یه چراق راهنما نشون بدن پشت سر مجری یا یه حیابون شلوق حالا یه طور دیگه ی فکر میکنم ولی ای کاش بشه برنومه هایی که مثلا 10 15 سال پیش سیما پخش میکرد رو پشت سرهم برام بزارن مخصوصا صبح هاش حالا هرچی اونایی که دیدم و ندیدم ببینم خاطره زنده کنم خلاصه اوضاع غریبی بود ترافیکی رو نشون میداد اصن غریب بود یه حس تنهایی الان نه الان میگم نگاشون دارند جاسوسی مردم میکنن نه ولی اون موقعا یه طوری بود شاید به خاطر اسارتمون تو دبستانش بود و اینکه همیشه تنهام میداشتن مامان و بابا توی خونه هو میرفتن ولی نه غریب بود تنها بود اصن یه اوضاعی بود..........مخصوصا شب ها که یه طوری میشداا دوست دارم برگردم ببینم چه گذشته بر سر ما.برنمیگردما یعنی خاطره زنده کنیم تا قدر خودمونو بدونیم که چه کردیم و چه شد و چه بدیم و خوبم شایداصن.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ساعت 1:20 شماره پست: 76

یادش به خیر میدونی چه زمانی بود  ایاک کودکی و نوجوانی و جوانی هم چه فکوری داشتیم از همه بالاتر زشتی بعد گناه اگه خدا نباشه.و به زیبایی رسیدن زیبایی هم یه معنایی داشتا ولی نه اینبار میخوام در مورد اون غلام سیاهه بگم که دعا میکرد بارون اومد میگفتم بابا تو هم سجده ات مثل اون هست وقتی ادعام میشد که مردی دعا کنی خدا بارون بباره؟؟؟ میدیدم نه یعنی یه اشکال درونی همیشه هست یه گناهی چه میدونم یه ردپایی................................همیشه هست که نمیزاره این دعای من بیاد بالا شایدتم اولیایی نیست تو شهرما یا نمیخواهند بارون بیاد عذابه دیگه عذاب کار مردمه اینا.

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ساعت 1:27 شماره پست: 77

این پی سی و سیستوم جدید مویا خودش اتوماسیون شده یاور جدید امام زمان شاید خودش میرم میام صفحه باز کرده گذاشته روبرو چی میدونم والا...

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد 1390 ساعت 3:19 شماره پست: 78

والا من تو همینشم مونده یوم نمیگم حالا آدم خوبیما همینم که هستم ولی میگم شهید زنده اس یعنی چه...

میگویم با این وضعی که دارم نکنه شونصد بار کشته باشندم اینا از دیونه خونه آدم پیدا کردند مخشو خالی قلبشو سوراخ گداشتن جای مو با همون حال و احوالات...حالا روح همون علی اومده جاش...اگه اینطوریه خالا من چه بکنم؟؟؟ چی بگم؟؟؟؟

نه بابا زندگانی شهدا اینجورام نیست اونا خوشن کنار اربابشون از رزق طاهر میگم شاید من خودم نباشم از دیونه خونه باشم مرده م حالا هکم کردند یه چی دیگه دراومده از توش ها؟

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 1:0 شماره پست: 79

مو می دانوم باید اول دلم برای خودم بسوزد چون موقش باید چه سوالی جواب بدم و چه میدونم قیامت چنه؟؟؟و چم میکنند... نه هیچکس دیگر مگر اینکه لیاقتشو خدا داده باشه نمی دونم هم چه میشه حالا یک موقیه که خدا دلش برات میسوزه و فضا رو میچینه ولی یه موقی حالا نمیگویم کافر یا غیرمومن بلکه غیرکارشناس از کجا پیداش میشه فضای روحی تورو تغییر بده انگار همی کردن تو جونش چیزی که بیاد روی تو که مومن حالا باشی یا حالا فکرکنه هستی بابا من دلم برای خودمم نمیسوزه چه برسه کسی بیاد.

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 1:5 شماره پست: 80

حالا محض اینکه بعضی بچه های خوب اطلاعاتی ضایع نباشن به چی داشتم می فکریدم و چه موضوع و متنی. پست قبلیم دسشون رو شد و نگفتم حالا می نویسمش ببینم چه میشه بله یه مسئله ی پیش اومد داشتم فکر میکردم که بله زن گرفتنم چی بگم بله بعضی زنا یعنی خیلیا از حوریان بهشتی بالاترند خیلی هم حالا اگه من با حوریان هم دوست باشم و فاصله ی سکس هم برقرار همش که این نیست..حالا تو همین دنیا میشه به آخرتش رسید اینطوری که این زن ها بالاترند دیگه پس زن بگیریم...!!!

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 1:7 شماره پست: 81

من برم گم شم که همه ی افکار خراب شد...

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 2:30 شماره پست: 82

صحبت از گل و گیاه شد میگن شهدا ریشه اند شما خودتون دیگه باید فکر کنید این یعنی چی از چه جهت من اگه خودم فکر کنم دو تا مثالم به ذهنم برسه دیگه چی؟بیشتر بابا مثلا ریشه معلوم نیست بعد این میان نگاش کنن میگن این چیه چه طوری آب و غذا و احتیاجاتو میگیره.بعد نگاش میکنن به ظاهرش کفر میگن که کار این نیست ظاهرش جالب و زیبا نیست پوسته اش درسته پیچیده س ولی شهدا قشنگندا نه میگم بعضی هاشون که میپاسند...خلاصه معلوم نیست کارشون در امور مگر علم علمم چیزی رو اثبات نمیکنه باید خوند باید فهمید...

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ساعت 7:5 شماره پست: 83

خوب شیاطین همه چی میگن همیقدر از سایت من فهمیده ولش کن!!!

نگویید به من که حالا پرورو شدی دلیل داره اول موقعیت جغرافیایی گرفته است نه اینا تا سیستم بندی اصن نیگا یه آخ مو رو ثبت میکنن این اثر وضعی داشت حالا که پخشش کردندش مویوم مجبور به گفتن اسرارمون شدیم اثر وضعیه دیگه...

نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390 ساعت 6:59 شماره پست: 53

 

 

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390 ساعت 3:42 شماره پست: 44

تو را چشمی زدن کشتن                           که وردی خواندن و رد شد

تو را دیدند و دردی آه                               صدای ساعت و زنگ شد

صدای پر درآوردن                                از اینجا کوچ آخر شد

توان دیدنت را نیست                                  که بانگ الله اکبر شد

نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390 ساعت 21:33 شماره پست: 45

امروز چند تا کار جلب کردم که در حال حاظر نمتونوم بگویوم البته دلیل دارد و از جمله اینکه ریا نشه و هم نلغزوم نه شیطون 24 ساعته کار داره با مو و چشم نداره حال خوش مویه ببینه و اینکه راه جدیدی دروازه ای نقطه ی کوری روشن و از این حرفا خلاصه مویم نگفتوم ولی البته اگر اصرار بورزین حتما حتما حتما میگویوم چیه که مو رو از این چرت و پرت گویی ها به در کرده و از دربه دری بیکاری خارج نموده موضوع خوندنه یادمه یه دانش آموز که نه همکلاسی داشتوم زیاد درس میخوند یعنی خرخوان بود به اصلاح حالا هم نمیخوام درددل باز کنم به حفظ کردن و از این حرفا که چه سیستمیه ولی این 24 ساعته داشت مرور میکرد یعنی حالا ما خسته ظهر بود مدرسه تعطیل شده بود درسی که تازه داده بودن بهمون یعنی دفترش توی دستش بود و داشت همیطوری مرور میکرد و میخوند حالا موضع خستگی نبود که مو اینطری شدوم مو اون موقع اصن دغدغه ام خواندن درس نبوده خلاصه این ویندوز مو یه سکن کردوم تروجان هایی یافتوم درش و ویروس هایی که تعجب کردوم بعد از سکن دو روز دوباره اینطوری شده همین گشت و گزار و تبلغات اینترنتی هم هس ولی اگه اینبار سپای ورها خواستین ویروس و ازین چیزا در سیستم مو باندازین و پیاده کنین اول مو بگوم که مو از سپایوردکتر آپدیت شده استفاده می کنوم ه ه ه خلاصه یه محاسبه ای بفرمایید قبلش ولی خوب بیکاری؟ ذهنت مشغول دربه دری است کتاب های استاد مطهری رو دانلود کن و کار دیگشم این بود که نهج البلاغه رو از حفظ کن و بدون زمان مرگ و بعدش خیلی به درد میخوره خلاصه یه سیری هست و اینو هم که میگوم نهج البلاغه رو حفظ کنید از داخل خود کتابی از ایشون پیدا کردم که بعضی ها حفظ کردن و چنان شد و مو هم کتاب رو گذاشتوم تا فردا با بعد بخوانوم و مشغول شدم از خطبه ی 1 حفظ که نمیخوام بگوم گفتوم؟ خلاصه اثر داره شناخت علی (ع) دیگه الکی که نیست و همینطوری دلوم میخواد چیزهایی که توی ذهن کردوم رو مرور نمایوم از همین الان زیاد هم نیستا ولی دوس داروم مثل همون بچه هه بود که گفتوم خرخون بود همینطوری مرور میکرد و خسته نمیشد دلوم میخواد همونطوری باشوم مویوم توجه میکنی همونطوری فضیلت هم دارد

نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1390 ساعت 10:9 شماره پست: 46

جنه بالخره سنی ازش گذشته بود و حالا ما میگوییم شیطانی هم نبوده باشد ولی صرفا بزرگ دانستن و مشغول او شدن و گرفتار اوهامش شدن و کاری که کرده که یعنی بزرگ تر است و ما هم باید او را محترم تر بدانیم هم گناه است الله اکبر اوهام من کسی را را نباید بزرگتر از خدا بداند تا اینکه صرفا کسی بیاید و خودش را بالاتر بداند و قصد دخول به وهم من پیدا کند و من برای او جلو بروم یا متنی تایپ نماییم تا خدا هست حاجت چنین نیست وگرنه بودند یعنی هستند فرشته های یاری کننده نزدیک ما تا مقام بالاتر که تا خدا فقط یاری می کنند خدا نیست؟؟ ما را به خیر تو هیچ التفات نکرد!!!!!!!!!!بای بای می سپارنت و نیازی به پرستیدن بنده و شما نیست گفتم فرشتگان ما هر کاری دلمان خواست بکنیم و آن ها خود را بابست با ما جور کنند نه ما با خدا این فکری است غلط اندر غلط و پادشاهی گمراهان است بندگی باید کنم به جای این طرز فکر غلط.

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ساعت 6:17 شماره پست: 47

 

امروز میخواهم درمورد یه مطلبی بنویسم و اما حالا ه ما در این شرایطیم چه کنیم من نمیتونم مستقیم بگم که چه باید کرد از روش من استفاده کنید بی محلی نگاشم نکنید خوبه؟نه داستان چیه؟ نمیگم خواب معلم فیمینسم رو باز دیدم داشت با احساسات بازی می کرد و از این حرفا شما که جای ما نیستن که بفهید چه جنایاتی می کنند اما نمیخوام در مورد جنگ روانی حاکم بر دروس این معلم ها و بزرگ دانستن طبیعی این معلم ها مخصوصا توی دبستان که تک معلمند میره که کار درست باشه و خوار شمردن دانش آموز ضعیف و امل دانستنشان گرفته همشم خانم معلم ها. چرا منو توی این موقعیتای خطیر قرار میدین حالا راستی خودم اومدم جاش این جا نبود با تشکر اینکه ما یه چی دیگه میخواستیم بگیم و اون مطلب نبود ان شاالله اون درست بشه با این وضع خراب تدریس که نیست حکومت زنان بر آقایان بلکه اینو میخواستم بگم که می بینی که کار فراوانی انجام میشه ها ولی در نهایت می بینی خشنودی امام زمان (عج) حاصل و بدست نمیاد این چه فایده ای داره برای من؟؟ یامن دارم وقتمو تلف می کنم و گولتون میزنم نه اینکه جای گفتنش اینجا نبود..خلاصه باید یه کاری کرد همین 

 

ن

نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ساعت 17:46 شماره پست: 48

سلام داشتوم بدین می فکریدم که چقدر وضع روحیم خرابه کسی پیدا نمیشه دیگه که برام دعا نماید؟ مو احتیاط محرزی به دعا داروم مرض روحی داروم دعای خودمم تو حبس گیره ناشادمان شده امیه و غمگین غمگین حال ندارم اصلا و خلاصه اصلا احوالات اشک ریختن و زاری هم نیست مرض روحیه دیگه کسی نیست دعا کنه برای من قبلا که چیز میز می نوشتم دعا می کردن برام ضرر نمی کردم و همیشه داشتم اوج می گرفتم البته برای خودم تازه اگه گناه می کردم هم راهی بود برای برگشت حالا اونطوری نیست و دعا کننده ها رو همشون رو کشتن ه هه ه کسی هم نیست نظر بده چون تاییدش نمی کنم خوب هم الان تو این وبلاگ 10 تا نظر تایید نشده دارم ها ها ...........

راستی یک چیزی از مطلب قبلیم و پست قبل موند حالا مو درسته خواب معلم به اصطلاح فیمینیسم خود را می بینوم ولی عادت کردوم و حال بد خود را می توانم کنترل کنم یعنی درسته اذیت میشم  ولی توی اون لحظه ناراحت نیستم و وای میسم بعد خوابه که دلم به حال خودم میسوزه میگم بابا حالا تو دیگه بزرگ شدی نباید مثل کوچیکیات جوگیری بشی مگه معلم میخواد چی کار کنه 10 هم بگیری وبده پاسی به قولا حالا درسته اون اینطوری کرد و تو نباید چنین کنی و چنان و یاد بچه های ضعیف دیگرو می کنم که باید پخت

نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1390 ساعت 3:30 شماره پست: 49

اکنون که می ترسم تو را فراموش کنم و در شرف پیشبینی مرگ خویشم و زندگی ای پس از مرگ برای آخرین بارها به تو می اندیشم و مصداق همان شعر حافظ که حتی آن را مثل شما به فراموشی سپرده ام...................................

من به تو می اندیشم و آه تو به خدا و من به دنبال تو می گردم و تو به دنبال او پس چه کنیم ما هیجوقت به هم نخواهیم رسید همین

نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390 ساعت 6:21 شماره پست: 50

دیشب داشتم بدین فکر می کردم البته کوتاه حالا جلوه ش میدهم اینکه یکی از صفاتی که آدم موقع پیری به دست میاره و دیگه دیره ریا نکردن برای مردمه حالا ما نمیگیم 100 % پیر چاپلوس تملق گوی هم هست اما با پیر شدن دیگه بعضی توان ها گرفته میشه آدم یه نماز رو هم به زور میخونه حالا برای غیر خدا بحونه؟ حالا کاری هم به نماز ندارم همش اما یه عمر داشته برای مردم کار میکرده تشویق مردم خودمو میگما باید تنها اون موقع به فریادش برسن یا دردی آهی مبتلا بشه که این افکار غلط از بین بره ؟؟؟؟؟؟؟خدا هدایتمون کنه

حالا درسته آیت الله بهجت (ره) هم فرمود که ریا در غیر عبادت اشکال نداره ولی برای کی بود؟؟ بالاتری ها بود فکر کنم اما شما اینو هم در نظر بگیر خوشا آنان که دائم در نمازند و اینو که اومد پیش رجبعلی و گفتش که (حالا من نمیگم آدم ریا کاری نیستما که اینو تعریف میکنم) نه نگفتش اومد پیشش و یه تکیه سنگ رو برداشت و تبدیل به گلابی کرد داد به رجبعلی خیاط بعدش رجبعلی یه نگاهی کرد و گفت اینو برای من انجام دادی برای خدا چه کرده ای؟ حالا شما در نظر بگیر این طرف که بعدش گریه هم کرد و متحول هم شد بزای رجبعلی اینکارو کرده بود یعنی چه؟ یعنی همونی که آقای بهجت (ره) فرمودند برای بالاتر برای شاه اینکارو کرد ولی رجبعلی کی بود و چه کار کرده بود و چه طوری خدا رو در نظر داشت که میگفت برای من بود این برای خدا چه کرده ای؟؟ در صورتیکه طرف زده بود تو هدفا ولی اینطوریه بالخره 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ساعت 8:37 شماره پست: 51

نگران نباش!!! چه برای احمدی نژاد چه مشایی........خدا اگه بنده ای رو دوست داشته باشه اگه خود امام زمان (عج) که اینقدر باهاشن.. بخوان و تا نخوان هیچکدومشون نه عزیز میشن و نه هم ذلیل درگاه هرچند همه ی مردم جمع بشن علیه شون دست ما نیست بالابردن و خوار کردن شمردن افراد و باید دعا کرد. مثل من که عزیز بودم و ذلیل شدم به همین راحتی دست تو بود حالا آدم باید کارش درست باشه بشه؟ باشه کارش درست بشه

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 ساعت 9:2 شماره پست: 52

شما در نظز بگیر یه مرتاضی رو که چه میکنه و خواسته اش بالاخره الهی هست یا نه؟

این میشینه 24 ساعته مقابله با نفس که نه فشار بر روی نفس هم که نه خلاصه کار میکنه  ضد نفسش تا از این راه بتونه کاری بکنه خارق عادت یا عاده خوب این بالخره تمامش که علیه نفسش نیست و بالاخره یه خواسته ای داره در نهایت مثلا میخواد فکر شما رو بخونه همین دیگه این خواسته ی نفسانیشه دیگه همین و اگه یه روز موفق بشه یه روز نشه فزدا تلاش دوباره میکنه و ناراحت میشه که چرا نتوسنه با خواسته ش برسه دز صورتی که داشته یه عمری با خواسته ش مبارزه میکرده تازه خواسته ای نامعقول تر یعنی ناطبیعی تر و سخت تر و غیر معمولی که هر مردم عادی نمیتونه پس این خطرناک تره

حالا که در مورد خودم حرف زدم مجبور شدم اینو بگویم باز

نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 2:28 شماره پست: 27

 

حالا که یه چیزی نوشته بودم که بعضی موقع ها خواب خانم معلم فمینیست چهارم یا پنجم میبینم و یادش میافتم مشکلی بود که فکر کنم حل شد و سیستم پیچیده شده بود زن تو زن بود نمیذاشتن وگرنه منم نمینوشتم چیزی غرض اینکه تو اینجور حالت ها و فضای صهیونیستی رحمت الهی هم نازل نمیشد و نمیره خلاصه اینکه باید مراقب بود!!!!!وگرنه قصد و غرضی نداشتم والا

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390 ساعت 5:26 شماره پست: 28

 

امروز در عبادت فهمیدم ای خدا که تو رو تا زمانی میخواهم که دلم میخواهد و میزارمت کنار به موقش و اصلا من بلد نیستم که یادی ازت کنم و عبادتام رنگ تو رو نداره و تا از گناهی ناراحت میشم فرشته ها برام استغفار میکنن و تا تموم نشده یه گناهی دیگه به دنبالش و مسخره ی من و با این حال و احوال انتظاری نیست که حال خوشی در عبادت داشته باشم ه ه و تو هم در این حال از من انتظاری نداری که من کمی تحمل تحمل کردن غم های اندکی ازگناهان گذشته ام را داشته باشم و در این حال کفر نورزم و بخشیده شوم.

ای خدا انگار من به بن بست رسیده ام و راهمان از هم جدا شده و تو دیگر مرا نمی خواهی و نمیبری و یاد تو شد در هنگام بعد از گناهی ای وای بر من پس من کجا روم و به که پناهی؟؟؟

این چه حال بدی است درون من ازگناه؟ که دل من تو را نمی خواهد استغفرالله استغفرالله میخواهدا ولی چرا با تو خلوت نمی کند دیگر و تو رانمی خواند؟ و بر روی غیرتو وقت می گذاشت در حالیکه برای تو نه!!!

 و من فهمیدم آنچه من میخواهم نیست همیشه آنچه تو می خواهی هست همیشه

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 ساعت 10:58 شماره پست: 29

 

امروز رفتم بیرون و دوستمو دیدم و احوالشو پرسیدم و اونم حالمو پرسید و رفت دل به دل راه داره و ما همیشه درکنار همیم و دوست همدیگه و با هم میتونیم حرف بزنیم ولی نمی دونم چرا وقتی میبینمش که اومده یاد گرفتاریام میافتم

امروز باز دیدمش دوستمو میگم دیگه ولی حیف که از خواب پاشدم و یادم نمیاد اون نکات خاص که یادداشت کرده بودم رفتم بیرون نمی دونم چرا توی اون یکی کوچه بودم دیدمش اومدم بنویسم نوشتم هم یادم نمیاد دیگه چی شد!!!!

غرض اینکه من هروقت می بینمش یاد خودم می کنم چرا؟؟؟

حواسم نبود که از بیرون هم می بیننوم اگه میدونستم صاف وایمیسدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 ساعت 1:26 شماره پست: 30

 

این روزا وضعم خیلی آشفته بازاره میبینی فضا اینطوریه برام که دارم کلی کلاس میزارم که مجردم برای خوننده های زن ه ه و همینطور میگم بعضی هاشون دارن میسوزن احوالات ما رو ندارن و گرفتاری ها خداییش هم کلاس داره ها بعد همینطوری تو خیالاتم برای زنی کلاس میزارم و میزارم و عقب عقبکی بر میگردم عقب دیگه بعد با سر میرم تو آغوش یکیشون بعد رومو بر میگردونم  که چی شد می بینم یه مرد چاق واساده با هیبت و سر و سبیل میگه بفرماا منم هیچی ندارم بگویم در اون لحظه برای خودم خلاصه فضا فضای بدی شده برام باید در رفت نمیشه دل بست به کسی و خالصانه براش کار کرد اینجا اینطوری و من به خودمم امید نخواهم داشت!!!!!

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 ساعت 5:5 شماره پست: 31

 

سلام مو اومدوم باز اومدم تا که بگم که آمده ام تا که افکار شبانگاهی که داشته ام را لو بدهم خوب؟ و برومیه

که اینکه داشتم اول درمورد شهدا فکر میکردمیه که افرادی مثل من که از بعضی ارواح مومنین حالا میترسد بعضی مواقع مثلا روح عمه ات هم الان پیشت نشسته باشه خوب ترس داره چی میدونه؟ چی میگه خیل خوب حالا شما از روح مومنین یا مشرکین یا شهدا کدامشان بیشتر تر میترسیدیه؟؟ خوب وقتی فکرش کردم گفتم تو آدما فرق فوکوله این و بستگی داره کجا باشند و چه رتبه ای در مقابل رب عظیم حالا منو میگی حالا  میگم اما بابای آمریکایی حالا همشم کاری ندارم که به صدام چی فروخت اونی که مخالف ماست باید از روح شهدا بترسه حالا من در حال حاظر میگم شهدا از حال من باخبرند باهامن گناه میکنم ببینند هم دلشون برام میسوزه میدونن گرفتاریم حالا یه چی سر زده در صورتیکه اصن اینطوری نیست برعکس شاید که نه باید کی جواب خون این ها رو بده که رفتن  و جان هاشونو دادند در راه خدا و کی پاسخگو است که بعدش ما چه ها کرده ایم حالا بگذریم

یک چیز دیگه ی که داشتم بهش فکر میکردم اگه از اون گذشته باشیم این بود که بله داشتم به یک روحانی که توی تلوزیونه فکر میکردم تو نماز و (همش توی چند ثانیه ها) نمیدونم چی شد که به ذهنم اومد و برخورد کرد همینطوری فکر پریشون بود بعد گفتم (تو همون چند ثانیه) چون که روحانیه یه حال خاصی داره و توی فاز خاصی هست که آیا این ها که به این حالند شیطون گولشون هم میزنه یعنی یه چیزایی یادشون بده منظورم اینه که معلمش بشه و خبر صدق بده و از این حرفا بعدا که جاافتادند سواستفاده کنه و داشتم در کل(توی همون چند ثانیه ها) حالشو میسنجیدم که توی اون حس و فازی که هست نکنه اصن شیطان برده باشتش گفتم که همیشه توی عالم خاصی هست این روحانی حالا اسمشو نه میدونم نه میبرم همون دکتره خلاصه اینکه همینطوری میگفتم به خودم و سوالم این شده بود که آیا شیطون کمک میده و سو استفاده میکنه و توی این بودم که از کجا میشه فهمید بعد جواب گرفتم  که شما همین الان یه تسبیح بردار  همینطوری بگو الحمدلله الحمدلله... بالاخره اگه میخوای بفهمی داد شیطون در میاد بالاخره اگه همراهته ان شاالله و میگه بابا نگو دیگه برای چی میگی ناراضی باش از خدا تو رو خدا و یا فکرتو عوض میکنه یه طوری خلاصه یه راهش اینه که اینطوری بفهمی و من توی همون چند ثانیه بیش از همین راه تو فکرم نبود که بیایم برای شما بازگو نمایمیه

 

نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390 ساعت 21:23 شماره پست: 32

 

داشتوم بدین فکر می کردوم که فضای شیطانی چه احوالاتین و چه ریختیه به این فکر میکردم که خیلی وقتا ما خودمون نیستیم به اینش که این خودمون نیستیمه تا چه حدی شیطانیه  مثلا میریم مسجد نماز فضا رو درک کن اگه از فضای شیطانی بخواهیم مثالی بزنیم میتوانیم به فضایی تشبیه نماییم که بچه های مدرسه تسلط پیدا کرده اند حتی روی سر معلم و سر وصدا میکنن و چیره شده اند و معلم حالا خودش نیست و خیلی کارارو نمیکنه ولی همیشه هم این مثال صادق نیست چون شیطان بیشتر میزاره که تو راحت باشی و متناسب با هوای نفست عمل میکنه لذا توی مسجد فکرت مثل مو پرته و پرت خدا هم نیست بیشتر توی مردمی و این ور وانور در این حال حالا اگه حرفه ای هستی و یاد خدا هم هستی متناسب با یاد خدا کار میکنه و راحتت نمیزاره بالاخره و هرکی متناسب با حال خودش لذا اینو کسی نمیفهمه که داره گول شیطونو میخوره در این حال و میگه خودمم راستم میگه خودشه ولی بعضی ها هم میفهمند همشم گناه نیست که زود بفهمی که کار خودته و شیطون گولت زده یا نزده همه کارت تحت تاثیره و این شد فضای شیطانی که ما صحبت کردیم همین مصادق برای فضای ملکوتی هست تازه قوی ترش و نباید قاطی نمود شاید هوای نفس تو در جاهایی برای خدا مقبول شدند نه اینکه هرکاری دلت خواست بکنی یعنی خودت الهی شدی و الهی باهات رفتار شدند!!!

 

نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390 ساعت 5:30 شماره پست: 33

 

وقتی کوچیک تر بودیم آموختوم از بزرگترا گناه رو که چیه.........

اومدیم که گناه کنیم نشد نذاشتند......

اومدیم گناه کنیم گفتن بده پشیمون میشی ناراحت میشی و کیفیتشو همش گفتن و باز نشد........

اصرار ورزیدیم تا اینکه بالاخره شد و همشو چشیدیم و درست بود......

لذت داشت گناه باز به سراغش رفتیم و هر روز افسرده تر...........

توبه کردیم گناهامون بخشیده شد و شاد شدیم...........

از سر لجاجت باز رفتیم به سراغ گناه..........

و این بود داستان ما و گذشت و گذشت توبه و گناه یا بهتر بگم گناه و توبه........

کار به جایی رسید که همه ی زندگیم تبدیل به مسخره کردن شد.......

زمانی از سر محبت لجاجت نمودم حالا از سر بیکاری........

مسخرگی کار رو به جایی رسانید که از روی دوری از خدا و گم کردنش سراغ گناه میرفتم......

حالا هم که دعاهای دیگه برام فایده ای نداره دیگه مشغول راز و نیازم و در حال صبر بر گناه تا خدا چی بخواد اگه بتونم گناه نکنم البته میگفتم قبلانم که ای خدا من نمیتونم تو باید کمک کنی و از این حرفا و قدیمی شده تا اینکه فقط گناه نیست فقط خداست مومن یه گناهشو داره ما صد تاشو

نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 18:5 شماره پست: 34

 

هم داشتوم بری خودوما مرور می کردم یک چیزی را و هم میگفتوم باخودوم که بله یه چیزی مثل شهوت فتنه است اصلا فتنه و با خودوم میگفتوم که اگه شهوت داشته باشی بعضی مواقع بده اگه نداشته باشی هم بده باز اگه شهوتت برانگیخته بشه گناه میکنی از زیادی شهوت و اگه نداشته باشی میگی نگا کن شهوت نداره و مریضه اصلا و از این حرفا و همین که اگه با یه فیلم مورد دار با عکس زشت شهوتش گل کنه همین گناهی مرتکب میشه و میگن چقدر ضعیفه که با یه عکس اینطوری شد اگر هم نکنه میگه مثل سابق نیستم و از طبیعتش افتادم  خلاصه داشتم به این چیزا فکر می کردم و اینکه شهوت فتنه است و  پیش خودم همینطوری داشتم توی 10 20 ثانیه فکر می کردم تموم شد  بعدش اومدم یه کتابی باز کردم تا بخونمش چیز عجیبی دیدم همون اول کار و اولین مطلب درسش  و مشتاق شدم بیشتر این کتاب رو ورق بزنم حالا  و اونم اینکه نوشته بود توش که:

 

 

"هر عمل خیرى ، حدى از آن مطلوب است که اگر از آن حد گذشت ، ضدش حاصل مى شود، یعنى اگر انسان پایین تر از حد مطلوب انجام داد قاصر و یا مقصر است ، و اگر بالاتر از حد مطلوب بود، به صعوبت مبتلا مى شود، تا این که به حدى مى رسد که غیر ممکن و غیر مقدور بشر مى گردد. مانند نماز که بدن انسان طاقت زیاد نماز خواندن را ندارد، و یا مزاحم خیراتى است که به سبب نماز از انسان فوت مى شوند، به گونه اى که دیگر انسان نمى تواند آن ها را مثل گذشته انجام دهد . سایر خیرات و طاعات نیز این گونه است ، به جز ذکر الله چنان که در روایت دارد که حدى براى آن نیست"

 

خوب برام جالب بود شانسکی چه چیز خوبی رو یافتم و فکرم هم پلید نبوده ان شاالله چون به خوب چیزی رسیدم و ممکنه یه منشاتی داشته باشه اگه شانس فقط تو کار نبود اما جالب تر این شد که این جمله رو شنیدم که ذکر خدا حدی برایش وجود ندارد انگار هرچی خدایی میشه ماندگاره در ادامه در همین کتاب:

 

" در آن روایت از امام صادق علیه السلام - آمده است :

من اءشد ما فرض الله على خلقه ، ذکر الله کثیرا . ثم قال : لا اءعنى سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر و ان کان منه ، و لکن ذکر الله عند ما اءحل و حرم .(3)
از سخت ترین چیزهایى که خداوند بر خلق واجب نموده ، ذکر بسیار خداوند است . سپس فرمود: مقصودم سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست ، هر چند این ها نیز از یاد خداست ؛ بلکه منظورم یاد خدا هنگام حلال و حرام او است .
یعنى ذکر قلبى محض . آیا واقعا سبحان الله است و اءشد تذکیرا؛ (بیشتر انسان را به ى اد خدا مى آورد) است ، و یا این گفتار حضرت یوسف - علیه السلام - که :
معاذ الله انه ، ربى اءحسن مثواى انه ، لا یفلح الظلمون (4)
پناه بر خدا!او پروردگار من است ، و جایگاهم را نیکو قرار داده است ، و ستمکاران هرگز رستگار نمى شوند.
بسم الله بفرمایید، کار گذشته بود که قرآن مى فرماید:
و هم بها لولآ اءن رءا برهن ربه (5)
حضرت یوسف - علیه السلام - نیز آهنگ او را مى کرد، اگر برهان و نشانه ى روشن پروردگارش را نمى دید.
آیا همه اش به اختیار او بود، یا خدا حفظ کرد؟ چه کار کرد؟ آیا کارى کرد جز این که برهان رب را دید. البته قطعا هزارها کار پیش از آن انجام داده بود تا اسباب برهان رب را در اوقات خلوت تحصیل کرده بود، که در آن موقعیت حساس برهان رب را دید."

 

 

البته باز برام درست جا نیافتاد که چه طوری ذکر خدا حدی براش نیست و حالی میده که خسته کننده نباشه چون درست و حسابی خودم تجربه اشو نداشته ام اما جالبه اینو یافتم توی متن کتاب که یاد خدا در هنگام حلال و حرام او یاد خدا در هنگام حلال و حرام او یعنی یاد خدا وقتی میخوای حلال خدا رو انجام بدی بکنی وقتی هم میخوای توی دام گناه بیافتی باز یاد خدا رو داشته باشی تا گناهی نکنی یعنی اصلا در همه حال یاد خدا باشی نه همش در ذکر و راز و نیاز نه همش مثل من که رفتی مسجد تو نماز جماعت تازه بگی کو خدا خدایا چرا بهم محبت نمیکنی چرا یه حال خوشی نداری در حالیکه الان که یاد خدا نیستیم فراموشش کردیم میخوایم مثل بچه کوچیکا هر وقت خواستیم متصل باشیم هر وقتم نخواستیم گناه و توبه و فراموشی و از این حرفا نمیشه کار کرد اینطوری خودش شرکه این نیست؟ (اینم یه نکته ی دیگه)

یه نکته دیگه میگه هزاران کار دیگرو کرده بود حضرت یوسف (ع) که گناه نکرد تو اون لحظه یعنی یاد خدا همراهش بود خدا هم یادش کرده بوده اینم از این خلاصه این کتابه نمیدونم اسمش چیه معرفی کنم اگه همین متن زو سرچ کنی میتونی پیداش کنی اسمشو شاید بعدا خودم سرچ کردم اگه بیکاری زد به سرم اما در مورد دوباره آیت الله بهجت هستش و بعد و قبل و حین درس دادن این چیزا رو گفته ایشان حالا اسمشو نمیدونم چیه بگردی پیدا میشه!

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 ساعت 4:54 شماره پست: 35

داشتم بدین فکر می کردم با خودم به خودم چه فرقی میکنه حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که اینکه ما بعضی هامون یعنی خودم نیروی خدا رو  و دست خدا رو تو زندگی کم می بینیم اونطوری ،مال گناستا مال بی دینی بی بند و باری بی دعایی قطع رابطه است خوب و میگیم فرشته ها مگه توی این دنیا چه می کنند برای ما ها؟؟؟؟ جز بدبختی های ما رو می نویسند و نمی نویسند و پاک می کنند ما که خیری ندیدیم توش خلاصه افکار غلط میشه وقتی رابطه قطع شد و اینکه مگه عزرائیل تو خونه نشستی نمیاد جونتو بگیره(قربون فکرت!) بعد میگی فرشته ها چه کارند توی این دنیا؟ اگه قرار بود یه شهیدی پاشو بزاره توی این دنیا بشه رئیس جمهور میشد ولی چون مثل ما دنیاش تموم شده و طاقت بدی های دنیا ازش بریده شده و دیگه نباید فحش بخوره این رخ نمیده اینم هست و یکی از ما خلاصه اینکه داشتم چند روز پیش نهج البلاغه رو خطبه ی یک رو میخوندم درمورد آفرینش جهان بود درمورد آفرینش ملائک و دیگه آفرینش انسان رو نخوندم عربی اش که اولاش چند تا کلمه اشو خوندم و می فهمیدم به مرور دشوار و تخصصی میشد ولی خلاصه باید انسان بخونه و بره تو فکر که خدایی هم هست و داره خدایی میکنه درسته به ما بدا زیاد فرصت داده تو دنیا تا کار رو تموم کنیم اما هست بالاخره و آزمایش و فتنه است دیگه و باید دعا هم بخونیم مثل صحیفه سجادیه و این ارتباط ما با خدا و سیم اتصال که وصل شد همه چی درست میشه ان شاالله

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 2:4 شماره پست: 36

 

زمان کودکیم خیلی به زیبایی چهره فکر می کردم دقیقا مثل زنا و اون موقع که زیبایی صورتم برعکس حالا از زیبایی درونم زیباتر نبود (حالا هم زیباتر نیست صورتما  شدم الحمدالله اما درونم خیلی زشت شده برعکس) خلاصه سوال برام پیش میومد نمی دونم کار شیاطین بود کی بود که پیامبر(ص) حضرت یوسف (ع) و دیگر رسل و ائمه کدومش نمایان تر بود صورت یا درون کدومش زیباتر بود میرفتم و میومدم اول میگفتم درون بعد میگفتم مثل همه دوتاش و خلاصه درست نمی دونستم و توی فکر زیبایی ها بودم خلاصه تا اینکه امروز همون کتاب جدیده بود که اسمشو پیدا نمودم به نام در محضر آیت الله بهجت(ره) فکر کنم میشه از توی اینترنت پیداش کرد مثلا سایت شیعه ها.کام  خلاصه داشتم مطلبی رو میخوندم یاد قدیمام کردم باز و جالب بود برام این ها:

 

جماله فى نفسه اءعلى من جماله فى بدنه ، و جماله النفسانى اءعظم من جماله الجسمانى ، و کل نبى اءو وصى نبى جماله الروحانى اءعظم من جمال یوسف الجسمانى .
جمال درونى و باطنى او از زیبایى بدنى و جسمانى اش برتر و بزرگتر بود . روشن است که این اختصاص به حضرت یوسف - علیه السلام - ندارد، بلکه جمال روحانى تمام پیامبران و اوصیا و جانشینان آن ها از زیبایى جسمانى حضرت یوسف - علیه السلام - برتر و بیشتر است .

اءعطى یوسف شطر الحسن ، و النصف الآخر لباقى الناس ...
به حضرت یوسف - علیه السلام - بخشى [ نیمى ] از زیبایى عطا شده بود، و نصف دیگر به دیگران ...

 

همچنین یه چیز دیگه ای هم آورده که به این نحوه اش فکر نکرده بودم در موردش که حضرت علی (ع) می فرمایند:

لو کشف الغطاء، ما ازددت یقینا (66)
اگر پرده کنار رود، بر یقین من افزوده نمى شود.

 

چه فرموده ی زیبایی جای دیگه هم شندیده بودم که فرمودند که اگه خدا رو با چشم می دیدم یقینم افزوده نمی شد. خلاصه اینکه برعکس بعضی آدما که ایمانشون ضعیفه از جمله خودم هم که میگن حالا قیامت برپا بشه بساط بهشت و جهنم به پا شه تا ببینیم خدا کی هست اصلا در صورتیکه الان باید یقین داشته باشیم و به اون صورت هم اگه توی این دنیا خدا رو نبینیم معلوم نیست موفق بشیم با همون دل خدا رو اونجا هم ببینیم و با یه بهشت پایین تر مشغول نباشیم خلاصه!

پس از خدا بخوایم آنچه شدنی است

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 6:9 شماره پست: 37

نمی دونم از کجا شروع کنم این حرفمو همین بسه که بگم مصیبت خوانی و نحوه ی برپایی خیلی از مصیبت هایی که برپا میشه خودش یه مصیبت اولی است و دیگری است و من نمیدونم حالا یه نفر مثل رهبر عظیم چه طوری به مصائب حضرت فاطمه زهراء(س) گوش میده یا یه حالی دیگه داره و یه چی دیگه گوش میده و حرف این ها رو گوش نمیده یا یه خاک بر سری هست اصن مو خودم وقتی فکر میکنم حالا مصیبتی هم نیست ها ولی یکی در مورد مادر من تو یه جمع مصیبت بخونه یه طوری میشم اینا چه طوری جرات میکنن حرف بزنن این مصیبت نیست مصیبتی دیگر؟؟ فرضشم نمیتونم بکنم نه در حین مظلومیت ها در مورد اینکه مثلا درمورد مادرم حرفی زده بشه مثلا پای مادرم خدایی نکرده شکسته شده باشه یکی بخواد تو جمع مصیبتشو بخونه اول میگم تو کی هستی خوب بر فضل اهلیت داشته باشه و از دلسوزی اون جمع پس چی که گوش میدن اصن شنیدن خیلی از این چیزهایی که میخونن اگه احتیاط نشه سخته حرف زدن چه طوری حرف زده میشه به چه قیمتی حالا درمورد چه زنی بهترین زن عالم و کنارشم غیرت الله این جرفایی که میزنن باید جواب پس بدن والله دل امام زمان رو بدرد میاد اگه این روضه ها رو گوش بده ماییم که نمیفهمیم.

آخه اگه به قیمت گریه کردنه و اشک و زاری تا خود ائمه نخوان اشک ریخته نمیشه و گناهی نه بخشیده هر چیزی رو که نباید گفت حالا من کسی نیستم که در مورد این چیزها حرف بزنم ولی خوشم که عقلم بیشتر تر میرسه و بدم میاد یکی در مورد مادرم اینطوری که این ها میخونن اصن حرف بزنن و من نمیدونم این عزاداری ها چی میشه و هم چه نوع عزاداری خوبه شاید اصن این نوع عزاداری های افراطی که همش به خاطر دوری و گناه ماست که برپا میشه منتسب به حضرت زهرا (س) نشه و به یه ارواح مظلوم دیگه برسه اصن چه میدونیم والا این که نشد عزاداری هر کی به هرکی هر چی به هرچی یک حرفایی زده میشه حالا اون امام حسین (ع) بود روضه حضرت فاطمه فرق داره اقلا ننه ی خودتون رو در نظر بگیرین ببینین خوشتون میاد حرف میزنید آخه به چه قیمتی؟؟؟اعصاب آدم خورد میشه به چه قیمتی میخونی؟

مال همیناست که آدم دو ساعت پا میشه میره روصه چیزی گیرش نمیاد یکی مثل من گنهکار به امید شفای دل میره به امید بخشیده شدن گناهاش عوضم نمیشه برمیگرده بدتر نشه حالا خوبشو نخواستیم اصن رنگ و لئاب نداره آدم یه نواری صوتی چیزی از یه روضه خون خوب تو خونه گوش کنه بهتره بعضی وقت ها نمیدونم والا چی بگم رنگشو نداره وگرنه اگه نظر کنن خیلی چیزا به همه داده میشه همش که نباید هر حرفی رو زد

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 14:6 شماره پست: 38

 

آهان فهمیدم ایراد کارم کجاست اما چه زود!!!حالا میگم چه ایرادی اما چرا حالا که ناامید شدم از همه جا فهمیدم؟؟ بگم؟؟ نگم؟؟ کار شیطونه؟؟ اگه کار شیطونه که درست زده تو هدف اما بیچاره بعید میدونم لااقل کار اون اقویاشون نیست احتمالا چون فعلا واگذاریم به حال خویش و همین احوال خویشه و نفسانیته که کارمو جلو برده نبرده که؟؟! خلاصه تو چه هچلی گیر افتادیما چی شده؟؟ الان میگم هیچی بابا همه ی عبادتایی که می کردم و خداخدا هایی که می کردم اغلبش برای رسیدن به خواهش های نفسم بود(همین) میدیدم داشتم به خدا هم کفر که نه درخواست عجیبی کردم که ناگفته ماند و میخواستم کارای عجیبی بکنم من فکر میکردم(همین) شرک فقط همینه تو عبادت که لااقل اگه خدا رو در نظر نداری یه چیز دیگه ای رو هم در نظر نگیری لااقل ولی حالا فهمیدم که شرک من در این هست که خدارو برای خواهش نفسانی خودم دارم میخونم حالا کاشکی فقط شرک بود ظلمه ظلم چون میفرماید لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین یعنی اینکه اله داشته باشم ظلم کردم و ظالمم وگرنه الکی که عبارت رو نچیده اند کنار هم حالا ولش کن من چه کنم؟؟ این ذکرو هم دلم میخواد زیاد بگم ولی باز از ته دل نیست و خواهش دل ارجعیت داره توی نماز ظهر گفتم یاد یه مکانی افتادم که بچه ها میرفتن قبلا بازی با دستگاه سگا و پلی استیشن میکردن و من از کنار مغازه هه رد میشدم و داخلشو نمیشد دید با خودم میگفتم حتما جای خوبی گرچه هیچوقت بازی نکردم ولی دوسش داشتم و اون موقع اله من شده بود و خدا گفت یادته که یادته؟؟

بگذریم چقدر بلغور کردم پشت سرم من چه کنم چرا زودتر نفهمیدم؟؟ حالا که فهمیدم چه سود باید عوض بشم من دلم میخواد هر کاری بکنم تازه گناه رو توجیه می کنم و از رحمت و بخشش و فضل و کرم خدا سو استفاده میکنم و بعد گناه میگم من که کار بزرگی یا گناهی نکرده ام در حالیکه گناه من یه زمانی خیلی خیلی بزرگتر از حالا بود نمی دونم دلیلشو چون نزدیک تر بودم با خدا حالا که من دلم میخواد هر کاری رو بکنم هر چی دلم میخواد بپرستم و در حین عبادتم اینطوری شده و عبادتام بالا نمیره و راضی نمیشه چه کنم من میخوام هر طوری خواستم خودم باشم اینا  که میگم همش شرکه نمیشه و من خدا رو در بیشتر در نظر دارم چرا پس صدای یه کی دیگه میاد تو متن برو مینیم بابا..................

خدایا من چه کنم که تواضع داشته باشم برای تو نه برای دختری نه زنی نه هیچکس دیگه و تو هرچی بگی گوش بدم و عبادتام برای بندگی تو باشه نه درخواست هاش شهواتی خودم از تو چه کنم تواضع داشته باشم و سر به زیر باشم من کم تجربه ام و هرکی در عبادت طاعت تو رو نداشته باشه میشه مشرک که نمیشه من نمیخوام به تو شرک بورزم خدایا حالا که در نفسم شکست خوردم و از همه جا ناامید شدم از دست خودم و به ظاهر ناراحتم تو رو میخوانم در حالیکه عبیم رو پوشوندی و دلیلشو گفتی ولی چه فایده وقتی تو رو بندگی نمیکنم و خودم رو می پرستم خدایا دارم میبینم که دارم روز به روز ازت دور میشم و خودم رو بزرگتر از همه میدونم در حالیکه میدونم این فرض غلط اندر غلطه و راهی جزخوردن سرم به سنگ را در پی نداره خدایا من کاری نمیتونم بکنم جز گفتن همین ذکر در حالیکه همین ذکر رو هم به طمعی میگویم چه فایده پس خدایا از تو حرکت ازتو برکت یاریم کنم و دستم را بگیر و کاری کن که خشی ترین افراد شوم اینبار نه برای نفسم که تو را عبادت کنم نه برای نفسم و خودم که تو را بخواهم نه برای نفسم و فقط یک دلیل داشته باشد و آن طاعت و بندگی تو و اخلاص در کار برای تو داشته باشم خدایا آیا یاریم میکنی؟؟دستم را میگیری؟؟ حال که ناامید گشته ام و به عیب خود پی بردم بلندم کن که من گمراهم و عیب خود را هم اگر بدانم خودم نمی تونم رفعش کنم اونم چه مرض بزرگی خودپسندی را و خودپرستی را که شرک عظیم است و خود بزرگ بینی را که همه ی این ها متاسفانه در من وجود دارد و تورا برای خود میخواهم حتی خدای عظیم را در حالیکه بنده ای هستم که هیچ هم نیستم در مقابلت و ریزه ریزم چه کنم خدا چه کنم؟

خدایا حالا که کسی نیست دردل مرا بخواند که شاید برایم دعایی نماید و پیش امام زمان هم نه آبرویی مانده و نه راه به جلو جز سر به سنگ خوردن مرا با مستضعفانی ضعیف روبرو نما که دل قوی ای دارند تا با آن ها درد دل کنم اگه روزی حالی پیدا کردم

یا امام رضا (ع) اگر نمیخوای من خادم حرمت بشم لااقل خادم توی حیاط و صحن حرم رو بده به من تو صحن دستشویی هم هست اونم شد بد نیست تا یکی از خدامت باشم یه دونه از این همه نمیخوام هم دیگه به آرزوهایی دور و درازی فکر کنم و کار بزرگی کنم که هیچکه مثلا نمیتونه یه خادم کوچیکت باشم یعنی میشه..........................

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390 ساعت 4:57 شماره پست: 39

 

اون وقتی که خارجی هامون در فکر تجاوز به مملکت ورود به حریم شخصی افراد برای دستیابی به اطلاعاتی خاص برای چهره ای نوباوه بودند هیچ وقت فکرشو هم نمی کردند که فتنه ی 88 شغل کثیفشون رو تغییر بده و بخوان روزی تغییر رویکرد بدن یا وارد مناطق ممنوعه بشن و ... برای هر کی بد شد برای ما خوب بود که..........هاهاهاها

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ساعت 19:38 شماره پست: 40

 

خوب ایشان از غرب گفته از شرق گفته چی مخصوص الیه ویژه ی خودت گفته برات؟ چی داری حالا؟؟؟؟؟؟؟؟چی تو دستته؟؟

خوب آیت الله حائری شیرازی داشت توی تلوزیون صحبت می کرد امروز (شبکه ی قرآن) که بله شیطون میاد ظاهراتو خراب می چینه یعنی میگه خراب کن و از این حرفا به بهونه ی اینکه دلت باید پاک باشه صاف باشه درونت باید زیبا باشه در صورتیکه خدا میگه زینت کن به طرفوم بیا خوب خدا خودش که بهتر میدونه که درون زیباییش بهتر و پسندیده تره ولی اینو میگه منم چنان که الگوی مناسبی رو در نظر نداشتم توی ذهنم و چنانکه دعوامم شد با شیطون ولی شکستم داد یک آدم بی نظمی هستم بابام مثل جناب حائری همین رو میگفت که هرچی که سرجاش نباشه توی اتاقت روی روانت تاثیر داره و یه تکیه کاغذ هم باید جاش مشخص باشه توی اتاقت و از این حرفا ولی نشد خلاصه بی نظمم و فکر میکردم هم کارم درسته چون شیطان غلبه کرده بود و الگوی بد تو ذهنم بود میگفتم فلانی هم که انقدر بزرگه نامنظمه وسایلش بابا بزرگم رو میگم البته خودش منظمه خونشون اون موقع ها نبود خلاصه اینکه همین دیگه یک چیز دیگه ی هم میخواستم بگوم که بماند! آها یادم اومد میگفت که تا کی میخواد انسان برای دیگران زندگی کنه این ربط داشتا جاش بود آخه میگه بله ما اصلا تقیه هم میکنیم با بد زندگی کردمون پیش مردم و بی نظمی شیطون خیلی قویه اگه قویش کنی..

اصن کلا باید یه تجدید قوای فکری کنم...........

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 ساعت 4:45 شماره پست: 41

 

چه خوب شد باز فهمیدم که دچار چه صفات رذیله ای شدم و هستم اما چه فایده اگه خودم رو نتوانم باز اصلاح و درست نمایم اینو هم می نویسم مطالبو که هم بدونم و یادم باشه و هم اصلاح کنم و درست بشم که دچار چه صفتی هستم اولش داشتم به کینه توزی ام فکر می کردم که کینه ای هم ولی این تمامش نبود کینه ی من کمه و هر از گاهی اگه یادی چیزی باشه اتفاق می افته و از کودکی به علت تربیت بد بوده و حالا هم چیزی نیست اگرچه زشته اما حسادت حسادت یعنی توی این جمع کثیر مسلمون یکی نبود پیدا بشه بعد از این همه نوشته ام بهم بگه تو یارو عقب موندی برای حسادتت برای کینه ت نه نبوده دیگه باید خود خدا به دلم باندازه البته اخیرا نوشتم و ملاحظه کردم که نمتونم بالاتر از خودم رو ببینم یا میربون نیستم اما فکر نمی کردم واقعا حسود شده باشم و الهی فکرشو میکردم باشه ولی نبوددیگه بدتر شد یکی که خودشو میبینه فقط دچار صفات زشتی هم شده باشه خیلی زشته ها لااقل برای من که یکی هستم برای خودم ناسلامتی زشته و صفت بدتر از این نمیشد و نمیشه دست کمش گرفت البته کاری ندارم به کسانی که کلاس داره براشون اینگونه صفات ولی میگفتم خدا محل نمیزاره ها ایمان بالا نمیره ها و از این حرفا که کلی دور شدم ناسلامتی بزار................میخواستم یه حدیثی چیزی پیدا کنم درمورد حسد که به جان محصولات میافته مثل آتش و ایمان مومن رو میبره حدیثش چی بود؟؟ داشتم توی نهج البلاغه میگشتم که یکی دیگه پیدا کردم حضرت علی می قرمایند: سلامت تن در دوری از حسد است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه اگه بتونم جان سالم به در ببرم شانس بزرگی در روی دارم یکی حسود باشه هزار تا کینه هم داشته باشه جلوی خدا وایسه نماز بخونه چی بگه چی بخواد یعنی چه اصلا اگه توبه کنم سبک شم میدونم درست میشه و هدایت هم میشم اما نمیشه این حسادت و کینه رو هم نمیتونم یه شبه غیر از همین راه به درش کنم چی کار کنم پس ای خدا چه گیری کردیما!!!!!! میگه این همه بزرگ شدی چی چی یاد گرفتی؟؟ کینم بیشتر باشه حسادتم...........................

حالا چی کار کنم؟؟ برای حسد میگن زیاد استفغار کن اما اگه مسخره نباشه و از ته دل باشه و اما.....

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ساعت 18:56 شماره پست: 42

 

امروز داشتوم مطلبی رو میخوندوم که یکی گفته بود که جناب احمدی نژاد اینکه مثلا سحر و جادو باشه و از این حرفا حالا ما کاری نداریم و جنگ و جال هم نمیخوایوم دست وکنم اما بیچاره بعد از این همه مدت که روی اومده و بر سر کار تازه باید به این چیزها فکر نمایم و مویوم چیز خاصی نمیگویم یعنی نمیخوام بگوم ولی چون توی شرایط سختش بوده ام گفتوم یک چیزایی گفته بروم (البته نه اینکه چون توی شرایطش بوده ام به قول فکر تو سوء استفاده کنوم حالا بماند!) و اینکه خلاصه اینجوری بگم که مثلا امام حسین(ع) میگه اگه فلان اذکار رو بگویم ترسی ندارم اگر جن و انس جمع بشن و بخوان  کارایی بکنن خوب معلوم میشه که جمع میشن و کارایی هم میکنن نه فقط همش ترس و مویوم متخصص نیستوم که بگویم تا مرگ و خودکشی آیا میتونن انسان رو ببرن یا نه ولی میدانم که هر که جایی هر حرفی بزنه(الزاما حق باشه) تنها نمیماند چه از طرف حق چه از طرف دشمناش و و هر که برای خدا قیام کند هفتاد گروه شیطان جمع میشن تا به زمینش بزنند(حالا یا از کثرته یا همون هفتادتا!) و بالاخره حرف حق توی جامعه ی ما هم برات بخوام بگم بالا نمیره چه برسه دیگه جمهوری به پا خیزه و حرف دلشو بزنه و من اگه بودم میتزسیدم به خارح سفر کنم و هرچقدر بیارزه برام تو مملکت کفر از این حروف حق بزنم همین جا میگفتم اما کسی که ایمان داشته باشه نه مثل مو ها ترسی ندارد از اینکه جن نفوذ پیدا کنه و کاری را بخواهد انجام بدهد و تاثیری اصن داشته باشه اصن ترسی نیست بخوام بگم در این صورت و اما اگه مثل مو زیبایی پسند نباشه و حق رو انکار کنه و ساده بگم گناه کنه هر لحظه باید بترسه که ترس غلبه کنه و وقتی هم ترس غلبه کرد مطیع بشه حالا لغزش هست ولی تا چه حدی باشه و به پیش بره تا چی خدا بخواد تا چه ما کنیم اما بالاخره سحر وجود داره و کلی هم داعا براش ولی چشم زدن هم هست خیلیا چشم ندارند ببینند حق را.

اگه بخوام خلاصه کنم چی گفتم اینکه یا بالاخره محیط و فضا از جن و انس موافقند و حمایت می کنند از آقای رئیس ما یا خیر که معلومه همه چیز با شیطان!!!و غیر عادی نیست وضع!!!

میخواستوم یک چیزی بری خودوم گفته باشوم!!

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390 ساعت 22:47 شماره پست: 43

باید یه کم معرفتم رو ببرم بالاتر یعنی یک روش خوب بلدوم برای اینکار خوب باید دست به کارشویم و دست روی دست نندازم بیشتر از این خوب چه روشی؟ این که صحیفه ی سجادیه رو باز کنیم دعایی رو انتخاب یک جمله ش رو حفظ و تکرار نماییم چه حال چه در حال نماز و حالا که میخواهم این کار رو کنم من یه جمله رو از قبل در نظر داشتم و جمله ای آسان هم در نظر گرفتم:

<<<یا من عفوه اکثر من نقمته>>>> 

و اینکه همینطوری که 20،10 هنوز تکرار نکردم و چند باری تکرار کردم گفتم خوب درسته جمله ی آسونیه(اینو البته نگفتما حالا میگم) ولی یه کم به معنی اش توجهی کنم یعنی کردم و گفتم بله عفو خدا بیشتر از انتقامشه خوب نمیخوام تفسیر کنم یا جلو برم و یا عرفانی به مطلب بنگرم چون نمی دونم اما حالا دیگه. عفو ما هم بیشتر از انتقاممونه یا نه معلوم نیست کسایی که مستحق حتی به سوختن هستند هم بسوزند البته به این تفکر یعنی فکر نکردم گفتم اگه یکی عزیزمون رو بکشه حالا نه خودمون روها خودمون یه کسی هستیم خلاصه اگه عزیزمون کشته بشود عفو میکنیم یا نمیگذریم چه فکر بدی کردما چی کار داری بابا خلاصه ش اینکه عفو خدا بیشتره دیگه همین و خوبه ما هم بگذریم و خدایی باشیم اصلا و امام معصوم که به قولا اگه لباسی ازش باقی مونده باشه ما رنج سفر تحمل میکنیم تا بریم از نزدیک همون لباس رو هم اگه شده از نزدیک ببینیم حالا یه جمله ی الکی که نبوده این جای تفکر داره همش و ببینیم چه طوری خدا رو میخونه.

یه چند روزی به همین منوال میخونم این دعا رو و تکرار میکنم بعد عوضش میکنم و بعد یه جمله ی آسون دیگه برا بعد تا ببینم معرفتمون بالاتر میاد بله میشه.

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 3:46 شماره پست: 1

شاید سوالی که برای ما پیش بیاید این است که قیافه ی امام زمان (عج) شبیه کیست؟؟ لااقل شبیه ترین افراد مشهوری که ما می شناسیم البته نمیشه حدس زد و امام زمان (عج) هم شبیه زینب (س) است شبیه کیه؟ چه میدونیم شبیه پدر بزرگوارش!!!

 

اما چه کسانی شبیه ایشان هستند موهای ایشان تا چه حدی بلند است اصلا اگر ما چهره ی ایشان را ببینیم یه وقتی حالا می شناسیم؟؟ بیماری هم در ایشان نفوذ کرده؟؟ چهره ی ایشان بر اثر گناهان ما نورانیتش کمرنگ گشته؟؟آیا اگر مردم ناز پرور ما و این هایی که مدعی اند از صداو سیما تا رادیو و روزنامه ها تا آخوند ها هم اکنون فقط ظاهری ایشان را بشناسند قبول دارند (فقط ظاهر و قیافه)؟؟آیا ظاهر کسی که حبس کشیده و زندانی است در این دنیا را قبول دارند یا باید این زمانه ما بگذرد و ظاهرا تغییراتی صورت بگیرد؟؟آیا کسانی که امام زمان (عج) رو دیده اند با لباس روحانی بوده؟؟ آیا به هرکس متناسب با خودش لباس بر تن دارند؟؟ آیا آن کسانی که امام زمان (عج) رو یکبار در عمرشون دیده اند و داستانشان به گوش ما رسیده از آمدن آقا برای شفاعتشون از صحبت کردن هاشون با ایشان بیشتر دیدند یا ماها؟؟ آیا بازیگران تلوزیونی که انتخاب می شوند شبیه ایشان نیستند یا از نزدیک ندیده اند ایشان را یا می شناسند ایشان را اصلا یا نه مثل مایند؟؟آیا چند درصد مردم ایران ایشان را دیده اند؟؟ چند درصد حرف زده اند یا حداقل سلامی یا سرشون رو به زیر انداختن و رد شدند؟؟ چند درصد در ارتباط با دل اند؟؟آیا در کوچه ها وقت دیدار است یا فقط مساجد و حرم ها؟؟چند درصد دیده اند و می بینند و نمی شناسند؟؟ آیا نشناختن امام زمان(عج) عین مردن به صورت جهالت نیست؟؟

اینا که میگم برداشت خودمه چیزی که معلوم است این است که همیشه تاریخ در حال تکرار است فقط بسته بندی ها تغییر پیدا خواهد کرد پس اگر می گویند مثلا سفیانی می آید یا دجال هستند این ممکن است در تمام تاریخ بوده باشد یا سیدی خراسانی یمانی حسنی هم حتی نه فقط بد ها و تاریخ از زمان بدو تا به حال در حال تکرار است و امید به ظهور چنان است که این نشانه ها را داده اند وگرنه خیلی ها رد شده اند در حالیکه نفس زکیه مظلوم بوده اند و تو چه می دانی چند نفر پیام حضرت را دادند و کشتندشان!!!!!!!!!

 آیا می دانستید تا به حال که آیت الله بهجت فرموده اند:"اما کسانی که نه ظالمند و نه رفیق ظالمند و نه با ظالمین معاشرند و نه در خانه و محله ظالمین هستند آن حضرت از دیده ی آن ها محجوب نیستند"

خیلی مهمه این حرف شاید ما خبر نداشته باشیم که کیا امام زمان رو می بینند و چند درصد ولی ظلم خیلی مهمه وگرنه توی مناطقی خوب که ظالمین نباشند ممکنه ایشون اصلا خانه داشته باشه!!!

حالا آیا امام عصر که بیایند کشت و کشتار رخ میده؟؟ نه آیت الله بهجت می فرمایند:"بعضی خیال می کنند وقتی که حضرت ظهور می کند کشتار واقع می شود ولی چنین نیست بلکه کشتار قبل از ظهور آن حضرت است.

مرحوم حاجی نوری نقل می کند:سفیانی را نزد حضرت ولی عصر (عج) می آورند در حالیکه عمامه اش را دور گردنش پیچیده اند به حضرت می گوید:یابن رسول الله مرا نکش!بنابراین نقل اطرافیان می گویند کسی که این همه اولاد رسول الله (ص) را کشته او را آزاد می کنید؟در هر حال آنقدر به حضرت فشار می آورند تا اینکه می فرماید:"شانکم" یعنی هر کاری صلاح می دانید انجام دهید و بدین ترتیب گویا حضرت اجازه می دهند که او را بکشند و سرانجام او را می کشند.

از این معلوم میشه درسته یه سفیانی به هر حال در راهه و اونی که مردم میگن و میخوان میشه ولی سفیانی های دیگه هم هستند و بودند مثل دجال دجال کیه حالا و افرادی هستند و بودند که بدتر از سفیانی اند و تعجب نداره که حالا سفیانی رو بدترین آدم دنیا تلقی کنیم در خودت بنگر!!! خیلی ها هستند که بدند ولی امام زمان اون هارو به حال خودشون واگذار کرده نمونه اش خود بنده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آیت الله بهجت در ادامه"مرحوم مقدس مشهدی در عتبات از خدا خواسته بود که بفهمد آیا سفیانی هست یا خیر؟ در کاظمین در وسیله نقلیه ،عربی که کنار او نشسته بود وقت پیاده شدن به او فرمود، آری سفیانی هست! این داستان بیش از پنج، شش سال قبل واقع شده است."

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 5:39 شماره پست: 3

 

شیخ انصاری (ره) رضوان الله علیه در جایی اونطوری که یادم هست چون می دونین که در جوانی زد دل رو به دریا و از مردم فاصله گرفت و رفت یه گوشه ای بعدش فرموده قریب به این مضامین که راه از اونی که تصور می کردم آسونتر بود یا شاید یه چیزبهتری گفته باشن بعد مو هم اونطوری که  یادمه اون موقع ها که میخوندم احوالتشون رو گفتم چه راهی دیگه ؟به خودوم گفتم خوب کاری کرده اصلا خوب  وگرنه انقدر پیشرفت که نمی کرد (حالا شاید برم دوباره احوالاتش رو بخونم که چی گفته دقیقا) خلاصه اینکه حالا که داشتم فکر می کردم همینطوری ذهنم رفت روی گفته اش گفتم شاید ایشان امام زمان رو میدیده در کودکی و نمیشناخته است و شاید همسایه ی همدیگه بودن و ایشون خودش رو زده جدا کرده رفته یه گوشه برا خودش و اشتباه کرده باشه!خیلی ممنون

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 6:49 شماره پست: 4

 

یه چی می گویم یا خیلی جدی بگیر یا اصلا ولش کن!!! اونم اینه که مقام معظم رهبری حفظه الله وقتی می فرمایند ما در تهاجم فرهنگی قرار داریم چرا جدی نمی گیریم؟؟ باید بفهمیم بیدار بشیم ما که تو جنگ که پسرفت دیگه نمی کنیم شایدتم برگشتیم به قرون وسطا با شمشیر حرفی نیست اما اما لااقل اگه شما اینقدر می ترسید از کشت و کشتار سفیانی پس گوش کنید دیگه از این بدتر که نیست و هم می تونیم بگیم حال ما و هم حال اون ها هم دیگه بدتر از این نیست که مثلا توی زاهدان طرف برای اینکه وعده گرفته که بره به بهشت یک بمبی به خودش میبنده و خودش و 30 40 نفره دیگه رو میبره اون دنیا!!! دیگه بدتر این سراغ دارید برا بهشتم کار کرده ها..بله بدتر؟ کشتارهای دیگه ای که ملت ها الان بیدار شدن مثلا، اینم از اون خوب چرا اقدر از سفیانی می ترسید که بیان چرا انقدر عقب مونده؟؟ شما این رو در نظر داشته باش وتوجه داشته باش به این گفته که آقای بهجت می فرمودند در جواب سوالی(منبع:کتاب پرسش های شما پاسخ های آیت الله بهجت،قیمتشم 2500 تومان!! یارانه هم تعلق نگرفته!!!) خلاصه آقای بهجت در جواب سوالی در مورد فتنه آخرالزمان فرموده اند:"گرفته شدن ایمان از  اهل ایمان از کشته شدن آن ها بدتر است" خوب این یعنی چه؟ یعنی همین جنگ فرهنگی دیگه.

حالا مثلا این یکی رو داشته باش به نقل از هم ایشان که "...همچنین در آن کتاب آمده است:وقتی سفیانی می آید هر کس نام او محمد علی حسن حسین زینب ام کلثوم است و نیز تعداد زیادی از زن های حامله را می کشد. در روایتی آمده است:سفیانی صدوهفتاد هزار نفر را در فلان محله یا منطقه عراق می کشد و ..."

حالا ایمان بدتره بره یا کشته بشن اصن؟ شاید اصن منظور همون تهاجم فرهنگی هم باشه آخه چقدر از جونت میترسی؟والا ایمانت مهمتره حالا ما گفتیم!!!!خبری نیست.خلاصه شما یقین کن اگه کشت و کشتاری هست یا اصن اگه سفیانی که میگن زنده باشه که هست اول اینکه پر از زندان های مخوفی که از زن های بیچاره و برهنه است در اسرائیل ساخته است و الان تمام فیلم های مستهجن ساخته شده رو مدیریت و توضیع و پخش میکنه فیلم هایی که جوان ها و نوجوان ها را نابود خواهد کرد اصن یه زمانی دبستان که بودم شایعه بود که آمریکا میخواد شبکه های خودش رو و فیلم هاشو و برنامه هاش کاری بکنه که توی ایران هم با تلوزیون پخش بشه برای عموم.بله درسته که ماهواره هست!!! و بالاخره سفیانی بیدار میشه و خودش رو نشون ملت میده و جوان هایی که زن ندارند روز به روز گذشته از ایمان بعضی ها فاسد هم میشن بله حالا بعضی از خدا بیخبر ها این رو درک که نمی کنند منتظرند هنوز که سفیانی پیداش بشه و دنبال سپاهش میگردند و نمی دونم سوریه فتح (فتحه فتجه) ایرانم نصفش دست شما نیست و روحانیت اصن بعضی از روحانیون هم همینطورند که میگما بینشون این ها هستند ومستند می سازن چیایی میگن ولی بخ گوش خودشون رو ندارند و نمی دونن جوان ها تلف دارن میشن پرپر میشن آب میشن میمرند ایمانشون رو میدن اینارو پس کی میبینه؟ کی فرهنگ سازی میکنه هیچکی!! وجوان ها که فاسد شدند مملکت فلج میشود اصن نابود میشه اصن طوری نشده مایبیصدا.کام اینم فیلم میزاره فیلتر نمیشه!!! بله همه  ی اینا هست دست به دست هم میدن و جونی که میاد قهوه ی تلخ دانلود کنه معلوم نیست بعدش چی سرش خواهد آمد به زور اصلا کسی صدای ما رومیشنوه؟؟

شایدم از جهالت بعضی ها انقدر منتظر بمونن تا روزی بالخره به مرادشون برسند و همین ها و کشتارها رخ بده داره میده ها ملت بحرین مثلا لیبی مثلا داره میشه ها هوشش وگرنه ملت همسایه دارند یکی یکی کشته میشن هیچکی هم صداش در نمیاد البته من اقدر دلسوز نیستم و دلم سنگه سنگه اصن نمی دونم عادت کردم چی شده که اینطوریم ملت افغانستان کشته میده خود ایران بمب میزارن دیگه عادی شده برام مهم نیست هست؟؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 7:9 شماره پست: 5

 

و اما بعد اینکه در همون کتاب سوال شده آیا به نظر جنابعالی ظهور نزدیک است؟ وجناب آقای بهجت فومنی(قدس سره) جواب دادند: ما تا کنون به جوان ها بشارت می دادیم که ظهور حضرت بقیه الله الاعظم(عج) را درک خواهند کرد؛ولی اینک به پیرها هم بشارت می دهیم که دوران ظهور را خواهند دید!

خوب از این جمله بر می آد که وقتی امام رو ببینند دوران ظهور رخ داده دیگه پس بعضی پیرمردها اکثرا به جایی رسیده اند که می شناسندشون و یقین کرده اند لذا چیزی نمیگند چه برسه به جوان ها هم که دورانی رو تجربه کنند یا بعدا بفهمند وای از اون وقتی که انسان خودش رو طوری شناسونده باشه که غیر این باشه که به دست و پاش بیافته اصلا

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 7:43 شماره پست: 6

 

یکبار دیگر مردان مجردی که می شناسی با خود مروری دوباره کن از کسانی که تا به حال می شناسی از رفیق همسایه دور نزدیک چه میدانی شاید دشمن باشین و من دوستت را نگفتم!!! تو مرور کن و نترس شاید همین نزدیکی است!!!شاید دیده ای اش شاید رفته ایش برده ایش خندیده ای اش شاید هم دشمنی اش و دور دور و خواب خواب کمی توسل کن.

اگر مجردی و شناختی یا ازداوج کردی که هیچ رد شدی دیگه گذشته برو دست خدا ولی اگر قبل از ازدواجت بود چه شاید یعنی که دیگر نباید ازدواج کنی هاها ها ها..........داریمت!!

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 15:43 شماره پست: 7

 

همینطوری که داشتوم همین کتابه رو می دیدوم که یک چیزی گفته بروم یه چیزی با نگاه هم اول جلب نظر کرد این کتاب رو پریروز خریدوم و شرح حالش هم که حالا میگوم تویوبلاگ دیگه م توضیح رفتوم که یعنی یک کتابی خریده ام هو یک مرتبه داشتیم می رفتیم توی راه دیدیم خریدیم هه هه

خلاصه یه چیز دیگه دنبالش می گشتم یه چیز دیگه پیدا شد و خیلی خوبه آدم همچین پرسش ها و پاسخ هایی رو در محضر چنین افراد هایی بررسی ای نماید خیلی خوبه اطلاعاتش میره بالا حالا چه طوری بوده نامه هاشون رو چک می کردند سازمان اطلاعات نمی دونم والا یا شایتم خودشون این سوالا رو پرسیدن نمی دونم والا ایشون هم حتما یه طوری جواب دادند که چیزهایی به ما برسه بالخره الحمدالله و میرسه.

حالا اینو میخواستم بگم وقتت رو تلف نکرده باشوم این وبلاگ خودمه چند روز پیش ساختمش ندیدن.میهن بلاگ.کام در مورد ندیدن صورت هم هست. حالا توجه داشته باش به این روایت:

در امور اجتماعی چه کار کنیم که رضایت آن حضرت را بگیریم؟

آیت الله بهجت فرموند:

"در امور اجتماعی نباید به دیگران نگاه کنیم و از این و آن پیروی کنیم.زیرا افراد معصوم نیستند، هرچند بزرگ و بزرگوار باشند بلکه باید نگاه کنیم و ببینیم اگر خودمان تنها بودیم و دیگران نبودند آیا انجام می دادیم یا نه؟

ما باید رضا و میل امام زمان (عج) را درکارها بدست آوریم، چه در مصرف سهم امام (عچ) چه در کارهای اجتماعی"

خوب اولا اینکه مو ظاهر رو داروم میگوم که نباید به دیگران نگاه کنیم!! دوما مو تو اون وبلاگ دومم هم نوشتوم که تصمیم رفتومم نگاه مستقیم نکنوم به کسی فعلا و داروم میشمارومش هم و  در این فکر بودم که آیا کار درستیه می دونم درسته یعنی جنبه ی روایتی هم داره که بله داشت!!!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 15:58 شماره پست: 8

 

داریم در همون کتابه که:
آیا ملاقات امام عصر(عج) در عصر غیبت ممکن است؟
آقای بهجت (قدس سره) می فرمایند:
"هر کس باید به فکر خود باشد و راهی برای ارتباط با حضرت حجت (عج) و فرج شخصی خویش پیدا کند، خواه ظهور و فرج آن حضرت دور باشد یا نزدیک
عده ای بودند که گویا حضرت غائب (عج) در پیش آن ها حاضر و ظاهر بوده است مثل این که با بی سیم با آن حضرت ارتباط داشتند و جواب از ناحیه او می شنیدند!"
مو حالا یک کتابی گیروم اومده جوگیر گشته ام داروم همینطوری چرت و پلا می نویسوم و کتابه رو هم حتی نصفشو هم نخوندم یعنی 1/3 رو خوندم درمورد امام زمان بود حیفم اومد! والا خبری نیستا حالا به این یکی توجه نمائیدیه:
ایشان فرموده اند:"لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر(عج) تشرف حاصل کند بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز پس از توسل به ائمه علیهم السلام بهتر از تشرف باشد زیرا هرکجا که باشیم حضرت می بینند و می شنوند و عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است! و زیارت هر کدام از ائمه اطهار علیهم السلام زیارت خود حضرت حجت(عج) است."
و از این قبیل چیزها معلوم میشه اصن دیدن ایشون دست ما نیست و من خودم رو سرزنش نمی کنم که مثلا دیدم یا ندیده ام بعضی ها میخوان با ذکر و ورد حتی بر دیدن ایشون هم تسلط پیدا کنند که اینطوری نباید باشه صلاحت باشه خواهی دید و مدعی هم زیاد!

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 16:26 شماره پست: 9

 

من می ترسم ولی بالاخره حرفمو می زنم الان شما نگاه من رفتم از همین کتاب پاسخ و پرسش بخش دیگه شو بخونم خودش جلب توجه میکنه تقصیر من نیست!!! شما نگاه همین هایی که میگه میخواستم تفسیر کنم و یک چیزایی بگوم دیدم نه خودش واضحه و چیزی نداره حرف حق و حساب و الان کلی تعجب کردم که فرهنگسازی ما در همین ایران غربی است متاسفانه چون من این دو کلوم حرف رو از آیت الله بهجت (ره) نشنیده بودم و هم اینکه دوبار بیشتر طبق گوگل در سایت ها نوشته نشده بود یعنی چه  یعنی اینکه وقتی ایشان آلمان رو مثال می زنند انتظاری نیست از آلمان منظور خودمونیم چه بترسیم چه نترسیم وگرنه منتشر نمی کردند حرف های ایشون رو و به گوش ما نرسیده تا حالا یه کتاب گمنامی بخریم از علاقه شخصی بدست بیاد و مثلا زیرکانه بپرسند از آقای بهجت نظرشون رو درمورد انرژی هسته ای سازمان ملل و از این حرفا و هیچکسی هم نشنوه و صداش هم درنیا حالا اینجا چه مطلبی منظور بود این گفتم که کپی کردم و دوبار بیشتر توی اینترنت من که نیافتمش در گوگل حالا گوش بده ببین منظور خودمونیاساتا وگرنه چرا صداش خفه شد آقای بهجت و یه گوشه نشین چه در صدا وسیما چه در رسانه ها بلند نشد چون خودمون وضعمون خرابه حرف حق روباید زد و شنید اینو داشته باش:سوالش هم اینه که

ارزیابی حضرتعالی از مسایل جاری بر فناوری هسته ای ایران که غرب مانع تراشی می کند و کشور ما از هر جهت در فشار است چیست؟

و اینک پاسخ آیت الله بهجت(ره) تو رو خدا شنیده بودیش؟؟

اگر هیچ امتیازى براى اسلام و شیعه نبود جز این که مخالفین آنها با علم مخالف هستند، براى امتیاز و برترى آنها کافى بود. قتل و رجم انبیاء ( علیهمالسّلام ) بر این اساس بوده که مردم با نور علم و معنویّت و معرفت مخالفند، و کمال را منحصر در خوردن و خوابیدن و تناکح و تسلّط و سلطه جویى بر دیگران و ریاست و حکومت و پست و مقام مى دانند.

 

 

 

          زندگى انسانى به زندگى جنگل مى ماند، و حکومت انسانیت حکومت حیوانیّت شده است؛ لذا فرعون در اعتراض به رسالت حضرت موسى ـ علیهالسّلام ـ مى گوید:

  

 

      فَلَوْلاَآ أُلْقِىَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ الْمَلَـآ ئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ (1)

    پس چرا بر او دستبندهاى زریّن آویخته نشده؟ یا فرشتگان همراه او نیامده اند؟

 

     بله، مخالفین انبیاء و ائمّه با نور علم و معرفت مخالفت دارند و اهل زر و زور هستند. مى بینید به حضرت موسى ـ علیهالسّلام ـ اعتراض مى کند که اگر او رسول خدا است، پس چرا این امتیازات را ندارد، دستبند زرّین ندارد، یا چرا فرشتگان آسمان همراه او نیستند؟! شما را چه با ملایکه؟ اگر ملایکه آشکار بودند، کار آنها را هم مى ساختید، چون هر چه ملایکه دارند، پیامبران ـ علیهمالسّلام ـ هم دارند، بلکه افضل از آنها هستند؛ ولى شما به اَسْوِرَه و زر و زیور دل بسته اید!

 

    الحمدللّه واضح و آشکار است که مخالفین ائمّه ـ علیهم السّلام ـ مخالف علم و عقل هستند! هر جاى دنیا اگر شخصى بود که مانند حضرت امام جواد ـ علیهالسّلام ـ هزاران مسأله ى علمى را در یک مجلس حلّ مى کرد و جواب صحیح مى داد، به او جایزه مى دادند، نه این که به او حسد بورزند و با او دشمنى کنند و سرانجام او را بکشند!

 

   وضع امروز دنیا هم به همین کیفیّت است. مخترع را یا از کار منصرف مى کنند، یا به قتل مى رسانند، چون صاحب امتیاز مى شود. مى گویند: فقط باید ما داراى امتیاز باشیم، نه دیگران.

  

   آقایى قبل از جنگ جهانى دوّم در کربلا مدّعى شده بود که مى شود هواپیماى بدون خلبان ساخت و در این باره تلاش مىکرد، تا این که به بغداد رفت. ولى از آلمان مکرّر تلگراف و نوشته پشت نوشته به سوى او آمد که زحمت نکش، کار شما بى فایده و نشدنى است، زیرا ما هر چه تلاش کردیم نشد! سرانجام آلمان خود هواپیماى بدون خلبان ساخت، در حالى که پیش از آن مى گفت: ساختن هواپیماى بدون خلبان امکانپذیر نیست!

 

    صحبت جهان خواران بر سرعلم نیست و مسابقه ى آنها ذاتا براى پیشرفت دانش و فرهنگ نیست، بلکه پیشرفتهاى علمى براى آنها جنبه ى مقدمیّت دارد و منظور اصلى آنان سلطه جویى و چپاول است. به کره ى ماه براى این نمىروند که به علم خدمت کنند، بلکه براى موضعگیرى در برابر رقیب و قطب مخالف است، براى این که بتوانند در آن جا کارى کنند که در کرهى زمین از لحاظ ریاست و حکومت بر همه مقدّم باشند و دولتهاى مخالف و رقیب را در روى زمین خوب مورد هدف قرار دهند و نابود کنند. با این وجود، ما مسلمانان فریب آنها را مى خوریم و مى گوییم: اینها راست مى گویند که بشر دوستند، بله شرّ دوستند، نه بشر دوست!

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 17:40 شماره پست: 10

 

اول بگوم تو همون کتابی که مد نظرتون هست دوباره روایتی پیدا کردوم و اینو بگوم مو بچه یما که این حرف می زنم گرچه بری خودوم پیروم اما 21 سالمه جون می زنم یا پیر؟ خلاصه اینکه از قول آیت الله بهجت فومنی (ره) فرمودند که"شاید در روایات وارد شده باشد که :"ینکره اکثر من قال بامامته" یعنی بیشتر کسانی که اعتقاد به امامت آن حضرت دارند او را انکار می کنند!"

خلاصه اینکه بله صلاحمون نیست که ببینیم شاید وگرنه ما طبق خیالات و وعده ها شاید اصن یه چیز خرافاتی توی ذهنمون باشه ازایشان نه خرافاتی ها میخوام اینطوری بگم که مثلا آقای بهجت در همین کتاب نقلی از ایشان است در مورد دعاکردن ایشان در حق خودشان تا اینجا که":...اما در مورد خود حق ندارند(دعا کردن رو میگه ها) هر چند برای دیگران مخصوصا در امور فردیه عنایت خاصی دارد اما در امور اجتماعیه که مربوط به خود آن حضرت است خیر و..."

خوب از این می فهمیم که ایشان بر خلاف تصور خیلی از ما متواضع تر ازاین حرفا هستند و سر به زیر وگرنه ما اگه ایشون رو ببینیم انتظار معجزه و خارق العادات برای ظهور یا هم که می بینیم متاسفانه شاید از شندیده هامان انتظار معجزه ای چیزی داریم درسته در مورد ما ممکنه این رخ بده و شفاعتمون کنند اما خلاصه اینکه اگه ببینیمشون با حال گناه و کم ایمانی مون قبولش نخواهیم کرد به عنوان امام حالا اگه رودررو هم وای نایستم همشم به خاطر همین ایمانه که نداریم خودمون رو دارم عرض میکنما نه شما رو خلاصه شما در نظر بگیر همین فیلم مختار رو که از صد قدمی همه میشناسنش همه احترامش میزارن با گرمی سلام می کنن آی تویی فلانی حالا اسمش یادم ابواسحاق بود؟؟ همین خلاصه اینطوری نیست گرچه از طرف امام زمان اونطوریه و ممکنه باشه و گرم بگیره ولی آیا ما هم اگه بشناسیم اصن جرات میکنیم؟؟ نه یه چیزای دیگه رو دارن نشون میدن و مردم هم عاشق همین چیزان که یکی رو الکی بزرگ کنن وگرنه متواضع ترین فرد نه نیاز داره و احتیاج نه کوچکه بلکه ما خودمان در مقابل حق خواهیم ایستاد و انکارش می کنیم چون مگه پیامبرا نیومند بهشون گقتند شما هم که یکی مثل ما هستید و بشری همانند ما و میخورین می آشامین ما مردممون رو در ضحنه ای پروراندن غیر از واقعت و ما هم همین چیزا رو میگویم و اصلا انتظار دیدن ایشان را نداریم شاید هم کار درستی میکنیم که سید خراسانی این همه یار داره!!! ولی به هر حال پذیرفتن حق کار هر کسی نیست مخصوصا ایمان نداشته باشه من خودمو تو جاش میزارم که در این موقعیت قرار بگیرم شک می کنم قبول کنم اگر واقع اندیش باشم وخیلی ها همین براشون خوبه که درد دل می کنند یه عمری و ایشان رو دیده اند و نمی شناسند و همین شناخت دل هم کافیه وگرنه شناخت دید چشمی دیگه بالاتر از این حرفا باید باشه و خیلی سختر پیش می یاد بییییییب بییییییب آقا برو کنار دارم بوق می زنم شلوغ شد من در رفتم بای

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 20:30 شماره پست: 11

  مو..

خوب داشتم میگفتوم من از دوچرخه سوار و ری خیلی خوشوم میاد چون می دونوم لااقل دوچرخه سوار خواب نیست و ما هم نمازوم باید اینطری باشد یه تمرکزی چیزی توجهی خودمون از خودمان داشته بریم اینطری وگرنه شاید شما بگی باید حالشو داشته باشیم و از این حرفا ولی.

آیت الله بهجت تو همان کتابی که استحضار دارید فرموده اند در سوالی که بزار برم پیداش کنم.......

آره مثلا این که سوال شده بود برای تمرکز فکر در تماز دستورالعملی بفرمایید و ایشان در جواب:"در آنی که متوجه شوید اختیارا منصرف نشوید."

یا این که پرسیده اند که در هنگام نماز چگونه می توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟

و فرمودند:"یکی از عوامل حضور قلب این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواص باصره،سامعه و ... خود را کنترل کنیم زیرا برای تحصیل حضور قلب باید مقدماتی را فراهم کرد باید در طول روز گوش چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم.و این یکی از عوامل تحصیل حضور قلب می باشد."

مثلا اینا و ... .

 

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم فروردین 1390 ساعت 21:6 شماره پست: 12

 

همینطور همون کتابی رو که گفتم داشتوم میخوندم همینطری یه سری دستورالعمل های عجیبه که با دعا دادند خوب نشونش چیست که حالا دعامون درست و حسابی و برآورده میشه یا مثلا خیلی سفارش برای خواندن دعای فرج کردند یعئی اینکه سوال پرسیده بودند و جوابش خواندن دعای فرج بود اینطوری بگویم بهتره خوب مو اولش از خودوم پرسیدم چه جوری داستان حالا مثال می زنم

سوال:درعصر ما که گرفتاری ها و فشارها از هر سو متوجه شیعیان در اققصی نقاط جهان و خصوصا کشور ماست باید چه کرد؟

جواب آیت الله بهجت فومنی(ره):"مخصوصا دعای شریف (عظم البلاء و برح الخفاء) را بخوانیم و از خدا بخواهیم برساند صاحب کار را (و ...)"

خوب یه دعا چی کار میتونه بکنه خوب؟؟البته اونطوری که یادم هست خودشون درجای دیگه در پاسخ همین سوال رو دادند برو بخر بخون!!!نمی دونم کجاست حوصله ی گشتنم نداروم به من چه من کارم ایجاد شبهه است..

در ادامه همین مطلب تا اینجا که  می فرمایند نه بزار کلشو دیگه بنویسم:"...صاحب کار را با او باشیم حالا اگر رساند که رساند و اگر نرساند دور نرویم از کنار اواز رضای او دور نرویم او می بیند او می داند حرف هایی که ما به همدیگر می زنیم در هر حال برای تعجیل در امر فرج و رفع نگرانی ها و گرفتاریها و نجات اصلاح حال مومنین بگوییم:"اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بظهوره"خداوندا با ظهور حضرت حجت (عج) این ناراحتی را از این امت بر طرف نما. (و...)"

یا این یکی هم زیباست:سوال:استاد معظم دعای فرج بحمدالله در بین شیعیان زیاد خوانده می شود اگر امکان دارد در مورد قرائت دعای فرج بیشتر توضیح دهید؟

جواب ایشان:"خدا می داند تعداد این دعا ها باید چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آید قطعا اگر کسانی در دعا جدی و راستگو باشند...مبصراتی خواهند داشت و قطعا مثل ما چشم بسته نیستند .باید دعا را با شرایط آن دعا کردو توبه از گناهان از شرایط دعا است چنان که فرموده اند" دعاءالتائب مستجاب" یعنی دعای شخصی که توبه کند مستجاب می گردد.نه اینکه برای تعجیل فرج دعا کنیم و کارهایمان برای تبعید(دورکردن)و تاجیل(تاخیر انداختن)فرج آن حضرت باشد"

مویوم همین میخواستوم بگوم که دعای فرج صرفا یه دعای زبانی نیست باید یک عملی باشه و چه عملی زیباتر از توبه و همچنین دعا شریط خاصی برای برآورده شدنش حتی هم داره مثلا اشک و گریه و حال که باید اینو هم خدا بدهد!!!

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ساعت 3:40 شماره پست: 13

 

چه کسی ایمان من را ربوده است؟؟لااقل بگویید کجا بردینش!!!!!!!!!!!!!!!!!!چه کسی می خواهد ایمان مرا پس بدهد پس چرا مگر من چه گناهی کردم که هرچه هست از خود ماست؟؟من چه کنم حالا اندرون تنهایی هایم؟کجا روم هاهاه هه هه چه شده؟؟روزگارم سیاه گشته یا سیاه می بینم؟و پناه می برم آنگاه به تو ای مهربانی  ها من به دنبال محبت روان شده ام تا سر کویت یافتش کنم آنجا که هیچ کجا نمی فروشندش این را و از تو مدد می جویم یا علی...................

دل مرا به کجاها قفل نموده اند؟؟ و گره زده اند به چه چیزها تا کجاها روانه شوم؟؟و چه بیاندیشم و چه کنم دوباره و چگونه سرازیر شوم من به دشت و دمن چاره؟؟!!

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ساعت 4:13 شماره پست: 14

 

اولا خوبه یعنی خیلی خوبه آدم دنبال حقیقت بگرده گرچه نمک نشناس باشه و اینکه مثلا جوان ها یا بزرگترها آخه آدم وقتی بزرگتر شد از مد میافته یعنی می خوام بگم خوبه که جوان ها بیشتر تو این حس و حالند اگه هنوز هم باشن و گذاشته باشند!!! خلاصه میومدند از ایشان هم دستورالعملی بگیرند و ایشان هم معمولا می گفت گناه نکنید و یا از این حرفا اولا کاری به این نداریم که چرا دستورالعمل خاص کمتر به افراد می دادند ایشون و یا استادشون نمی گشتند ظاهری خوب اگه حالا ایرادی منو بیان تو گوشم بگن فلان کارو بکن فرداش دوباره در مقابل حق شیر میشم گناه می کنم اشتباه فردا هم باید یه چیز دیگه بگن و برای من بچه بازی میشود به راحتی تمام و من مسخره کننده اونم از حال و احوال و وقتش تلف میشه گرچه خوبه که آدم دنبال ایراد خودش باشه و بگه پیش خودش که اگه ایراد منو بگن خوبه اولا معصیت نکنید یه جمله ی بزرگیه ائمه هم اینطوری واضح گفته اندا و نمی خوایم مسئله رو بپیچونیم که بالاخره رفتار ها رو میشه تغییر داد یا نه و معصیت نکردن دست ماست بله دست ماست ولی خدا باید گمراهان رو یاری کنه و هدایت خلاصه اینکه این سری از آدم های به ظاهر حق جو همه شون که دنبال یه سری دستورالعمل می گردن و پیش خودشون میگن نه مشکل من یه طوریه (حل ناشدنی) که باید یه عارف و خداشناس و استاد ماهر باشه که بیاد بگه یا فلان ذکرو بگو یا فلان کار رو بکن و از این حرفا و مشکل من با همه فرق داره اگه شما هم که مخاطب بنده بشین یه روزی شاید و بخونید این مطلبو جزو حق شناسان به ظاهر باشید و بعد هم اینطوری تفکرتون باشه که بله دستورالعمل خاصی لازمه تو گوشم گفته بشه خلاصه من هم مشکلم همینه یعنی توبه نکردن که اقدر چرت و پرت میگم و اینطوریه که بیشتر ما اگه توبه بکنیم خود  مسئله حل میشه خدا توبه ی کسی رو قبول کنه بعد راهنمایش نکنه نه نمیشه حتما دستورالعمل غیبی یا حتی خودش نفهمه رو اینو بهش میده و شاد بودن هم نشونه ی هم توبه است هم اینکه داره طرف میشه همون چیزی که خیلی ها چشم دیدنش رو ندارند که کسی شاد و قبراق باشه بله اگه ما گناه نکنیم و توبه کنیم دیگه مرض اختصاصی نداریم و نباید هم دنبال دستورالعمل اختصاصی باشیم چون قرآن باز کنیم در این صورت راهنمایی میشیم از غیب دعا بخونیم میشیم اصلا همه چیز میشه راهنمای ما و راهنمایی میکنه پس چرا بعضی از ما دنبال ذکر می گردیم راه میگردیم چله ارتباط با جن روح و از این حرفا یا یه چیزی که جدید باشه یه دلیل عمده اش توبه نکردن ماست که اگه خدا توبمون رو قبول کنه خودمون اصلا هادی میشیم. حالا که اینو نوشتم بد نیست توبه ای هم بکنم در این دل شب و یه چی نگم خودمم توش بمونم نمی دونم چه طوری رسید اما صحیفه سجادیه رو باز کنم یه توبه ای چیزی بیکار نشینم حالا که حرفم این شد چون خودمم کاری کردم حالا به شما ربطی نداره ولی آدم تا میتونه زودتر توبه کنه مثل این که نه، اینطوریه که که آدم داره پیرتر میشه هر روز و توبه کردن  سخت تر و برگشتن دورتر گرچه پیر شدن یعنی توبه ی اجباری و رحمتیه اگر خدا بخواد

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ساعت 5:15 شماره پست: 15

 

میخوام اینو بگم این همه مثلا حافظ در باره ی یارش صحبت میکنه و معشوقش و چهره اش روبرومه حالا من بلد نیستم چی میگه ولی ما نباید یکی مثل آیت الله بهجت رو در نظر بگیریم تف تو ریا داشتم صحیفه برای همین توبه میخوندم اصن حال گریه نداشتم حالا اینو میگم که با شما در میان بزارم که اگه اشتباه می گویم نه صحیحشو بگین ما که نمی خوایم مثلا از جناب آقای بهجت(ره) تو گریه و زاری جلو بزنیم ولی چه یادی داشته بریم و و از روی دعا بخونیم شما در حال گریه و اون حالی که داری خیلی چی ها رو میتونی کنترل کنی که من مثلا حالا حالم از فلان کس بهتره در این حال انابه مثلا این به ذهنت میخوره اگه شیطانی نباشه ولی وقتی شما نماز آقای بهجت رو در نظر بگری با اون زاری اون یه چیزی بهت میده از عالم غیب دیگه حالت بهتر از ایشان نیست و نمیرسی و نمیخوای برسی اصن میخوام اینو بگم که نمازی که ایشون میخوند و اون صدای انابه ایشان هنوز زنده است و تاثیر گذاره و تو هم اینکه یادش بکنی و گریه ات بیافته هم خوبه حالا چه دعا چه نماز چه در حالی باشی که حال انابه  و زاری هم نداری و تباکی کنی اصلا و به یاد ایشون و چهره اش گریه آخه ما نماز امام زمان رو ندیدیم که ههه هه ودشو هم نمی دونیم در چه حالیه ولی عکس آقای بهجت که هست بشین درد دل زاری کن به یاد بیار یه چی خودش بهت میده حالا نری من رو و نوشته هام و به یاد بیاری گریه کنی چون اول من دیگه روضه نمیخونم دوما این کار رو کنی چیزی در میان نیست و فقط برای من دعا کردی ولی در مورد بزرگان برعکسشه یاد ایشان!هه هه حالا خدا وکیلی این کار درستیه؟ نه؟

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین 1390 ساعت 7:15 شماره پست: 16

 

یه چی می خوام بگم اول اینکه از سر نادانی مو بدونین و مو از وضع فسادها باخبر نیوم اما محض روی گل شما اینا رو میزارم کنار میرم الان سر اصل مطلب فکرش که میکردوم چیزای زیادی بود که باید بگوم اما من برای گفتن این مطلب بهای سنگینی دادوم و میگویم و نمی ترسوم و اما از کجا آغازش کنیم ......بله قبل از عید بود که داشت فکر کنوم داخل تلوزیون تلفنا با تهیه کننده ی صندلی داغ صحبت می کرد خلاصه کنم؟ چشم و اینکه گفت که بله میتونین سوال هایی که از برنامه ی صندلی داغ از مهمان ها پرسیده میشه رو پیامکا بفرستید تا ما بپرسیم خواهر کوچیکم کنارم نشسته بود یهو به من گفت بریم بپرسیم که راسشو بگو چند تا زن داری!!! خوب آتیش متن شروع شد:

از کجا بگم از کجا بگم بله یه عده هستند که سر خرند و مو الان این چیزایی که میگوم نه آمار داروم نه چیزی گفتم از نادونیمه و اما سرخرند و برای این میگوم که تازگی ها تو شهر ما هم سرایت کرده و حق گوش نمیدن هر جلو میریم کسی نیست و حالا این شد که این وبلاگ رو زدم و حالا یه چی رسید انگار و همینه دیگه خلاصه آقای بهجت فومنی (ره) در همان کتاب پرسش های شما پاسخ های آیت الله بهجت ازشون نقل شده حالا شما یکم بخند تا مو پیداش میکنوم...............................اینکه حالا من خلاصه می کنم و از اولش نمی نویسم تا اینجا که:"...با این حال بعضی می گویند:شیوعیت و کمونیسم و مرام اشتراکی نزاع بشر را بر طرف می کند زیرا نزاع بر سر دو چیز است:مال و زن.و..."

خلاصه اینکه مردهایی که توی تلوزیون می آیند غالبا یه زن ندارند حالا ما نمیخوایم نزاع بین زن اول و خانواده رو پاشو بکشیم وسط بالاخره جامعه ی اسلامی است و اینم هست متاسفانه اینو می خوایم بگیم که بعضی از زن ها هستند که شغلشون ارتباط با مردهای دیگر است و از همین صداو سیما هم آتیشش شاید بلند میشه و هرروز بایکی از مشاهیر در یک خانه و از همه کارهایی هم که پنهانی می کنند حتی فیلم هم می گیرند تا سرخر ها ببینند و ذخیره کنند شاید اصن اطلاعاتی هم نباشه همش ولی فیلمش که هست خوب این فیلمی که میگیری اگر دو صورت داره یا به دست زنش بیافته و سکته کنه یا نیافته هو یه عمر تو اضطراب این باشه دوما چه معنی داره زنه رویش اونور باشه و هرکاری بکنه چرا اصلا فیلم میگرند این ها تبعات داره بله ما گفتیم که حسود که نیستم این ها حال کنند و بلولند تو هم اصن خوبه؟ اما باید راه انقدر بسته باشه برای یک پاکیزه؟؟ باید اسیر دست سرخرها باشند این مشاهیر؟؟ و هزاران سوال دیگر این داره به شهرهای کوچکتر هم تزریق و تجویز میشه و کوچکترها هم مذهبی تر و به شهر مو هم. مو گفتوم خبر نداروم ولی چرا باید در حالت خوب ازدواج موقت کنند عیبی هم نداره البته با مشورت زنش نمی گیم هم که عیب داره اصن مشورت هم نکنه خلاصه بره توی صحنه ی فیلمبرداری بشه خصوصی این من نمی دونم چه با این بدافتادم که  این کار یعنی چه باز میگم چی رو اثبات کنند دنبال چی اند حالا ما نمیگیم میخوان باج بگیرند جراتشو ندارند تو ایران ولی این سرخر ها چی کاره اند؟ میخوان چی کار کنند جز عاملان فتنه اند که قدرت دو سه روزی است در میان؟؟ خوب این چه شغلیه!!! آیا واقعا در کشور ما دعوا سر زنه؟  جز اسارته؟؟مگه باید از هر صحنه ای فیلم داشت؟؟این چه کاریه اصلا؟ ما اصلا نخواستیم.هه هه هاها

این آقای مجری رو دیدم دلم براش سوخت چه کارش کردند خودش فهمید در حین عمل!!!

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390 ساعت 6:15 شماره پست: 17

 

نمی دونم چرا تو نمازی که داشتم میخوندم یاد معمر افتادم و همین طور داشتم برای خودم خیال بافی می کردم که یعنی چه کار شیطونه؟؟ جن فرستادن؟مهرم سمیه؟و از این حرفا یاد خدا که نه تو نماز بعد فهمیدم چیزای مهمتری هست که نماز ما مشغولیم بهش چه می دونم نمازم تمام شد من اصلا یاد کسی نمیکنم که مثلا الان در چه حاله چون یقین ندارم اولا این تبدیل به خیال بافی هم ممکنه بشود اومدیم و شد دوما خاطره ی خوشی از این کار ندارم و اگه حرفی زدم و به کسی برخورد یا خبر از بالا اون موقع ها می رسید و منم نمی دونستم منظور چه نامیه خبری بود کار هر کسی میتونه باشه یه جن هم میتونه بده خودت هم نفهمی من که نمی دونم چه طور بود خودم و گفتم الان دیگه نیست بر حسب مصلحت خلاصه حتی یاد بیچاره ها هم نمی کنم و یه عادت نسبت خوب به خودم دادم که گفتم یاد کسی نکنم و خاطره ی خوش ندارم و از این حرفا ولی بر حسب اتفاقی که یادم نیست یاد یه بیچاره بگم نه یا شاعر بگم نه یکی که شعر میخونه افتادم نگران نباش تو نمیشناسیش برا پول میخونه یعنی؟؟ نمی دونم پولم میگیره ولی عجب شعرهایی میخونه من هیچی نمیفهمم تو مسجدمون گه گاه افتادم و یه چیزایی به خودم گفتم مثلا این چه حالی داره الان دارم میگما و از این حرفا و بهش نمیخوره عجیبه بهش نمیخوره که اینطوری باشه نه به قیافش نه خودش بابا همونی که میاد تو مسجدمون شعر میخونه رو میگم دیگه نه هیچ کس دیگه بعد میگم خدا به بعضیا چه چیزا داده همه شعر های عجیب رو از حفظه من بودم جاش از خدا شاکی میشدم که این همه بهم داده؟؟ خلاصه اینم از یاد ما و از این به بعد میخوام یاد بیچاره ها کنم من که کمکی نمیکنم حالا یادشون کنم والا برا خودم خوبه وادعاهام قبلا کوچیک بودم یاد میکردم زیاد به مرور و وبلاگ نمدونم چه بلایی سرم اومد اینم از خودم ، این چقد خوله ما که دیروز در مورد اشک و گریه و اون دعاها حرف زدیم غرض اینکه اول ما خودوم خیلی بدوم و بعضی ها میخونن و برعکس من عمل میکنن تا این حد بدم و دورنگم حالا که گفتیم اشک و زاری داشته باشیم و یاد اون بزرگوار کنیم من خودم که دعا خوندم اشک که ریختم برای حالا یعنی به بهانه ی گناه ها همون موقع یاد یه غذای خوشمزه ای چیزی افتادم حالا نمی دونم خالصانه نبود وگرنه کوچیک که بودم راحت بخشیده میشدم بدون دنگ و فنگ ربطی هم شاید نداشته باشه و یا نمی دونم کار از کجا خراب بود یعنی بیا و برو غذا رو بخور الکی گریه نکن ما میشناسیمت فرج حاصل نمیشه بهت نمی دیم فضل و کرمشو شایدتم این بود خلاصه ما منظور رو نفهمیدیم دوست بابام!!! یه یادی کرده باشیم حالا.

 

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390 ساعت 8:6 شماره پست: 18

 

متاسفانه خیلی امیدها کمرنگ شده درسته که ظلم همه جا رو فرا گرفته!!!نباید اقدر ناامید باشیم الان داشتم الان که چند ربع پیش داشتم چیه برنامه هه حقیقت آفرینشه همون رو نگاهی می کردم متاسفانه از بس بزرگترا کوچیک های مظلوم رو خوردند و کشته باشند و یاد دیدن عجایب زنبوری روی گل برام عجیب بود که همچین چیزایی هم هست اصلا دیگه یا داشتم به دریا نگاه می کردم امسال از نزدیک بعد خیلی از موج هایی که میومد امیدوارم شدم که دریا زنده است هنوز من فکر میکردم اینطوری نیست اصن و بزرگترها اقدر ظلم کردن که دیگه یاد بچه ها نمی کنند هم و بچه ها پیر شده اند ولی هنوز نوری هست در فراسوی هنوز میشه در این دنیا زندگی کرد از دریا آموختم هنوز میشه ماند روی این خاک و هیچ چیز تموم نشده و دوست داشتم همینطور به موج دریا بنگرم و تماشایش کنم همینطور تو برای که به ساحل می آمدی و زنده بودی مگر خبر از دنیای ما نداری؟؟

و من الماء کل شی حی

 

نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390 ساعت 21:57 شماره پست: 19

 

خدایا ریا رو برای چی خلق نموده ای یعنی تعریفش کردی؟ چقدر تو بزرگی که مثلا یکی دارند ازش فیلم می گرند داره نماز میخونه ها ولی ریا میکنه این چرا تعریف شده در پهنای تو؟؟حقش نیست که امثال ما رو بدجور ادب کنی حالا گیریم یکی ظلم کرده بعدا به حسابش که میرسی ولی ریا کار که ناخواسته داره گناه میکنه نمیکنه یعنی؟حیوانات هم در مواجه و خواندن تو ریا می کنند؟کشته میشن!!!نه نمی کنن حالا گوییم فلان صفت حیواناتی است اما این چه؟؟ریا در عبادتت رو میگم که حیواناتی هم نیست وگرنه سوال شده وسوسه های شیطانی همچون شهرت طلبی خوشنام شدن و ... که از ذهن گاهی خطور می کند و در ذهنش می آید آیا این خطورات هم ریا محسوب می شود و عمل را بی ارزش می کند؟

آیت الله بهجت(ره) می فرمایند(اگه خوندیش یا میدونی که هیچ اما تو رو خدا توجه کن چه زیبا پاسخ دادند):

"ریا در عبادات مبطل هم هست در غیر عبادات ریا اشکال ندارد!!!!!!!!!!!!!!!

ولی خود ریا می تواند چاره و علاج ریا باشد به این صورت که با تاملات صحیح ریا را بالا ببرد مثلا انسان می خواهد پیش رئیس شهربانی(!!)و...،...بنابراین اگر درعبادات نیز نسبت به اقوی و بالاترین موجود یعنی خدا ریا کنیم اشکال ندارد و علاج ریا می شود.در زمینه ریا در روایت آمده است که :"کسانی که در هنگام نماز به این سو و آن سو نگاه می کنند تا مردم آن ها را تماشا کنند به صورت حمار محشور می شوند واقعا هم همین طور است آیا این حماریت نیست که آدم جلو وزیر و رئیس شهربانی به پاسبان نگاه کند؟حماریت است آقا.و..."

الان فهمیدم!پس معلوم میشه از اون جمله هه که میشه در نماز خودوم رو برای خدا لوس کنیم مثلا زمانی که احوال گریه ندارم کاری کنم که اشکه بیاد بالاخره همون جمله دیگه که اگه نسبت به اقوی و بالانرین موجود یعنی خدا ریا کنیم اشکال ندارد اون هایی هم که میگن تباکی تو نماز نکرد وضع خودشون خرابه و خودشون کارشون مسخرگیه والا چه عیب داره آدم حال نداره ها برای که میدونه خدا کیه و چقدر بزرگه صداشو زیبا کنه و زیبا برای خدا مثلا ذکر بگه من یکی بود میشناختم تو مسجد که قبلا میرفتم خیلی زیبا ذکرشو میگفتم و من میگفتم یعنی خیلی نزدیکه نه که مسخره کنیا مثلا صداتو نازک کنی براش!!!اما بعدش خدا خودش میفهمونه ان شاالله مثل همون میل من به یک غذای خوشمزه هنگام راز و نیاز ریایی ایم که برو بابا دروغ میگی ما که میدونیم ولی اومدیم خودمون رو لوس کردیم برای خدا درم باز شد بخشیده هم شدیم خدا دنبال یه بهونه است شاید و اگه ما آمادگی رحمت خدا رو داشتیم حتما شاید بخشیده بشیم بعدش معلوم نیست چی کار کنیم نه همشم منظورم گناه نیست ممکنه آب بشیم خجالت بکشیم قهر کنیم و از این حرفا خودمون نمیتونیم برای همینه که توبه سخته و خوشحال نمیشیم مثل کودکی هامون وگرنه شاید اصلا بخشیده شدیم  و خودمون هم خبر نداریم و شاد هم اونطوری که میخوایم نیستیم اینا رو که میگم میدونن همه ها همینطوری میگم در سطح پایینه وگرنه 4 تا کتاب درست و حسابی بخونیم بیشترم میفهمیمش!!

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1390 ساعت 6:16 شماره پست: 20

 

میدونی یه طورایی راحت نیستم یه مدتی بود از قبل با اجنه روی در روی بودم و اینا هم مجمعی داشتن البته خیلی با هم پیشرفت کردیم و اینو زود گفته باشم تا اینکه مسائلی پیش اومد و مویوم با دل ارتباط داشتما نه با چشم ببینمشون البته اون موقع گناههام بیشتر بود و شیاطین هم جمع میشدن دورو بروم و منم وبلاگ میزدم و مینوشتم تا حال و حیل بودم و کاری هم به کسی نداشتم کسی هم الحمدالله به من کاری نداشت ظاهری و راضی بودیم به رضای خدا ما که میدونستیم سیستم غلطه پیش می رفتیم همینطوری تا اینکه همه چیز بر چیده شد و پرونده ای که برخلاف من بود نمی دونم گم شد خلاصه پیچیده شد یا یه چیز شبیه همین!!! غرض اینکه حالا با چشم آدما دارند وبلاگم رو می بینند و فرق داره نمی دونن من از چه سد هایی گذشته ام و گذشته م چی بوده من گذشته ی خوبی نداشتم و پروندم باطل گشت جرم های اینترنتی و از این حرفا کیه میگه نامردی؟ میبینی راحت نیستم دلم میخواد هر چی میاد تو ذهنمو صاف بیام بنویسم اما نمیشه البته خیلی ها جنبه شو ندارند و منم نمی دونم نهایتا با کی طرفوم حالا هم حس میکنم چشم دوختن به مطالبم مگه من چی میخوام بگم حرفی ندارم من عمدتا حرف تکراری نمی زنم و یادم میره چی گفتم البته یادم هست که تکراری نباشه ولی از تکرار بدم میاد مطالب وبلاگ های قبلیم رو خیلی دوست دارم مرور کنم ولی خودم پاکشون کردم خیلی زحمت کردم به پاش خیلی براشون گناه کردم  و اینطوری بود که سیری هم برای خودم داشتم شاید یه روز .........شاید اون دنیا باز دیدمشون نه حتما میبینمشون که چی نوشته بودم البته خیلی بزرگ میشمردم بالاخره دنیا ندیده ام و جوان اینبار برای خودم من همیشه به دنبال راهی نو بوده ام و از دری جدید وارد میشدم و الانم مخاطبمام همشون از من خبر ندارند اگرچه یه کارایی میکنن و میخوان فکر منو بخونن آخه اگه من از نوشتار کتابی جلو برم میتونی؟؟ادامه نده! چون من به دنبال روزی آرام میگردم و دوست دارم حرکت موسم رو آرام انجام بدم و فکر کنم حالا فکر نمی کنم سوء استفاده نکن خلاصه من با جن ها طرف بودم و دوستم هم داشتن بیشتر از شما چون برام دعا میکردن خدا رو چه دانی شاید به جای جن شهدا بودن من که نمی دونم شاید فرشته بودن ولی خدا نبود!!! چون خدا همیشه مرو دوست داشته اصن خدا بود خوبه؟ حالا چرا اینطوری میگم شاید ریا باشه خیر نه شرایطی است برای کودک و نوجوان که الان مجالش نیست و تو فکرشم بودم صحبت کنم که مثلا یکی مثل من نمازش رو طوری میخوند یا میخونه که بر کسانی (جن و شیاطین) تاثیر مثبت بذاره و این ریا نیست اگه خدا بخواد وخلاصه داشتم به طاعت و بندگی فکر می کردم و اگه بخوایم خدا رو طاعت کنیم بالاخره باید یه کارایی رو بکنیم و نکنیم انتخابی و نمیشه مثل غربیان فکر کرد که من مختارم همه کاری بکنم و ما باید بود و نبود ها کرد و نکردهایی داشته باشیم و طاعت یه سجده میتونه و باید شاید از طاعت سجده بعدت بیشتر باشه و اینطوریه.

 

خلاصه من مثل همیشه نمی دونم با چه گروهی در طرف و عالم سیر غیبی با بزرگان رو گذروندم و مهم نیست برام که چی شما میخوای و در کفران نعمات الهی موفق بودم شما که سهله و جایگاه و قدرت نفوذ ندارم مگه اینکه خدا بخواد برای اصلا من با کی طرفم تا حالا سه تا نظر بیشتر ندارند حالا 40 نفرم اومده باشن اینطوری به مطالب من نیگاه نندازین عصبی میشما چه اون موقع که منو با شیاطین تنها می ذاشتین که دیونم کنند یا شایدتم من تجربه ای به دست بیارم چه حالا که گنهکارم داری رو اعصاب من راه میریا آخه یه تغییری بکن تا روزی نوشته ی منم زیاد بشه من دارم یه آدم بزرگی رو می بینم که یه جایی رو نگاه میکنه می بینم که در مورد منه اگه همه چیزی که خودم میخوام رو بنویسم اذیت میشه من نمیتونم آزاد نیستم و طاعت خدا رو هم هیچ گاه به درستی انجام ندادم من همه ی فکرمو نمی نویسم قربونت برم چرا میخندی؟ من که نمیخوام بنویسم نمیخوام اذیتت کنم من برای تو و امید به تو این وبلاگ رو زدم چرا میخندی؟ منو توی این شرایط نزار الان همه ی زنا فکر میکنن من دارم با اونا حرف میزنم و خودشون رو تغییر میدن نه!!! نخند اعتراف می کنم اینبار نفهمیدم آخه چرا منو توی این شرایط گذاشتی و هیچکی هم نیست که مثل قبل راهنمایی کنه این شیطون هم 24 ساعته داره میگه خره خره خره باشه من خر خوب که میدونم تو شیطانی نه؟؟ نیست؟؟ پس کیه این سوالی بود در ذهن مو................

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 17:20 شماره پست: 21

 

نمی دونم چرا دچار فرا توهم شدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

فمینیسم چه جوریه؟؟فرا فمینیسم، فینیسم ضرب در دو،فمینسم مدرن

یه سایتی داشت الکی فیلترش کردن فیلترا هم صورتی شده تابوت صورتی!!!

حالا که ما داریم بدون زنا زندگی می کنیم!!!چی کار کنیم؟؟

هنوز خواب  خانم معلم دبیستانم رو بعضی موقع ها به عنوان نماد فیلتر یا فینیسم هر چی می بینم بعضی موقعا!!!

غرض:گفتن همین بود که میشه بدون زنم زندگی کرد شاید در حال حاظر ولی کی تر و خشکت کنه؟

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 18:4 شماره پست: 22

 

نگاش کن داره به چی فکر میکنه!!!

میگه خوب نوشتن هم مدت داره از مد افتاده این یاروه خیلی از سختی هارو تجربه نکرده و بدی ها رو ندیده و تجربه نداره من بودم یه نقش دیگه بازی می کردم و حالا که اینجا رسید کارم یه کارای دیگه می کردم و از این حرفا

نمی دونه بعضی دیونه ها به کجا ها رسیده اند (روانی) و به کجا ها میرسند و مثل درون خراب تو خیلی چیزهای دیگه رو هم نمی بینند و نخواهند دید از این دنیا ,...

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ساعت 19:14 شماره پست: 23

 

متاسفانه توی سیستم کسی رو قبول می کنن که اسیر تن باشه. اینجا خارجه بگیرنش ببندینش اسیرش کنید.......کیه حرف میزنه فقط حرفا؟؟

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ساعت 19:33 شماره پست: 24

                                       

یه چی بدست رسید منم برای تو می فرستمش تو تنها مرد!!!

چه عیب داره آدم یه توسلی هم به حضرت زینب (س)و تو ای امام زمان(عج) داشته باشه شاید از کم تر توسل کردن ماست عیب ما!

این متن و یه ناشناس برام فرستاده: به امام زمان دختری هستم از خوزستان که پزشکان از معالجه ام ناامید شدند شب در خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلویم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد، مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون بدست آورد، به دست کسه دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد اگر به بی بی زینب اعتقاد داری این پیامو برای 20 نفر بفرست 20 روز دیگه منتظر معجزه اش باش

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم فروردین 1390 ساعت 19:35 شماره پست: 25

 

بزارید من داستان خودمو طبق خوابم براتون تعریف کنند فرض کنید عده ای جوان هم سن سوار یه اتوبوسی ان و دارن میرن به مسافرت وتا قله ی سعادت و از این حرفا منم نمی دونم کجا خیره ان شاالله خلاصه سفر قیامت که در راهه برای همه عجیبه خلاصه مطلب هوا تاریک شد یکی که من باشم برخاست چون دردل ترسی داشت از منحرف شدن اتوبوس و به هیچکسی هم نگفت و نمی دونن دوستاش خودشم نمی دونه برخاست و به سمت راننده ی اتوبوس رفت تا بهش هشدار بده. حالا شیطان بردش؟؟ خودش واقعا می ترسید؟؟ می خواست چی بگه؟؟هدفش چه بود خداییش اینا معلوم تو خواب فقط این معلوم بود بین همه که رفته نزد راننده اتوبوس و دارن حرف می زنن اونجا غیر از این دو نفر هستند کسانی دیگر هم خلاصه راننده عمدا سهل انگاری می کنه و فرمان رو در دست داره ولی رویش رو میکنه اونور و مشغول حرف زدن با کمک راننده میشه و توجهی نمیکنه و کمک راننده هم کاری از دستش بر نمیاد و چند نفر دیگه هم همونجا هستند جلو که اون ها هم بی خیال و مشغول صحبت و اتوبوس رو در یک دور و پیچ خطرناک میرونه ها ولی بد میرانه و بدون توجه  این اتفاق میافته و کمک راننده هم همینطور کاری از دستش برنمیاد واون فرد که جلو اومده بپود ومن باشم فقط تذکر میده که مراقب باش حرف نزن حواست جمع باشه چون کار دیگری نمیتونه بکنه همینطوری میگذره تا ماشین اتوبوس خراب می شود و اینا گیر می کنندلب جاده و همینطوری داشتن با خودشون بحث می کردند خلاصه دیگه این جاشو توی خواب یادم نمیاد تا اینکه مامان بابای اون فرد که من باشم از راه میرسند تا منواز اتوبوس خارج کنند و به همراه خودشون ببرند و بعد  یک زنی از راه میرسه نمی دونم از کجا حالا بحث و جدال توی اتوبوس و این زن قدرت داره خلاصه کلید رو میگره و وسایل منو خارج می کنند بعد زن میره تو اتوبوس و میگه از این آقا که من باشم شکایتی نداره میخواد بره و چند نفر دستشونو میکنن بالا حدود 7 8 نفر میکنند دستشون رو بالا که یعنی کار من بوده این از جمله اون دو نفری که جلو بودند و صحبت و میکردند و بحث ویکی شون خوله و یکیش خیلی زرنگ و باهوش.

تموم شد ببخشید که توی این داستان خودمو بیشتر دیدم!!! داستان خودم بود آخه

 

نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1390 ساعت 12:2 شماره پست: 26

                                                                                                         

من همیشه غمگینم از اینکه کاری دیگه از دستم بر نمیاد و خودم رو هم نتونستم درست و حسابی اصلاح کنم چه برسه به جامعه رو و همیشه هم فکر میکردم آمدن ایشان برابر با معجزه ای و با این نیروهای غیبی و امدادی است که سر سرکش شیاطین و دولت های زورگو به زمین میرسه اومدیم و اینطوری هم بود حرفی نیست اما آیا ما خودمون رو آماده کرده ایم که جانمون رو کف دست بزاریم آیا اصلا پشتیبان مستضعفان هستیم و یاوریشون میکنیم اگر ما اینگونه به مستضعف تر از خودمون نگاه نمیکنیم اینطوری که روزی جانشینان بر زمین خواهندبود چه طوری میخوایم مهدی (ع)

رو یاوری نماییم؟ اگر ما از همین حکومتی به اصطلاح اسلامی و نظامی که برچیده شده حمایت نمیکنیم چگونه میخوایم از حکومتی بی ادعا تر خدایی تر اصن بهتر حمایت کنیم جای تعجبه اینا هیچ معجزه ای رخ نخواهدداد و به همین منوال که گذشت و ملت های اسلامی کشته و شهید دادن بهاشو هم میگیرن ما هم همینطور و انتظار خارق عادت رو اصن نباید داشته باشیم حکومت حکومت مردمی خواهد بود به همین راحتی و مال خود مردم است و خودشون هم باید بخوان تا بیاد و قیمتش رو ارزشش رو کرامتش رو همه چیزش رو هم باید فراهم کنند نه که بشینن به پاش همینطوری منتظرمنتظر یعنی حرکت وظهور. چشم های بزرگتر های ظالم در خواهد آمد از حسودی نه که فکر کنیم به حکومت آمریکایی هم نزدیک میشیم چه میدونیم شاید شد و در اصطلاح رفاهی است برای همه درسته ولی ما چه می کنیم

 

  Comments ()
  by:

البته نظر مو نیست که همین 4 تا فیلم دزدان عروسکها و چه میدونم کلاه قرمزی و الو الو من جوجوام و گربه آوازه خوان اصلا اسمشونم خنده داره خلاصه بدیم به خورد بچه ها بلکه آقای مجری(یکی از بدل های امام زمان
(عج) ) و کلاه قرمزی توی سی دی هایی که پخش بود بیشتر چند مدت پاشده بودند رفته بودند انگلیس و خارج و از اون جا دیگه حرفاشون رو میزدند سیاست ما این بود و همچنین این کارتونه بود که مرغ هایی اسیر بودند بعد یه خروس میاد پرواز کرذنو بهشون نشون میده اون رو خلاصه وسط برنامه شون پخش می کرد که بریم حالا یه کارتونی ببینیم و برگردیم یعنی هنوزم که هنوزه امید داشتند به کودکان امروزی و رابطه قطع نیست!!!

  Comments ()
  by:

«  ای مفتی شهر  »

 

ای مفتــــــــی شهـــــــــــر از تــــــو بیــدارتـــــریــــم          بــا ایـــــن همـــــه مستی ز تــــو هشیارتـــــریــــم

تـــو خـــون کســــــان نوشـــــی و مــــا خـــون رزان          انصـــــــــــاف بـــــــــــده کــــــــــــدام خونخــــوارتریم


گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست

گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست

 

 

گوینـــد کســـان بهشت بـا حــــــــــور خــوش است          مــن می گویـــــــــم کــه آب انگــــــور خــوش است

ایـــن نقـــــــد بگیــــــر و دست از آن نسیـــه بـــــدار          کـــــــآواز دهـــــــــل شنیــــــدن از دور خــوش است

این می چه حرامیست که عالم همه زان میجوشد          یــــک دستــــه بـه نــــــابــــودی نــــامش کوشنــــد

آنـــــان کـه بـــــر عاشقــــــان حــــــرامـش کردنــــــد          خــــود خلــــــوت از آن پیـالـــــه هـــا مـی نوشنــــد

آن عاشق دیوانه کـه این خمار مستـــی را سـاخت          معشــــوق و شـــراب و مــــی پرستـــی را سـاخت

بـــی شـــک قـــــدحــی شــــراب نوشیـــــد و  از آن          سـر مـست شــد ایــن جهــان هستــی را سـاخت

 

گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست

گوینـــد کـــــه دوزخـی بـــــود عــــــــاشـق و مـست

 

 

 

« شعر از اسفندیار شاهیر، آهنگ از همای »

  Comments ()
  by:

«  توبه ها را بشکنید  »

 

توبه ها را بشکنید ، توبه ها را بشکنید

 

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران          پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران

باده ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد          خرقه از تن برکنید ، توبه ها را بشکنید

 

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

یادی از آئین مستانی کنید ، مست پنهانی کنید          تا سحر پیمانه گردانی کنید ، مست پنهانی کنید

روز و شب معشوقــه بـــازی های عــرفــانی کنید          مــست پنهـــــانی کنیــد ، مست پنهــــانی کنید

 

همچـون خمـــاران توبــه ها را بشکنید

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

عاشقان غوغا کنید           بــر دل شیـــدا کنید

یک نفس گر میتوان ساغر زدن          پس چــرا اندیشـــه فـــردا کنیم

 

غصه از سر وا کنیم           پیمانه را احیا کنیم

ای بی قـراران ، ای بی قـراران

 

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

میخانه ها را وا کنید ای بـــاده خـــواران          پیمانـه را احیــا کنیـد ای مــل گســاران

باده ساغـر کنیـد ، توبـه ای دیگـر کنیـد          خرقه از تن برکنید ، توبه ها را بشکنید

 

توبـــه هــا را بشکنیـــد آمــــد بهــــاران

 

  Comments ()
  by:

بعدش میرسیم به این داستان:

"سعدی شیرازی گوید:یمی از بزرگان پارسایی را گفت:چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی به طعنه سخن ها گفته اند؟

گفت:برظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم.

هر کجا جامعه پارسا بینی                      پارسا دان و نیک مرد انگار

وز ندانی که در نهانش چیست                 محتسب را درون خانه چه کار"

از این داستان هم می فهمیم اولا قضاون نکنیم دوما سیستم خراب بود یعنی اگه نشناسی در دلش چیه حالا رفته مثلا یه سایت مستهجنی هم خدایی نکرده باز کرده چرا تو خانه اش کار داری و فضولی میکنی و محتسب خبر دار باشه یا کار کنه یا خرابش کنه البته تقصیر خودشم هست اونی که درونش معلومه که خرابه و قضات گفتن این خرابه بعد حقشه ولی اگه توبه کرده بود چی؟؟؟ میکشونی مام میکشوندیم با هم...شاید خدا سیئاتش رو از چشم بد حسود و تنگ نظر تبدیل به حسنات اصلا ممکنه بکنه با توبه خدای مهربون ما چنین خدایی رو داریم ها بعد یه کاری میکنه محبت حسین ع از بین بره!!!!!!!!!!!!!!!!!

به قول حاج منصور اولین کاری که میکنه اشک چشمات رو میگیره نگاه به این نامحرم ها و صحنه ها و دل سنگ میشه کوفیان هم همینطور شده بودند که نتونستند غربال بشن و یار امام حسین (ع) ولی بین خودمون باشه که من که توبه کردم توسط حضرت حسین با گریه بعدشم توبه م که میشکست گریه داشتم ولی عجیبه دیگه ندارم موجود خارق العاده ای بودم چون سیستم خراب بود!!!!!!!!!!

  Comments ()
  by:

چقدر سرم شلوق شده یه پنجره ای هم باز نمیشه بادی به سرم بخوره آخه سرده هوا!!!

خلاصه اینکه رفتیم داستان بعدی تحفه دانشجو که بله شاید شما بدونی داستان رو همونی که میگه من 30 ساله دارم برای یه الحمدالله گفتنم استغفار میکنم داستان اونجاست که مغازه ها تو بازار داشته آتش میگرفته بعد از یه نفر میپرسه که مغازه ی  منم آتیش گرفته میگه نه بعد این هم میگه الحمدالله بعد خودش می افزاید"که گیرم که دکان من آسیبی ندیده باشد آیا نباید در اندیشه مسلمین باشم."

ببین آیا ما اینطوری هستیم و این دیگه کی بوده!!! مثلا آیت الله خامنه ای در سیلابی که در پاکستان اومد جلوی خودش رو نتونست بگیره و داشت دیگه گریه ش میگرفت آیا  ما اینطوری هستیم من که خودم نه میگم گورباباشونم کردن و اصل مسلمانی نیست حالا فحشم ندم تو فکر دعا کردن شماها در گرفتاریتون و چه الان نیستم شخصا همین من ولی شما نگاه چه آدم هایی هستند که هنوز دلشون میسوزه و دلشون نازکه خودتون خواستید که این بلا سر منم اومد  و سنگ دل شدم هم خودم!!!!!!!!!!!!!!!!1

بعد میخوایم چی رو درست کنیم چه فرهنگ سازی کنیم در حالیکه همسایه شاید گرسنه خوابیده حالا من نمیدونم و دخالت نمی کنم ولی به جای میزنیم هم رو خراب می کنیم وگرنه اگه نماز شب میخوندیم یا استغفار می کردیم همش 70 بار یا برای دیگران اسم میبردیم و جامعه از همینجاها درست میشه دیگه که ما نیاز مبرمی به دعای دیگران داریم دعای مادر داریم وگرنه با سر میخوریم زمین!

  Comments ()
  by:

طبع و شکال و شاکله که مثلا هر کی یه سیر و سلوکی دارد و...

آیت الله فاطمی نیا

 دانلود کنید

بسیار زیباست!!!

زورش میرسه دزدی کرده...درسته؟

قدش بلنده از باغ مردم چیز دزدیده..

برای غلبه بر اقتضا پیامبرا اومدن

عوض شدن مبدا میل

دنیا و دارالغرور به معیار مختلف افراد

یه چیزی منو آزار میده و تو رو خوشحال و بلعکس

و...

  Comments ()
  by:

اول اینکه یه نفر محب ولایت به قولا نظر دادند و لطف کردند حدیث باحالی بود خوشم اومد برای شمام بزارم
ஜ۩۞۩ஜ
سلام علیکم
ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ
حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) :

لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لاتَتَّکِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّکالَ المُسْتَسْلَمِ.

چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن، بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکّل به خداوند، کارکن.
ஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜஜ۩۞۩ஜ

بعد اینکه رفتیم بیرون برای کلاس زبان خواهرم اون یکی خواهرم یه موقعی یعنی چندروز پیش آجیل عید خریده بود یه خورده همه چی توش بود از جمله توت خشک که دیدم مبدا میلم رفته به این سوی و خوشم اومد رفتیم خشکباری و خریدم یه خورده توت خشک و خوردم خوشمزه است خلاصه انگار نیاز داشت بدنم ها از اینجور چیزا..

شکلات شونیز هم گرفتم از مغازه..

اون موقع تو بیمارستان که بودیم یه نفر بود یعنی بعدا اومد تختش کنار من بود ما هم یعنی مونگل و نمی دونم روانی و از این حرفا بعد پفک تعارفش کردم یا حرف پفک شد چیزی گفت چیپس بخور چیپس فلفلی گفتم بله یعنی دیدم که راست میگه دیگه پفک به ذائقه ی من نمیخوره و البته چیپس میخوره خوب سنم رفته بالا خلاصه امیدوارم روزی برسه این چیه زیتون به ذائقه م خوش بیاد.

بعد اینکه شما کجایی من رفت داستان بعد تحفه ی دانشجو و اینکه خلاصه خلاصه کنم داستان رو یکی امام رضا رو میبند خدا نصیب ما نمیکنه اگه بگم کنه حتی خلاصه سری داشته با امام رضا بعد آخرش مینویسه که مولایم سرشان پایین باشد معلوم میشود که حضرت اجازه رفتن به من نداده اند.

اصلا داستان رو حذف کردما ولی گفتم که هدایت همیشه طوریه که راحت باشی نه اینکه استاد بگه شاید برای من اگه امام رو ببینم که سرش پایینه خدای نکرده ببینم یعنی اینکه خجالت بکش شما و مثال درد رو براتون زدم حالا شایدتم کفر دارم میگم ولی هر که سیر و سلوکی داره و خدا که سخت نگرفته هدایت رو که 500 بار یا غفار اصلا شاید خدا دوست داره بیش از اینکه تو صدای خودش بزنی صدای امام حسین بگی و حسین حسین کنی مثل بچه ها یا یاعلی.

و اینکه آقا شما دندان هاتونو به هم بزنید(موقعی که مظطر و گرفتاری و موندی توی چند تا چیز و استخاره نداری ها) یه صدایی ایجاد میشه بعد این صدا ممکنه شما هدایت بشی که داره با شما صحبت میکنه و چیزی میگه این هدایت ناقصه و کمه اون موقع درد رو مثال زدم حالا صدای دندان رو به همین راختی البته ما گوشمون از این حرفا پره و باید سرمون رو جدا کنند!!!!!!!و یا طاقت نداریم یا خودمون مهمان نمیشیم یا شرم میکنیم که این هدایت ها سراغمون نمیاد وگرنهه آیت الله هاشمی راحت قبل از بمب گزاری و اون توطئه پاشدند و رفتند و رید.

  Comments ()
  by:

داشتم قرآن سوره ی نور رو میخواندم که رسیدم به این آیه:

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

که میگن والا ما شنیدیم از کجا خوندم یادم نمیاد که 12امام رو توی این آیه نام برده که فقط یادمه نور علی نور یعنی حضرت مهدی(عج) صلوات.

بعدش خدا میگه یهدی الله لنوره می یشاء یعنی اینکه از نور خودش که حضرت باشه به هر کسی میده مثلا همین جناب احمدی نژاد گلمون که اینطوری هاله ای شده بود!!!همین

البته ما داریم ظاهریشو میگیم ها باطنیشو که کار ما نیست و کار نداریم همونم همینطور یعنی کار نداریم یعنی تفسیر نداریم ها نه اینکه دستمون نعوذ بالله تو کار باشه ها...


  Comments ()
  by:

به گرد کعبه میگردی پریشان 

 که وی خود را در آنجا کرده پنهان

اگر در کعبه می گردد نمایان 

 پس بگرد تا بگردین ، بگرد تا بگردیم

در اینجا باده می نوشی

در آنجا خرقه می پوشی

چرا بیهوده می کوشی

در اینجا مردم آزاری

در آنجا از گناه عاری 

 نمی دانم چه پنداری

در اینجا همدم همسایه ات در رنج و بیماری  

تو آنجا در پی یاری

چه پنداری کجا وی از تو می خواهد چنین کاری

به دنبال چه می گردی که حیرانی

 خرد گم کرده ای شاید

نمی دانی...

شده کارم مثل همون نقاش بازارخنده شدم گوینده ش شاید .

اشعار همایی رو گوش دادید میگه شاید که دنبال امام زمان تو کعبه داری میگردی و همسایه اته یعنی امام زمان و  در رنج و بیماری است و تو خبر نداری که ایشون همسایه ات هست و میگه که دنبالش تو کعبه ای پس بگرد تا بگردیم ما هم در اینجا داری همسایه آزاری میکنی در آنجا از گناه عاری

و...

یه جای دیگه هم میگه راست بگو راست بگو فردوس برینت کجاست مامان میگفت داره به خدا میگه چه پروریه!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

  Comments ()
  by:

خلاصه اینکه میخوام به تحقیق به روز بکنم نیاز به کمک دارم:

ابی عبدالله اولا هیچکس اینکاری که آقا کرد رو انجام نداده بود از قبلش که بچه ی 6 ماهه رو بگیره با دو دست بالا بعدا رواج پیدا شد و شیرشاه و از این حرفا:

بعد میخوام تحقیق کنم که آیا امام حسین که با دو دست طفل 6ماهه رو گرفت نمی دونست تیر سه شعبه در راه است الان شما در نظر بگیر نور لیزر چی میگن این اسنایپر ها معلومه که میافته کجا هدف تیر را ولی در نظر داشته باش که امام معصومه و بیشتر از این تکنولوژی های غالبتا باید باشه پس چی شد که گرفتش؟؟؟ آیا اگه آب هم میرسید باز از فرط بی هوشی نمیمردند یعنی شهید نمی شدند؟؟؟

اینا سوالاتیه که پرسیده میشه.

  Comments ()
  by:

همین مجری اصلا اخبارگوهو آقای حیاتی به نظر من شاید بدل پیامبر(ص) چون ایشون خودشون تعریف می کردند که پیامبر رو تو خواب دیده اند و منم بعید میدونم از روی چیزی اخبار بگن خودشون کجا هستند و چی کار میکنن و حجابشون و ترقی شون و اینا چیه به من چه حالا نکشینشون ها ولی من تو حموم خونه که اسیر شدم و اومدن نجاتم دادن همین چیزایی در مورد ایشون میگفتم و همون موقع سیم وصل میشد به ایشون یعنی همه کس سیمش تو دستم بود از دکتر تا بالاتر اصن نمیشد در مورد امام زمان صحبت کرد قدغن بود یه مرتبه ممکن بود همه چیز به هم بخوره و اگه ایشون یعنی جناب آقای حیاتی که ریشی هم گذاشته بودند تو محرم اگه فیلمی بازی کنن همه چیز به هم میخوره این کارو نکنید همینطوری میگما خودتون که عقلتون بهتر از من میرسه یه زمانی هم من اسیر شده بودم و هیچ حرکت بی معنا و الکی جرات نداشتم انجام بدم تا اینکه رفتم سراغ سیگار تا نجات یابم ولی توی ریه ام نکردما و این داستان ها رو تعریف کرده ام یه بار که امام زمان هم حالا که رفتی سراغ سیگار با آخوند ومرجع شدن بای بای میکنیم و جدا میشیم که توی تفسیر که نه همینطوری گویی های سوره یس گفتم که بعضی ها لایومنون میشن یعنی دیگه به ایمانشون اضافه نمیشه یا هم اصلا ایمان نمیارن گروهی دیگگه که میتونین تو همین وبلاگ ببینید چی گفتم در سوره ی یس.بله بدل آقای حیاتی ولی ایشون نیست!!! البته من حدس میزنما شاید تو خواب به مجلسی که حضرت دارند با اهل قبور هر شب منم بوده باشم ولی فراموش میکنم من اغلب خواب هامو پس میتونم بگم ظاهرا حضرت رو اصلا تو خواب ندیدم و چون شنیدم که خود ایشون حضرت رو تو خواب دیدن گفتم بدلشونه به همین راحتی وگرنه سری مری تو کار ما نیست در ضمن اگه من دیده بودم میذاشتم این همه بگذره و چیزی نگم اصلا من دهنم قرص قرصه!!!ولی مامانم درمورد همون عمه ام که رفته بهشت زیر دست دکترا گفتم اگه سرچ کنید پیدا میشه خواب حضرت زهرا (س) رو دیده اند که میخندیدند و لباس سفید عروس بر تن داشتند الهی من براش بمیرم رو دیده اند.......................همین

  Comments ()
  by:

من رفتم داستان بعدی تحفه دانشجو و چون نیست باید بنویسمش برای دانشجویان وگرنه تحفه ی جوان و تحفه معلم هست برای شما هم. و من شما ها رو دوست دارم مثل آیت الله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بله ما چی میخوایم اگه دسترسی داشته باشیم به پیامبر (ص) به امام زمان (عج) چی میخوای بگیری؟ شکر خدا چرا نمیکنی ما حول یه محوری از نزد خویش و بت پرستی نفسانی خویش هم صحبتی کنیم یا خودمون رو اصلاح فوقش ما اصن نگذاشتیم پیامبر خودش چی میخواست اصلا خواسته اشون رو سرکوب کردیم که این بلا ها سرمون میاد به قول آیت الله فاطمی نیا مگه میشه ما مهمان امام زمان (عج) بشیم و ایشون ما رو ول کنه و قبول نکنه بگه برو؟ و تو عزیزم خودت مهمان نشدی و نخواستی شاید.وگرنه اگه امام زمان (عج) یا پیامبر رو یکی ببینه دیگه هدایت میشه تا صورت ایشان رو در نظر بگیرد باهاش حرف میزنن یا راهنمایی نمادی و یعنی پانتومیمی میکنند.

حالا داستان گفتم نیست نو اینترنت باید بنویسمش:

آبروی پیامبر(ص)

"شیخ ابوالحسن خرقانی(م425) فرمود:من مرد امی هستم .خدا علم خود را منت نهاد و به من داد.شخصی از او پرسید:حدیث از چه کسی شنیدی؟گفت از پیامبر(ص).آن شخص این سخن را قبول نکرد.شب پیامبر را در خواب دید فرمود:او راست می گوید.فردا آن شخص به نزدش آمد و شروع به حدیث خواندن کرد.شیخ فرمود:این حدیث از پیامبر نیست!گفت به چه دلیل این مطلب را دانستی؟گفت چون تو حدیث آغاز کردی دو چشم من بر ابروی پیامبر بود چون ابرو به پایین کشیده بود مرا معلوم شد این حدیث از پیامبر (ص)نیست.فقیر گوید: از این نمونه های عنایتی از حضرت امام رضا(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر ائمه در طول تاریخ بسیار شنیده شده است و جای تعجب نخواهد داشت."

البته این استنباط من بود از این داستان وگرنه وضع خرابتره وضع ما..

  Comments ()
  by:

عجب روزگاری شده یه!!!!!!

من تو اون خونه ی قبلیم که حبس بودم و میرفتم حمام و میخوندمم صداهایی که اصلا معلوم نبود چه طوری بیرون میومد خلاصه بعدش میگفتم که این نی زن ها که حالا صبتش شد این چوپان ها فلوت که میزدند یه زمانی برای خوشی حود و صد البته وابستگی و برای گوسفندهاشون و ببعی ها بود از موقعی که گوشتش گران نیست اینا برای به وجد اومدن خودشون میخونن تو بیابون ها راستی ارزونه مگه؟؟؟؟؟؟؟

  Comments ()
  by:

اصلا اونی که ما میگیم پیش نمیاد حرف حرف خداست و ما خبر نداریم و همینطوری خوش بودیم و میگفتیم دیو چو بیرون رود فرشته درآید/رهبر مظلوم و معصوم ما از سفر آید.حالا کو سفیانی نمی دونم نفش زکیه و حسنی و از این حرفا که همیشه برای امیدی که بیاد امام زمان بوده و تو چند تا حدیث که ما دز اختیار داریم نام امام ره اومده بوده؟ای داد و ما خبر نداشتیم و گفتیم که نه دروغه نه چیزس سیاست مظلومانه امام حسین در مورد حضرت مهدی رخ نده وگرنه امام مهدی هم شهید شده و باید خودشون برگردند به دنیا منتها توی دنیا هستند و تصرفه لطف آخر لذا داشتم داستان بعدی یعنی بعد از داستات سکووت رو و همین اشعار مولانا رو هوس کردم بخونم و هضم کنم که این شد!

حاالا داستان جی کفته میگه اگه خودمونی بنویسم اینکه به یه پیامبری دستور می دهد که به فلان پادشاه بکو از قول من خدا که عحلت نزدیکه و میخوای بمیری حالا داستان قشنگتره اگه همون کتاب یعنی تحفه ی دانشجو را بخرید خلاصه میره بهش میگه اونم میخواد از خدا که به من به خاطر فرزندی که دارم عمر بیشتری عطا بفرما بعد اینم قبول میشه و خدا میره به پیامبر وحی میکنه حالا نه که بره ها همینطوری گفتم خلاصه میگه که 15 سال دیگه بهش بگو زنده موندی بعد پیامبره به خدا میگه خداوندا تو میدانی که من دروغ نگفته ام که!!!!!!!!!!!!!بعد خدا میگه تو ماموری برو به او بگو کسی که از خدا در کارهایش سوال نمی کند(یعنی هرکار بخواهم با حکمت انجام می دهم و کسی هم سر در نمی آورد.) بعدش نوشته است که حضرت موسی به خدا عرض کرد که چگونه سامری یک گوساله صدا دهنده ساخت؟ (یا اباالفضل) خداوند فرمود این آزمایش من بود درباره آن جستجو مکن.!!!!!!!!!!!!!!!

حالا دیگه گذشته از احادیث معصومین که به عینه واقیعه همین احادیث جعلی رو از بس که تکرار میکنن و خرافی اند خدا هم دوسشون داره شاید رخ بده اصن به خاطر ایمانشون کما اینکه در مورد بت پرستان اینطوری صدق میکنه والا ما نه ما هرجوری راحت باشیم خدا هدایتمون میکنه و خرافاتی نمیشیم و با درد کنار میایم ان شالله همیشه مثال میزنم درد رو ها چون همه میدونن میگم.

همشم مال چیه مال اینه که میخوایم خودمون سلطه کنیم و حاکم باشیم نذاریم امام معصوم خودش عمل کنه و نقش آفرینیمون رو بسازه یا کمک کنه بالخره حالا تو بگو کدوم امام و پیغمبر رو گذاشتند همون حضرت سلیمان هم گیر میکرد جاهایی شاید راستِشو بخوای من نمی دونم...

  Comments ()
  by:

میگه:

گلهای گل خونه ای، دنیا وفا نداره
این تازگی طراوت، فردا صفا نداره
تونازنین قشنگی،اما صفا نداری
یک دنیا شوخ وشنگی اما وفا نداری
مهرت به دل نشوندم، اما خبر نداری
روزازنو روزی ازنو، عاشق شدم منم
گلهای گل خونه ای، دنیا وفا نداره
این تازگی طراوت، فرداصفا نداره
تونازنین قشنگی،اما صفا نداری
یک دنیا شوخ وشنگی اما وفا نداری
هم شاد وهم غمینم، از زندگی خود سیرم
خنجر زدم به دیده تا دیگه نبینه
آی گلهای گل خونه ای، گلهای گل خونه ای
نه با چشم صورت با چشم دل می بینم
  Comments ()
  by:

امروز که نه شبی سفری به خونه قبلی داشتیم آخه نفروختیمش روحانی یعنی سفری روحانی چون من رفتم مسجد و با دو چشم خودم دیدم جه آدم ضایعی شدم مغرور بودم بدترم شدم حالا صدبار شما بگو به من مغرور اصلا هیچی عوض نمی شم ولی حالا که خودم فهمیدم تواضعم کمتر شده بابا ما که خواری بیشتر نیستیم و داستان ما و شما و همه سر کربلاست.آقا شمر و یزید و ابوسفیان و نمیدونم اباسعد که انسان ها یا حیوانات کمی نبودند حیوان نبودند اصلا به قول سیدمون اصلا اینا شیعه بودند شیعه تو روخدا با امام علی (ع) بودند این ها.بعد آقای فاطمی نیا می فرمودند که اگه شمر رو هم از قبر در بیارید صد تا بهونه میاره که تقصیر ابن زیاد بود تقصیر اون بود اینطورشد و سیدمون هم داشت تو مجلس میگفت که این 5 تا رو گذشته از سند راستی و درستی و لعن هایی که میگن بعدا اضافه شده در زیارت عاشورا خلاصه این ها اولیش قابیله دومیش طبق سند خواجه ی طوسی نمی دونم ابابکر و عمر لعنه الله نیستا که چه میدونم کسی بود که آیت خدا و ناقه ی حضرت صالح رو کشت و بعدی امام علی رو کشت و بعدی یزیدم که خامسا یکی دیگه شم حالا به ترتیب نباشه همون قاتل اولین پیامبر یعنی اولین ها بوده اولین آدم و اولین امام و اولین پیامبر که میگرده جون ما روزانه داریم تولد پیدا میکنیم و این زیرمجموعه میشه و ادامه داره یعنی یه نفر  نیست که این طوری مبتلاست به این لعنون اینو خودم دارم میگم ها خلاصه همه گرفتار میشن کم آدمی که نبود شمر ملعون شاید تو بدتر تازه حالا آدم های کره ی زمین زیاد شدند و شیعه کمه و اینا توفیق پیدا کرده اند که امام ها رو حتی کشتند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

از محبت امام حسین(ع) که فکر اینجاشو کرده بوده اصلا که دست ماها که بدتریم رو بگیره من یه جا گفتم حساب کردم از شمر بدترم چون محبت امام خسین رو کار زشتی کردم و کشتم نور حسین رو در دلم و مورد نفرین قرار دادم و حالا توبه کردم مثلا و امید دارم کلی ولی معلوم نیست قیامتا قیامت مثل حالا ننیست که مثلا شمر ملعون به راحتی بیاد تو مسحد به راحتی هرکاری بکنه و اصحابش بیان نه اینطوری نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

و یه چی دیگه هم که رفتم مسجد فکرم باز شد اینکه آقا اگه اصلاحه و الگوی مصرفه خدا میتونست راحت این همه گره رو به دست یه فرشته انسان نما درست کنه بله محبت امام حسین هست که یه نفر مثل حر ساخته میشه که اشتباه داره میره بعد امام هدایتش میکنه و ووارد بهششتش میکنه و دستمال اختصاصا برای تازه وارد میبنده وگرنه یه فرشته ای میساخت خدا به جای امام خمینی ره که همه چی رو درست میکرد امام خامنه ای یه بارداشتن صحبت میکردند یه تاریخی رو اشتباه گفتن بعد خودشون نمی دونم از کجا فهمید فورا درستش کردند و اصلاخش یه اشتباه کوچیکا حالا مجبور بودم بگم؟؟ میگم تا قدرشو بدونی.

ببعد هم اومدیم اینجا دیگه یعنی از اون خونه تو فکرکه بودم زود مجبور شدم بیام بنویسم و در راه گوجه گلخانه ای کیلویی 2000 تومن رو خریدم!!!!!!!!!!!!!!

بعدم ازشون پرسیدم گلخونه ای بهتره یا غیر گلخونه ای ولی حبیب از گلخونه شکایت میکرد تو شعرش برعکس من این درسی که میخوام برم دانشگاه و قبول شدم خیلی به گلخونه ربط داره و ممکنه شغل آینده م این بشه!!!

حالا شما در نظر بگیر با این وضع و مردم دیگه مراجع چه آدم های گلی هستند و چه مظلوم شاید و چه بیچاره که گیر این مردم افتادند و مردم اگه نزارند امام زمان در جا کار تمومه و چیزی باقی نیست ما با امام خامنه ای هست که در مقابل آمریکا ایستاده ایم وگرنه اگه هاشمی بود چه میشد!!!!!!!!!!!ِاشاید

اصلا یه عده ای به جنگ با امام حسین (ع) جمع نشده بودند بلکه اصلا همیاری نمی کردند ولی در سپاه دشمن بودندا به نظر خودشون تقیه کردند ولی تقیه معنایی ندارد در کشتن حضرت یا همکاری نکردند یا از پشت کارایی کردند یا اصلا فرار و تو همهمه ها شرکت نکردند خلاصه همه جور آدمش و نقشش الانم هست!!!!!!!!!!!!!!

اصلا بعضیا میخواستند بگن جنگی نیست نجنگید برگردید این پسر حسین (ع) شکل پیامبره اون پیرمردهایی که ایشون رو دیده بودند اینو میگفتن..


  Comments ()
  by:

زد  مار  هوی  بر  جگر  غمناکم                  سودی  نکند  فسونگر  چالاکم

آن یار که عاشق جمالش شده ام              هم دست وی است و رقیه و تریاکم 

کلّ صبحا ً و  کلّ اشراق ا یّا                      تبک عینی بدمع  مشتاق  ایّا

قد لسئت حیه الهوی کبدی                       و لا طبیب لها  و  لا  راقی

الّا الحبیب الّذی شغفت به                        و عنده  رقیتی  و  تریاقی

منبع:abasalih.blogfa.com/8804.aspx

  Comments ()
  by:

توی سخنرانی چیزای خیلی جالبی میگفت اگه گوش کرده باشین یکیش یه نذیره بود که از روی شعر نمی دونم یه حکیم بزرگی بود که احمد شوقی ساخته بود که فواد (اسم دختره) یا مقنعت رو محکم بگیر یا رها کن و می قرمود که نمیدونم چیز من تاب مستوری ندارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یا داستان کلاه نمدیه که کنار یه عالمی نشسته بوده بعد عالم به طلاب میگه به ایشون هم انگور تعارف کنید بعد کلاه نمدیه میگه اگه خودشون به میل خودشون اینکارو میکردن به درجاتی میرسیدند!

یا اون کلاه نمدیه که وسظ نماز پشت سر آقای نماز خون وای میسه یعنی میشینه به غذا خوردن در صف اول و بهش میگن داری چی کار میکنی میگه خصوصی بگم یا عمومی؟ بعد میگه عمومی خلاصه اینم میگه در رکعت فلان که اونجا بودی در رکعت فلان هم دنبال خرت تو طویله و از این حرفا که باید خودتون گوش بدیدن گذاشتمش که دانلودش کنید!


  Comments ()
  by:

الان داشتم غذا و نهار میخوردم وسطش آب خوردم فکری به نظرم رسید البته نه اینکه بخوری بعد روش آب بخوری اینطوری من گشنه ترم میشم و راه باز میشه انگار در حالات مو ولی حدیث هست که آقا برای سه چیز معده ات رو تقسیم کن موقع خوردن آب و هوا و غذا و سه قسمش کن یادمه بابام بهم وقتی کوچیک بودم میگفتش که علی (آقا) خلاصه نیم ساعت یا یک ساعت قبل و بعد از غذا خوردن نباید آب بخوری!!!

بعد من یه فکری به نظرم رسید چون میدونی من یه خورده چاقم بعد این که دو سوم بدن رو قبلش آب بخورم تا پر بشه بعد یک سومش رو بزارم برای هوا و غذا. چه طووره؟؟؟یا زهراء(س)

  Comments ()
  by:

اون روز شبی که رفتم مجلس اول بزار اینو بگم برای برگشتن که وایساده بودم تو صف بنزین؟ نه ایستاده بودم کنار خیابون که تاکسی چیزی برسه از راه خلاصه مجلس که مجلس مردا نبود زن ها بودند و یه دختری شایدتم زنی که زن نمیخورد اونم وایساده بود تو سر خیابونی که من وایساده بودم خیابونم شلوغ خلاصه اونورتر یعنی کنار جوب تر وایساده بود از ما (مردا و پسرا) که میخواستیم سوار بشیم فقط به خاطر چادرش که نکنه یه دیونه بگه راهمو سد کردی بزنه بهش کما اینکه به طرف ما هم میومدن حالا نه بد و خلاصه شب بعدش دید نمیشه خودش راه افتاد از کنار خیابون رفتن و نمی دونم چی شد. چی میگی؟؟ با هم همین ازدواح کنم؟؟!

خلاصه نمیخواستم روضه بخونما اما یه شب دیگه ش یه مادر و دختری اونطری که بر میومد سوار تاکسی چیزی شدند بعدشم من سوار شدم و جلو نشستم بعد اینا یه کم جلوتر پیاده شدند و مرد پول رو که داد دختره هم ظاهرا داد چون زنه پیاده شد و رفت و اومد آقای تاکسی دار چی میگین شما شوفر خلاصه هرچی بقیه اش رو بده هر چی جلوی صورت من گرفت دید کسی نیست من صورتم رو از روی کتاب ها بالا آوردم و یه کم اینورتر رو نگاه کردم فهمیدیم که دخنره عقب نشسته و در رو باز کرده تا بقیه ی  پولش رو بگیره.آخه دخترک میخوای خودت تنها تو این شهر و شب چی کار کنی اگه نمیداد؟جیغ و داد انگار حس کردم داره به منم نگاه میکنه و از من انتظار داشت که چیزی بگم به راننده چون راننده حواسش پرت بود و خودشم چیزی نمیگفت و حیا کرده بود یا هم انتظار میرفت که من بیام و اینو بنویسم والا حس 6ممون هم قوی نیست!

خلاصه بقیه ی پولش رو گرفتا و به خیر و سلامتی تمام شد مسئله ولی خوب دیگه اینم یه جوریش بود!

ما انگار میریم مجلس عهد اخوت با کسی بستیم؟؟؟ دفعه ی دیگه شنبه نمیرم شاید!!!!!!!!!!!!!!!1

  Comments ()
  by:

در مورد مسخره کردن و چیزای دیگه سخنرانی آیت الله فاطمی نیا است.

اول بگم که مسخره نکرد بلاگ لر رو که گرفته بشه چون قبلش رفتم تو سایت گوگل و سرچ کردم: SITE: ALI.BLOGLOR.COM

بعد دیدم این سایت یعنی وبلاگ مال یکی دیگه بوده که من گفتم ممکنه به یکی دیگه بدهند!!!

و من مسخره نکردم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

http://www.google.com/search?q=site:ali.&num=100&hl=fa

اولیش نوشته من نبوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه:

لینک دانلود

+

  Comments ()
  by:

حالا که اینطوری شد یادم اومد تو اون خونه درمورد منبرم صحبت شد که بله اولین کسی که رفت بالاش همین شیطانه ابلیس بود و نحسه بالا رفتن ولی خوب میرند بر حسب عادت و وقتی رفتی دیگه شیطان خودشون جمع میشن دوربرت خلاصه یه مسئله ی دیگم که یادم پست دادن و مسئول کردن و مسئولیت بخشیدن به یارو بود که اگه دکتر بده چون انتظاری هست از مردم ما بدبخت میشیم به همین راحتی و دین و دنیامون میریزه به هم که اینو هم گفتم تا حالا یکی اومد سینه ای زد چه میدونم نوحه ای خوند که نباید مسولیت بهش بدن باید کارشناسی بشه و همین حرفا رو میزدم که دیگه اینجا بازترش کردم..

  Comments ()
  by:

این صفحه رو لطفا باز کنید http://pinoq.persianblog.ir/post/1226/ می بینید مردم با چه شوق و ذوقی کار کردند روی ماشین و نوشتند چیزایی.مثلا اینکه یزید این چه کاری بود که کردی..خوب اولا آدم میره حالا مردمی که میبینن میرند تو فکر که نکنه مام یزیدی باشیم دوما از نظر سستی مطلب که که مردم میگن مگه گاز معده ش و گوزش یارو کثافت خارج شده!!!!!!!!!!!

دید مردم تو خیابونا فرق داره ولی حال کرد یکی نوشته بود یزید پدرسوخته خوب اینم یه راشه بعد این راننده ماشین دیگه دیدن داره  دستش بهش نمیرسیده اومده اینو نوشته میومد تو مجلس ما شاید خیلی هم نمیگشتا یزیدیا رو بالا میدید؟؟؟

یزید هم کم آدمی نبوده ها شعر میگفته مثل ترب ولی من همیشه فکر میکردم مردم کوفه نادون بودن و از جهالتشون بوده که نمیدونستند امام حسین کیه یا میگفتن حالا اقوام و پسر پیامبرم باشه شبیه هم باشن همین!!! خلاصه فکر میکردم جاهل بودند حالا میگم نه این همه نامه نوشتند پ چی بود خوبتر از ما هم خبر داشتند و تجربه ی بارون و ... هم داشتند و میدونستند و آگاهانه از روی محبت امام حسین اینکارارو کردند لعنت الله علیهم اجمعین! خلاصه مو هم همینطوریم دیدی خودمم اینکارم و اینطوری هستم تا مجلس مصیبت خونی و سینه زنی مون شروع شد میرم یه گردالی هست سیدمون وای میسه اونجا دورش جمع میشم میگم چرا اینجا شلوغ نیست الحمدلله شاید به خاطر دوربینه که مردم نمیان جلو وگرنه یارو رومیکشتنش خلاصه شکر میکنم که جا هست همیشه برای اون جلو جلوها؟؟

 

 

  Comments ()
  by:

امروز داشتم دنبال آهنگ سریال امام علی (ع) میگشتم آهنگ توی خود فیلم ها عجیب بود پیدا نمیشد زورکی آهنگ تیتراژش بود ولی بازم خلاصه رفتم تو آپارات.کام بعد سرچ کردم یه بنده ی خدایی و جوانی آهنگشو میزد به همین راضی شدم از اینکه گوش دادم و راضی نشدم که آهنگ های فلوت که معمولا غم انگیز یا یه طوری هست که من خوشم میاد رو براتون نزارم البته مو قصد گول زدن ندارم و همشو از همین سایت دانلود کردم و گذاشتم و ویروس نداره وگرنه خود سایتی که گذاشتم میگرفتش دانلود کنید و صد البته ی دیگه اینکه مو 3 4 تاشو بیشتر ندیدم بیشتر و وقت نشد  گوش کنم و ببینم قبل ازنوشتن و الان داره آپلود میشه و فله ای همینطوری براتون گذاشتمش اگه هم خودتون برید تو سایت آپاراد سرچ کنید فلوت خودش میاد ببخشید از این بابت که همشو ندیدم و گذاشتم ولی کلا اسلامیه چون تو سایت فارسی دانلود کردم و مشکل از اون بابت ندارد و یه چی دیگه هم میخواستم بگم اینکه....بله حجمش هم حدود 100 و خورده ای بود که با rar کردنش و تبدیلش کمتر از 100 مگابایت شد همین دیگه دانلود کنید اگه خواستید و علاقه دارید آخه من یه مدتی بود قبلا بیشتر تر که به آهنگ های غمگین طبق سرشتم علاقه داشتم ولی زشته که آهنگ داخل فیلم امام علی یا فیلم روزی روزگاری نباشه ها.

پسر عمه ی خوبم میگفت فلوت زنی رو امتحان کردم خیلی سخته!!!

بعد این فیلم مادر بزرگم بود گذاشتم بیش از 300 (همینو میخواستم بگم ه)نفر دیده بودن الحمدالله ولی این جوان فلوت کار رو که میدیدم خیلی بازدیدش کم بود و عحیب بود! مردم شاید نمی دونن یا علاقه گمشده شون خبر ندارن!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یا هم مثل من نیستند.

 

اینم لینک دانلود

  Comments ()
  by:

داشتم قرآن میخوندم بعدش هم رفتم سراغ ناد علی.

ناد علی رو نوشته یعنی معناش اینکه بخوان علی.

در صورتیکه درسته یعنی بگو یا علی (ع) درسته ولی ناد علی که میگه مظهر عجایب هست باید یه چیز عجیب و غریبی باشه که وجود داره نه اینکه همین ما میگم یا علی یه چیزیه دیگه.

خلاصه شما نگاه کنی درس علی شناسی رو کم ائمه به ما یاد دادند که با خدا اشتباه نگریم یه وقت الان بزار با هم یه بررسی کنیم ببینیم چند درصدش در مورد خود حضرت شناسی هست چند درصد میره در دعای ناد علی به غیر خدا چند درصد به دیگران و چند درصدم که گفتم خود علی شناسی است شروع کنم؟ ها؟

میگوید (ناد علیا مظهر العجایب)ناد علی که گفتیم یه چیزی هست در مورد خود حضرت مظهر العجایب هم که هیچی!!! بقیه اش فعلا اخباری است که (تجده عونا لک فی النوائب) بعدشم که میگویم که ما خودمون و در مورد خودمون هست و خداوند که می فرماید که امور گذشته و آینده را در سایه لطف خداا می گذارو برای رفع هر ناراحتی ترا میخوانم.

و بقیه اش هم همینطوره اگه توجه کنی که در مورد یا خودمون هست یا علی یا ربطش میده در جاهایی به یا امان الخائفین و میبینی درست یا برای ما باز نمیشه یا نمی فهمیم چون در جاهای دیگش میگه یا ابالغیث ادرکنی یا اباالحسنین ادرکنی یا سیف الله ادرکنی یعنی میبینی مقام اصلی حضرت علی رو در چنین دعای قوی ای هم پایینه و نشان نداده و ما هم با همین ها متصل میشیم وگرنه اگه میخواستیم از ذهنیت خودمون چیز میز ببافیم خیلی قوی تر میتونستیم که در این خیالاتمون بزرگش بشماریم حضرت رو..که مثلا چه کارا میتونی بکنی و در بهشت کجاشی و کیا رو شفاعت میکنی و این ها گفته نشده که عالم به دست کیست همینطوری ربطش میدن به خدا که اشتباه نگیریم از همین الان برای قیامتش.وگرنه اگه زل بزنن تو چشمت و تو خواب ببینی ویه چیزی رو بگن اصلا ممکنه زندگیت متلاشی بشه و مبدا میل هست همین هست دیگه میگه روم نمیشه یا من انسان نفسانی بدی هستم در صورتیکه اینا به قول آقای فاطمی نیا مبدا میل رو به آسونی عوض میکنن که دیگه اون آدم بد قبلی نباشی شما توسل بکن!!!بگو یاعلی(ع) شاید باورت نمیشه ولی حقیقته من دو روز در مورد چیزهای عجیب صحبت کردم بمب اطلاعاتی شد فکر کردن من سحر و جادو میکنم حالا اگه ما با هم حزب اللهی جلو بریم میتونیم با هم همدیگرو اصلاح کنیم از راه دور هم بیا یه قراری بزاریم یه کاری بکنیم تابعد بیا ایمان داشته باشیم همشو سحر ندونیم از نفسانیت های شهوانی بیرون بیایم و غیره ش راه باز میشه جای دوری هم نمیره.

  Comments ()
  by:

بیرون که بودم اندیشه کردم یه دو دقیقه ای حالا آشپزی کنم ببینم چی میخواستم بگم داشتم در مورد حواس پرتیم و انیشتین فکر میکردم بابا ما اصلا از اولش دنبال ساخت بمب هسته ای نبودیم از زمان شاه و قبلش وگرنه اسلام که بود حالا شما در نظر بگیر که مثلا مسلمان ها حالا بودندم شاید به جای مولانا میشدن سازنده ی بمب هسته ای بعد چه تبلیغاتی رو علیه ما راه میانداختند که ببینید کار مسلموناست و چه جنگ های اصن کره ی زمین رو برای اینکه ما ساختیم ممکن بود منفجر کنند ولی حالا حسابش کن بمب هسته ای داشتن چه خیانتیه یعنی نه یه چی دیگه میخواستم بگم بله اینکه مگه ما بینمون خائن که بچه ای که میومد حسینیه و نماز میخوند و سخنرانی گوش میداد بین این خائن ها یکیش همین بود که زد و حسینی های جسینیمون و پایگایمون رو زد بهم و کشت با بمبش و بهشنیشون کرد ان شاالله ولی نگا یعنی خائن تو آمریکا نیست که مملکت خودشون رو با همین بمب ها نابود کنه ما از خائن های خودمون الان میترسیم تو کشور خودمون و صد انقلاب حالا اونا اونا امنه ککه هر روز تعداد کثیری با تفنگ کشته میشوند تو آمریکا حالا خودشون برای یه بمبی که اصلا اولا تکنولزیش پیشرفته است دوما نگهداریش سخته و به این آسونیا نیست حالا میخواین چه کار کنید یعنی میگم اگه بر حسب محال بخوان اینکارو بکنن اولا باید از خائن های خودشون که در پی نابودی خودشون هستند بگدرند بعد ایران رو بکشند که این خیلی سخته و دوما ما از اول دنبالش نبودیم سوما میتترسند که ما بسازیم اصلا یعنی معترفند که ما خیلی پیشرفته هستیم والا بچه بازی که نیست!!!!!!!!!!!!!

  Comments ()
  by:

توی همون کتابی که عرض شد یعنی تحفه دانشجو بعد از سکوت و از این حرفا موضوعی دیگر اومده یعنی شعری از مولانا که 5 بیتش را ایشون به عنوان تبرک گذاریده اند در مورد حضرت علی (ع) از مولانا یعنی مولوی صاحب مثنوی معنوی و دیوان شمس تبریزی.گفتیم ما هم بد نباشه تبرکا و راحتا از این شعر بگزریم و نه والو:

ای شاه شاهان جهان،الله مولانا علی

                                  ای نور چشم عاشقان،الله مولانا علی

ای مرغ خوش الحان بخوان،الله مولانا علی

                                  تسبیح خود کن بر زبان،الله مولانا علی

قاضی و شیخ و محتسب،دارد به دل بغض علی

                                   هرسه شدند از دین بری،الله مولانا علی

رازق رزق بندگان،مطلوب جمله طالبان

                                   مامور امر کن فکان،الله مولانا علی

اقرار کن،اظهار کن،مولای رومی این سُخُن

                                   هر لحظه سرّ مَن لدُن،الله مولانا علی

تموم شد

فقط دو تا چیز دیگه م بگم که یکی ش یادم رفته اینکه اولا داشتم میخواستم بنویسم دلم میخواست بنویسم الله مولانا مدد به جاش بعد اینکه ایت فرموده تو کتاب که در غزلیات 3212،3213،3214 آمده است که ما از 48 بیت آن سه غزل پنج بیتی را به عنوان تبرک برگزیدیم.

  Comments ()
  by:

همین الان رفتم آخه حوصله م سر رفته بود تلوزیون نگاه کنم دیدم روی میزی چیزی یه خورده پسته بود رنگ پوستش سیاهس نو این هوا خلاصه گفتم به جای سنگ ریزه استفاده کنم آزمایشی حالا بعد این هم پسته سر بسته بود ولی عادتا شکوندمش پوستش رو و خوردمش حالا شما اینکارو نکنید ها پسته ش نازک بود پوستش و میشد به راحتی بعد دو قسمت شد پوستش و تصمیم گرفتم یکی شو باندازم زیر دندونم هست الان و خلاصه ما که مقام سنگ گذاشتن توی دهان رو نداریم از پوس پسته استفاده کردیم ولی باز راحت حرف میزدم بببنیم یه روز میشه خودمون باشیم یا نه میکروفنه چی میکشه...................................

  Comments ()
  by:

عجب کتبی خریدما یکی شو باز کردم در مورد سکوت بود اولین حکمتش اینو هم شنیده بودم که آیت الله قاضی (ره) نمی دونم 30 40 سال سنگ ریزه ای چیزی توی دهان مبارکشون میزاشتند و هیچی نمی گفتند و برای اینکه اصلا چیزی نگن اینکارو میکردند و بعدها چک کرده بودند که چرا هنوز ورم داره و چیزشده خودشون گفتن مساله رو این ها همچین انسان هایی بودندا..ولی اینجا توی این مطلبی که خوندم دو راه رو پیشنهاد کرد خیلی ممنون که یا بنویسیم نوشته هامون رو یا اینکارو بکنیم که:

"بعضی از اصحاب پیامبر(ص) این چنین بودند که سنگی در دهان می گذاشتند و هر وقت میخواستد حرفی بزنند یا خود فکر می کردندکه آیاا برای خداست؟ اگر بود سنگ از دهان بیرون کرده و سپس تکلم می کردند."

خیلی کلاس هم داره مردم میگن چی کار داره میکنه یارو تف کرد و آب دهان بیرون ریخت البته میدونی ما نمی تونیم همیشه و حتی الان شاید تو بگی سنگ کثیفه و بری تو این فکرا ولی واقعیته اینا.

یه راه دیگه هم دادند که:

"ربیع ابن خثیم این چنین بود که در اوایل هر روز کاغذی پیش خود گذاشت و هر چه را می گفت در آن می نوشت پس در شب آن چه را  نوشته بود مطالعه کرده و به نفس خود از روی محاسبه می گفت:آه!کم گویان نجات یافتند و ما بسیار گفتیم"

کتابش هم نامش (تحفه دانشجو) همین اول کار اینو گفته بودند که اگه روزی مطالعه کنید و گفتیم کتاب های جدید هست وگیر میاد ان شالله و همچنین معلوم میشه اگه توفیق داشته باشی یا یه کم بگردی معلومه که مملکت صاحب داره چه بسا برای بعضیا نداشته!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


  Comments ()
  by:

امشب رفتم دوباله مسجد و پایگاهمون و مجلس ابی عبدالله یعنی خلاصه گذشته از این که بهمون چه گذشت و خوش بودیم و اگه نریم یه وقت و سینه زنی و سخترانی هاشون رو گوش ندیم رویمون تاثیر مثبت نداره خلاصه حال کردیم کلی هم جیغ و داد زدیم و به نظر من دیگه شب عاشورا هم اگه نخوام نظر خوب بدم اینکه تا صبح باید مجلس عزاداری دیگه باز باشه هر کی خواست بمونه و بیان سرتاسر شهر بخونن یا اگه خودشون میتونن خودشون بخونن شاید بگی مگه مردم خواب ندارن!!!خلاصه بعد مجلس که پول یه کمی بیشتر تر هم گرفته بودم که یعنی پیتزا بخرم و بخورم همون تو راه گفتم اینکارو نکنم و بعد که مجلس تمام شد رفتم سراغ کتاب خری و از اون حدیث عنوان بصری و زیارت عاشورا و چند تا کتاب دیگه درمورد آیت الله کشمیری دیگه استخاره نداشت که کتاب این آقای سید علی اکبر صداقت اگه نخوام لو بدم که دیگه دادم رو خریدم و حتی با اون گفته های آیت الله فاطمی نیا هم سنجیدم دیدم دوتاش داستانا تقریبا مثل هم اند داستان های عجیب و فوق العاده اشون منتها این آقا بیشتر باز کرده مثلا اون مرجعی که مرجعیت تا دم بانگاه که میگن فوت شده ای رو طبق دستور آیت الله قاضی (ره) در خواندن سوره ی قدر که آقای فاطمی نیا دستورش رو ندادن ولی بالخره ایشون که گفت سوره ی قدر و طبق دستور العملی بوده در کتابش خلاصه میخوره که کم آدمی سید نباشه و یه کتاب هم از سید خودمون خریدم و خوندم که جا نیافتاد و سکه ام نیافتاد بعد دو سه بار خوندم ببینم چه گفته در جملات اولیه و مقدمه ش و اومدم که همین مقدمه رو باز کنم اگه این مقدمه شه خودش پس چیه از آقای سید محمد انجوی خودمون و سید مجلسمون که میریم و فیض و از این حرفا خلاصه تو مقدمه ش همین الان گیر افتادم حالا چی بود همون مسئله ی تکامل بود که میگفتن حیوانات هم هدایت می شن و از این حرفا حالا ببین چه قشنگ نوشته مقدمه رو حالا من دو سه بار خوندم به خاطر حواس پرتی و عدم تمرکز ولی وقتی سکه بیافته هم میافته ها...حالا چیه مقدمه:

"بی شک یکی از مهمترین ابعاد فلسفه وجودی انسان تکامل و رسیدن به حد اعلای شرافت است.در نگاه اول تصور می شدکه تکامل هدف است لیکن واقعیت این است که تکامل مسیر و فرایندی پویا و فعال است.مهم این است که مصداق آیه ی (لا یکلف الله نفسا الا وسعها) انسان بتواند در این فرایتد حضوری شایسته داشته باشد"

یعنی چی؟ یعنی علما میگفتن ما باید همه انسان کامل و مرجع بشیم ولی حالا میگیم لا یکلف الله نفسا الا وسعها و خدا چیز زیادی از ما نخواسته که بریم حتی از مرجع و امر و امورش و ولی متقین بزنیم جلو...

خلاصه مجلس پربرکتیه هرسال یه چیزی گیرمون میاد یعنی میخرم اون سال هم سی دی های یعنی دی وی دی آقای فاطمی نیا و حاج محمود رو گرفتم حاج منصور هم نمیدونم درست که چیش خوبه و به درد من دل باخته میخوره ولی همین دیگه...

خود سیدمون هم امروز اشاره میکرد که ما نمی تونیم درست حرف دلمون رو بزنیم گیر می دن و میخوان حرف بزنن و ما بگیم و یه چماق گرفتن بالای سرمون که بله همینه که ما میگیم یا نه؟ سفارت انگلیس باشه یا نه؟ در صورتیکه ما خودمون تحلیل داریم و گله مند شده بود آخه سید اولاد پیامبر رو باید انقدر اذیت کرد...

خلاصه پولی که داشتم و قرار بود نگه ش دارم و پول پیتزامون رو دادیم کتاب 5 تا از سید علی اکبر صداقت که الان خریدم 2تا چند روز پیش کتابش رو چند سال پیش هم دو تا کتاب دیگه از آیت الله کشمیری خیلی دلم میخواد ببینم این سید کیه عکسش رو تو اینترنت نبود ولی بود تو سرچ ها که کیه و آثارش رو میخواستن دانلود کنند و شناخته بودنش که شاگرد آیت الله کشمیری هستن شاید ولی خوب توفیق بود که گیرم اومد.

  Comments ()
  by:

میگم با این همه بودجه و شغل پس کاریابی و شغل جوانان چه شد؟؟؟

میگه والا تو همینشم موندیم که مخالف و ضد نظام و دولت و انقلابش بشن یا نشن؟؟؟

و ما می ترسیم..همین وگرنه شغل هست اگه خودش جویای کار باشه فوقش توی شهر دیگه فوق فوقش...

  Comments ()
  by:

شاید خدا منو رها گذاشته یا شیطان منو راحت گذاشته که توی حالتش باشم با یه امامزاده رفتنم درست میشه ها ولی خلاصه حواس پرتم و توجه و حضور قلب ندارم تو عبادت در مقایسه با قبل شاید چون حواس شما رو پرت کردم و زیاد چیز میز نوشتم توی افکارتون نفوذ داشته و سعی هم شد که آسیب نزنه مثل دفعات قبل که ما دیگه دیوانه پرور که نیستیم و خلاصه فکر اذیت کردم و مختل فکر خودمم خراب شده یه اموزده به قول خودمون یا امامزاده ای باید تو برنامم بنویسم که برم حالا برنامه ای هم ندارم و نه دانشگاهی چیزی ولی سواستفاده نمی کنم!

  Comments ()
  by:

همین الان داشتم به قبض برقمون فکر می کردم که اگه پرداخت نکنی چی میشه!!! البته کار زشتیه و خوب حرام ولی یه یارو بود تو مجلسمون که رفتیم حالا فضول هم نیستما و اونی که شما میگی نه ولی یکی بود خوشکل هم بود و از اوناش که حتی کاغذ داشت که نوشته هاشون رو یادداشت میکرد تو مسجد و مجلس خلاصه داشت با دوسش حرف میزد مجلس شروع نشده بود منم نتونستم گوشم رو ببندم بعد دوسش بهش گفت چرا موبایلت نمیگره و خلاصه هرچی زنگ میزنیم و خلاصه اونم گفت موبایلم 100 تومن اومد نپرداختم قطع شد و احتمالا از این اعتباری ها گرفته بودش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  Comments ()
  by:

حالا ما یه چی گفتیم ولی بهشت طبقاتش معلوم نیست یعنی مثلا میگن طاووس یکی از حیوانات بهشتی استیه خلاصه حالا که میگن 4 تا سگ یعنی حیوان راه پیدا میکنه به بهشت نگران نباش آمار بیشتر از این حرفاست و مگه نمیگن شیطان در  قالب ماری 4پا اومد و این خوا خانم و آقا آدم رو گول زد (ع)دوما در مورد جن داشتم مطلبی رو میخوندم از همون کتاب جن که گفتم خریدم تو مجلسمون همین دیگه نوشته بود:

در تفسیر قمی روایتی آمده است که از معصوم(ع)  پرسیدند که آیا مومنین اجنه داخل بهشت می شوند؟ در جواب فرمودند

لا ولکن لله حظائربین الجنه و النار یکون فیها مومنوا الجن

یعنی:داخل بهشت نمی شوند لکن خداوند باغهایی بین بهشت و جهنم دارد که مومنین داخل آنجا می شوند.

خوب این چه حرفیه  چون حرف رو از قول معصوم گفته بازم شک می کنم به شکیات که نه یقینیات تحقیقی خودم و موضوع رو بر میگردونم که شاید مومنان جن وارد نشوند ولی شاید اصلا اونهایی که میرن بهشت به شکل انسان هایی در بیان کما اینکه ما هم زیباتر میشیم و اونحا بینی و ... معنایی ندارد یه چی دیگست شاید البته بهشت تا بهشت داریم حالا یقینیات خودم چیست

این همه خدا تو قرآن میگه برای مومنین حتی حوریانی است که دست جن و انس  و جان بهشون نرسیده بعد هم این قرآن برای انس و جن نازل شده است خلاصه این چه حرفیه

ولی نامردیه ها اسرا الی الله که نیست من این کتاب جن رو که خریده یوم این بیشتر داستان هاش یا تکراریه یا خوندمش یعنی همشو دیگه چون زیاد  دوروبر این چیزا یه مدتی بود میگشتم و تکراری بود چرا بازش نمیکنن که این جن ها چین چرا جواب درست و حسابی رو نمی تونیم پیدا کنیم بالاخره شاید خود جن های محترم نخواهند ولی شیطان که هست که یه احوالی از ابلیس بگیریم داشتم امروز که توفیقی رفته بودم بیرون با مامان همین کتاب جن رو میخوندم که ختی ابلیس رو دیده بود زن جنی یا پری ای که بله داره وسط دریا خدا رو به اهل بیت قسم میده که منو وارد جهنم نکن خدا بله ما اصلا نمی دونیم گناه چی هست که همینطور میگن بچه ناراحت شده روحش لطیفه میگه گتاه کردم آدمی که دلی نشکونه و آزارش به مردم نرسه میره بهشت دیگه شعرشم یادم نیست خلاصه همین دیگه اینم از ابلیس ما یه چی دیگه هم میخواستم بگم ها یادم رفت بله آمریکا شیطان بزرگ هست رو که می شنیدم به خاطر کتاب های دینی شما فکر می کردم یعنی اینکه شیطان بزرگ=ابلیس رفته آمریکا و داره با ایران میجنگه در صورتیکه شاید اینطوری نیست و برای خودمم باز نیست ولی آمریکایی ها که بدتر از این حرفا عمل می کنن و هچنین آدم میکشند به راختی میخوای آیت الله خامنه ای و خمینی دستشون رو زودتر باز نمی کرد ولی بازم باز نشد از طرف علمای ما ماهیت اصلی و فعلی همین ابلیس فقط میگن امام زمان میاد و کشته میشه و ازاین حرفا که چرته حتما...


  Comments ()
  by:

حیفشه حرومش کنم تو پرشین وبلاگ

خلاصه نگا کن همون حدیثه بود که گفتیم که اگه پرنده ای چرنده ای خزنده ای ذکر خدا رو فراموش کنه شکار میشه و گفتیم موقع فرار از حریف اگه صداش دراومد که هیچ وگرنه شکار میشه همینا رو داشتیم میگفتیم دیگه چون ذکر خداگویی پرنده و چرنده و خزنده و ... با صداشه و ناله اش مثلا میمون ها نگاه کنید چقدر جیغ میکشن و کمتر شکار میشن اصلا حیوانات پرسرو صدا همینطورن و میمرند تا شکار شن حالا این رفتم تو کامپیوتر خواهرم شانسکی پیداش کردم برای فقط شمای عزیز تا ببینی حقیقت رو که صداش بچه خرسه درمیاد و شانس میاره!!!ظاهرا استادشون اینو گذاشته بوده تو پی سیش منم دزدیدمش حالا یا استاده خیلی باحال بوده و از آینده خبر داشته چون ماجرا بر میگرده ظاهرا به عقبتر از نوشته ی مو و خلاصه هنوز در نخوندن وبلاگ

مو و بازدید کم مظلومیم...

http://www.aparat.com/v/184260348236f9554fe9375772ff966e1139

آمدم بزارم بعداز آپلود گفته قبلا بارگزاری شده این ویدیو کاشکی یه اکشنی چیزی میزاشتم اولش با اسم وبلاگ خودم هم مینوشتم توش تا دست هیشکی بهش نرسد...

  Comments ()
  by:

واقعا آدم میمونه در مورد حضرت اباالفضل و مادرشون ام البنین اصن آیت الله فاطمی نیا می فرمود من خودم خبر دارم که ایشون مادرشون حتی مرده رو زنده می کنند البته این که چیزی نیست ولی دروغ هم زیاد میگن تو مجلسا انگار اگه نشد دیگه آبروم رفته داشت دیشب تو مجلسمون میخوند و میگفت دارن مستقیما بازی می کنن با آّبروی ایشان حالا من کار به این کارا ندارم ولی میدونم همیشه حضرت اباالفضل منو خواسته بود و سگش رو دوست داره حتی اگه سگ چشماش نبینه که چه طوری داره بهش کمک میشه حتی اگه خبر نداشته باشه از بلاهایی که قبل از آمدن رفع شده و بیماری هایی که قبلا از حتی آمدن دفع و رفع و بماند دیگه شفاعت شدنمون حالا ما خبر نداریم زبانمون رو هم می بندیم و هیچی نمیگیم در صورتیکه همش کار خود خود خودشه...و بدی های ما هم از دید عقل پایین و همین نفهمیمونه خوب باید یه فرقی داشته باشیم و یه کم اشتباهی داشته باشیم تا نگن این دیونه سیمش محمکمه و کار 99% خودشه نه کار ما نیست اینا.و مثلا من اشتباه کردم و معترفم که امام حسین (ع) مظلومه هم برای تشنگی اما بچه های کوچک چی... اونهایی که حتی طاقتش رو نداشتند پس چی میشه؟؟؟؟؟؟

  Comments ()
  by:

یه سخترانی بود مال آقای فاطمی نیا که دقیق یادم نیست اینکه ما حیوان که نیستیم و میفرمودند (ببخشیدا که همچین مثالی میزنیم) عالم که برای حیوانات خلق نشده یه همجین چیزی. فرشته ها میان میرن آزمایش میکنن سوال ازت می پرسند تو همین دنیا ها ما که حیوان نیستیم که هیچی به هیچی اگه حیوانیم که باید به کار فرشته ها گیر بدیم که مثلا دست از سر من بردار فرشته هام از جانب خدا ان شاالله کار می کنند پس ممکنه همه چیز پیش بیاد این یک دوم اینکه ما برای کی کار میکنیم برای خدا و دیدمون برای مردمه یا برای عالم بالا و خداوندی که همین نزدیکی است؟؟؟اگه برای مردمه و خیلی استعداد داریم نباید استعدادمون رو هدر بدیم و بیایم با هم به تلوزیون فوقش اما اگه دید دید الهی است تو خونه ات نشستی نمازتم میخونی البته من کاری به جهاد ندارم و حدود جهاد رو هم نمیشناسم که چقدره و باید اصولا چه کار کرد فقط میدونم باید زیرک بود و سواستفاده کرد از اوقات بهیممون...البته اونی که بالاتر از فرشته هاس اولا بیکار نیست دوما میدونه که نباید آزمایش از طرف خودش نه خداها بکنه و مزاحم نباشه و بعد قضاوت می سپاریم به دستگاه بالا و دخالت هم نمیکنیم اگه شایسته نیستیم در امور اون ها چه ما چه شما در انجام آزمایشات لازم...چون اصلا ما برای کسی دعا میکنیم این اولا که ما به فکر غیر خودمون هستیم برای دیگران استغفار می کنیم اصلا استغفار ما مورد قبول قرار میگیره و طرف رو عوض میکنه که اینکاره شده ایم و هی قضاوت بیجا در مورد افراد بیکار می کنیم...

  Comments ()
  by:

 من پریروز که نمیشه پریشب یه نسخه ای گرفتم از زیارت عاشورا  که قدیمی تره شمام ممکنه گیر بیاریدش مثل همون حدیث عنوان بصری یه کتابچه ی کوچکی از کتابه که دیگه چون مردم دنبال خرید همچین دعاهایی نیستند به بازار عرضه میشه برای افراد خلی مثل من و من خودم هم تحقیق عقلانی کردم مثلا توی زیارت معمولی عاشورای ما حالا گفتم آدمی نیستم که دنبال فتنه باشم پس حودم تحقیق کردم که این نسخه از زیارت عاشورا که در جاهایی فرق داره چه فرقی داره با اون نسخه اصلی که از امام باقر (ع)رسیده و دست به دست گشته و در کتاب کامل الزیارات آمده و موقعی خیالم راحت شد و قانع قانع شدم که اینحا شما توجه کنید که ما میگوییم که:

اللهم العن العصابه التی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله اللهم العتهم جمیعا.

یعنی خدایا لعنت بفرست بر گروهی که جهاد!!!! کردند با حسین

بعد به خودم گفتم بابا چه جهادی مگه کار این ها که داریم لعنشون میکنیم جهاد هم بوده است؟؟؟

ولی در نسخه ی کامله اش که گفتم البته فقط همین یکی نیست ها جابه جایی های دیگری هم دارد اومده که الهم العن العصابه التی حاربت الحسین و شایعت و یایعت  اعداءه  علی قتله و قتل انصاره اللهم العنهم جمیعا. و...

که گفتیم که یه کتاب دهایی است که قیمتش زده روش 250 تومان که می تونید خریداری کنید از جاهای معتبر اگه گیرتون بیاد...

  Comments ()
  by:

دیشب که پیام عاشورا رو گفتن تو مجلسمون و من فهمیدم که چقدر کم ظرفیتم و می نالم الکی و خودم رو نمیتونم سپری کنم برای اسلام و مسلمین اگرچه سپر به منزله ی زن هست و مرد شمشیر ولی ما که هنوز مرد نشدیم هنوز کودکی نادانیم البته پیامش رو ایشان این چنین بیان کردند:

که امام حسین(ع) تیر به هتجر و گلوی علی اصغرش بخورد ولی ارتباطش با خدا قطع نشود.

این که چیزی نیست و پسران خودش و برادرش و خود حضرت علی (ع) و یارانش رو هم بدهد و این چنین نشود چه پیام بزرگی رو آیت الله حائری دیشب تو مجلس به اصطلاح عراداربمون که اگه خدا قبول کنه بشه عرض کردند.



  Comments ()
  by:

لینک دانلود آیت الله فاطمی نیا.

مثلا

-اثر گفتن همون حرف اما آدمش!

-به هر بهایی که مجلس بگیره همه چی میگن بعضی مداحان!

-صاحبان نفس میگفتن ای مردم مردم عش می کردند و چرا دیگه اثر نمیکنه؟ چون از اون صاحبان نفس نداریم دیگه...

-کتاب طاقدیس و معراج السعاده که حتی اولیا میخوندن گریه می کردند و منقلب می شدند

-گفتارهای ما رو ضبط کنند ما اصلا برای اخلاق اهمیت قائل نیستیم

-مثال ظاهری و باطنی برای بیماری پوست با سه شرط لازم 1.پرهیز کردن 2.شربتی که از باطن قلع و قم می کنه 3.روغن با توضیحاتش که فقط به آخری عمل کرده بوده و...و توضحیات اصلیش که باید گوش کرد!!!!!!

-پرهیز=پزهیز از گناهان

-شربت=حضور قلب در نمازها وعبادات این مارو درست میکنه

-روغن مالیدن=ظواهر

-و ذکر مصیبت غیر مکشوف!!!حر علیه رحمه  و اینکه در قاموس خدا و اهل بیت اینکه بگن (تا حالا کجا بودی) نیست

و...

-گوش بدید خوبه احسنت داره نه اینکه من برم دوباره نگاه کنم ببینم هیچ کس دانلود نکرده پشیمون بشم مگه خدایی نکرده ویندوز من ویروس داره...

  Comments ()
  by:

اگه صحبت ایشون یعنی سید آقا فاطمی نیا رو گوش داده باشین میگفتند که یه استادی داشتیم میگفت که دنیا خم رنگ رزی نیست که!!! یعنی اینکه بریم طرف رو رنگش کنیم امام زمان بدست بیاد حاج محمود بشه و از این حرفا.

بعد میگفتن یه جای دیگه خدا می فرمایند که اگه 70 بار هم ای پیغمبر براشون استغفار کنی خدا هرگز نمی بخشتشون البته توضیح دادند که این از اون جملاته نه اینکه مثل وهابی ها برین بگین اگه 71 بار پیامبر بکنه استغفار بخشیده میشن علت کثرته که اینطوریه وگرنه میگفتند که اصلا بعضی های بنا نیست بخشیده بشوند که اینم مثل اون اولی و خم رنگ رزی به نظریات مو مخالفت داشت که می اندیشیدم من میگفتم هرکسی بیاد جلو باید بخشیده برگردانده بشه در سیستم خوب الهی و  امام زمان که ان شالله میان ولی اینطوری نیست اصلا

  Comments ()
  by:

الان داشتم تو وبلاگ http://www.ali.lorblog.com/ بعد اینکه گفتم لربلاگ ساخته بشه نوشتم البته دیروزم گفتم http://www.ali./ البته مو اعتماد به این وبلاگ ها ندارم که به سادگی اسم علی برای من پیدا شد و دادن فردا ممکنه بگیرن مخصوصا اگه تکنیکی بنویسم توش ورش دارن اینا به خودشون بدن اعتماد نمیشه کرد فردا همش پاک بشه آخه یه بخشیشم مال من هست یا نه؟؟؟ وبلاگ رو یا هم منو خیلی دوست داشتند فعلا پس درددل روحانی میکنم توش البته هنوز وبلاگگ های زنده ی دیگه ای هم دارم مثل biscoit یا jennews یا jenesharor یا dastshoe یا mabacheha یا 1000rominmonji یا porroy یا 12eza  که هر کدومش یه بدبختی داره مال سیستم بلاگفا هستش هنوز که  خیلی وقتی میشه شاید سر نزدم بهشان!

nadidan.mihanblog

  Comments ()
  by:

http://www.4shared.com/audio/QuBkFQtz/5_online.html
این هم یه عزدارای و سخنرانی ای که در مورد استعداد دوم هست که باید داشت تا یزیدی ها رو لعن کرد مثلا و اگه نکنیم گمراهتریم اصن اومدیم از خودشون و خطرناکه ها ولی یه سری آدم بودن میگفتن نباید لعن کرد و گمراه تر شدن به همین سادگی...

  Comments ()
  by:

یه دستور العملی بود نمی دونم کجا خوندمش به نام حدیث عنوان بصری که رفتم پایگاه گیر آوردمش و خریدم اومدم خونه که رویش نوشته دستورالعمل امام صادق(ع) به اراده کنندگان سیر و سلوک الی الله به همراه زیارت عاشورا که قیمتش هم 250 تومن هست یادمه پول خورد نداشتم محبور شدم یه کتاب در مورد جن هم بخرمنگران فعلا اگه خواستین بخرین و من شنیده بودم اونموقع که آقای قاضی (ع) اون عارف و مرد کامل توصیه کرده بوده طبق نوشته ی خود کتابچه که توصیه می کرد که خدیث عنوان بصری را بنویسید و بدان عمل کنید و همراه خود داشته باشید و هفته ای یکی دوبار آنرا مطالعه کنید. اینو شنیده بودم جای دیگه و هرچه متن حدیث عنوان بصری رو سرچ کردم توی اینترنت من که خودم نیافتم حالا یا بلد نبودم یا چیزی و البته من سطحی میخونم مثل همون دعای صحیفه و خدا کنه من این چیزا رو میگم جر و دعوا درست نشه چون دیگه میل ندارم برم حدیث بخونم و این دعای صحیفه یا مکر شیطانه یا لعنت شما یا حسادته وگرنه من در سطح ها گیر میدم و به عمقش فعلا فکر نمی کنم چون میترسم که خیالات ورم داره و دروغ بگم اصلا همین سطح نویسی ام هم مشکل داره ولی دیگه ضایه است که میگم وگرنه  چیزی نیست.

خلاصه تو همین کتابچه داشتم میخوندم حالا بزار عبارتشو پیدا کنم.................

آهان میگوید که ....چون خداوند بنده را به این سه خصلت گرامی داشت دنیا و البلیس و مردم در نظرش بی مقدار می گردند و به خاطر زیاده طلبی و فخر فروشی به یه دنبال دنیا نمی رود و آنچه نزد مردم...

خلاصه اگه جذابه باید بری خودت پیدا کنی برای خودت و من اول و آخرش رو بریدم برای همین و باور کن حتی توی ذهنم هم نیست و یادمم نیست که بعدش و قبلش چی بوده فقط میخواستم ابلیس رو که چک کردم کلمه ی ابلیس بود توی متن عربی حدیث عنوان بصری بودش خلاصه فهمیدم که دنیا و شیطان که نه ابلیس که اقدر طرفداریش کردم متاسفانه همینه و شیطانه و هیچ وقت آدم بشو نیست مثل دنیا مثل مردم ما وقتی میگیم مردم یه چیز کثیفی از توش در میاد همین مردم نبودند که امام حسین رو کشتند و امام های دیگر!!! خلاصه همینطوره دیگه دینا و ابلیس و مردم این سه تا رو داشته باش که  دنیا خوبی هایی هم داره دنیا زن داره پول توشه زیورداره و جذابیت ولی وقتی حرف آخرت میشه یه چیز دیگست.

این یکی یکی دیگری هم که جلب توجه می کرد برام تو سطح خونی همون اول این حدیث عنوان بصری یه نکته ی دیگش بود که امام می فرماید که (مبادا چیزی را بخوری که اشتها نداری چرا که حماقت و نادانی را به بار می آورد.) یعنی چی؟ یه موقع آدم گشنشه و گرسته است ولی منظورش این نیست که تا گرسنه نشدی نخور این یه نکته ی دیگری است که در ادامه حدیث این رو هم میگوید بلکه می فرماید تا اشتها نداری نخور مثلا من دوست ندارم آبگوشت رو مثال می زنم ها ولی خیلی هم ممکنه گرسنه باشم ولی اشتهاشو ندارم حالا شما شاید بگی شکم گرسنه که این چیزا سرش نمیشه ولی نه دیگه برو به جاش نون بخور که دیگه این چیزا پیدا نمیشه چون مردم دیگه شکمشون پره الحمدالله در جاهایی مثلا میری مهمونه و گرسنه ای ولی اشتها نداری انگار حالت رو بهم میزنه غذا گیر بدی و بخوری این نادون میشی ولی گفتم که در ادامه هم در حدیث هست که تا گرسنه نشدی چیزی نخور که این دیگه سختر از اولی است.

من خودم در سنی که الان هستم از کلم پلو و مثلا سالاد اولویه و یه چیز دیگم بود یادم رفت........آهان زیتون که خدا بهش قسم خورده رو من نمیخورم توی ذائقم نیست کوچیک بودم نخوردم حالام نمیخورم ولی بابام میخوره مثلا آقا خوشم نمیاد برقصم اگه برقصم نادون میشم ولی ممکنه یه حالی پیداکنم از خوشی که معلوم نیست روحانیه خوشی یا شیطنتی خوشی که یه قری بدم حال نه توی این ماه محرم ها آقا دوست نداره این درمورد غذاش صدق میکردها ولی غذای روح هم داریم بله.حالا بعضی ها میگن یعنی چه دوست نداری زن باید تابع مرد باشه هر چی زنت درست کرد باید بخوری نه باید زن غذاهای خوشمزه درست کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

البته جدیدا به خاطر چاقی البته یا عناصر شیمیایی دیگر میل به همونام ندارم مثلا سالاد بعضی موقع ها اشتها ندارم بخورم و مامان میگه بخور میگم نه نمیتونم یا بابام میگه اگه فلان غذا رو بخورم تا صبح رو کله باید وایسم یا یه همچین چیزایی خودش آدم میدونه بعضی چیزا اینم هست ولی زور که نیست

یا با یکی از پسر عمه هام که اسمش علی هه مثل من بهم میگفت شوخی می کردا سر سفره وقتی دیگه نمیخوردم و میخواستم پاشم برم به طنز میگفت علی بخور بخور که تا شب تا صبخ شایدم میگف چیزی گیرت نمیاد چی میخوای بخوریم تا اون موقع! یه همچین چیزایی میگفت..و از دائم السیر بودن مو خبر نداشت من هر موقغ گشنه نشدم سر یخچالم و دیگه اصلا به خاطر قندشه چیشه که کیک شکلاتی هم هست تو خونه ولی نمیخورم البته صورت کیک های بیرون و شیرینی های بیرون رو بهم نشون دادند تو اون خونه خالی که دیگه اصلا نمیخورم و البته میل ندارم و سوزانده نمیشه باید دفع بشه مستقیما و میدونم شاید که چه کثافاتی اند مثل همون دفع شده هه هست این کیک ها و شیرینی های بیرون ببخشید حالتون رو بهم زدم ها...حالا شیرینی هم ن مخصوصا کیک که نشونم دادن که برای فردی مثل من از بیرون براش بیارن میل هم داشته باشم نخورم که نخورم که نخورم در حالیکه قبلا زیاد میخوردم و اسراف میشد.
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=258214

  Comments ()
  by:

خلاصه ش اینکه آقا میگن روایته حیواناتی که ذکر خدا نمیگویند به قتل می رسند اولا این چون ما درمورد ذکر حیوان صحبت کردیم بود دوما خودت نری دنبال مرغی بکنی بعد بکشیش بگی نشد ها قاتل قاتل قاتل...حالا چی؟

اینکه آقا فقط دندون ما امثال ما رو خراب می کنن تا توش میکروفون جاسازی کنن خوب خیوانات هم همینکارو بکنن دیگه گرفتی چی شد؟؟

آره دیگه تو دندون خرسی چه میدونم یوزپلنگی که میخواد شکار بشه اصن بهتر بگم شیر که کرد دنبال نمی دونم چی میگن گوزن توی دندانش جاساری بکنن موقع فرار میبیننذ که این چیزی نمیگه  قبل مرگ و شکار شدندش و میمیره و خورده میشه ولی اگه آهی کشید فرار میکنه از دست شیر حالا برین امتحانش بکنید تو این اوضاع 99% مردم که زنده هستند جنبششون بیکار نشینن این آمریکایی ها چون اینجا داره گوزن ها هم منقرض میشن برن تو آفریقا اصلا اگه چیزی به نام نمی دونم علمی صلحی مستندی چیزی باقی مونده کار شاخی هم نیستا معلومه..

  Comments ()
  by:

جون من چیز کنید یه خورده فکر کنید ببینید این یامقیل العثرات یعنی چه...

خودشون هم گفتن آیت الله فاطمی نیا در سخترانیشون که یه فسخ داریم که یعنی باطل یه اقاله داریم که یعنی اگه یارو خواستی برگردونیم اون ملکی چیزی که داشتیم یه همچین چیزی به معنای فسخ نیست مثلا اگه گوش داده باشید گفتن که میاد پیرزنه خونه میگه چرا رفتی فروختی این خونه رو میومدن دوستام پیشم من انسی داشتم به این خانه اگه میشه برو برش گردون و اونم میاد میگه درسته قرار داد بستیم ولی اگه میشه اقاله ش کن یعنی چه؟ یعنی برش گردون و از این حرفا.درسته حرف شما ها. خلاصه با این وجود چه ربطی به عثرات داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا جون من یه خورده فکر کنید فکرم باز بشه منم بفهمم نزارید تو هوا منو بگید دیگه من اگه خودم بخوام تنهایی فکر کنم یا به جایی نمیرسم یا اشکم در نمیاد میرم یه مرتبه سراغ قراردادهایی که با خدا بستم بعد یادم نمیاد چی شد و از این حرفا یه خورده فکر منو هم حساب کنید باز کنید که یعنی چی...وگرنه خیالات میبافم میام میگم ها.بزا خودم تنهایی یه کم فکر کنم؟و ربطش بدم به عثرات و گناهان حالا مثلا یه گناهی کردیم بعد بریم پیش خدا بگیم که ای خدای من اگه میشه زشتمون نکن و بزار همون چیزا و رفو های باطنی باقی بمونه درمون و لکه رو پوستمون ننداز چه میدونم نورانیتمون رو نگیر تو این دوران شیمیایی ما و بزار کار خودمون رو بکنیم..درسته باید روسیاه شویم اما خدا ما رو ببخش دیگه!!!!!!!!!!!!!هم ضایع نشیم هم دورافتاده و به درد نخور نشیم و همیشه فکرمون باز باشه برای نوشتن مثلا و راههای تو برای نزدیکتر شدن و سیر و سلوک و نزدیکی به تو ای خدا..

خلاصه در اقاله یعنی اینکه معامله ای اصن انگار صورت نگرفته چه برسه فسخ بخواد  بشه ولی مقیل العثرات یعنی چه؟؟ همینایی که گفتم آیا!!!

  Comments ()
  by:

اول اینکه همون حیواناتی که میگفتم هم چیزن یعنی ذکر خدا میگوین

امشب جایی رفتم چیزای زیادی یادگرفتم و فهمیدم البته باید بگم فهمیدم و یادگرفتم چون بیشتر فهمیدم ولی خوب چون شاید دوس نداشته باشن که چیز بشه و صحبت بشه درموردش و منم کم میارم هم اگه بخوام باز کنم که چه گذشته در مجلسمون و عجب سینه زنی و عزاداری بود حالا اسمش نمیشه گذاشت عزاداری که عرداره اونی که عزاداره همیشه سیاست و نمیخواد سیاهش کنیم و درموردش حرف بعدشم من که مثلا اقد حالا احساساتی هم نه داد زدیم و خودمون رو نشون دادیم حالا تو خونه هم خونمون میجوشه که بخوایم داد بزنیم یا نه اون جلو بودیم کنار مداح باید وظیفه مون رو انجام میدادیم درثانی خود بانی ها و مخصوصا خود ائمه که اشرف هستند اگه ببیند  که ما داریم چه میکنیم و نمیریم یه گوشه برای خودمون اشک بریزیم و سرمون رو پایین باندازیم و جر میکنیم و داد میزنیم خلاصه اینطوری نیست شاید بگن خاک تو سرت با اون صدای نکره ات.

خلاصه اون چیزی که من فهمیدم امشب و شب دوم که امشب میشه شب 4رم فکر کنم چیزای جالب و خوبی شنیدم شب سوم انگار نحس شده بود برام!!!

و یاد هم گرفتم راستی مداحشم دیدم و صحبت کردیم از نزدیک و اهل اینجا نبودش خلاصه باز هم میکرد و میشکافت ها روضه ها رو اصلا ما اینجا مراعات امام زمان نمیکنیم بیاد تو روضه هامون همه چیز میخونیم هرچی دم در دست باشه و داد ها رو بالا بیاره ولی میدونی نمیشه زورکی داد رو بیرون آورد از قفسه سینه ولی اگه هم اومد بیرون دیگه بیا وکنترلش کن اگر گر گرفت و یاد هم گرفتم تحت فهم که سید ها با هم مختلفند بعضی سید ها هستند سفیانی هستد و نسلشون به یزید بر میگرده وگرنه چه طوری اینا نورشون یه روز با روز دیگه فرق میکنه و این همه بالا و پایین داره؟ البته شهر تا شهر داریم که جمعند الان نگا ترک های بالای کشور چه مردم شریفی هستند اغلب و سیدهاشون حتما عجیب حالا خودشون هم همینطور ولی تو شهر ما فرق داره سید هاش با اونا و اختشون به شهر خودشونه و ممکنه قاطی بشه ولی سعی شده از اول که  هر کی بالاخره به شهر خودش برسه و اخت بگیره لازم بوده که ابی عبدالله همه چیزشو بده دارم روضه میخونم ها!!!!!!!!!!!!!!

 

  Comments ()
  by:

اولا دعوای زن  و شوهری نبود بحث سر ولایت پذیری ماست...

دوما داشت آیت الله فاطمی نیا صحبت می کرد که نوجوان که بودم حالا منم خیلی وقت پیش شنیدم دو سه بارم شنیذم و نمی دونم کجاست وگرنه مال خودشون رو شاید میداشتم خلاصه اینکه توی تبریز سرد بود هوا و ما همه جمع شده بودیم و کشته میداد این سردی هوا بعد یهو یکی که ما جمع شده بودیم پاشد و خواست از مردم که برای دیوار قبرستون که تخریب شده مردم پول بدن حالا من نمی تونم با اون آب و تاب تعریف کنم اما همین دیگه منم وقتی به دولت و دکتر فکر می کنم همینه نگاه دشمن چقدر میترسه که توی شب عکس ماهواره ای میگرند میبینن توی روستای دوردشتی یه ددشمنی مثل من ایستاده و چراغ خانه اش روشنه و برق تا برای اون هام دکتر رسانیده و به فکر آب و برق و تلفنشون که بوده هیچ وبلاگ همم دارند این از اون موقع که ما ضعیف بودیم و شکست میخوردیم ترسیده چه برسه حالا که تاکتیکی شده جنگ و دیگه توجنگ آتش و غیر نرم بسیج حرف آخر رو میزنه...

  Comments ()
  by:

امروز حال کردم یعنی داشتم یعنی هوس کردم برم صحیفه باز کنم و از اولش بخونم نکته برای فکر کردن زیاده اگه عقلت برسه ولی گفتم برای تخلیه ی فکر دو نکته رو لحاظ کنم و بگویم اول اینکه

حمدی رو بگویم و بدی به من تا بگم ای خدا که باعث بخشش او و طاعتش شود خوب این یعنی چه چرا نگفته اولا بخشش خودت بشود گفته بخشش او مگه دعوای زن و شوهریه که خدای دوم شوهره!!! دوما حمد میتونه باعث طاعت خدا بشود و بخشش البته حمدی که خودش بدهد نه ما همینطوری بگیم و سیمه وصل نباشه همینطوری

نکته ی دومی که فهمیدم در مورد همین سیاست هست که آقا حدیثه برای خودشم معتبر که اگه فلان کارهارو بکنیم در درجه ی پیغبر خدا (ص) قرار میگیریم بعد توی دعا سیاست رو میشکونه و می فرمایند که (البته در دعای دوم صحیفه ها) که :

بار الها مرتبه ی او را به سبب زحماتی که در راه تو کشید(پیامبر عظیم شان(ص)) به بالاترین درجات بهشت بالا بر تا اندازه ای ککه هیچ کس در هیچ مقام ومنزلت با او یکسان نباشد.

حالا ظلم نیست این دعا رو نخونیم و مرتبه ی ای که خود پیامبر مظلوم میخواد خودش به دست خودش بعضی ها رو بالا ببره تا کنار خودش رو دعا کنیم که باز به سبب امام سجا (ع) و دعایی که کرده بالاتر باشند که دست هیچ احد الناسی بهشون نرسه و جدا بایفتیم و بهشتم میگن بالانرین لذتش رسیدن به اولیا و محشور شدن با اون هاست و قدم زدن با اون ها.حالا ظلم نیست این دعا رو نخونیم... ... ...

یعنی اگه اینجوریه که حدیث میگه یعنی مقام و بهشت پیغمبر رو بیاریم پایین اصلا...ولی اینطوریم نیست ولی توی دنیای سیاست هست.

یه نکته ای دیگه ی هم که فهمیدم اینه که نوشته و توسعوا فی رزقه فلم یشکروه و بعدش که یعنی اگه از روزی او فراخی می یافتیم و شکر خدا رو نمیکردند و ما نمی کردیم میشدیم مثل حیوانات و از حد حیوانیت یعنی همون انسانیت خویش خارج میشدیم بعد نوشته در دعای اول صحیفه رو میگما که جنان می بود که در کتاب محکمش فرموده که (ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا) خوب حالا تو کتاب دینی ما چی نوشته؟ نوشته خدا همه ی موجودات را هدایت عام یا خاص میکنه و از این خرفا که هدایت خاص شامل ماست پس اگه هدایته اون حیوانه پس چرا گفته بل هم اضل؟؟ دوما حالا ما اقدر پایینه سطحمون که بحث می کنیما دوما اینکه شاید میخواد هدایت عام رو با هدایت خاص دعوا باندازه که زمین تا آسمون فرق داره و انسان میتونه هدایت عام حیوانی هم داشته باشه ولی جز گمراهی نیست و بدتر اصلا انگار گفته اضل یعنی بدتر از هدایت اون ها ست اگه واقعا هدایت شدند که مثلا بچه به دنیا بیاره یا درخته ثمره بده البته نباید درخت رو قاطی کرد با اون حیوان چون توی بهشت درخت هست...ما نرفتیم ولی جنات که میگن

  Comments ()
  by:

فعلا ali.

  Comments ()
  by:

خیلی دور شدم از خدا انگار برام دعا کنین همه ش زیر سر وبلاگ نویسه گور باباشم کردن خلاصه نمی دونم یه موقعی هست آدم میگه من از خدا هیچی نمی فهمم اصلا خیالمم راحته نمازم باطل نیست و قبول میشه به هر حال الله اعلم و بزرگتر است مویوم که هیچی نمی دونم خیالمم تخته ولی یه موقع خدا بهت محبت نمیکنه و احساس پوچی و دلتنگی میکنی اینو من میگم ولی باز دشمن یا نمیتونه امیدتو بگیره یا دشمن طوریه که همینقدر که یاد  خدا نباشی بسشه...و کوتاه اومده چون اگه امیدت از همه جا قطع شد میرسی به خدا لااقل من اینطوریم و زود حالم عوض میشه یا هم نمیخوان و رات نمیدن که از این بهتر جلو بیای لیاقتشو نداری خلاصه کلی لعنت پشت این وبلاگ ما داره استراحت میکنه نمیزاره راحت بشیم چه میدونم والا همین ذکرو باید بگم یا مقیل العثرات

  Comments ()
  by:

الان من رفته بودم حمام داشتم به سبک حاج محمود یا مقیل العثرات میخوندم بعضی موقع ها ما یه چیزایی میخوایم حالا سینه هم نمیزدما ولی ما یه چیزی میخوایم خوب به نحو ذکر خدا بگیم و بخونیم یا مقیل العثرات یا مقیل العثرات دو تا دو تا دو ضرب حالا مثلا سینه زنی تموم شد شعر کفرانه خوندیم با هم و سینه زدیم اصلانم اینطوری نبود حالا این ذکرو هم بگو تا مردن برن تو خلوت بخونن اینش مهمه که یاد بگیرن تو خلوت این همه محلس رفتیم تا یاد بگیریم هم تو خلوتش کارمون درست باشه هم تو خلوت دو تا اشک بریزیم وصل بشیم بعضی موقع ها مثل من شدید و خلوتتون بسته س باید برین تو جمع همه گریه کنن تا رحمت الهی باز بشه درهای بسته رو باز کنن شهدا یاری کنند و از این حرفا تا یه کمی گناهامون اصلا بخشیده بشه ولی ارزشش تو خلوت بیشتره توجه کردی مثلا خود حاج محمود میگفت تو خلوت این شعررو که گفتم کلی گریه کردم بعد من میگم جلوی این همه ملت چه طوری این به این خوبی بدون دستگاه آنچنانی یه بار هم ندیدم که به دستگاهش ایراد بگیره که صداش تنظیم نیست خلاصه صدبار خواننده ها تکرار میکنن باز نمیتونن مثل ایشون یکباره بخونند عجیبه معتاد داره هااااا معتاد دار امام حسین بودن هم یه شغل مخفیشه...نمی دونم میگن تصادف کرده توی پینوک پرشین بلاگ نوشته بود و میگفت شاید امسال نیاد بعد توسایتش نوشته بود میان ان شاالله بخونن هم حال کنیم هم اول آدم شیم.ان شالله سلامتیش رو بدست بیاره و اذیتشم نکنن..دعاش کنیم اللهم عجل و سهل لولیک الفرج

  Comments ()
  by:

ببین آدم باید عاقل یا فوقش عاشق چیزی باشه یا در صورت بد کسی نه دیوانه من دیونه ی پیتزا می شدم بعضی موقع ها نه که نخورم میمرم یه بهونه بود لطفا گرچه کمتر شده دوم اینکه آدم باید تصمیم خودشو بگیره و عوض بشه این یعنی عقل یعنی یه جنبه ی عقل حالا چی شد؟ بزار بازش کنم نتیجه بگیریم البته من قبلش برنامه ریخته بودم برای اینجاش که اینو بگم:

من الان دیونه ی پیتزام نه از روی عقل بعد امشب شامم رو خوردم بعد اگه به خودم بگم پیتزا بخورم میگم بابا برو کنار حال داریا ولی باید عقل هم داشته باشم الان اگه صد تا تعارف کنن که بابا بیا پیتزا بخور همون اول میگم سر به سر من نزار برو بابا بعد دیگه حتی فکرا جلویش رو میگرم که دیگه این اتفاق نیافته و وقتمو تلف نکنه تو تعارف کردن من دیگه سیرم و بدم میاد وقتمو بگیره ولی حاظر به عوض شدن و تصمیم گرفتن اینکه این ماده ی مضر رو نخورم نمیگیرم برای دفعه ی بعد و غذای توی خونمون رو بخورم به جاش اینو که همه میدونن نمی دونن؟؟یعنی عقل درست و حسابی ندارم فعلا که باید تو جوانی داشته باشم ولی بابام که بالای 40 هست نزدیکتر به 50 نمیخوره از این چیزا یعنی شما مرد 40 ساله دیدید که بخوره نه که نتونه و خوشمزه نباشه ها دوست نداره شاید اصن من نمی دونم والا شاید ذائقه عوض شده من 40 سالم نشده ولی میدونم بعد 40 دیگه از این ریسک ها نمیکنم!!!!!!!!!!!!!

  Comments ()
  by:

بابا حالا من یه شوخی کردم میدونم شما جدی جدی نمیگیرید الحمدالله ولی باور باور هم  نکنید بابا دستگاه بالا سیستمش خیلی پیچیده است ما نمی فهمیم به خاطر دوریم که مثلا من گفتم مجریش عوض شده نه بابا دوری و سیر من عوض شده بدتر در بدتر شدنم حرفی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بعد این جمله ی لب صراط بود اینو من از توی وبلاگی خوندم مال من نیست همون پینوک پرشین بلاگpinoq.persianblog.ir همین


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


  Comments ()
  by:

حالا چرا اقد با مو اوالیش بد بودن که قاتل امام زمانی نستجیر بالله چون خودشون فکر می کردن آخر کاره خوب پیرمرده میخواد بره از دنیا فکر میکنه دنیام تموم شده امام زمان رو دیده حالا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خلاصه میگن یک چشم دارد و از این حرفا خوب حتما لخت شدن ببخشید اقدر ساده حرف میزنم یعنی زنه قاتل امام زمان دوما اینا همیشه بوده اند این یک چشمی ها یعنی زن هاو امام زمان هر روز داره جون میده و اشک میرزه از دست اینا برای امام زمان هرروز یه آهنگی این زنان مذهبی درست میکنن حالا هم میبینیم که ملک الناس و اله الناس رو که میخونیم این دیگه نمیگیم من شر ملک الناس یا من شر اله الناس یا من شر شیطان الرجیم هم حتی چرا چون اینا ادعاشون میشه و آرزوی لجبازی خیلی زنا که یه زن کما اینکه الهی باشه بشود رهبر مملکت خوب  از راه دین میشن خدای مردم پس شر ندارند حتی خیلی هم خیر داره جای امام زمان و خوبند و خدا میشه این یه چشمی اصلی و جای خدا رو میگیره و همه چی میده میبیند که خدا شهادت رو خیلی دوست داره که بنده اش بشه میخوان امام زمان هر زمان جون بده براش یعنی به خاطرش خلاصه اینا هم زن امام زمان نیستند ها زنهای فتنه گرند که اینطوری میشه...داشتم قرآن میخوندم رسیدم به سوره ی ناس دوبارله...

  Comments ()
  by:

خاک تو سرت وایساده میگه البته من منکرش نیستم ضعیفیم تو ارتباط برزخی  ولی قیامت نیست بالاخره هرچی تو عالم بالا مثلا اگه حالا دارند صداتو مخقیانه گوش میدن تو عالم بالا هم بری همینه یعنی تو ایران اینطورییه ها سیستمش بر اساس قیامت نیست زیاد بیشتر بر اساس برزخه چون این ها چشم برزخی دارند بزرگان ما بالاخره و مردم هم پولشون میدن و میخواهنندشون برای همونجا که دعایی کن فلان بشه و اینا هم آبرو دارند درست میشه عجیبه خلاصه فکر نکن و نگو که ما قدرمون رو بعد مرگ میدونن آره راحت میشی ولی چه راحتی بدتر از کفر همینجا خدا داری راحتی دیگه برو پناه ببر سر بزار روی مهر توبه کن اگه گناهی کرده ای یا احساس گناه میکنی توبه کن دیگه قدرت رو بیشتر میدونن؟ جهنم انور چه میدونیم ما که نرفتیم با دو تا چشمای خودمون ببینیم و فیلم هم که نیست که بازی کنیم ولی بالاخره این یارو دنبال راحتیش بود سیاست مدار عوض میکنه انگار خودشه فقط تحمل کن سختی دنیا رو به بهشتشم میرسی!اصلا قدرتو بدونن برات فضایی میچینن امتحان داره شاید سخت باشه ولی خوب بعد هر سختی آرامشی راحتی هست دیگه اینا رو میگم برای خودمم هست دو روز دیگه  امید داشته باشم به زندگی...

  Comments ()
  by:

ببین خدا خیلی مهربونه ولی ما هم باید بدونیم که این آخرش نیست امام حسین خودش رو کوچک کرد و عبد خدا دانست تا اینکه قیامتی که میگن رخ نداده نداده باشه و معلوم نیست در آینده چه صفحات جدید و نو و سیاست ها خارجه ی جدید رخ بده آخه میدونی چی شده من این همه توسط علم خودم و باوراتم صحبت کردم این همه گفتیم که شیطان ساکت شد چی شد ولی باز میگیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم خوب اینکه دوباره بازش میکنی و سیاست می بافی و عوض میکنی دوباره یعنی ممکنه خدا اولا شرش باندازه کول همین ابلیس که تو مقصر اصلی هستی دوم ممکنه خدا ببخشتش که بخشید اصن شما رو وارد این مسائل کردیم یه آزمایشی بود ببین همش سیاسته تا قیامت برپا نشه برای امثال ما که علم نداره البته خدا میگن شیطون رو نمی بخشه ولی آمریکا که شیطان بزرگ هست پس چی اینو چی میگی آمریکا که کارای بدتری میکنه وقتی میگیم آمریکا عده ای کثری تو ایران هستند که پیرو و اصن آمریکایی اند ریختشون لباسشون فکرشون خوب مردمش عیب نداره ولی سیاست آمزیکا سیاست شیاطین هست یعنی چی گفتم؟ شایدنم نیست دیگه ولی خوب آمریکا هنوز همون شیطان بزرگه هرکاریشم بکنن این معتاددارها .بالاخره چی میشه؟ دو تا صفححه ما بیشتر باز کردیم همه چی ریخت به  هم سیاست ها میبینی قیامت چی میشه که خورشید بیافته زمین؟ حالا خودت حساب کن شاید خدا یه گناه ظریفی تو داشتی از همون گناه کوچکت به دلایل خودش نگذشت حالا ما کاری به خدای تو نداریم که میگی خدای من مهربونتره بله خدا عذابشم بدتره اینو هم گفته بودم که بازم ناامید مباش ولی وو امیدت بیشتر باشه یعنی اصن یاس که کفره از خدا شک هم بکنی که کفره پس من کافر شدم؟یعنی کلا باید هممون رو شفاعت کنندها وگرنه معلوم نیست این فرشته ها ادعا دارند این انسان ها ادعا دارند یکی باید زورش بیشتر باشه مثل این شهدای نامرد تا جلوی مون رو بگیرند یا نه؟

خلاصه اوضاع معنوی ملت ریخته بهم یه قرآنی بخونم حالا...

خلاصه اینکه اس ام اس داده بود حالا من نمیدونم که خودمم گرفتارش بشم ولی دستگاه کارگاه بالا ما رو ول کرده یا مجریش عوض شده آزادتریم میشه حرف زد شاید(بین خودمون بمونه آزاد آزاد) خلاصه گفته بود که لب صراط جلویت رو میگرم به بهونه اینکه یه بار ببینمت حالا این میپیجه تو جامعه آیا این که اقدر سیاسی صحبت کرده واقعا سییستم باالا میشه لب صراط جلوی کسی رو الکی بگیریم یعنی میخوام بگم همه جورش هست سیاست وو هرکس مخوص و پارتی خودش آخه نامردا اومده بودند گفته بودند که هر کی بره بهشت قیافتا شبیه امام ها میشه خاک تو سرت روحانی عوضی از کجا گیرش آوردی این حدیث رو اینم سیاست منه فعلا!تازه اگه بخوان خودشون اینکارو بکنند ما نباید بزاریم و حدیث رو تغییر بدیم به حول قوه یا بریم اصن از بهشت بیرون...

و اینم بگم که من نمیدونم که بالاخره آیا همون شیاطنه که ما میگیم اعوذ بالله من الشیطان رجیم عموم میگفت اعوذ بالله منم شیطان رجیم و کلی میخندیدیم.

  Comments ()
  by:

من یادمه یه بار که رفتم تیمارستان یکیشون بود میگفت همه ی جک ها یا سیاسی اند یا غیر بهداشتی شده در صورتیکه تو مجله هایی که به ما می دادند تو کودکی مال یا نوجوان ها اینطوری نبود اصلا نمیدونستیم سیاسی یعنی چه ولی اونواشو بچه ها تعریف می کردند جی کار کنیم دیگه پسر و شر بودند شیرازی توشون کم پیدا میشد همه از اطراف اومده بودند و دعوا زیاد بود تو مدارس ما شیرازی ها که تو منطقه ی شیراز بودند که اصیل بود مام اطرافش اما مدارس خوب میرفتم ها مدارس فرهنگیان یا غیر انتفاعی خوب مثلا و اصلا شاید تو دبیرستان از یه نفرم جک نشنیده باشم و اقدر تنها شده بودم مخصوصا آخراش که روز به روز بدتر میشد تا پیش دانشگاهیم رو اصلا عوض کردم دیگه...چرا ماشینش داره خراب میشه!

  Comments ()
  by:

یکی از نیازهای مبرم و مبهم کشور چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی معتاده به زن خریدن یکی معتاده به ماشین یکی معتاد تریاک پس همشم هریونی و تریاکی اولا نیست دوما شما ممککنه بگی مگه برای ما کاری داره تو رو هم معتاد کنیم فسقلی اینم هست بعد اینکه من به اشتباه درمورد روانپزشکا گفتم درستم بودا اونام با معتادها کار میکنم در همون وبلاگ که بسته شد برای همینم بود که اینطوری شد حالا هم هیچی دیگه گفتم دیگه و بیا و درسش کن ولی موضوع اینه که چرخانندگان مملکت معتادان و اون هایی که معتاد داری میککنن اولش از سر دلسوزیه بعد به مرور بعضی هاشون قدرت نمایی میکنن تو چه میدونی این شربت های معتادی که میدن چیه منم نمی دونم و خبر ندارم ولی میدونم اینا دستشون توی یک کاسه است  و میتونن به وسیله ی همین ها معتاد داری که نه جامعه داری کنند اصلا ما گفتیم که از معتادی که میجنگه رو از معتاد خائن و اونی که بی خیاله خیلی بیشتر دوست داریم و جهت اطلاع بیشتر از این راز میتونید به سایت آیت الله حائری برید چون جمله ی ایشون رو یادم نیست حالا خودمم میرم کتاب مثل هاشو دوباره میخوننم شاید ولی خلاصه اینکه معتاده اومده بود تو بیمارستان نمازی شیراز که خون من رو عوض کنید تا این ماده از بین بره اصلا اومدن این کار رو بکنن کشته شد و مرد الحمدالله...

حالا یه مثال می زنم مثلا یکی معناد به آهنگ سازی اصلا پیانویی ارگی همین دستگاه ها و معروفم نیست ولی آهنگ های بالا رو میسازه اینا میرند پیداشون میکنند و میگن خوب چه کاره ای؟ خوب هر کسی یه مشکلی داره توی زندگانیش دست میزارند روی همون تا خرابش کنن و این معتاد دارها اصلا میگن بیا با هم کار کنیم یا اگه سنش کمه استادش بشیم خودمون حالا این نخبه است و سیمه به جایی وصله خلاصه اما نگا همون کارایی که امام زمان اومد انجام میدیم هست که میخوایم از همین الان هم که شده تسلط و سلطه بر قرار کنیم و تخت حکومت و نمی دونم چی گیری و از این حرفا رو برقرار نماییم آخه ی ی همشم نرم خودتم و خودمونم نمی فهمیم بالای دستی داره چه خیانتی میکنه و امام زمان هم نمیزاره و این قلف قلف میشه تا اینکه دعوا بر سر قلفه نه اندیشه ی غلط یارو...تا یکی بیاد از جایی که نیاز امام زمان به زن گرفتن خودش نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  Comments ()